تجمل گرايي از منظر امام علي:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

تجمل گرايي از منظر امام علي(ع)

پيشوايان الهي در طول تاريخ همواره ساده‏زيستي را شيوه خود قرار داده و مردم را به آن فرا مي‏خواندند، و درست در مقابل تجمّل پرستاني همچون فرعون، نمرود و شدّاد و قارون قرار گرفته، و تشريفات و هرگونه تجمّلات بيهوده را آفت دين و اخلاق و انسانيت مي‏دانستند و نسبت به آن در گفتار و رفتار اعلام تنفّر و انزجار مي‏نمودند، امام علي(ع) كه خود پارساي ممتاز بود، و تجمّل‏گرايي را ضد ارزش مي‏دانست، در گفتاري در معرفي الگوهاي راستين از زهد و وارستگي از پيامبران ياد كرده كه در فكر و عمل از آفت تجمّل پرستي مي‏گريختند و  از زهد موسي(ع) و عيسي و داود(ع) سخني به ميان آورده و درباره داود(ع) مي‏فرمايد: « وَ إِنْ شِئْتَ ثَلَّثْتَ بِدَاوُدَ صَاحِبِ الْمَزَامِيرِ وَ قَارِئِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَقَدْ كَانَ يَعْمَلُ سَفَائِفَ الْخُوصِ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ لِجُلَسَائِهِ أَيُّكُمْ يَكْفِينِي بَيْعَهَا وَ يَأْكُلُ قُرْصَ الشَّعِيرِ مِنْ ثَمَنِهَا  ؛ اگر مي‏خواهي از داود صاحب صداي خوش و آواز خوان بهشت ياد كنم، او زنبيل‏هايي از ليف خرما با دست خود مي‏بافت، و به همنشينانش مي‏گفت: كداميك از شما در فروش اين زنبيل‏ها مرا كمك مي‏كنيد؟ او از پول آن زنبيل‏ها نان جوي فراهم كرده و مي‏خورد.»[1]

از نظر آن حضرت،تجمل گرايي به عنوان يکي از آفات و آسيب هاي جامعه، از تداوم حرکت بالنده جامعه و حکومت اسلامي جلوگيري مي کند .[2]

امام در برخورد با عثمان بن حنيف، فرماندار بصره، که در ميهماني تجملاتي اشراف بصره حاضر شده بود فرمود: « أَمَّا بَعْدُ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاكَ إِلَي مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْهَا يُسْتَطَابُ لَكَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَيْكَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَي طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ فَانْظُرْ إِلَي مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَيْقَنْتَ بِطِيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَي مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَي ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ فَوَ اللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَ لَا ادَّخَرْتُ مِنْ غنائهما [غَنَائِمِهَا] وَفْراً وَ لَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْرا؛ اي پسر حنيف، به من گزارش دادند که مردي از سرمايه داران بصره تو را به ميهماني خويش فرا خوانده و تو به سرعت به سوي آن شتافتي تا خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و کاسه هاي پر از غذا پي در پي جلو تو نهادند . گمان نمي کردم ميهماني مردمي را بپذيري که نيازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند . انديشه کن در کجايي؟ و بر سر کدام سفره تناول مي کني؟ آگاه باش که هر پيرو را امامي است که از او پيروي کند و امام شما از دنياي خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضايت داده است . سوگند به خدا، من از دنياي شما طلا و نقره اي نيندوخته و از غنيمت هاي آن چيزي ذخيره نکرده ام . بر دو جامه کهنه ام جامه اي نيفزودم و از زمين دنيا يک وجب در اختيار نگرفتم .[3] »

يا شکايت حضرت علي (ع) از دخترش بخاطر بودن دو نوع غذا در سر سفره و يا سرزنش او بخاطر امانت گرفتن گردنبندي از بيت المال همه حاکي از مبارزه با هر گونه تجمل گرايي است .

همچنين وقتي که امام پس از جنگ بصره بر يکي از ياران خود به نام علاء بن زياد وارد مي شود و خانه بسيار بزرگ و مجلل او را مي بيند، با تعجب فراوان از او مي پرسد که تو با اين خانه بزرگ در دنيا چه مي کني و مي فرمايد:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَي أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ فَأَلْقَي عَاصِمُ بْنُ زِيَادٍ الْعَبَاءَ وَ لَبِسَ الْمُلَاءَ;[4] خداوند بر پيشوايان حق و عدل واجب کرده که خود را با مردم ناتوان و بي بضاعت همسو کنند تا فقر و نداري، انسان تنگدست را به اعتراض و طغيان نکشاند و نظام سياسي را با بي ثباتي رو به رو نسازد . »

علي (ع) خود به مردم کوفه مي فرمود: اگر جز با مرکب خويش و وسائل شخصي ام که حمل مي کند و غلامم از نزد شما رفتم، بدانيد خيانت کرده ام .[5]

بنابراين زندگي مادي و شخصي رهبران و مديران، در نگاه امام علي(ع) بايد به دور از تجمل وهمانند زندگي مردم ضعيف باشد . در اين صورت بينش صحيح و واقع گرايانه اي از جامعه پيدا کرده و تصميمات و سياست هايي اتخاذ مي کنند که بتوانند رفاه اقتصادي نسبي را در جامعه ايجاد کنند . حتي در صورت عدم امکان تامين رفاه براي مردم، صرف اين رفتار، تحمل فقر و مشکلات را براي مردم آسان مي سازد و از آثار منفي رواني و فرهنگي جلوگيري کرده و مشروعيت نظام را حفظ مي کند .[6]

[1] محمد دشتي،پيشين، قسمتى از خطبه 160

[2] در مسير تولد و رشد هر پديده اي ممکن است آسيب ها و آفت هايي بروز کند و از تحقق يا استمرار آن جلوگيري نمايد; از اين رو اگر پديده اي بخواهد ايجاد گردد يا تداوم پيدا کند بايد مقتضي آن موجود و مانعش مفقود باشد . موانع همان آسيب ها و آفت هايي هستند که اگر زدوده نشوند، ادامه حيات آن پديده را با مشکلات جدي رو به رو مي سازند . جامعه و حکومت اسلامي هم اگر به آسيب زدايي و آفت زدايي توجه کافي نکند، آسيب ها و موانع، حرکت تکاملي و رو به توسعه آن را سد مي کنند و تحقق اهداف آن را به تاخير مي اندازند يا ناممکن مي سازند .

[3] همان، خطبه 45 .

[4] محمد بن يعقوب کليني، پيشين، ج 1، ص  411

[5] ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم ،بيروت: داراحياء التراث العربي، 1385 ق، ص 200 .

[6] علي اکبر عليخاني، «ويژگي هاي جامعه مطلوب از ديدگاه امام علي » ، فصلنامه دانشگاه اسلامي،1377، ش 5 ،ص 41 .

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

Author: 92