دانلود پایان نامه دانشگاه و شکل گیری هویت دانشجویی -پایان نامه ارشد

دانشگاه و شکل گیری هویت دانشجویی

تعریف اصطلاحات[1] :

دانشگاه محل دانش و موسسه علمی بزرگی که شامل حداقل چند دانشکده است که در هر یک رشته ای از علوم تدریس می شود ( خرمشاد ،1387 ) .

هویت دانشگاه[2] :

هویت دانشگاه به فعلیت رساندن هویت دانشجو است البته باید توجه داشت که سخن از اهداف دانشگاه نیست زیرا هدف از تاسیس دانشگاه در یک کشور فراتر از فعلیت بخشیدن به هویت دانشجو است .

هویت دانشگاهی باید فضایی را ایجاد نماید که در آن فضا عناصری که هویت دانشجو را شکل می دهد به دانشجو ببخشد و یا در دانشجو آن عناصر را ایجاد نماید . ( سلمانپور، 1384 ) .

دانشجو[3] :

از ارکان مهم دانشگاه دانشجو است شناخت جایگاه و ویژگی های یک دانشجوی مسلمان از اهمیت خاص برخوردار است و وقتی جایگاه و ویژگی های یک دانشجو به صورت واضح شفاف و روشن تبیین شود هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد سعی خواهد نمود که آن جایگاه و ویژگی ها را رعایت کند . دانشجو یعنی طالب علم بودن ( فاتحی،1378 ) .

 

هویت علمی دانشجو :

اولین هویت دانشجو علمی و علمیت اوست . افزودن بر مسئله هویت اگر سخن از وظیفه دانشجو به میا  ن  آید اولین چیز علم او می باشد در شکل گیری هویت علمی دانشجو عوامل متعددی دخالت دارد . فضای حاکم بر جامعه نوع نگاه در جامعه به دانشگاه ارتباط و تعامل مدیریت صنعت ، فلاحت . . .

1 ـ روحیه پرسشگری

2 ـ توجه عمیق

3 ـ تفکر عمیق

4 ـ آگاهی و علم وسیع دقیق و به روز

5 ـ مطالعه جدی از عواملی هستند که در شکل گیری هویت علمی دانشجو حائز اهمیت است .

 

شکل گیری هویت دانشگاهی :

در نظریه های روانی ـ اجتماعی اریکسون ( 1968 ) بر تعامل و کنش متقابل بین فرد و محیط اجتماعی بسیار تاکید شده است  برزنسکی و آدافر( 1990 ) برای گروهی از نوجوانان دانشگاه به عنوان یک بافت آموزش کنش هایی را در نوجوان ایجاد نموده و پلی است میان نوجوانی و ورود به دنیای بزرگسالی .هیون[4] ( 1994 ) معنقد است که پیشرفت عمده در شکل گیری هویت معمولا در طول سالهای تحصیل در دانشگاه رخ می دهد و این به دلیل تنوع محرکات فکری و اجتماعی است که فرد در طول این سالها با آن مراجعه می شود در یک مرور 100 تحقیق انجام شده در زمینه تجربه دانشگاهی که توسط پاسکارلا و تزنزین صورت گرفته این نتیجه به دست آمد که دانشجویان به طور موفقیت آمیزی رشد یافتند پاسکارلا[5] و ترنزین[6] معتقدند که دانشگاه باید چالش هایی را برای دانشجویان ایجاد نماید که برای حل آنها فرد به تفکر منطقی و انتقادی نیاز داشته باشد و در این مسیر عقاید و شیوه های فعالیت مختلف آزمون شود و تا از طریق رشد و تحول شخص تسهیل گردد ( آدامنر ، ریان[7] و کینیگ[8] 2000).

