اختلال سلوک چیست و در چه سنینی شایع است؟

اختلال سلوک

اختلال سلوک به آن دسته از رفتار های ضد اجتماعی اشاره دارد که نشان می دهد فرد در انطباق رفتار یا انتظارات اشخاص صاحب قدرت در زندگی ( مثل والد یا معلم ) و یا هنجار های اجتماعی یا احترام  به حقوق دیگران ناتوان است. این رفتار ها می تواند کشمکشهای خفیف با منابع قدرت (مثلاً تقابل، عدم اطاعت، نافرمانی، بحث ومجادله )، انحراف عمده از هنجار های اجتماعی
( مثلاً فرار از مدرسه، فرار از منزل ) تا دست اندازی جدی به حقوق دیگران ( مثلاً تهاجم، تجاوز جنسی، تخریب، آتش افروزی، دزدی ) را در بر گیرد. گرچه این تعریف شامل طیفی از رفتار های گوناگون است اما رفتار های مزبور تا حد زیادی به هم ارتباط دارند، یعنی کودکانی که مرتکب یک نوع رفتار در محدوده این تعریف می شوند ( مثلا تعارض قدرت )،اغلب انواع دیگر آن ( مثلاً تخطی از هنجار های اجتماعی ) را نیز  نشان می دهند. به همین علت این اعمال را نشانگر یک وضعیت روانشاختی مشخص می دانند که به آن رفتار های ضد اجتماعی یا اختلال سلوک می گویند ( فریک، 1993؛ به نقل از راسل[1]،2001 ).

 

1-2-3-2 تعریف وتوصیف:

اختلال سلوک یک رشته رفتارهای پایدار است که با زمان تکامل می یابد. و بیش از همه با پرخاشگری و نقص حقوق دیگران مشخص است. رفتار ضد اجتماعی پرخاشگرانه آنان ممکن است به صورت قلدری، خشونت جسمی، و رفتار بی رحمانه نسبت به همسالان تظاهر نماید. چنین کودکانی ممکن است متخاصم، بد دهن، گستاخ و بی اعتنا بوده و نسبت به بزرگتر ها رفتار منفی گرا نشان دهند. دروغگویی مستمر، فرار مکرر از خانه و ولگردی شایع است. در موارد شدید، خرابکاری، دزدی و خشونت فیزیکی هم وجود دارد. این کودکان چندان کوششی برای پوشاندن رفتار ضد اجتماعی خود نمی کنند.

اکثر آنها اعتماد به نفس ضعیف دارند، هر چند ممکن است ظاهر پر توان و مقاوم داشته باشند. این کودکان نسبت به احساسات، امیال و رفاه دیگران اهمیتی قائل نیستند. به ندرت نسبت به رفتار بی ملاحظه خود احساس گناه و پشیمانی می کنند غالباً دیگران را ملامت می کنند ( سادوک و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1386).

 

2-2-3-2 همه گیر شناسی:

اختلال سلوک از پرشمارترین اختلال های روانی است که کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار می دهد. میزان تضمین اختلال سلوک در جمعیت کلی 6 درصد کودکان سنین 5 تا 16 سال را شامل می شود ( هرینگتون[2]، 2008).

در دوران کودکی اختلال سلوک در پسران 3 تا 4 برابر دختران دیده می شود اما این تفاوت در دوره نوجوانی کاهش می یابد. این اختلال در بین کودکان و نوجوانان متعلق به اقشار محروم اجتماعی شایع تر است (اتکینسون و هورن بی، 2002 ؛ ترجمه رهنما و فریدی، 1383). همچنین این اختلال در کودکان والدین مبتلا به اختلال شخصیت جامعه ستیز و وابستگی الکل از جمعیت کلی شایع تر است.

 

 3-2-3-2 تشخیص افتراقی:

اختلال سلوک ممکن است بخشی از بسیاری از حالات روانپزشکی از اختلالات خلقی گرفته تا اختلال پسیکوتیک و اختلالات یادگیری باشد، لذا برای تعیین اینکه اختلال سلوک یک پدیده موقتی و واکنشی است یا خیر باید سابقه ای از نظر سیر زمانی مساله به دست آورد. اعمال منفرد رفتار ضد اجتماعی مستحق تشخیص اختلال سلوک نیست، برای این تشخیص الگوی پایداری باید وجود داشته باشد.

رابطه اختلال  سلوک و اختلال بی اعتنایی مقابله ای هنوز بحث انگیز است. کودکانی که از اختلال  بی اعتنایی مقابله ای به اختلال سلوک می رسند ویژگی  های مقابله ای خود را حفظ
می کنند، معهذا شواهدی وجود دارد که دو اختلال مستقل هستند ویژگی بالینی عمده تفکیک کننده دو اختلال این است که در اختلال سلوک، حقوق اساسی دیگران پایمال می شوند در حالیکه، در اختلال بی اعتنایی مقابله ای خشونت و منفی کاری به حدی نیست که حقوق دیگران به طور جدی نقض شود. ( سادوک و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1386).

