اختلال عقب ماندگی ذهنی

عقب ماندگی ذهنی

عقب مانده ذهنی ، معلول ذهنی ، عقب افتاده ذهنی ، کند ذهن ، کم هوش به فردی اطلاق می شود که معدل عملکرد عمومی هوش ( که با هوشبهر نشان داده می شود ) او بیش از دو انحراف استاندارد نسبت به میانگین جمعیت پایین تر و در رفتار انطباقی اش نقص قابل توجهی مشاهده شودو این دو مشخصه در دوره تحول به ظهور رسیده باشد . بنابراین اطلاق معلولیت ذهنی بر مواردی رواست که ضرورتا و همزمان نقص در رفتار انطباقی و هوشی وجود داشته باشد . دو آزمون هوشی که در حال حاضر بیش از همه ، برای اندازه گیری کنش هوش عمومی از آن استفاده می شود عبارتند از آزمون وکسلر و آزمون استانفورد بینه . در این دو آزمون با توجه به شیوه های روانسنجی کرانه های پایین تر از هنجار هوش به ترتیب عبارتند از هوشبهر 69 و 69 . عقب ماندگی ذهنی دارای سطوح مختلفی به شرح زیر است ( جدول 3 ) :

 

جدول 3 ـ سطوح عقب ماندگی ذهنی با توجه به اندازه گیری هوشبهر(افروز،1380)

عقب ماندگی ذهنی میزان هوشبهر  
  آزمون وکسلر آزمون استانفورد بینه
عقب ماندگی خفیف 69-56 67-52
عقب ماندگی متوسط 54-40 51-36
عقب ماندگی شدید 36-25 35-30
عقب ماندگی عمیق 24 و پایین تر 19 و پایین تر

 

رفتار انطباقی عبارتست از تلاش فرد در تامین و رفع نیازهای خود به طور مستقل و اجرای مسئولیت های اجتماعی که بر عهده اوست با توجه به سن تقویمی اش . رفتار انطباقی شامل مقولات زیر است :

 

توانش حسی ـ حرکتی ، توانش ارتباطی ، تحصیلی ، و فعالیت های روزمره زندگی ، قضاوت و استدالال مبتنی  بر امور محسوس ، فعالیت های گروهی و روابط بین شخصی به منظور بررسی و ارزیابی نقیصه های موجود در رفتار سازشی ، معمولا از آزمونهای گراس من ( 1977 ) و مآزوت ( 1977 ) استفاده  می شود .

در چند دهه اخیر ، پژوهندگانی نظیر اینهلدر ( 1943 ) ، اشمید ، و کیت سی کیس ( 1976 ) و دهها پژوهشگر دیگر بررسی عملیات استدلال و حل مساله در کودکان عقب مانده ذهنی ، آَکارا ب )  گشترش چشمگیری رویکرد پیازه ای کمک کرده اند . این پژوهشها نشان می دهد که همگونی و تجانس تاخیر در حیطه عملیات شناختی در این کودکان درازای ارزش پیش آگهی است(فایقی،1384)