آدامز (2000 ) معتقد است است که محیط آموزشی عقلانی که در آن آگاهی های تحلیلی و انتقادی از جریانات اجتماعی ایجاد می شود تحول هویت را تسهیل می نماید (آدامنر ریان و کیتینگ ،2000 ) معتقدند در چارچوب ساخت هویت با یک فرایند خود تاملی همراه است . خود تاملی عبارتست از : مقایسه دیدگاه های دیگران با نقطه نظر خود و ایجاد استنباط هایی در مورد احساسات ، رفتار و یا نگرش های خود که نتیجه آن ساخت یک احساس از خود یا هویت می باشد برزنسکی  (1988 ) خود تاملی زیر بنای تفکر مجا دله ای ( دیالکتیک ) است و به محض این که برای فرد فرصتی جهت تجربه تنش مجا دله ای در انتخابهای متضاد ایجاد شود برانگیخته خواهد شد .

 

شکل گیری هویت ورشته های تحصیلی

افراد آگاه از دیدگاه های متضاد فرآیند تفکر به صورت مجا دله ای را تجربه می نماید که این سبب بروز خود آگاهی و خود هوشیاری در فرد می شود . به این ترتیب فرد با چنین تفکری احتمالا در جهت هماهنگی و تلفیق آرای متضاد اطلاعات مهم خود عمل کرده و انتخابهای جدید و تعهد به یک هویت را در خود ایجاد می نماید . به این ترتیب قابل پیش بینی است که نظام های ارتباطی که با جریانات اطلاعاتی تحلیلی و تفکر انتقادی مشخص می شوند با خود تاملی بالاتر به صورت تفکری مشابه با تفکر مجادله ای همراه خواهند شد . به این ترتیب می توان حدس زد در دانشجویان رشته های فنی که کمتر با چنین تفکری در طول سال های تحصیل خود مواجه هستند رشد و تحول هویت با سرعت کندتری نسبت به آنچه در دانشجویان رشته علوم انسانی انتظار می رود صورت می گیرد .

لووینگر[9] ، کومن[10] و بونویل [11] ( 1985 ) به نقل ازمردیها ( 1382 ) یک پژ|وهش طولی را طراحی نمودند که طی آن رشد من دانشجویان در طول چهار سال تحصیل در دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت . آنها دو گروه از دانشجویان فنی را با هم مقایسه نمودند گروه اول دانشجویانی بودند که دانشکده آنان در یک محیط کاملا فنی قرار داشت گروه دوم دانشجویان فنی از مجتمعی بودند که در آن جز دانشکده فنی دانشکده های دیگری در سایر حوزه ها نظیر علوم انسانی هنر ، پزشکی در آن قرار داشتند در این تحقیق به گروه اول یک برنامه آموزشی ارائه شد که هدف آن آگاه نمودن دانشجویان از این مطالب بود که فقط تسلط بر مهارت های تکنیکی کافی نیست لازم است آنها در فهم و آگاهی از خویشتن نیز رشد کنند ظرفیت آگاهی های زیبایی شناختی خود را بالا ببرند .

و از همه مهم تر اینکه مداوما برای دریافت اطلاعات جدید باز باشند هر چند به طور معمول انتظار می رفت که دانشجویان گروه دوم در رشد من در طور چهار سال تحصیل پیشرفت بیشتری را نشان دهند . ولی لووینگر و همکارانش ملاحظه کردند که که دانشجویان گروه اول ( کاملا فنی ) به پیشرفت وسیع تری در رشد من دست یافتند که این نشان دهنده موفقیت برنامه اجرا شده توسط آنان بر روی گروه اول بود تحقیق دیگری آدامنر ریان ، کیتینگ (2000 ) برای بررسی تاثیر محیط دانشگاه بر روی شکل گیری هویت و قدرت من انجام گرفت در این تحقیق 294 نفر از دانشجویان طی دو سال مورد بررسی قرار گرفتند . اطلاعاتی که در این تحقیق جمع آوری شد عبارت بودند از :

میزان حمایتگری و عقلانیت موجود در گروههای آموزشی ، فراوانی آموزش تحلیلی و انتقادی در کلاس ، تفکر مجادله ای ، سر درگمی هویت ، هویت یابی موفق و قدرت وفاداری من .

