تقلید ومدل گرایی در یادگیری بوسیله مشاهده

تقلید ومدل گرایی در یادگیری بوسیله مشاهده

بخش زیادی از یادگیری انسان از طریق شرطی سازی کلاسیک و در نتیجه تقویت یا تنبیه صورت نمی گیرد ، بلکه از طریق مشاهده انجام می شود . دو روان شناس که نوشته ها و آزمایش های آنها مکرراً بر این واقعیت تاکید دارند ، آلبرت بندورا[1]  و ریچارد اچ . والترز2  هستند . بندورا و والترز در کتاب کلاسیک خود به نام یادگیری اجتماعی و رشد شخصیت ( 1963 ) ، نشان دادند که نظریه یادگیری سنتی بسیار ناقص است ، چون نقش یادگیری مشاهده ای را نادیده گرفته است . به طوری که دیدیم ، نظریه یادگیری سنتی بر اهمیت تجربه فردی تاکید می ورزد : فرد رفتارهایی را انجام می دهد و پیامدهای بعدی آن را تجربه می کند . نکته بندورا و والترز این است که یادگیری به مقدار زیاد از طریق تجربه جانشینی3  رخ می دهد و نه تجربه شخصی : ما رفتار دیگران را مشاهده می کنیم ، پیامدهای رفتار آنها را می بینیم ، و بعداً ممکن است از رفتار آنها تقلید کنیم . به طور خلاصه ، بندورا و والترز مدعی اند که رویکرد سنتی به یادگیری که بر تجربه شخصی و تمرین تاکید دارند ، ناکافی است و فقط می تواند برخی از انواع یادگیری و نه همه آنها را تبیین کند . به طوری که عنوان کتاب فوق نشان می دهد، بندورا و و الترز علاقه مند بودند بدانند که چگونه مردم شخصیت متفاوتی را پرورش می دهند ( برای مثال ، چرا برخی از افراد درون گر هستند و دیگران برون گرا ، برخی صلح جو هستند و دیگران پرخاشگر ، برخی سخت کوشند و دیگران تنبل ) . آنها پیشنهاد کردند در حالی که برخی از تفاوت های شخصیت پایه ارثی دارند ، بیشتر آنها ناشی ازتجربه های یادگیری فرد هستند . آنها رویکرد فرویدی یا روان پویشی به شخصیت را که بر تعامل نیروهای  روانی ناهشیار در تعیین شخصیت فرد تاکید دارد، رد  کردند.

بندورا و والترز همانند فروید معتقدند که تجربه های اولیه کودکی می توانند تاثیر مهمی بر شخصیت بزرگسال داشته باشند ، ولی به نظر آنها ، این تجربه ها از طریق اصول نظریۀ یادگیری اجتماعی ، تاثیرات خود را اعمال می کنند . منظور بندورا و والترز از نظریه یادگیری اجتماعی ، ترکیب (1) اصول سنتی شرطی سازی کلاسیک و کنشگر ، به علاوه (2) اصول یادگیری مشاهده ای یا تقلید بود . بنابراین ، آنها گمان می کردند که اصول نظریه یادگیری سنتی را رد نمی کنند ، بلکه یک اصل یادگیری مهم را به آن اضافه می کنند.

( مازور ، 1989) .

بعدا در این فصل به بررسی برخی از شواهد جمع آوری شده توسط بندورا و والترز و دیگران خواهیم پرداخت که نشان می دهند یادگیری مشاهده ای واقعا عامل کمک کننده مهمی به تفاوتهای شخصیت در بین افراد است .

ابتدا، به بررسی چندین نظریه مختلف درباره اینکه چرا اصلا تقلید رخ می دهد، می پردازیم و تحلیل بندورا را از عواملی که تعیین می کنند چه موقع رفتار تقلیدی مشاهده می شود و چه موقع مشاهده نمی شود ، مورد  بررسی قرار خواهیم داد.

[1].Albert Bandura

..ichard H. Walters2

 .vicarious experience3