اقتصاد دانش محور چیست؟

اقتصاد دانش محور

اقتصاد دانش محور چیست؟

امروزه دانش به عنوان کلید رشد اقتصادی محسوب شده، که کسب و در اختیار داشتن آن، باعث تأمین عوامل سنتی دیگر نظیر سرمایه، نیروی کار و زمین نیز می گردد. در بسیاری از مواقع ما دانش را به اشتباه با اطلاعات یکی تصور می کنیم. دانش اطـلاعاتـی است که سـاختار یـافته و تـفـسیر شـده اند در حالی که پایه و اساس اطلاعات، داده می باشد (دانایی فرد، 1388).

الگوی اقتصاد دانش محور که از ناحیه دانش مـحوری فعـالـیت ها پدیـده تـوسعه یـافتگی را واکـاوی می نماید، بعنوان یک الگوی توسعه فراگیر قابل طرح است که برای تبیین فرایند وصول به توسعه، توانمندی قابل توجهی دارد.

در طی نیم قرن اخیر تلاش های بسیاری از لحاظ علمی و سیاستگذاری برای دستیابی به توسعه صورت گرفته است. نظریه پردازان همواره بدنبال آن بوده اند که نظریه یا الگوی معتبری برای تبیین علل و عوامل توسعه کشف و عرضه نمایند بگونه ای که از یک سو واقعیت های موجود را بخوبی تبیین کرده و از سوی دیگر به کشورها و جوامعی که خواهان توسعه اند، کمک نماید تا مسیر درست و ممکن برای حصول به توسعه را بیابند. در این ارتباط، الگوهای نظری متعددی در یک فرایند رو به تکامل، معرفی شده اند که الگوی اقتصاد دانش محور جدیدترین آنها می باشد. توجه به توسعه ظرفیت های لازم برای تحقق توسعه از جمله ویژگی های مشترک این الگوها می باشد که در همه آنها مورد تأکید و توجه قرار گرفته است؛  الگوهای توسعه ابتدائاً به انباشت سرمایه فیزیکی (بـویـژه در بـخش صنعت) تأکید و توجـه خاص داشتنـد، امـا در چنـد دهـه اخـیر توانمند سازی و سرمایه گذاری انسانی به عنوان اولویت اصلی در نظریه اقتصاد دانش محور پی جویی شده است (نادری، 1384). به عبارت دیگر اقتصاد دانش محور نگاهی نو به علل رشد و توسعه اقتصادی دارد. توسعه جوامع در این اقتصاد به پیشرفت علمی بستگی دارد و ارتقای بهره وری، مبتنی بر دانش است (سوری و دیگران، 1386). در حالی که در اقتصاد کشاورزی؛ زمین، نیروی کار و منابع طـبیعی و در اقتـصاد صنعتی؛ سرمایه، ماشین آلات و مدیریت عامل اصلی رشد اقتصادی هستند در اقتصاد دانش محور؛ علم، فن آوری و کار آفرینی عوامل کلیدی رشد خواهند بود. اگر چه عوامل سنتی تولید یعنی نیروی کار، سرمایه و مواد خام کماکان باقی می ماند ولی دانش کلید پیش برنده رشـد، خلق ارزش جدید و ایجاد مبنای بـرای حفظ موقـعیت رقابتی محسوب می شود (دانایی فرد، 1385).

به بیانی ساده تر پایه های نظم نوینی که در فعالیتهای اقتصادی در حال شکل گیری است مبتنی بر دانش است. این تحولات باعث شده تا ماهیت فعالیت اقتصادی در داخل جوامع تغییر کند و در واقع ایجاد دانش و بهره برداری از آن شرط حیاتی نظام های اقتصادی – اجتماعی در جوامع کنونی محسوب می شود. همین اهمیت روز افزون نقش دانش در اقتصاد باعث شکل گیری تفکر اقتصاد دانش محور شده است (شمسی، 1387). در مجـموع اقتصاد دانش محور را می توان نوعی از اقتصاد تصور کرد که بر تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات استوار است. در واقع واژه دانش محوری مبین نوع به خصوصی از سازمان اجتماعی است که در آن تولید، پردازش و انتقال دانش صورت می گیرد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با استرس و اضطراب

از این رو، در سالهای اخیر، اقتصاد دانش محور به موضوعی بسیار متداول در توسعه اقتصادی و خط مشی عمومی تبدیل شده است (دانایی فرد، 1385).

از جمله عوامل موثر در شکل گیری این اقتصاد می توان به افزایش رقابت پذیری در عرصه بین المللی، سرعت عمل در تولید دانش، پیشرفت در فناوری اطلاعات و ارتباطات،  پاسخگویی سریع به تغییر تقاضا و تحولات اجتماعی (مثل مقابله با فقر و نابرابری، سرمایه گذاری در بهداشت وآموزش و فراهم آوردن زمینه‌‌های لازم برای استفاده از دانش و اطلاعات) اشاره کرد (گرامی، 1388).

با توجه به عوامل ذکر شده، اقتصاد دانش محور را می توان دارای دو مولفه اساسی، بازار با فناوری بالا[1] و سرمایه انسانی دانست. بازار با فناوری بالا به این معنی است که در این بازار ماهیت رقابت برخلاف گذشته که به وسیله تغییر در قیمت کالا صورت می گرفت، در توانایی ایجاد ابداعات و نوآوری صورت می گیرد که برای دستیابی بـه ایـن هـدف کشـورها و موسسـات، سرمایه گذاری های سنگینی را در امر تحقیـق و تـوسعه انجام می دهند. دومین رکن اساسی در اقتصاد دانش محور، سرمایه های انسانی یعنی علم، دانش، مهارت، تخصص و یا نیروی کار بسیار ماهر است. بکارگیری تکنولوژی های برتر و توان رقابتی بیشتر در بازار مستلزم بکارگیری و افزایش سرمایه های انسانی است. امروزه، تقاضا برای مهارتهایی که بتواند با سیستم های پیچیده کار کند افزایش یافته است. به همین دلیل است که در کنار سرمایه های مادی، سرمایه های انسانی اهمیت ویژه ای پیدا کرده است و به همین دلیل گفته می شود که نیروی کار بسیار ماهر بخش اعظم عوامل تولید و اقتصاد جدید را تشکیل می دهد (صادقی و دیگران، 1385).

اگر بـخواهیـم مشخصه های اصـلی اقتـصاد دانش محور در قرن بیسـت و یـکم را بر شماریـم می توانیم به مواردی همچون موارد زیر اشاره ای داشته باشیم.

  • بالا بودن و افزایش محتوای دانشی کالاها و خدمات روزانه
  • انعطاف‌پذیری بالا در قبال تحولات سریع دانش
  • مهارتها و دانش؛ داراییهای اصلی اقتصاد برای کسب رقابت گری در میدانهای جهانی
  • سهم بالا و رو به رشد GNP از صنایع دانش بر نظیر صنایع فن آوری اطلاعات و بخشهای دارای فن آوری بالا
  • سطوح بالای پژوهش و توسعه در دانشگاه و سازمانها
  • ضرورت انجام بیشتر کارها به صورت تیمی برای ترکیب استعدادهای مختلف جهت تحقق یک هدف مشترک
  • فشار بیشتر برای به روز کردن مهارتها و پایه های دانشی خود به منظور حفظ شغل خود، دریافت حقوق مکفی و تحرک حرفه ای
  • سطوح بالای نفوذ رایانه ها، ارتباطات از راه دور، اینترنت و دیگر شکلهای فن آوری اطلاعات در منازل، مدارس و محل کار
  • آهنگ شتابان نوآوری و وجود رقابت شدید در بازار، که در آن خریدارن و فروشندگان به خوبی از اینترنت و دیگر رسانه های از راه دور آگاهند
  • نیاز شدید به واکنش و انطباق پذیری سریع نسبت به نیازهای به شدت در حال تغییر مصرف کننده و دیگر شرایط بازار

 

1 -High Technology