نتایج نشان داد که حمایتگری و عقلانیت موجود در گروه آموزشی پیش بینی کننده قدرت من می باشد همچنین استفاده از تفکر مجا دله ای ( دیالکتیک ) و راهبردهای مدیریت اطلاعات ( خود تاملی ) به عنوان میانجی اثر حمایت گری و عقلانیت فضای دانشگاه بر روی کنش های روانشناختی عمل کردند با توجه به مطا لعاتی که در داخل و خارج انجام شده موید این مطلب است که دانشگاه و ساختار علمی ، فرهنگی و اجتماعی آن می تواند تسریع کننده رشد هویتی دانشجویان باشد ( رحمانی ،1385 ).

 

نقش دانشگاه در تربیت هویت جوانان :

اساسی ترین عامل برقرار نمودن نظام آموزش عالی ( دانشگاه ) تربیت و آماده ساختن نیروی انسانی کار آمد و شایسته دارای مهارت به منظور پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه در زمینه های مختلف می باشد . همچنین تولید و ارائه دانش بومی برای حل مسائل جاری و حیاتی جوامعی که دانشگاه ها در آن قرار دارند از عمده ترین نقش های آموزش عالی به حساب می آید .

چنین نظام آموزشی عا لی دانشجویان را به عنوان نوآوران ، متفکران ، حرفه شناسان و حتی مخترعان ، تربیت و به جامعه عرضه می نماید . این فلسفه ، تمام دانشگاهیان را بر آن می دارد که به سهم خود و به اندازه توان و شایستگی خود مشارکت با دانشگاه را جهت دستیابی به استانداردها و روز آمد شدن آن افزایش دهند . به منظور رسیدن دانشگاه به درجه عالی پاسخ گویی و رفع نیاز از جامعه خود لازم است دور نمایی جامع که نشانگر تلاش هر عضو هیات علمی و هر دانشجو و به همراه آنان مساعی کارکنان و مشارکت مردم و سایر نهادها و دستگاه ها جهت رونق روز افزون دانشگاه ها می باشد تهیه و به عمل در آید .(خادمی،1381 )

 

 

سیما ومحتوای دانشگاه

سیما و محتوا ی دانشگاه دو مولفه بنیا دی هستند که در تعیین جایگاه و نقش اجتماعی آن به طور مستقیم دخالت دارند دانشگاه جایگاه والاترین تعاملات منتهی به اجتماعی شدن انسان ها است به ویژه در زمانی که مولفه های فرهنگ ساز صورت سابق خود را از دست داده و تخصص شدن فرهنگ به همراه قابلیت ترویج و فراگیری آن سرنوشت دانشگاه و کلیت جامعه را به هم گره زده و بین آن دو ضمانت برقرار نموده است .

در تحلیل اهمیت و ماهیت دانشگاه ارزیابی از داده ها رخداده ها نشانگر ان است که خروجی دانشگاه تا چه حد تابع داده ها است و در چه دامنه ای از حداقل تا حداکثر دور از ذهنی نوسان دارد . یک دانشجو که به عنوان ستاد شناخته شده پس از گذراندن دروس و الزامات دوره کارشناسی ، کارشناسی ارشد یا دکترا در یک حد متعارف فارغ التحصیل شناخته شده و ممکن است در دوره تحصیل به یک منبع پایان نا پذیر سرمایه و افتخار تبدیل شده و آثار اجتماعی جاری و دامنه دار از خود به جا گذارد و با یک پژوهشی و یک یافته علمی و یا یک اثر منتشر شده اعم از کتاب یا مقاله تا چه حد می تواند تاثیر اساسی بر ساختار فرهنگی و اجرایی محیط داشته باشد . امروز دانشگاه به مراتب بیشتر از گذشته مورد توجه جامعه است و به عنوان یک هدف بزرگ برای نسل جوان ما که از صمیم قلب آرزوی دستیابی به آن را دارند مطرح است و به همین منظور سالانه میلیون ها جوان و به تبع آنها میلیون ها خانواده توان و بضاعت خود را بر آن متمرکز می نمایند .

