تحقیق (پایان نامه) : بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بی رمقی معلمان متوسطه شهر یاسوج

بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بی رمقی معلمان متوسطه شهر یاسوج

اصطلاح بی­تفاوتی معادل کلمه«Apathy» انگلیسی است که از ریشه apathia یونانی گرفته شده است. این عبارت که هم­زمان با فلسفه رم در زمان مارکوس ارولیوس[1] توسعه پیدا کرده است بعدها توسط سنکا[2] عمومی و سپس این عبارت از زبان فرانسه با عنوان apathie، به زبان انگلیسی وارد شد.

در حوزه علوم سیاسی بی­تفاوتی را معادل بی­میلی[3] در رابطه با مشارکت و درگیری[4] فعال در فرآیندهای سیاسی به کار برده­اند که در نظام­های دموکرات لیبرال، این بی­میلی می­تواند به اشکال مختلف ظاهر شود که از اشکال رایج آن می­توان به بی­تمایلی شهروندان جهت شرکت در انتخابات و رأی دادن به کاندیداها اشاره کرد. همچنین این اصطلاح در دمکراسی آتنی[5] متضاد و برخلاف مفهوم دمکراسی و شهروند دمکراتیک به کار رفته است. مشارکت در فرآیندهای اجتماعی به اندازه­ای اهمیت دارد که آن را نقطه مقابل دمکراسی توصیف می­کنند و همواره اندیشمندان علوم سیاسی سلامت جامعه و سلامت اجتماعی را در رابطه با میزان بی­تفاوتی و عدم درگیری شهروندان مورد ارزیابی قرار می­دهند(لغت نامه، 2001: 12ـ10).

هربرت گانز بی­تفاوتی را به عنوان یک مفهوم اخلاقی تعریف می­کند که در درون خود وی واقعیتی است که کمی علاقه و یا نبود آن را به عنوان یک پدیده مهم جامعه شناختی که بخشی از زندگی ما وجود دارد، نشان می دهد(گانز، 1952: 185).

 

بی­تفاوتی در نظر دوایت دین و ابعاد آن شامل بی تفاوتی در علاقمندی[6]، بی تفاوتی در رفتار[7]، بی تفاوتی در رأی گیری[8](دین، 1960: 188).

بی­تفاوتی ترجمه های گوناگونی را در حوزه­های مختلف علمی زبان فارسی یافته است.

بی­علاقگی و خونسردی(ابراهیم زاده،1351)بی­دردی(فاطمی،1364)بی­تفاوتی (مسعودنیا،1380: 153) دلمردگی، بی­علاقگی(بریجانیان،1380: 48) از جمله این گونه مفهوم سازی­ها در برگردان این واژه به فارسی هستند. هارولد کاپلان[9] و بنیامین سادوک[10] آن را «حالتی از نبود احساس درونی و عاطفه، عدم علاقه و درگیری هیجانی نسبت به محیط خود» تعریف   نموده­اند که به گفته آنان در انواع خاصی از اسکیزوفرنی و افسردگی مشاهده می­شود(کاپلان و دیگران، 1375: 29).

افزودن پسوند«اجتماعی» به واژه«بی تفاوتی»، اصطلاحی مهم در ادبیات علوم اجتماعی را با عنوان بی­تفاوتی اجتماعی می­سازد که ترجمه فارسی اصطلاح انگلیسی«social apathy» است. البته به لحاظ واژگانی در زبان علمی کشورمان، ترجمه­های گوناگونی از این اصطلاح شده است، چنان که دادگران این اصطلاح را«بی قیدی اجتماعی» ترجمه کرده است.(روشبلاو و بورونیون، 1371؛ نقل از صداقتی فرد، 1392).

فیروز بخت و بیگی(1389، 43) این واژه را«بی احساسی»، «بی هیجانی»، «بی­علاقگی» ترجمه کرده و در روانشناختی آن گنجانده­اند. ساروخانی(1370: 39) نیز در ترجمه این اصطلاح، آن را معادل«بی­حالی» یا«بی­عاطفگی اجتماعی» بیان کرده و به عنوان یکی از مظاهر و مسائل خاص جامعه جدید شهری شناخته است.

در تعریف جامعه­شناختی«بی­تفاوتی»،برخی نویسندگان از مفاهیم مقابل آن مانند یعنی «مشارکت»[11] و درگیری[12] استفاده کرده­اند. از این رو بی­تفاوتی یعنی عزلت گزیدن و فقدان مشارکت در حد انتظار، مشارکت ممکن است از صرف داشتن یک انگیزه سیاسی و شرکت در انتخابات و رأی دادن، مناصب حزبی را شامل می­شود(مسعودنیا، 1380: 152).

[1]- Aurelius

[2]- Seneca

[3]- Disinelinatian

[4]- Involvement

[5]- Athenien

[6]- Interest Apathy

[7]- Behavior Apathy

[8]- Voting Apathy

[9]- H.kaplan

[10]- B. j. sadock

[11]- partieipation

[12]- involvement