اختلال بیش فعالی /کمبود توجه و اختلالات یادگیری غالباً با اختلال سلوک همراهند.

تمام اختلالات فوق وقتی تواماً روی می دهند باید مورد توجه قرار گیرند.کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی– کمبود توجه غالباً رفتارهای پرخاشگرانه و تکانشی نشان می دهند که ممکن است شامل ملاک های اختلال سلوک نباشد. ( سادوک، و سادوک،2003؛ ترجمه پورافکاری،1386).

 

4-2-3-2 مسیر های تکاملی اختلال سلوک:

تفاوت های موجود در میزان شیوع در گروه های سنی مختلف، نشانگر امکان وجود
تفاوت های تکاملی در چگونگی بروز اختلالات سلوک در کودکان است. در تأیید این احتمال به نظر می رسد حداقل سه توالی رفتاری که می تواند بروز اختلالات سلوک در بسیاری از کودکان و نوجوانان را توصیف کند، وجود دارد (دو توالی ظهوراختلال سلوک در پسران را نشان می دهد. مسیر با شروع در کودکی و مسیر با شروع در نوجوانی، مسیر سوم که مسیر با شروع تأخیری نامیده می شود، توصیف کننده بروز رفتار ضد اجتماعی شدید در دختران است ( فریک،1998؛ ترجمه علاقبند راد و سلطانی فر، 1382 ). هر دو نوع این اختلال ( نوع شروع در کودکی و نوع شروع در نوجوانی ) می توانند به شکل ضعیف، متوسط و شدید باشند.

1-4-2-3-2 مسیر اختلال سلوک با شروع در کودکی:

مسیر اختلال سلوک با شروع در دوران کودکی این است که کودک قبل از 10 سالگی حداقل یکی از نشانه های اختلال سلوک را  دارد.

این اختلال در بین پسران شایع تر است. پرخاشگری جسمانی و اشکال در روابط بین فردی با همسالان از جمله نشانه هایی بوده که در این ریخت به چشم می خورد. در این ریخت در مقایسه با ریخت نوجوانی، احتمال بیشتری وجود دارد که بعداً در بزرگسالی اختلال سلوک پابرجا و اختلال شخصیت ضد اجتماعی سازمان یابد. (شیلدز و سیسچتی [3] ،2006).

 

2-4-2-3 مسیر اختلال سلوک با شروع در نوجوانی:

در این ریخت، تا قبل از 10 سالگی اثری از نشانه های اختلال سلوک دیده نمی شود. نوجوانان در مقایسه با شکل کودکی، رفتار های پرخاشگرانه کمتری از خود نشان داده و برای گسترش روابط بین فردی تلاش می کنند ( شیلدز و سیسچتی،2006). همچنین توانایی های انطباقی اجتماعی بیش تر ( مثلاً توانایی های رهبری ) دارند ( مفیت و همکاران، 1996). با این همه، یکی از مهمترین تفاوت های این دو مسیر تکاملی، احتمال کمتر ادامه رفتار ضد اجتماعی تا بزرگسالی در مبتلایان با شروع در نوجوانی نسبت به گروه با شروع در کودکی می باشد ( هین شاو[4] و همکاران، 1993).

 

 3-4-2-3-2 مسیر اختلال با شروع تأخیری:

مسیر های تکاملی ذکر شده، دو گروه کاملاً مجزای پسران مبتلا به اختلال سلوک را از هم افتراق می دهد. چنین تمایزی برای دختران اهمیت کمتری دارد. دختران به ندرت قبل از نوجوانی دچار اختلال سلوک می شوند. بنابراین اکثر دختران مبتلا، در گروه با شروع در نوجوانی قرار
می گیرند ( هین شاو و همکاران، 1993). با این همه، آن ها تا رسیدن به نوجوانی، رفتار ضد اجتماعی نشان نمی دهند. در این زمان عواملی مثل کاهش نظارت والدین و افزایش پذیرش رفتار ضد اجتماعی به وسیله همتاها، بر ممنوعیت های فرهنگی رفتار ضد اجتماعی چیره می شوند.

بر اساس این شواهد فریک و همکاران تصور کردند که مسیر تکاملی سومی برای اختلالات سلوک وجود دارد که اساساً به دختران مربوط است، آنها این الگو را  “مسیر با شروع تأخیری” نامیدند
( فریک، 1998؛ ترجمه علاقبند راد و سلطانی فر، 1382).

 

[1]. Russel

[2] . Harrington

  1. Shields & chiccetti

[4] . . Hinshaw