پایگاه های اقتصادی و سیاسی و حاکمیت موثر و مقبول در دانشگاه ریخته می شود به عبارت دیگر آشنا ترین و مردمی ترین نهاد امید بخش برای توسعه پایدار دانشگاه است دانشگاه رسالت دار پیکان ایمان علیه کفر، علم علیه جهل ،وحدت علیه تفرقه ، معنویت علیه مادیت ، تعاون علیه خودخواهی و مسوول ، رساندن جامعه بر مرزهای دانش است و رابطه برگزیدگان جامعه با دانشگاه به مراتب فراتر از دوره تحصیلی آنها ارزیابی می شود چه در آن دوره روح دانش دوستی ، معرفت طلبی ، تکلیف شناسی و مسوولیت پذیری در دانشجویان تقویت می شود .و آنان را برای تمام دوره زندگی تجهیز معنوی می کند بیداری و نشاط سیاسی ملت ها و بر هم زدن نا معادلات و برخوردهای نقا دانه و حق طلبانه جوامع تا حد چشمگیری ریشه در ارتباط آنها با دانشگاه داشته و دارد . (مردیها،1382)

منزلت و قداست دانشگاه 

منزلت و قداست دانشگاه به موجب آن شخصیت دانشگاهی را باید حاصل جمع تمام تجربیات خالصانه و آرمان خواهانه و از خودگذشتگی در کارزاری سرنوشت ساز دانشجو علیه جهل و نادانی دانست حریم دانشگاه باید مورد دفاع اجتماعی قرار گیرد و سیاست های حاکم بر دانشگاه باید زمینه ی تحولات چشمگیر علمی و تحقیقاتی را فراهم آورد . دانشگاه زمانی شایسته و ارزنده می باشد که افراد جامعه آن را تسهیل پیشرفت ، بلوغ فکری و تشخیص اجتماعی دانند . دانشگاهی بودن تحسین انگیز و ارزش آور باشد ( تسلیمی ، 1378 ) .

 

دانشگاه جایگاه آموزش و پژوهش

دانشگاه به عنوان متصدی علم و فرهنگ و بخشی از مسئولیت جامعه پذیری و فرهنگ مداری شهروندان را بر عهده دارد .

و انتظار می رود که در تصحیح انحرافات ایفای نقش کند دانشگاه را می توان با دو نگرش سنتی و دیگری نگرش مدرن نگریست در نگرش سنتی از این حیث اختلافی نیست که دانشگاه در مقام برتری نسبت به جامعه قرار گرفته است . که به دلیل اشراف خود هم می تواند و هم می باید در حل مشکلات جامعه نقش پیشتاز داشته باشد . اختلاف در این است که دامنه ی مسوولیت آن تا چه اندازه توسع یا تضمیین یابد .

بنابراین اگر آن دسته از حامیان این نگرش را که ضمن باور به برتری و مسوولیت دانشگاه نسبت به جامعه معتقدند ماموریت مشخص دانشگاه منحصر در حل بحرانهای علمی ، تکنولوژیکی است کنار بگذاریم باقی مانده این گروه بر این باورند که دانشگاه مسوولیت ، ماموریت و قدرت درمان بیماری های فرهنگی جامعه را دارد از این منظر می باید دانشمند ، حکیم ، عالم و . . . را به عنوان کسی که صاحب معرفت است و به تبع دانشگاه را به عنوان موسسه یی که تولید و عرضه ی معرفت را نهادینه می کند عناصری تلقی کنیم که کارکرد فرهنگی آنها حل بحرانهای فرهنگی اجتماعی ، شغلی از طریق حل بیماری جهل است دانشگاه به دلیل دانش بیشتر و محیط فرهنگی اجتماعی امکان هدایت و حل انحرافها و بحرانهای هویتی ، اجتماعی و فرهنگی را دارد . البته این امکان نیز وجود دارد که دانشگاه خود نیز دچار انحراف و بحران شود . دانشگاه در جامعه همان وظیفه یی را دارد که عالمی در میان جاهل : باید ارزشها را به دانشجو نشان دهد و راه رسیدن به ارزشها ، باورها و هنجارهای جامعه را به آنها بیاموزد در هر حال برتری علمی دانشگاه علی الاصول هم می تواند خود دانشگاه را از کجروی محافظت کند و هم می تواند آن را در موقعیت ارشاد اخلاقی و حل بحرانهای فرهنگی و اجتماعی و هویتی قرار دهد .(مردیها،1382)

