تاریخچه و طبقه بندی تطبیقی بیماری ناتوانی ریاضی

– تاریخچه و طبقه بندی تطبیقی بیماری

ناتوانی ریاضی در مقایسه با سایر ناتوانی­های یادگیری بطور کامل مورد بررسی ومطالعه قرار نگرفته است. ریسپنس و وان یپرین (1997) سیر تاریخی طبقه­بندی اختلال ریاضی را طی دهه­های گذشته مشخص کرده­اند. در حالیکه اختلالات یادگیری مرتبط با زبان مثل اختلال گفتار در سیستم­های طبقه­بندی بین المللی از سال 1952در DSM-I و 1957درICD-7 تعریف شده­اند؛ اصطلاح عقب ماندگی خاص حساب اولین بار در فصل تاخیرهای خاص رشدی، درسال 1975توسط راتر، شافرو شفرد (1975) به کار رفت و سپس درسال 1978 در 9 ICD- وارد گردید. III – DSM اصطلاح اختلال رشدی حساب رادرسال 1985 در فصل اختلالات رشدی معرفی کرد، درIV -DSM اختلال ریاضی در فصل اختلالات یادگیری مطرح گردید (به نقل از نیومارکر، 2000).

با توجه به جداول تشخیصی ICD-10 و  DSM- IV -TRطبقه بندی این دو سیستم در مورد ناتونی ریاضی با هم متفاوت است. در DSM- IV- TR ناتوانی در ریاضی (اختلال ریاضی) می­تواند همراه با ناتوانی­های دیگر یادگیری باشد (هم آیندی). اما در  ICD-10ناتوانی در ریاضی مجاز به هم آیندی با ناتوانی­های دیگر یادگیری نمی­باشد، وگرنه باید در طبقه دیگری قرارداده شود. پس طبقه­بندی DSM-IV- TR گسترده­تر از ICD-10 است.

جدول شماره 1- ملاک­های تشخیص اختلال ریاضی بر اساس DSM- IV- TR (به نقل از سادوک و سادوک، 2005)

      الف) مهارتهای ریاضی بر مبنای آزمونهای میزان شده فردی ، به طور قابل ملاحظه ای پایین تر از آن است که با توجه به سن زمانی ، هوش سنجش شده و آموزش متناسب  با سن انتظار می رود.

ب) مشکل یاد شده در بند (الف) به طور قابل ملاحظه ای در پشرفت تحصیلی یا فعالیتهای روزمره زندگی که مستلزم به کار گیری مهارتهای ریاضی است، اختلال ایجاد می کند.

ج) اگر کودک دارای مشکلات حسی باشد ناتوانی در ریاضیات باید فراتر از حدی باشد که معمولاً با آن نقص همراه است بدین یعنی که کودک علاوه  بر مشکل حسی، دارای اختلال یادگیری نیز هستند یعنی کودک دارای بیش از یک معلولیت است.

تذکر: در صورت وجود یک عارضه طبی عمومی (مثلا عصب شناسی) یا یک نقص، باید آنها را روی محور III مشخص کرد.

 

جدول شماره 2-  ملاک تشخیصی ناتوانی ریاضی در  ICD-10(به نقل از سادوک و سادوک، 2005)

الف) نمره فرد درآزمون ریاضی استانداردشده حداقل 2 انحراف معیار زیر نمره ملاک سطح هوشی عمومی در سن زمانی مورد انتظار می­باشد.

ب)نمره فرد درفهم خواندن، دقیق خوانی واملا در دامنه ای نرمال باشد (دو انحراف معیار از میانگین).

پ) تاریخچه­ای از مشکلات مهم خواندن و املاء نداشته باشد.

ت) تجربیات مدرسه در دامنه ای متوسط و قابل قبول باشد (ضعف افراطی در آموزش نباشد).

ث) مشکلات حساب از مراحل اول یادگیری وجود داشته باشد.

ج) اختلال در بند (الف) بطور معنا داری در پیشرفت تحصیلی یا فعالیت­های روزانه که مستلزم مهارت­های حساب است تداخل ایجاد کند.

ح) عمومی­ترین ماده ی استثناء: هوش زیر 70 در آزمون های میزان شده فردی.

میزان شیوع ناتوانی ریاضی

منظور از شیوع، تعیین و تشخیص تعداد  افراد واجد یک ویژگی یا اختلال در یک گروه سنی  نسبت به کل افراد مورد بررسی در یک دوره زمانی مشخص است.

عدم توافق متخصصان در تعریف ناتوانایی­های خاص یادگیری و ملاکهای تشخیصی امکان تخمین دقیق تعداد افراد مبتلا به ناتوانی­های خاص یادگیری را با مشکلاتی توام می­سازد به علت ماهیت میان رشته­ای این اختلالات و اختلاف نظر بین متخصصاتی که به تشخیص و درمان اقدام می­کنند، تعداد اختلالات موجود، ابزار استفاده شده، هم­آیندی و هم ابتلائی بالای اختلالات یادگیری، ناحیه جغرافیایی که نمونه­گیری در آن انجام شده، این مشکلات با شدت بیشتری نمود می­­یابند.

تعداد کودکان مبتلا به اختلال یادگیری به دلیل زیر در حال افزایش است:

1-  به کار بردن روشهای تشخیص پیشرفته

2 – پذیرش اجتماعی این اختلال،

3 –  علاقه به طبقه­بندی اختلالات یادگیری

4- کاهش سایر خدمات درمانی (باباپور و صبحی، 1380).

از آنجایی که ناتوانی در ریاضی به عنوان زیر مجموعه ناتوانی­های یادگیری است تبعاً مشکلات برآورد و تخمین میزان شیوع ناتوانی ریاضی مثل ناتوانی­های یادگیری است اما مشکل اضافی در بر آورد میزان ناتوانی ریاضی هم آیندی بالای این اختلال باسایر اختلالات یادگیری باعث مباحثاتی در مورد این موضوع شده که آیا ناتوانی ریاضی را به همراه سایر ناتوانی­های یادگیری بررسی کرد یا بصورت جدا؟

هین، بزوفکا و نیومارکر (2000) شیوع ناتوانی ریاضی را در دو جمعیت شهری و روستایی  مدارس آلمانی به کمک آزمون­های پیشرفت تحصیلی استاندارد بررسی کردند. این محققان دریافتند که 6/6 درصد از دانش­آموزان روستایی و 59/6 درصد دانش­آموزان شهری بطور معناداری در انجام آزمون­های حساب بد عمل کردند، در دو مطالعه دیگر، در آلمان در 26 منطقه روستایی بررسی­های انجام شد و در نتیجه شیوع 6/6 درصد با تعداد مساوی از دختران و پسران یافت شد.

در مطالعه دیگر وان استر، دلوچ، دلاتوس و مییر (1997) با نمونه­ای شامل 279 بچه­های 8 تا10 ساله سوئیس (زوریخ) با استفاده از ابزار نروسایکولوژیکی میزان شیوع را 7/4 درصد برآورد کرده است.

کوهن (1974) کودکان 10 تا 9 ساله انگلیسی (با نمونه 1206 نفری) با تست ریاضی و تست خواندن بررسی کرد و دریافت که 3/2 درصد ناتوانی­های خواندن و ریاضی داشتند در حالیکه این میزان در میان تنها ناتوانی ریاضی3/1 درصد بود و نسبت ابتلای دختران به پسران 1 به 1 بود (شلو و همکاران، 2000).

کومولا، واندا، تسیرونی، استامولی و بردانی (2004) برای هنجاریابی آزمون نوروسایکولوژیکی  محاسبه و پردازش عددی کودکان (NUCALC) 240 دانش­آموز سنین 7 تا 11 سال شهری و روستایی یونان را بررسی کرده­اند و دریافتند که شیوع ناتوانی در ریاضی 3/6 درصد است. در مناطق روستایی شیوع بالاتر از مناطق شهری بوده و همچنین نقش سطح اقتصادی و اجتماعی در میزان شیوع معنی­دار بوده است. بعلاوه آنها دریافتند در عملکرد ریاضی  بین دو جنس تفاوت معنی داری وجود ندارد.

در تحقیقی دیگر نریمانی (1381) با نمونه 1440 با استفاده از سیاهه غیررسمی و بررسی دفاتر مشق، انشاء، دیکته و حساب به بررسی میزان شیوع ناتوانی­های یادگیری در استان اردبیل پرداخته است، در این تحقیق که آزمونهای حساب که عملیات حساب را ارزیابی می­کرد، استفاده شده که میزان ناتوانی ریاضی به تنهائی 2/4 درصد، نارساخوانی به همراه ناتوانی ریاضی 3/8 درصد، نارسائی نوشتن به همراه ناتوانی ریاضی 4/10 درصد گزارش شده که بیش از نصف کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری، در این تحقیق دچار ناتوانی ریاضی نیز بودند.

رمضانی (1381) با نمونه 4341 در پایه­های چهارم و پنجم تهران به بررسی میزان شیوع ناتوانی ریاضی پرداخت او ابتدا با بررسی اولیه معلمان 112 دانش­آموز را با مشکلات ریاضی انتخاب کرد، سپس با بررسی دقیق­تر با استفاده از ملاک­هایIV – DSM دریافت که از این دانش­آموزان فقط 71 نفر دچار ناتوانی ریاضی هستند که در حدود 63/1 درصد برآورد می­شود و میزان شیوع به مقدار جزئی­تر در میان دختران بالاتر از پسران بود.

ابوالفتحی (1382) با استفاده از ابزار خود ساخته به بررسی میزان شیوع ناتوانی­های یادگیری در میان دانش­آموزان ابتدایی استان لرستان پرداخته است. در این تحقیق میزان کل شیوع ناتوانی ریاضی 93/3 درصد برآورد شده است که 6/4 درصد پسران و 21/3 درصد دختران دارای ناتوانی ریاضی بوده­اند.

بطور خلاصه مطالعاتی که در حوزه شیوع ناتوانی ریاضی انجام شده است میزان شیوع  در دامنه 1 تا 11 درصد در نوسان بوده است که به علت تعاریف و ابزارهای مختلف بررسی است اما اکثر مطالعات داخلی و خارجی دامنه متوسط 3 تا 6 درصد را برآورد کرده­اند.

[1]. Rispens

[2]. Van Yperen

[3]. International Classification of Diseases

[4]. Rutter, Shaffer & Shepherds

[5]. Neumarker

[6]. Bzufka

[7]. Van Aster, Deloche, Dellatolas & Meier

[8]. Koumoula, Vanda, Tsironi, Stamouli & Bardani

[9]. Neuropsychological Test Battery for Number Processing and Calculation in Children

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نظریه منطقی-هیجانی الیس و فرایند درمان آن