تحقیق با موضوع سرمایه اجتماعی، نظریه بازی، سلسله مراتب

سازد. اماگذشته ازاین عوامل دسته دیگریازعوامل نیز هستند که می توانند برایجاد یا نابودی سرمایه اجتماعی اثرگذار باشند. مهم ترین این عوامل، عواملی است که افراد را کمتر به یکدیگر وابسته می کند. رفاه و فراوانی عامل مهمی در این دسته است. منابع رسمی حمایت درزمان نیاز( انواع گوناگون کمک دولت)عامل دیگری است.بنابراین هرچه افرادبیشتربه یکدیگرکمک کنند و انتظارت وتعهدات شکل گیرد هنجارها دراین ارتباطات منظم بوجود می آیند و در غیر این صورت با استفاده کمتری از سرمایه اجتماعی این سرمایه مستهلک می شود.

2-1.شکل : نظریه جیمز کلمن

2-9-2نظریه پیر بوردیو
از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه با دوامی از روابط نهادی شده بین افراد، و به عبارت ساده تر، عضویت در یک گروه است. البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندها می باشد. در واقع، پیوندهای شبکه ای می بایست از نوع خاصی باشند، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد. روابط نهادی شده مبتنی براعتمادبدون رعایت تکالیف وحقوق متقابل ممکن نیست پس مفهوم شهروندی که تکالیف و حقوق است ارتباط تنگاتنگی بامفهوم سرمایه اجتماعی دارد.
اول، اندازه شبکه ارتباطاتی که عامل اجتماعی به خوبی بتواند آنها را بسیج نماید.
دوم، مقدارسرمایه (اقتصادی، فرهنگی، نمادی) هریک ازکسانی که عامل اجتماعی با آنها در ارتباط هست.
او با تصریح تفاوت میان سرمایه اجتماعی با منابع چنین می نویسد:
اگرچه سرمایه اجتماعی به سرمایه اقتصادی وفرهنگی درتملک هریک ازعاملان یاحتی مجموعه کامل عاملانی که بافرددرارتباط هستند قابل تقلیل نیست، بااین حال هرگز بطورکامل از آن مستقل نمی باشد(بوردیو، 1997 :52).به اعتقاد بوردیو سرمایه اجتماعی به عنوان شبکه ای ازروابط یک موهبت طبیعی یا حتی اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان و با تلاش بی وقفه به دست میآید. به عبارت دیگر، شبکه روابط محصول راهبردهای سرمایه گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناخودآگاه است که هدفش ایجاد یا بازتولید روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلندمدت قابل استفاده هستند.هدف این شبکه ها تبدیل روابط تصادفی مانند روابط همسایگی، شغلی، یا حتی خویشاوندی به روابطی است که به طورهم زمان لازم واختیاری هستند و حاکی ازحقوق نهادی تضمین شده یا تعهدات ماندگاری است که به طورذهنی حس میشود. این حقوق وتعهدات از طریق مبادله که مستلزم وموجب شناخت متقابل است، به گونه ای بی وقفه بازتولید می شود. مبادله، چیزهای مبادله شده رابه نشانه های شناسایی تبدیل می کند و از طریق شناسایی متقابل و به رسمیت شناختن عضویت در گروه، گروه را باز تولید میکند.
بنابراین بازتولید سرمایه اجتماعی مستلزم کوششی مستمر برای معاشرت است. بوردیو توجه خود را برفوایدی که ازبرکت مشارکت درگروه ها نصیب افرادمیشود، به تعبیرخود، ” معاشرت پذیری عمدی با هدف دسترسی به منابع اجتماعی” متمرکز میسازد.کاربرد سرمایه اجتماعی در نزدبوردیو براین درک استواراست که افراد چگونه با سرمایه گذاری برروابط گروهی وضعیت اقتصادی خود را در یک فضای اجتماعی سلسله مراتبی ( جامعه سرمایه داری) بهبود میبخشند.
بوردیو برقابلیت تبدیل انواع مختلف سرمایه تاکید داشته و سرمایه اقتصادی را ریشه انواع دیگرسرمایه می داند. بنابراین به کمک سرمایه اجتماعی، کنشگران قادر هستند مستقیماً به منافع اقتصادی دست یابند. به علاوه آنها می توانند سرمایه فرهنگی خود را از طریق تماس با متخصصان و فرهیختگان بیافزایند یا به جای آن میتوانند به نهادهایی که مدارک معتبر ارائه می دهد، بپیوندد (فیروز آبادی، 1387: 50).ازسوی دیگر بدست آوردن سرمایه اجتماعی مستلزم سرمایه گذاری سنجیده هم در منابع اقتصادی و هم منابع فرهنگی است. اگرچه بوردیو اصراردارد که فواید ناشی ازسرمایه اجتماعی یافرهنگی قابل تقلیل به سرمایه اقتصادی است ولی فرایند ایجادسرمایه اجتماعی یافرهنگی قابلیت تقلیل به فرایند تولیدسرمایه اقتصادی رانداردوهریک ازاین دونوع سرمایه پویایی شناسی خاص خودرادارندودرمقایسه با سرمایه اقتصادی ازشفافیت کمتر ونااطمینانی بیشتر برخوردار هستند(موسوی خامنه:22,1383).
2-9-.3نظریه رابرت پاتنام
رابرت پاتنام از صاحبنظرانی است که دردهه های اخیردررواج اندیشه سرمایه اجتماعی درعلوم انسانی موثربوده است. رابرت پاتنام جامعه شناس ایتالیایی، ازمعدودافرادی است که تمامی نیروی خودرا روی مفهوم سرمایه اجتماعی متمرکزکرده وپژوهش های بنیادینی برای سنجش وکاربردهای این واژه به انجام رسانده است. تاکیدعمده وی به نحوه تاثیرسرمایه اجتماعی بر رژیم های سیاسی ونهادی دموکراتیک مختلف است.
از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی عبارت است از پیوندهای بین افراد (شبکه های اجتماعی) و هنجارهای اعتماد و کنش و واکنش متقابل که از این پیوندها ناشی می شوند (شارع پور، 1381).
ازنظر پاتنام سنجه های سرمایه اجتماعی شامل موارد ذیل است: میزان مشارکت در امور اجتماع محلی و زندگی سازمانی، مشارکت در امور عمومی ( مثل رای دادن )، رفتار داوطلبانه، فعالیتهای اجتماعی ، غیر رسمی ( مثل دیدار دوستان ) و سطح اعتماد بین افراد، بدین ترتیب ، سنجه او دارای دو عامل اساسی است: سنجه مشارکت انجمن و سنجه اعتماد (همان).
2-9-.4نظریه فرانسیس فوکویاما
صاحب نظر دیگر در زمینه سرمایه اجتماعی، فرانسیس فوکویا
م
ا است. فوکویاما بر وجود هنجارها و ارزشهای غیر رسمی در یک گروه تاکید می کند. تعریف او از سرمایه اجتماعی چنین است «سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند. مشارکت در ارزشها و هنجارها به خودی خود  باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، زیرا که این ارزشها ممکن است ارزشهای منفی باشد»(فوکویاما، 1379 :11).
از نظر فوکویاما هنجارهای تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی می توانند از هنجار روابط متقابل دو دوست گرفته تا آموزه های پیچیده ای را در برگیرند. این هنجارها باید در روابط بالفعل آدمیان به طور عینی مصداق یابند.مباحث و مطالعات فوکویاما پیرامون سرمایه اجتماعی نیز مانند پوتنام در سطح کلان دنبال شده است. او سرمایه اجتماعی را در سطح کشورها و در ارتباط با رشد و توسعه اقتصادی آنها مورد بررسی قرار داده است . فوکویاما مانند پوتنام هنجارهای همیاری را شالوده سرمایه اجتماعی معرفی می کند و همچنین وی مفهوم شبکه را در ارتباط با سرمایه اقتصادی مطرح می کند: « از دیدگاه سرمایه اجتماعی، شبکه به عنوان نوعی سازمان رسمی به تعریف در نیامده، بلکه به صورت یک ارتباط اخلاقی مبتنی بر اعتماد تعریف می شود. شبکه گروهی از عاملان منفردی است که در هنجارها یا ارزش ها ی فراتر از ارزشها و هنجارهای لازم برای داد وستد های متداول بازار مشترک هستند. هنجارها و ارزشهایی که در این تعریف جای می گیرند از هنجار ساده دو سویه مشترک بین دو دوست گرفته، تا نظامهای ارزشی پیچیده که مذاهب سازمان یافته ایجاد کرده اند، ادامه می یابد(همان :69). فوکویاما شبکه را یک سازمان هموار می نامد که با سازمان مبتنی بر سلسله مراتب متفاوت است،چرا که درآن مقررات بوروکراتیک واقتداررسمی با هنجارهای غیررسمی مشترک که در میان اعضا درونی شده است، جایگزین می شود (همان:71).
فوکویاما ضمن تائید اهمیت خانواده به مثابه شکلی از سرمایه اجتماعی، به جوامعی اشاره دارد که در آنها توازنی میان مناسبات خانوادگی و مناسبات غیر خانوادگی وجود نداشته و بر مناسبات خانوادگی به زیان دیگر مناسبات اجتماعی تاکید میشود.با این حال خانواده نوع مهمی از سرمایه اجتماعی به شمار می آید که از نظر فوکویاما زوال آن در جامعه آمریکا به اشکال گوناگون بر کاهش سرمایه اجتماعی در آن جامعه موثر بوده است. افزایش جرم و جنایت، خودکشی، الکلیسم، مصرف مواد مخدر و فرزندان نامشروع از یک سو و کاهش مشارکت های مدنی و کاهش اعتماد از سوی دیگر نتیجه زوال خانواده و از نشانه های فروپاشی بزرگ به زعم فوکویاما می باشد. (توسلی، 1384 : 23-22).او برخلاف دیگر نظریهپردازی سرمایه اجتماعی صرفاً بر خصلت جمعی سرمایه اجتماعی تاکید می نماید و کارکردسرمایه اجتماعی را بازدهی سرمایه در سطح جامعه می داند و معتقد است که میزان بالای اعتماد در یک جامعه موجب پیدایش اقتصادی کارآتر می شود، چرا که باعث حذف یا کاهش هزینه های مربوط به چانه زنی و مراقبت برای اجرای مفاد قراردادهای اقتصاد میگردد. او همچنین کارکرد دیگر سرمایه اجتماعی در سطح کلان را تقویت دموکراسی پایدار از طریق تقویت جامعه مدنی می داند: « جامعه مدنی که در سالهای اخیر به طور قابل توجهی کانون توجه نظریه پردازی های مردم سالاری بوده است، در مقیاس وسیعی محصول سرمایه اجتماعی است.» (همان :23).در زمینه سرمایه اجتماعی، فوکویاما تأکید می کند که برای شناخت چگونگی انجام این کار باید به طور منظم تر به مسئله سرمایه اجتماعی پرداخت و منشأ خاستگاه های سرمایه اجتماعی را مورد بررسی قرار داد.او با قراردادن نظریه بازی در چشم اندازی دقیق ، منابع ایجاد کننده سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می کند.
1-هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته شده اند (ساخت مندی های نهادی).و منتج از نهادهای رسمی مانند دولت و نظام های قانونی هستند.
2-هنجارهایی که خود جوش هستند(ساخت مندی های خود جوش).
3-ساخت مندی های برون زا که بر خاسته از اجتماعی غیر از اجتماع مبدأ خودشان هستند و می توانند از دین ، ایدئولوژی ، فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک نشأت بگیرند.
4-هنجارهایی که از طبیعت ریشه گرفته اند(ساخت مندی طبیعی)مثل خانواده ، نژاد و قومیت.

2-1.جدول : منابع سرمایه اجتماعی
ساخته شده به صورت نهادی
الف:عقلانی
ب:غیر عقلانی
2-ساخته شده به صورت خود جوش
الف:عقلانی-نظریه بازی
ب:غیر عقلانی/الگوی قانون عمومی/نظام های انطباقی پیچیده
3-ساخته شده به صورت برون زا
الف:دین
ب:ایدئولوژی
ج:فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک
4-به صورت طبیعی
الف:خویشاوندی
ب:نژاد و قومیت

2-10.دیدگاه های حاشیه نشینی
در ارتباط با علت یابی و شناخت زمینه های حاشیه نشینی ، نظریات متفاوت اگر چه تا حد زیادی ناشی از وجود مختلف حاشیه نشینی است.لیکن تعلق صاحب نظران به دیدگاه و مکاتب فکری گوناگون ، سهم مهمی در این امر دارد.در اینجا سعی می شود علل حاشیه نشینی از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
2-10-1.دیدگاه لیبرالیستی
این دیدگاه ها عمدتا” خاص کشورهایی است که با نظام اقتصاد آزاد اداره می شوند.بویژه ایالات متحده آمریکا از آن جمله می باشد.این دیدگاه ها تحت تا”ثیر فلسفه پوزیتیسم قرار دارند و از بررسی سطحی علل و عوامل مختلف تجاوز نمی کنند.این امر شاید ناشی از تعهدی باشدکه علم (به مفهوم جدید آن )نسبت
به نظام سرمایه داری و طبقات حاکم و حاکمیت کشورهای قانونی بر عهده گرفته است.
بسیاری از محققان لیبرالیست ، که از معتقدان و مبلغان مکتب کارکرد گرایی میباشند ،علت عمده حاشیه نشینی را ناشی از کارکرد جاذبه های شهری و دافعه های روستائی به شمار می آورند.به نظر آنها افزایش جمعیت یکی از علل مهمی است که زمینه را برای مهاجرت مازاد نیروی کار روستائی فراهم می آورد.عدم دسترسی مهاجرین به مشاغل اقتصاد شهری ، همراه با فقر اقتصادی و عدم تخصص آنها موجب می شود که آنها مجبور شوندآلونک ها و زاغه هایی که اغلب فاقد هر گونه تسهیلات شهری از قبیل آب و برق و تلفن است را برای زندگی بر گزینند.
برخی دیگر از کارکردگرایان به عوامل دیگری غیر از افزایش جمعیت تاکید نموده اند.به عنوان مثال (هوم هویت1 عوامل فیزیکی ، مانند زمین های رها شده و اراضی نامناسب شهری و بالابردن قیمت زمین و مسکن و برخی عوامل اقلیمی را زمینه ساز هجوم مهاجران به مناطق خاصی از شهرها و ایجاد حاشیه نشینی و زاغه نشینی می دانند.
2-10-2.دیدگاه ساختارگرایان
رادیکالیست ها که عمدتا” از دیدگاه

Author: mitra5--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *