تحقیق رایگان درمورد روابط زناشویی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ر خانواده و محترم شمردن اراده او در تربیت فرزندان و اداره مالی و اخلاقی خانواده است، ولی تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن و شوهر و پاسخ دادن به خواسته های مشروع اوست. در تمکین عام ، معیار تمیز اموری که شوهر می تواند از زن داشته باشد با عرف است. داوری باید نوعی باشد و شوهر سختگیر و باریک بین حق ندارد انتظاری بیش از اندازه متعارف از زن داشته باشد ولی در این راه بایستی درجه تمدن وتحصیلات و سن و سایر خصوصیت های زن وشهر را نیز در نظر گرفت. برای مثال مفهوم تمکین درباره روستایی بی آلایشی که با شوهر خود در مزرعه کار میکند با زنی که عهده دار مسئولیت مهم اداری است و شوهر نیز به سیاست یا طبابت اشتغال دارد یکسان نیست. معنای همبستگی و خوشرویی و احترام متقابل و اطاعت در این دو رابطه تفاوت فراوان دارد.
1-12-5-2 تمکین خاص
درتمکین خاص مراد این است که زن جهت استمتاع، خود را در اختیار شوهر قرار دهد و استمتاع شوهر از خود را جز در موارد وجود مانع عقلى یا شرعى محدود به زمان یا مکان و یا کیفیت خاصّى نکند. محمدبن مسلم از امام باقر(علیه‏السلام) نقل می‏کند که حضرت فرمود: «…وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ کَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ…» زن نباید شوهر را [از تمکین خاص] منع نماید اگر چه بر مرکب سوار باشد. سوار بر مرکب بودن موضوعیت خاص ندارد بلکه یکی از مصادیقی است که به واسطه کارهای روزمره زن ممکن است بدان بپردازد. یا اینکه در راه سفر باشد. تمکین از حقوق واجب شوهر بر زن است و در صورت خوددارى زن از آن بدون عذر، نفقۀ او به سبب تحقق نشوز بر شوهر واجب نخواهد بود. در تمکین خاص نیز، عرف و اخلاق داوری نهایی را به عهده دارد. لزوم تمکین به این معنی نیست که احساس زن به حساب نیاید. زن در روابط زناشویی ماشین بهره برداری نیست، انسان است و باید با او چنان رفتار شود که شخصیت انسان اقتضا دارد.
در فرهنگ اسلام سه عنصر کرامت زن و مصلحت خانواده و سلامت جامعه که پرده از فلسفه بسیاری از احکام بر می‏دارد عمده‏ترین مقصد است و وظایف زوجین درست در راستای این اهداف شکل می‏گیرد. پس هر گونه استفاده ابزاری و بهره‏وری جنسی از او خارج حریم خانواده شدیدا نفی می‏گردد، لیکن در محدوده خانواده ارتباط و التذاذ زن و مرد از یکدیگر را در کاملترین صورت آن، مجاز می‏شمارد. اینجاست که روشن می‏شود مراد از تمکین و حصول رضایت همسر، صرف قرار دادن زن تحت اعمال غریزه جنسی مرد نیست بلکه این تمکین اولاً خشوع در مقابل حکم کردگار حکیم، و ثانیا عشق ورزی بی شائبه و پایبندی به قداست خانواده و ایجاد اعتماد و ارج نهادن به شخصیت خود و همسر و ثالثا محکم ساختن میثاق ازدواج و تعهد نسبت به پیمانی ملکوتی، و انجام رسالت زن در برابر هستی است.
در تمکین خاص آخرین نکته این است که پاسخ دادن به تمایل جنسی همسر، تنها تکلیف زن نیست، شوهر نیز چنین تکلیفی را به عهده دارد و بی اعتنایی شوهر اگر همراه با دلیل معقولی نباشد ممکن است از موجبات طلاق قرار گیرد.
1-12-6 نشوز
نشوز در لغت به معنای ارتفاع و برخاستن است به کسیکه نشسته است و بلند می شود «نشز» گفته میشود.پس درلغت به معنای بلند شدن وتغییرموقعیت است.درصحاح آمده:« ونَشَزَتِ المرأه تَنْشُزُ و تَنْشِزُ نُشُوزًا، إذا استعصتْ على بَعْلها و أبغضتْه. و نَشَزَ بعلُها علیها، إذا ضربَها و جفاها» نشوز زن آن است که بر شوهر عصیان کند و او را ناخوش دارد و نشوز شوهر آن است که زن را کتک زند و بر او جفا ورزد. در لسان العرب آمده «والنشوز کراهیه کل منهما صاحبه و سوء عشرته له» نشوز آن است که هر یک از زن و شوهر ، دیگری را ناخوش دارد و با او معاشرت ناپسند کند.
