تحقیق (پایان نامه) : بررسی رابطه هوش معنوی و بهزیستی معنوی

دانلود متن کامل پایان نامه  :  بررسی رابطه هوش معنوی و بهزیستی معنوی  با کیفیت زندگی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان گرمسار

 

 

روانشناسی مثبتگرا یادآور این نکته است که این رشته در حال تغییر است، در روانشناسی و درمان تنها

تمرکز بر بیماریها و ضعفها نیست و در واقع درمان عبارت است از گسترش چیزهایی که خوب و مفید است در واقع ، یعنی مطالعه، شناخت و گسترش توانمندیها و فضیلتها در جوامع انسانی (سلیگمن و تراسی،2005). روانشناسی مثبت گرا چیزی بیش از مطالعه علمی فضیلتها و توانمندیهای معمولی انسان نیست، این حیطه روانشناسی به دنبال تحقیقات علمی است تا به فهم کامل گستره تجارب انسان از کمبود، رنج، بیماری تا، شکوفایی، سلامتی، بهزیستی و شادابی انسان نائل آید(استیفن و الکس،2006) باید اشاره کرد که روانشناسی مثبت نگر فقط راجع به تجارب مثبت نیست اگرچه نیاز به فهم بیشتری از تجارب مثبت دارد اما در واقع روان شناسی مثبت نگر به دنبال ترکیب یک رویکرد کل نگرانهای است که هم به تجارب مثبت و هم به تجارب منفی اهمیت می دهد و در جستجوی گسترش کیفیاتی است که باعث بالا رفتن رضایت از زندگی در افراد و جوامع، می شود(سلیگمن و میهالی،2000).روانشناسی مثبتگرا دارای سه حوزه است: هیجان مثبت: مطالعه بهزیستی، رضایت، خرسندی از گذشته، سالم و شاداب بودن در حال حاضر، امید و خوشبینی برای آینده، خصایص مثبت: مطالعه فضیلتها و توانمندیهای افراد) مثل استعدادها، شجاعت، خودشناسی و . . . )و نهادهای مثبت؛ توجه به توانمندیها و خصایصی مثل عدالت، مسئولیت پذیری که برای پرورش و گسترش جامعه لازم است) سلیگمن وتراسی، 2005) حوزههای تحقیقاتی روانشناسان مثبت نگر شامل مطالعه زندگی دلپذیر و یا زندگی لذتبخش:

مطالعه چگونگی دستیابی مردم به بهترین سطح تجارب حسی خوشایند)احساساتی مثل برقراری روابط خوب با دیگران، امیدواری، علاقمندی و تفریح)، مطالعه زندگی خوب یا زندگی متعهدانه: مطالعه احساس سرشار شدن در احساسات منحصر به فردی که از کارهای ابتدایی و معمولی زندگی سرچشمه می گیرد، مخصوصا در زمانی که تکلیفی به فرد داده می شود که با تواناییهایش سازگار است و مطالعه در زندگی معنادار یا زندگی در پیوند با جهان: جستجوی اینکه مردم چگونه احساسات مثبت خودشان را به سوی بهزیستی و تعلق داشتن به معنایی بهتر هدایت می کنند و میخواهند بدانند که مردم چگونه می توانند احساس کنند که یک جزء کوچک اما فعال ومشارکت کننده در یک جهان بزرگتر هستند، احساساتی مثل جزء طبیعت بودن، عضو گروههای اجتماعی، یک نهضت یا یک نظام باوری بودن(بی نیاز،1386)

در روانشناسی مثبت نگر سه حوزه پیشگیری مطرح می باشد؛ در پیشگیری نوع اول به بهزیستی و شادکامی افراد توجه میشود. در پیشگیری نوع دوم به تسهیل بهزیستی و شکوفایی اهمیت داده می شود و صرفا به کاهش رنج و پریشانی افراد توجه نمی شود. در پیشگیری نوع سوم هم کار با افراد ناتوان و فهم نیازها و تمایلات آنها مدنظر است(قاسمی و قریشیان،1388).