[1] Expressions meaning

[2] University identity

[3] Student of the university

[4] Hione                                                  4 Riane

[5] Passcarla                                            5 Kinig

[6] Ternezine

[9] Lovingre

[10] Koman

[11]

نقش دانشگاه در حل بحرانهای فرهنگی و اجتماعی

روشن است که از این دیدگاه با توسعه ی ارتباط مستقیم با جامعه از طریق اشاعه ی دانش ، خصوصا بخش هایی از علوم انسانی که به حکمت علمی نزدیک تر است جامعه را از عوارض سوء رفتارهای خلاف هنجار آگاه کند . علاوه بر این دانشگاه می تواند استفاده از ظرفیتهای علمی و فنی خود راههای توسعه ی جامعه پذیری و فرهنگ مداری را تقویت کند . می تواند از امکانات نرم افزاری خود همچون هنر ، ادبیات ، فلسفه و . . . و نیز از ظرفیتهای سخت افزاری خود همچون تکنولوژی ارتباطات ، برای تقویت مدیریت بومی ، هنجارهای دینی و باورهای ملی کمک بگیرد و به این شکل در مقابل بحرانهایی که ناشی از آسیب فرهنگهای بیگانه است نوعی ایمنی فراهم کند ؛ همه ی اینها البته در کنار این خوش بینی است که میزان انحراف و یا بحران را در دانشگاه بسیار کمتر از اجتماع فرض کنیم .

اما بیرون از پارادایم ((هدایت متکی بر معرفت ))نقش دانشگاه در حل بحرانهای فرهنگی و اجتماعی چشم انداز کاملا متفاوتی پیدا می کند . از منظر علمیت اجتماعی ، دانشگاه بخش پیوسته از جامعه یی است که خود همانند سایر بخشها می تواند قربانی بحرانهای فرهنگی و اجتماعی باشد این درست است که میزان ایمنی بخشهای مختلف یک سیستم در برابر یک بحران ممکن است متفاوت باشد . و با توجه به آسیب پذیری و بحران زدگی به حل بحران می پردازد .(همان)

 

ساختار دانشگاه

ساختار دانشگاه به دلیل ارتباط نزدیک با راس هرم قدرت و با طبقه ی مسلط در باز تولید ساخت اجتماعی فرهنگی نقش مهمی دارد نظام آموزشی یکی از مهم ترین مراکز هنجارسازی در هر جامعه است و دانشگاه به عنوان مهم ترین قسمت نظام آموزشی مدرن به گونه یی برنامه ریزی می شود که به طور طبیعی ارزشهای مطلوب را روی خط تولید بیاورد نه به این معنا که به سوی آن دعوت کند و در رعایت آن را ضامن فضیلت بشمارد بلکه به این نحو هنجارهای تقویت کننده و دوام و بقای یک سیستم را که رعایت آنها ضامن موفقیت افراد و نهادهاست . به گونه ای طراحی می کند .