1-12-6-1 تعریف نشوز در کلمات فقها
در کتاب فقه الرضا(علیه السلام) که از اولین متون فقهی شیعه است آمده: :« فإذا نشزت المرأه کنشوز الرجل فهو الخلع إذا کان من المرأه وحدها فهو أن لا تطیعه» تفسیر نشوز در این رساله که از قدیمی ترین متون فقه شیعه است به عدم اطاعت زن از شوهر تعریف شده است. مرحوم شیخ مفید رحمه الله در مقنعه گامی جلو تر گذارده و عصیان از امر شوهر و امتناع از اطاعت او را نشوز دانسته است و می فرماید: «فإن نشزت الزوجه على بعلها و خرجت من منزله بغیر إذنه سقط عنه نفقتها و کسوتها. و إن عصت أمره و امتنعت من طاعته و هی مقیمه فی منزله وعظها …». جناب سلار هم همین معنا را پذیرفته و گفته است:«النشوز: و هو أن تعصی المرأه الرجل، و هی مقیمه معه…» .ولی مرحوم شیخ صدوق رحمه الله در مقنع که کتاب فتوایی وی بوده نشوز را اقدام عملی زن به خودداری از تمکین در فراش معنی کرده وگفته است:«و إذا کان من المرأه وحدها فهو أن لا تطیعه فی فراشه…». برخی فقهای متاخر شیعه، نشوز را به خروج از طاعت واجب از نظر شرع مقید نموده اند. مرحوم محقق حلی در شرایع فرموده است:«أما لو وقع النشوز و هو الامتناع عن طاعته فیما یجب له جاز ضربها…». مرحوم شهید اول و دوم و بقیه فقهای متاخر بر همین روال رفته اند.
ممکن است مقصود فقهای دسته اول هم اطاعت مطلق از شوهر نباشد و اطلاق کلامشان به اطاعت واجبی که در ابواب دیگر به آن تصریح کرده اند منصرف باشد. وظایف خاصی که در فقه شیعه برای زن در برابر شوهر مقرر شده عبارتند: از تمکین در برابر استمتاع و عدم خروج از منزل بدون اذن شوهر. بنابراین می توان گفت که فقها نشوز را به عصیان و عدم اط
اعت زن و عدم قیام او به حقوق شوهر بخصوص در امر تمکین معنی کرده اند.
قابل ذکر است که فقهای شیعه بر این نظر تصریح دارند که هیچ یک از کارهایی که زن در منزل انجام می دهد وظیفه شرعی وی نمی باشد ، شهید ثانی به صراحت فرموده است که جز در این دو مورد زن نسبت به شوهر مانند فردی بیگانه است و همان طور که مرد حقی بر زن بیگانه ندارد بر همسر خود هم حقی بیش از این دو مورد ندارد.

1-12-6-2 نشوز در فقه عامه
فقهای عامه در تعریف نشوز اختلاف دارند. حنفیه می گوید: تا وقتی که زوجه بدون اذن شوهر از خانه بیرون نرود، مطیع است ولو از همخوابگی با شوهر امتناع کند. حنابله و مالکیه و شافعیه معتقدند تا زوجه تمکین نکند و خود را در اختیار شوهر نگذارد و با عدم مانع شرعی و عقلی بین خود و زوج فاصله نیندازد، ناشزه شمرده نمی شود. در حقیقت صدق اطاعت و انقیاد محل اعتماد است.
لازم به یاد آوری است که نشوز و تمکین هم برای زن است وهم مرد. حقیقت آن است که زن و مرد، هر کدام در قبال دیگری وظایفی دارد و هر کدام بر دیگری حقی دارد، لذا تمکین و نشوز عنوانی عام خواهد بود که باید از قلمرو آن نسبت به زن و شوهر به طور مشترک بحث کرد، گرچه حقوق یکی از آنان بیشتر یا وظایفش سنگین تر باشد. همان گونه که زن در قبال شوهر وظایفی دارد، مرد نیز چنان است. و همان طور که زن ممکن است تخلف ورزد مرد نیز ممکن است، قصور و تقصیر داشته باشد.
از نظر حقوقی، نشوز به معنای عدم ایفای وظائف زناشویی هر یک از زوجین است. کلمه نشوز در قرآن در مورد زن و مرد به کار رفته و در هر مورد روش مناسبی برای حل مشکل بیان شده است چنانچه خواهد آمد.
