اصل پایان نامه انحرافات اجتماعی

دانلود پایان نامه

شخص بدون اینکه حق انتخاب داشته باشد درآن متولد می شود ودر این محیط شخصیت وی پی ریزی می شود. این محیط رابطه مستقیمی با بروزانحرافات اجتماعی از جمله ارتکاب جرم دارد (تاجریان،16:1388). باید توجه داشت وقتی محیط خانواده رو به از هم گسیختگی می رود، غالباً منجر به فرارکودکان ازمنزل، مدرسه و ولگردی می شود و آن ها را به ارتکاب جرائم مختلف سوق می دهد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بنابراین می توان گفت که فرایندِ تربیت زیستی-اجتماعی کودک ازخانواده آغازمی شود. خانواده نیز جمعی کوچک از یک جامعه بزرگ است. خانواده ومحیطی که در آن متولد می شود و رشد می یابد، نقش مهمی دررشد جسمی و روانی و تکوین شخصیت کودک ایفا می کند، پس باید محیط او را مساعد وآماده ساخت.
محیط اتفاقی: محیط اتفاقی یا محیط موقت، شامل محیط مدرسه و سربازی می شود. این محیط ها تشکیل دهنده مراحل خاصی از زندگی است و به سهم خود افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و به همان اندازه که در تعلیم و تربیت افراد و عادت دادن آنان برای انطباق با زندگی اجتماعی مؤثراست درانحراف وارتکاب بزه نیز تأثیردارد.
محیط انتخابی: محیط انتخابی محیطی است که فرد خود آن را انتخاب می کند. ازجمله محیط های انتخابی می توان به محیط خانوادگی که با انتخاب همسر و امر زناشویی آغاز می گردد، محیط کار، انجمن ها، کانون ها و محیط هایی که برای گذراندن اوقات فراغت انتخاب می شوند اشاره کرد.
محیط تحمیلی: محیط تحمیلی محیطی است که در آن آزادی فرد نمی تواند کوچکترین قدرتی درانتخاب ازخود نشان دهد که از جمله این محیط ها می توان از بازداشتگاه ها، ندامتگاه ها، کانون های اصلاح وتربیت و دیگر سازمان های مشابه نام برد.
ب: عوامل اجتماعی
باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که میزان ارتکاب جرائم درهمه جا یکسان نیست و تحت تأثیر شرایط جغرافیایی واقلیمی، وضعیت اجتماعی واقتصادی شرایط وموقعیت خانوادگی، تربیتی، شغلی و طرز فکر و نگرش افراد جامعه قراردارد. بنابراین درادامه چند مورد ازاین عوامل محیطی را مورد بررسی قرارمی دهیم.
شهرنشینی و مهاجرت بی رویۀ روستاییان به شهرها:
شهر نشینی و مهاجرت های گروهی و گسترده به شهرها باعث شده است که بخش اصلی و هسته ای شهرها ازبین برود و به جای آن زاغه ها، حلبی آبادها واحداث مسکن های غیربهداشتی و غیر قانونی در محلات فقیرنشین به وجود آید که این عامل به سهم خود درافزایش انحرافات اجتماعی و بروز رفتارهای انحرافی و ارتکاب جرائم نقش به سزایی داشته است.
در شهرهای بزرگ به دلیل افزایش بیش از حد جمعیت، هیجان، آشفتگی، نگرانی، ترس، تشویش و اضطراب دربین شهرنشینان رو به فزونی نهاده به طوری که اغلب شهروندان را کشمکش وفشارهای روانی تهدید می کند.
همچنین انحرافات جنسی، اعتیاد به مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و نیز روحیه شهری فرد گرایی وتکروی در شهرها بیشتر دیده می شود و روابط صمیمانه و چهره به چهره در بین شهروندان کمتر است واحساس تنهایی وانزوا شدت بیشتری دارد (همان:22). از سوی دیگر با مهاجرت روستاییان به شهرها فقر روستاها به شهرها انتقال می یابد واین مهاجرت های بی رویه، باعث ایجاد شغل های کاذب درشهر می شود.
روستاییان بدون اینکه برنامه ریزی قبلی برای ادامه زندگی در شهر داشته باشند، با مهاجرت به شهرها با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند که ازجمله آن می توان به بیکاری اشاره کرد و وقتی این افراد با بیکاری مواجه می شوند به ناچار رو به کارهای غیر قانونی و ضداجتماعی چون واسطه گری، دلالی، خرید وفروش مواد مخدرو… روی می آورند ودر نتیجه به اشاعه جرم در جامعه کمک می کنند (نوبخت،22:1358).
همچنین زمانی که روستاییان به شهرها مهاجرت می کنند با یک فرهنگ جدید مواجه شده و دربسیاری از موارد به خاطر نامتجانس بودن با شیوه زندگی شهری هویت خود را کم وبیش از دست می دهند ودر محیط های نامأنوس شهری مرتکب جرم می شوند.
حاشیه نشینی:
حاشیه نشینی یا زاغه نشینی اصطلاحی است که به محله های مسکونی غیرمتعارف و غیرمتداول شهری اطلاق می شود. چارلز آبرامز مفهوم زاغه و مناطق زاغه نشینی را چنین تعریف می کند: ساختمان یا بخشی از شهر که در آن ویرانی، نارسایی عرضه خدمات درمانی، تراکم زیاد جمعیت در واحدهای مسکونی، فقدان آسایش لازم و خطرات ناشی ازعوامل طبیعی نظیر سیل دیده می شود، می تواند به عنوان زاغه و یا مناطق زاغه نشین معرفی گردد (تاجریان،پیشین:15).
بنابراین می توان گفت که حاشیه نشینی با جرم رابطه مستقیم و نزدیک دارد (همان:23). تنوع، تجمل، اختلاف فاحش و چشمگیر طبقات اجتماعی ساکن شهرهای بزرگ، گرانی و سنگین بودن هزینه های جاری زندگی موجب می شود تا مهاجران غیرمتخصص که درآمد آنان کفاف مخارجشان را نمی دهد جهت برآوردن نیازهای خود دست به هر کاری ولو غیر قانونی بزنند، در چنین مناطقی به لحاظ از بین رفتن ارزش های انسانی، کجروی های اجتماعی سریعتررشد می کند واعمالی چون دزدی، اعتیاد، قاچاق مواد مخدر، فحشا و نظایر آن گسترش می یابد.
فقر وبیکاری:
به جرأت می توان گفت که فقر وبیکاری ازجمله عوامل مؤثرو تأثیر گذار در پیداش جرم و ارتکاب آن است. به نظر برخی از جامعه شناسان فقر وبیکاری در برخی افراد تهی دست عقده حقارت ایجاد می کند و افراد را به ارتکاب جرم وا می دارد. مثلاً در اغلب دخترانی که منحرف شده اند از یک سو این دختران دارای زندگی محقر بوده و از سوی دیگر تمایل داشته اند لباس های فاخر و تجملات دیگر را داشته باشند (قربان نیا،168:1378).
بنابراین در جامعه ای که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نمی گیرد هرروز شاهد فقیرترشدن فقرا وغنی تر شدن ثروتمندان خواهیم بود که این امر باعث افزایش فاصله طبقاتی شده و اثرات مخربی را در پی دارد که از جمله آن پیدایش جرم و اشاعه آن در جامعه است.
مبحث دوم: انواع بیکاری
گفتار اول: بیکاری ارادی
در یک تقسیم بندی کلی بیکاری به دو نوع بیکاری ارادی وبیکاری غیر ارادی تقسیم می شود.
بیکاری ارادی، افرادی را شامل می شود که شغل قابل دستیابی برای آنان وجود دارد یا به عبارتی برای آنان فرصت شغلی فراهم است ولی به این امید که در آینده بتوانند شغل بهتری بیابند شغل موجود را انتخاب نمی کنند. برای مثال یک کارگر همیشه به دنبال شغلی است که به طور نسبی دستمزد بالاتری نسبت به سایر شغل ها داشته باشد، اما اگر دستمزد شغل های فصلی برای وی به حدی نباشد که زمینه ترجیح یک شغل بر سایر شغل ها را برای وی ایجاد نماید در چنین وضعیتی فرد به طورارادی بیکار است وعملاً خود یکی از شغل های موجود را انتخاب نکرده است. بیکاری فصلی و بیکاری اصطکاکی دو شکل مهم بیکاری ادواری محسوب می شود.
الف: بیکاری فصلی1
بیکاری فصلی، بیکاری است که به دلیل کاهش حجم فعالیت در یک فصل خاص اتفاق می افتد. این بیکاری شبیه بیکاری ادواری است اما یک تفاوت عمده با آن دارد وآن قابل تنظیم وقابل پیش بینی بودن آن است. برای نمونه کسانی که به فعالیت باغبانی وزراعت و بعضی از مشاغل در فصل گرما اشتغال دارند در فصل سرما بیکار می شوند. زمانی که یک کارگر شغلی را انتخاب می کند که می داند در مدت خاص قابل انجام است ودر فصل دیگر بیکار خواهد شد و به طور ارادی آن را انتخاب کرده باشد ازلحاظ تقسیم بندی انواع بیکاری، مدت بیکاری وی در فصل بیکاری از نوع بیکاری ارادی محسوب می شود.
ب) بیکاری اصطکاکی1
بیکاری اصطکاکی مربوط به حالتی است که اطلاعات در بازار کامل نباشد. در شرایطی برای تمام نیروی کار ممکن است شغل وجود داشته باشد اما ممکن است به دلیل کمبود اطلاعات کارگران در ارتباط با شغل های خالی از یک سو و عدم اطلاع کارفرمایان درباره وجود کارگران جویای کار از سوی دیگر اشتغال کامل آنان صورت نگیرد.
کارگران در جستجوی کار و کار فرمایان به دنبال کارگر هستند، با گذشت زمان اطلاعات هر دو طرف افزایش می یابد. در مدت زمانی که اطلاعات دو طرف کامل نشده است استخدامی انجام نمی شود و به عبارتی به دلیل صرف وقت برای جستجو کارفرمای مناسب این بیکاری به وجود می آید. این یک واقعیت است که در کوتاه مدت فردی نمی تواند سریعاً استخدام شود و در این مدت بیکار می ماند.
موارد دیگری در بیکاری اصطکاکی وجود دارد وآن مربوط به نقل وانتقال کارگران بین مشاغل است. در چنین حالتی اگر کارگرانی احساس کنند در صنعت دیگری دستمزد بالاتری به آنان پرداخت می شود ممکن است شغل فعلی خود را رها نموده وبه دنبال شغل جدید بروند. بیکاری فرد در حد فاصل بین از دست دادن شغل سابق وبه دست آوردن شغل جدید نوعی بیکاری اصطکاکی است وچون فرد به طورارادی دراین مدت زمان بیکارشده است بیکاری وی از نوع بیکاری ارادی محسوب می شود.

میزان بیکاری اصطکاکی متأثراز موقعیت تقاضا، تعداد شغل های خالی وتعداد کارگران بیکار است. مسلما بیکاری اصطکاکی در حالتی که تعداد شغل های خالی برابر تعداد متقاضیان آن است با حالتی که تنها نصف یا یک چهارم آن را پوشش می دهد متفاوت است.
گفتار دوم: بیکاری غیر ارادی
بیکاری غیر ارادی، حالتی است که فرد توانایی انجام کار را داشته باشد و همچنین میل و رغبت برای انجام کار نیز در وجود او باشد اما در اقتصاد و جامعه شغلی برای وی وجود نداشته باشد.
مرز بسیار باریکی بین بیکاری ارادی و بیکاری غیر ارادی وجود دارد. بنا بر فرض اگر در جامعه شغل مناسبی برای یک مهندس مکانیک باشد ولی مهندس مذکور با وجود اینکه خواهان کار باشد وتوانایی انجام کار را نیز داشته باشد اما در چنین شرایطی شغلی را انتخاب نکند در زمره بیکاران ارادی قرار می گیرد، ولی اگر شغل نامتناسب با وضعیت وتخصص خود انتخاب کند اگرچه ظاهراً بیکار نیست اما عملاً بیکار محسوب می شود و بیکاری وی یک نوع بیکاری پنهان است1، چرا که از تمامی توان و تخصص بالقوه او در تولید کالا ها وخدمات استفاده نمی شود.بیکاری ادواری و بیکاری ساختاری دو شکل مهم بیکاری غیر ارادی محسوب می شوند.
الف: بیکاری ادواری2

اولین شکل و مهمترین شکل بیکاری ها بیکاری ادواری است (سرلک،پیشین:54). بیکاری ادواری عبارت است از نوعی بیکاری که به دلیل کاهش سطح و حجم فعالیت های اقتصادی و به هم خوردن مکانیسم های تنظیم کننده اقتصاد به وجود می آید. اقتصاد در طی مسیر خود با فراز و نشیب های بسیاری از لحاظ رونق یا کسادی فعالیت مواجه است. در جریان بحران اقتصادی، تولید ملی کاهش می یابد که ماحصل این کاهش،کاهش حجم فعالیت بنگاههای تولیدی است که بدین لحاظ تقاضای کارفرمایان برای نیروی کار کاهش می یابد ،چون کارگران بدون اراده بیکار می شوند این بیکاری ادواری فرد، در زمره بیکاری غیر ارادی به حساب می آید.
ب: بیکاری ساختاری 1
این بیکاری بارزترین نمونه بیکاری غیر ارادی است (همان:58). بیکاری ساختاری به دلیل تغییردر شکل مهارت و تکنولوژی تولید کالاها و خدمات به وجود می آید.
به عبارتی به دلیل تغییر در ساختارهای اقتصادی، بیکاری ساختاری به وجود می آید ویا به دیگر سخن ساختار تقاضا برای نیروی کار تغییر می کند. برای مثال اگر سیستم یک شرکت یا کارخانه کامپیوتری شود تنها کسانی که دوره های لازم را طی نموده یا طی کنند میتوانند مشغول به کار شوند.
در تحلیلی دیگر می توان بیان داشت که بیکاری ساختاری در بازارهایی به وجود می آید که این بازارها از مجموعه ای از بازارهای کوچکتر (زیر بازار) مربوط به مشاغل ویژه با مهارت خاص تشکیل شده باشند که کنش متقابل بین فرصت های شغلی و کارگران در یک چنین بازارهایی وجود داشته باشند و موانع ارتباطی بین کارگران و فرصت های شغلی به گونه ای باشد که در کوتاه مدت بادوام وحتی در مواردی نیز در بلند مدت برطرف نگردد.
بنابرین حتی در شرایط نرمال ممکن است بیکاری بسیاری، همراه با فرصت های شغلی فراوان وجود داشته باشد که به دلایل خاص امکان اشتغال بیکاران در فرصت های شغلی به وجود نیاید که در چنین حالتی بیکاری از نوع بیکاری ساختاری به وجود می آید.
بیکاری ساختاری ممکن است به چند دلیل اتفاق بیفتد، مثلاً دولت ها با توجه به قانون حداقل دستمزد، نرخ دستمزد بالاتر از حد تعادل تعیین کنند و یا شاید حالت عمومی آن به دلیل تغییر در ترکیب نیروی کار باشد. همچنین نقل و انتقال نیروی کار بین مناطق مختلف می تواند زمینه پیدایش بیکاری ساختاری را فراهم کند .
مبحث سوم: نظریات مرتبط با اشتغال وبیکاری
گفتار اول: نظریات اقتصادی
بحث درباره موضوع تأمین اشتغال و ایجاد کار از قدیم الایام مطرح بوده است. دخالت دولت ها نیز در این زمینه برای مقابله با بیکاری و جلوگیری از آثار نامطلوب و زیان های آن ازدیرباز وجود داشته است. احداث کارگاه ها، ایجاد بنادر، ساختمان ها، راه آهن و … در واقع اقدام دولت ها را برای اشتغال توده های بیکار نشان می دهد. مثال هایی که کینز دانشمند انگلیسی درباره ساختمان اهرام ثلاثه و استخراج معادن در مصر باستان ، یا بنای کلیساهای بزرگ در قرون وسطا و فعالیت هایی که در قرن نوزدهم برای حفر زمین به امید یافتن معادن طلا آورده است، مشهور است و توجه اذهان را در طول تاریخ به بیکاران و ایجاد کار برای آنان بیان می دارد.
در ادامه، به اختصار به بررسی چند نظریه مهم در زمینه اشتغال و بیکاری می پردازیم:
الف: نظریه کلاسیک علم اقتصاد
این نظریه معتقد بود که در صورت عدم دخالت کامل دولت در امور اقتصادی، تعادل اقتصادی در جامعه در حد اشتغال کامل به وجود می آید. حد اشتغال کامل حدی است که کلیه عوامل تولید یعنی کارفرما، کارگر، سرمایه و مواد اولیه موجود در جامعه بتوانند مورد استفاده واقع شوند.
دانشمندان کلاسیک معتقد بودند که در حد اشتغال کامل D یعنی اشتغال کامل عناصر کار و سرمایه، D به وسیله دو عامل، یکی نرخ بهره که تنظیم کننده حجم سرمایه است، و دیگری نرخ مزد که تنظیم کننده جمعیت کارگراست، تغییرات تولید به طور طبیعی، با تغییرات جمعیت کارگر و حجم سرمایه موجود در جامعه متناسب می شود و تعادل اقتصادی به طور خودبه خود در وضع اشتغال کامل عوامل تولید برقرار می شود و نیازی به دخالت و ارشاد دولت نیست (رابینسون،2:1353).
ب: اصول اقتصادی کینز
در سال 1936 جان مینارد کینز با انتشار کتاب«نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» زمینه را برای تحول فکری عمیق و اساسی از لحاظ شناختن ضرورت ارشاد و دخالت مستقیم و غیر مستقیم دولت در امور اقتصادی فراهم کرد. در این مورد کینز از عقاید خود نتیجه می گیرد که اقتصاد سرمایه داری کنونی با کمبود مزمن تقاضای مؤثر مواجه است، زیرا هزینه های مصرفی، اعم از هزینه های مصرفی خصوصی و هزینه های دولتی، برای جذب تمامی تولید ممکن، کافی نمی باشد، و وقتی کارفرمایان به خود واگذار شوند حجم اشتغالی را که به کار خواهند گرفت محدودتر از تعداد کل افرادی است که حاضر به قبول کار می باشند و در نتیجه بیکاری غیر ارادی به طور دائمی وجود خواهد داشت.
برای ایجاد اشتغال در حد اشتغال تقاضای مؤثر، هر چند وجود

دیدگاهتان را بنویسید