که تنها روش ممکن یا مطلوب به نظر آیند بدون فرض نوعی طراحی توطئه آمیز به گونه یی عادی و طبیعی دانشگاه به وسیله ی قواعد نانوشته و رفتارهای نمادین و ارزش گذاریهای ضمنی چنان می کند ؟ رفتار و اخلاق و افکار و گفتمانی باز تولید شود که به اصطلاح به سیستم جواب می دهد و مطلوب آن است، مثلا اگر دانشجویان اعتقاد دارند که تحصیل در رشته های صنعتی ارزش بیشتری نسبت به تحصیل در رشته های علوم پایه دارد این اعتقاد نوعی پاسخ به نیاز نظام اقتصادی فرهنگی است و اگر رفتار خالی از اعتراض و خشونت نشانه ی شخصیت شمرده می شود به دلیل این است که در باز تولید نظام سیاسی فرهنگی تاثیر دارد بنابراین دانشگاه در سامان هویت سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی سهیم است و سهم آن هم از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است . البته این ساختار دانشگاهی بیشتر در جوامع دارای ثبات صورت می گیرد.و در جوامع در حال گذر خصوصا در فضاهای دستخوش ناپایداری و نابسامانی ، نقش دانشگاه تا حدودی تغییر می کند آن بخشی از دانشگاه که بیشتر از طبقه ی مسلط و لایه های ممتاز ریشه می گیرد کماکان در خدمت باز تولید نظم مستقر است اما قسمت اعظم آن که با طبقه ی متوسط در ارتباط است به طراحی و معماری نظم جدید مشغول می شود به عبارت دیگر به نظر می رسد همواره بخشی از دانشگاه در باز تولید نظم مستقر و بخش دیگری از آن در جایگزینی آن فعال است اما نسبت میان این دو در زمانها و مکانهای مختلف متفاوت است در شرایط نظم مستقر ، دانشگاه در حفظ توجیه ، تقویت و بازآفرینی این نظم کمال دخالت را دارد . طالبان تغییر یک اقلیت حاشیه یی را تشکیل می دهند در شرایطی هم که نظم مستقر چه در قالب انقلاب و چه در قالب اصلاح دچار فتو رشد باز هم دانشگاه است که در تضعیف ، تخریب پیشنهاد بدیل و استقرار نظم جدید نقش کلیدی بازی می کند و اقلیت طرفدار نظم سابق حاشیه نشین می شود .

معنای سخن فوق این است که کارکرد دانشگاه در تعیین وضعیت اجتماعی صرفا به لحاظ قدر مطلق متفاوت است نه با نظریه مثبت یا منفی بودن آن دانشگاه در معادلات تاسیس تثبیت و تغییر سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی عامل قدرتمندی است که می تواند از این قدرت خود به منظورهای متفاوتی بهره بگیرد

و این منظورهای متفاوت و نوع بهره گیری آن همچون سایر حوزه های اجتماعی تابع قواعد بازی اجتماعی و منطق موقعیت است و از نظام نامه ی اخلاقی یا ارزش مستقلی که بریده از شرایط باشد پیروی نمی کند یعنی دانشگاه به عنوان یک زیر جهان اجتماعی هم در بحران آفرینی هم در بحران زدگی و هم در بحران زدایی قدرت ایفای نقش دارد تفاوتش با دیگر زیر مجموعه های اجتماعی ، قدرت برتر آن در این امور است این برتری هم البته از نوع برتری منشی و ارزشی و قدرت اخلاقی و قدرت هدایت و . . . نیست بلکه برتری روش ناشی از تجهیز به دانش ابزاری است .(تسلیمی،1378 )

 

 

هویت یابی در دانشگاه

دانشگاه دقیقا به واسطه برخورداری از پدیده یی به نام دانش متراکم می تواند در هویت یابی نقشی مهم تر از سایر حوزه های اجتماعی ایفا کند . اما این نقش به واسطه ی روشنی بخشی علم نیست به واسطه هویت ابزاری آن است هویت ابزاریی مه قدرتمند و خنثی است قدرت دانشگاه در یک جامعه به منزله ی قدرت ابزار سازی آن جامعه است که شامل انواع نرم افزار و سخت افزار آن می شود علوم فنی و علوم انسانی قادرند دانشگاه را به مرکزی تبدیل کنند که با استفاده از ابزارهای عینی و علوم انسانی ذهنی ( حقوق ، سیاست ، تبلیغات ) قدرت نفوذ فوق العاده این به دست آورد و اثر گذار باشد ( مردیها،1382)

Bonville