فصل دوّم: اقوال وادله فقهای شیعه در مورد حقوق جنسی زوجین

تشکیل زندگی زناشویی و تمایل بهم زیستی زن و مرد، غریزه و کششی است که خداوند متعال در تمام افراد بشر قرار داده است. از نظر دین مبین اسلام ، هریک از زوجین دارای حقوق جنسی می باشند که در این فصل ابتدا به حقوق جنسی زوج و ادله مربوط به آن و سپس به حقوق جنسی زوجه و مستندات آن پرداخته می شود.
2-1 حقوق جنسی زوج
2-1-1 حق تمکین
درفصل اول معنای لغوی تمکین واقسام آن بیان شدو همانطور که اشاره شد درکتب فقهی، تمکین را از وظایف زن می دانند، و از تمکین مرد سخنی به میان نیامده است. اما در باب نشوز، فقیهان، آن را تعمیم داده و به مرد نیز نسبت داده اند. محقق در شرایع فرموده است: «نشوز خروج از طاعت است که گاه از مرد سر می زند و گاه از زن». همین معنا را صاحب جواهر، به تفصیل شرح کرده است. حقیقت آن است که زن و مرد، هر کدام در قبال دیگری وظایفی دارد و هر کدام بر دیگری حقی دارد، بنابراین تمکین عنوانی عام خواهد بود که باید از قلمرو آن نسبت به زن و شوهر به طور مشترک بحث کرد، گرچه حقوق یکی از آنان بیشتر یا وظایفش سنگین تر باشد.
از آنجا که‌ نیازهای‌ جنسی‌ مرد و زن‌ متفاوت‌ است‌، نباید صرفا بحث‌ تمکین‌، به‌ عنوان‌ وظیفه‌ زن‌ وحق شوهر مورد مطالعه‌ قرار گیرد. زیرا نگاه‌ یکسویه‌ به‌ این‌ مهم‌، ناهنجاری‌ها، آفت‌ها و آسیب‌های‌ اجتماعی‌
بسیاری‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌. متاسفانه‌ به‌ بحث‌ تمکین‌ خاص‌ در کتاب‌های‌ فقهی‌ بسیار یکسویه‌ و تنها از زاویه‌ غریزه‌ جنسی‌ که‌ در بستر زوجین‌ شکل‌ می‌گیرد، پرداخته‌ شده‌ است‌. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ طرفین‌ یک‌ ارتباط‌، دو انسان‌ هستند و نمی‌توان‌ تمکین‌ را منتزع‌ و تنها از زاویه‌ امر غریزی‌ آن‌ هم‌ از سوی‌ جنس‌ مذکر همان‌گونه‌ که‌ در میان‌ سایر حیوانات‌ صورت‌ می‌گیرد نگاه‌ کرد. مراد از تمکین و حصول رضایت همسر، صرف قرار دادن زن تحت اعمال غریزه جنسی مرد نیست بلکه این تمکین اولاً خشوع در مقابل حکم کردگار حکیم، و ثانیا عشق ورزی بی شائبه و پایبندی به قداست خانوادهاست.
همانطور که قبلا هم اشاره شد، در واقع تمکین خاص، ایجاد شرایطی برای رفع نیازهای جنسی در هر موقعیت ممکن و متعارف است و نویسندگان علم حقوق نیز به هر دو مبنای تمکین اشاره کرده اند، تمکین عام همان قبول ریاست شوهر بر خانواده و محترم شمردن اراده وی در اداره خانواده است، ولی تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن با شوهر و پاسخ دادن به خواسته های مشروع وی در این زمینه می باشد. تمکین امر مطلقی نیست، بلکه باید در حد مشروع باشد که داوری آن بر حسب زمان و مکان، برعهده عرف و اخلاق است. لذا خواسته های شوهر اگر غیراخلاقی و غیرمتعارف باشد، مشروع نخواهد بود.
2-1-1-1 ادله لزوم تمکین
ادله ای که می توان بر لزوم تمکین کامل زوجه در حد متعارف اقامه کرد به این شرح است:
2-1-1-1-1 قرآن
1- آیه شریفه: یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىیَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ . و از تو، در باره خون حیض سؤال مى‏کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‏اى است از این رو در حالت قاعدگى، از آنان کناره‏گیرى کنید! و با آنها نزدیکى ننماید، تا پاک شوند! و هنگامى که پاک شدند، از طریقى که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‏کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.
نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنین‏ زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان که بخواهید، مى‏توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده.
تقریب استدلال: در این دو آیه جمله: «فاتوهن من حیث امرکم الله» و نیز «فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » برای این امر قابل استدلال است. اما جمله اول به این تقریب که اتیانی که به مرد اجازه داده شده کنایه از مباشرت است و یا به این تقریب که معنای «امرکم الله» به گفتۀ مفسرین آن است که اتیان باید به صورت مشروع انجام شده و به طریق منهی که در این آیه آمده یعنی در حال حیض نباشد؛ روشن است که آن چه در حال حیض در شرع ممنوع است استمتاع کامل یعنی مباشرت است و دیگر استمتاعات اشکالی ندارد لذا در کافى است که از امام صادق (ع )پرسیدند، مردى که زنش حائض است چه بهره‏اى از او مى‏تواند داشته باشد؟ فرمود: همه چیز الا جلو . امر (فَأتوهُنّ) که کنایه از مباشرت پس از تحصیل طهارت است و پس از نهی (ولاتَقرَبوهُنّ) آمده است، فقط نشان جواز مباشرت است نه وجوب، یعنی پس از طهارت، از همان مکانی که خداوند امر کرده است، با زنان درآمیزید، زیرا (حَیث) قید مکان است و حرف «من» در این‌گونه موارد، اثر حرف «فی» را دارد؛ مانند (إذا نودی لِلصَّلاهِ مِنیَومِ الجُمُعَه) که معنای «در روز جمعه» را می‌فهماند. این فرمان مى‏تواند فرمان تکوینى پروردگار یا فرمان تشریعى او باشد زیرا خداوند براى بقاى نوع انسان، جاذبه مخصوصى در میان دو جنس مخالف، نسبت به یکدیگر قرار داده، و به همین دلیل آمیزش
جنسى لذت خاصى براى هر دو طرف دارد، ولى مسلم است، که هدف نهایى بقاء نسل بوده، و این جاذبه و لذت مقدمه آن است بنا بر این لذت جنسى باید، تنها در مسیر بقاى نسل قرار گیرد، و به همین جهت استمناء و لواط و مانند آن، نوعى انحراف از این فرمان تکوینى و ممنوع است. جمله دوّم یعنی «فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » ، هم به مرد اجازه استمتاع کامل داده است؛ با این بیان که «انّی» در لغت بر سه معنا آمده است:

1- به معنای «مَتی» (زمان)؛ مانند «أنّی جئت؟؛ کی آمدی؟
2- به معنای «کیف» (چگونه)؛ مانند (أنّییُحیی هذِهِ اللهُ بَعدَ مَوتِها)؛ خدا چگونه این را پس از مردن زنده می‌کند.
3- برای مکان به معنای «مِنْ أین» (از کجا)؛ مانند (قالَ یامَریَمُ أنّی لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ)؛ مریم! این غذا از کجا برای تو آمده است؟ گفت: از نزد خدا. مرحوم شیخ طوسی ترجمه آن را به غیر «من اَین» خطا دانسته است. اگر« أَنَّى » در آیه فوق زمانیه باشد، معنایش این مى‏شود (شما هر وقت خواستید به کشتزار خود بروید) یعنی توسعه زمانى مساله آمیزش جنسى را بیان مى‏کند، یعنى در هر زمانیکه اراده کردید مجاز هستید و اگر مکانیه باشد، معناى مکان باشد، معنا چنین مى‏شود (شما به کشتزار خود وارد شوید، از هر محلى که خواستید) توسعه در مکان و چگونگى انواع آمیزش است. و به هر معنا که باشد مى‏خواهد اطلاق را برساند، مخصوصا با قید (شئتم) این اطلاق روشن‏تر به چشم مى‏خورد. به این ترتیب، دو همسر مى‏توانند هر گونه ودر هرجهت و در هر زمان و مکان، از لذت جنسى بهره گیرند، جز آنچه در قانون شرع ممنوع شده است و این همان چیزی است که مرد براثر حق تمکین به آن می رسد.
در این آیه زنان تشبیه به مزرعه شده‏اند، و این تشبیه ممکن است براى بعضى سنگین آید که چرا اسلام درباره نیمى از نوع بشر چنین تعبیرى کرده است در حالى که نکته باریکى در این تشبیه نهفته شده، در حقیقت قرآن مى‏خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانى نشان دهد که زن وسیله اطفاء شهوت و هوسرانى مردان نیست، بلکه وسیله‏اى است براى حفظ حیات نوع بشر، این سخن در برابر آنها که نسبت به جنس زن همچون یک بازیچه یا وسیله هوسبازى مى‏نگرند، هشدارى محسوب مى‏شود.
2- آیه شریفه : أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ « آمیزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهایى که روزه مى‏گیرید، حلال است. آنها لباس شما هستند و

Author: 90

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *