دانلود پایان نامه حقوق درباره : پیامبر اسلام (ص)

از دویست درهم می باشد که رسول مکرم اسلام (ص) فرمودند: این رکاز است و در آن خمس می باشد.
همان گونه که مشاهده می گردد، رسول اسلام (ص) برای رکاز، یعنی گنج هایی که از قدیم در زمین وجود داشت و یا در زمان جاهلیت مردم به جای می گذاشتند، واژهی رکاز را به کار برده و در محدودهی خمس قرار دادند. و نیز در مسند احمد آمده است که مردی از سرزمین مزینه از رسول مکرم اسلام (ص) سؤالاتی کرد که در آن این مسأله نیز وجود داشته است: ما در خرابه ها و آرام گنج هایی می یابیم پس با آن چه کنیم؟ پس رسول مکرم اسلام (ص) در پاسخ فرمودند: در این موارد و در رکاز خمس است. مقصود از خرابه مشخص است که سرزمین ها و خرابه هایی است که رو به خرابی گذاشته و از قدیم وجود داشته و در آن گنج هایی مدفون شده است و اما مقصود از کلمهی آرام، در نهایه ابن اثیر آمده است که آرام عبارت از علامت هایی است که به مثابه سنگ که در زمان های گذشته اگر کسی در مسیر خود رگه هایی از طلا یا نقره پیدا می کرد و یا به گنجی بر می خورد در جایی قرار می داد و بر روی آن علامتی سنگی قرار می داد که به واژهی آرام مشهور بوده اند که در این حدیث از رسول مکرم اسلام (ص) سؤال شده است که در خصوص آرام تکلیف چیست؟ که پیامبر اسلام (ص) مبحث خمس را در آن وارد کرده اند.
نتیجه بیاناتی کی مطرح شد به این ترتیب است که رسول اسلام (ص)، امر به وضع خمس برای هر آن چه که از زمین خارج می شده، کرده است و طلا، نقره، گنج، معدن در این امر مساوی بوده اند. و همان گونه که مشخص است هیچ یک از اینها غنائم جنگی نبودند، چرا که برخی گمان می کردند خمس فقط در میان غنائم جنگی مطرح می شده است.
و نیز بخاری در صحیح خود در یکی از مکاتب رسول مکرم اسلام (ص) سخن می گوید که عبد القیس از سرزمینی دور برای رسول مکرم اسلام (ص) نامه نوشت و عنوان کرد از آنجا که میان شما و مشرکین جنگ می باشد و ما نمی توانیم به نزد شما حضور یابیم پس به ما اوامر خود را بفرما تا بدان وسیله به بهشت داخل شویم که رسول مکرم اسلام (ص) به چهار مورد امر کرده و فرمودند به شما امر می کنم تا ایمان به خداوند داشته باشید و نماز به پا دارید و زکات دهید و خمس را از غنائم خود پرداخت نمایید. و نیز در کتابهای تاریخ آمده است که وقتی اسلام ظهور پیدا نمود و مقام آن عالی شد و سرزمین عربستان به مرور زمان در زیر پرچم اسلام قرار گرفت از کشور یمن و دیگر مناطق نامه هایی به دست رسول اسلام (ص) رسید تا ین که پیامبر اسلام (ص) آنان را مورد تأیید قرار دهد که رسول اسلام (ص) نیز نامه هایی به آنها نوشت تا این که اقرار به خداوند تبارک و تعالی داشته باشند و نیز وی نمایندگانی به سوی آنها فرستاد تا این که سنت نبوی را به آنان تعلیم دهند و صدقات را قبض کنند.
طبری به یکی از این نامه ها اشاره می کند: بسم الله الرحمن الرحیم، این بیانی از خدا و رسول است یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود عهد و بیانی از محمد رسول نبی اسلام (ص) است برای عمر بن حذم هنگامی که او را به سوی یمن فرستاد او را امر به تقوی نمود و این که از غنیمت ها خمس آن را برای خداوند بردارد.
و نیز ابن سعد از یکی از نامه های رسول خدا (ص) نقل می کند که پیامبر اسلام طی نامه ای برای سعد هضیم از قبیلهی قضاعه و نیز قبیلهی جذام نامهی واحدی فرستاد که در آن به فریضه صدقه امر فرمود و نیز بدان ها دستور داد تا این که صدقه و خمس را به نمایندگان پیامبر اسلام (ص) پردازند.
و نیز پیامبر اسلام (ص) در طی نامه ای به خاندان ازدی و قومش آورده اند: که نماز به جا آورند و زکات دهند و خدا و رسولش را اطاعت کنند و از غنائم، خمس خداوند تبارک و تعالی و نبی را پرداخت کنند که در این صورت ذمهی خداوند و ذمهی رسول اسلام (ص) با آنها خواهد بود.
تقسیم خمس در سیره نبوی
در سیره پیامبر اسلام (ص) بر اساس بیانی که در تفسیر طبری آمده، نزدیکان پیامبر اسلام (ص) خمس را به شش قسم تقسیم کرده اند، برای خدا و رسول دو سهم و یک سهم برای نزدیکان و بستگان. و از ابی العالیه ریاحی نقل شده است وقتی به نزد رسول مکرم اسلام (ص) غنیمتی آورده می شد، آن پیامبر غنیمت را به پنج قسمت تقسیم می کرد، چهار پنجم را برای صاحبان آن قرار می داد و یک پنجم آن را خود دریافت می کرد که همان خمس باشد.
بخشی از آن برای کعبه که سهم خداوند باشد قرار می داد و بخشی دیگر را سهم رسول و ذی القربیٰ و یتامی و مساکین و ابن سبیل قرار می داد و عنوان می کرد آن چه که برای کعبه قرار داده، سهم خدا است.
همان گونه که ملاحظه می گردد، پیامبر اسلام (ص) خمس را به شش قسمت تقسیم می کرد که همین روش موافق با نص آیه خمس می باشد و این که در این روایت آمده است که پیامبر اسلام (ص) سهمی را برای کعبه قرار می داد، آن اتفاق بود چرا که در مواردی دیگر پیامبر اسلام (ص) فرموده اند که خمس خداوند با خمس رسول واحد است که پیامبر اسلام (ص) آن را دریافت می کرد و هر آنجا که مصلحت می دید، هزینه می کرد که این روش یعنی دریافت سهم خدا و رسول، توسط پیامبر اسلام (ص) در همین تفسیر طبری به دو سند آمده که رسول خدا (ص) چهار پنجم اموال را به صاحبان آن می داد و یک پنجم را خود دریافت می کرد و سهم خدا و رسول را خود هزینه می کرد.
و نیز بلاذری در فتوح البلدان خویش از محاصرهی پیامبر اکرم (ص) نسبت به یهودیان خیبر سخن گفته و در خصوص غنائم و خمس آن چنین عنوان کرده است که رسول اسلام (ص) سهم غنائم خیبر را ۳۶ سهم قرار داد و هر سهمی را ۱۰۰ سهم در نظر گرفت که ۱۸ سهم برای رسول اسلام (ص) و ۱۸ سهم برای مسلمانان که میان خود تقسیم کنند که رسول اسلام (ص) نیز مانند سهم یک نفر دریافت می کرد.
همان گونه که ملاحظه می گردد و نیز بلاذری آورده است که رسول اکرم (ص) بخشی از سهم مسلمانان را بین کسانی که در جنگ حدیبیه حضور داشتند و کسانی که به همراه جعفر بن ابی طالب به سرزمین حبشه رفتند نیز قرار داده بود.
خمس در عصر خلفای بعد از پیامبر اسلام (ص)
همان گونه که در قسمت اول ملاحظه کردید، رسول خدا (ص) سیرهی مشخصی در تبیین خمس و تقسیم آن داشتند اما بر اساس نقل های روایی و تاریخی، این سیره بعد از رحلت رسول خدا (ص) تغییر کرد. در احکام القرآن جصاص آمده است بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) در خصوص سهم رسول اسلام (ص) و سهم ذوی القربی میان مسلمانان اختلاف شد برخی عنوان کردند سهم پیامبر اسلام (ص) برای خلیفه است و برخی عنوان کردند، سهم ذوی القربی برای بستگان پیامبر اسلام (ص) است و طائفهی دیگری گفتند، سهم ذوی القربی برای بستگان خلیفه بعد از پیامبر است. و هم او در روایت دیگری عنوان کرده است هنگامی که پیامبر اسلام (ص) رحلت فرمود ابو بکر نصیب بستگان پیامبر را به مسلمانان رد کرد و آن را در مسیر فی سبیل الله قرار داد. و در تفسیر طبری از قتاده آمده است: هنگامی که از او از سهم ذوی القربی سؤال شد، او عنوان کرد این روزی و قسمتی برای پیامبر اسلام (ص) بود و هنگامی که فوت کردند ابو بکر و عمر آن را در مسیر فی سبیل الله قرار دادند. و بر اساس همین نقل بود که جبیر بن مسلم در روایت خویش عنوان کرد، ابو بکر به بستگان رسول خدا (ص) آن چه که پیامبر (ص) بدان ها اعطاء می کرد را پرداخت نمی کرد.
در عهد خلیفهی سوم یعنی عثمان نیز خمس به همین طریق اعمال می شد اما در یکی از عملکرد های او آمده است که عثمان خمس فتوحات آفریقا را یک بار به عبد الله بن سعد و بار دیگر به مروان بن حکم داد.
این نقل از ابن اثیر است که در تاریخ خود آورده: عثمان در نبرد اول در فتوحات آفریقا خمس غنائم را به عبد الله واگذار کرد و در نبرد دوم خمس آن را به مروان. پس از این ماجرا، روزی مروان به هنگامی که در مدینه خانه ای نو ساخت مردم را برای ولیمه و طعامی دعوت کرد و هنگامی که جمعیت حضور داشتند، مروان عنوان کرد به خدا قسم من در ساختن این خانهی بزرگ به هیچ وجه از اموال مسلمانان هزینه نکرده ام. شخصی بلند شد و عنوان کرد اگر به غذای خود مشغول شوی و ساکت گردی برای تو بهتر است ما با تو در آفریقا نبرد کردیم در حالی که تو از ما کمترین فرد از لحاظ اموال و بردگان بودی اما عثمان خمس فتوحات آفریقا را به تو داد و از اموال مسلمانان آن چنان بدست آورده ای که سرمایه های تو به اوج خود رسید. بعد از عثمان که خلافت حضرت علی (ع) آغاز گشت، حضرت علی (ع) نیز از نظر عملکرد نسبت به خمس، همان مسیر خلفا را ادامه داد یعنی خمس را برای بیت المال قرار می داد به این ترتیب که وقتی ابو بکر و عمر و عثمان خمس را سه سهم می کردند، سهم پیامبر و سهم ذوی القری را حذف می کردند اما به ابن سبیل و ایتام و مساکین از خاندان رسول الله و به جز خاندان رسول الله سهمی اعطاء می کردند. حضرت علی (ع) نیز همان مسیر را ادامه داد که از امام باقر (ع) سؤال شد که حضرت علی (ع) در خمس چگونه عمل می کرد و رأی آن حضرت چه بود؟ امام باقر (ع) در پاسخ فرمودند: رأی و نظر حضرت علی (ع) همان رأی اهل بیت است و لکن حضرت علی (ع) کراهت داشت که با ابو بکر و عمر مخالفت ورزد. و در سنن بیهقی آمده است که حضرت علی (ع) کراهت داشت از این که برخلاف روش ابوبکر و عمر عمل نماید. و نیز بیهقی در نقلی عنوان نموده است که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و عبد الله بن جعفر از حضرت علی (ع) درخواست کردند که سهم آنان را از خمس اعطاء کند حضرت در پاسخ فرمود: درست است آن حق شماست و لکن من در حال نبرد با معاویه هستم پس اگر شما اراده نمایید حق شما را در خصوص این جنگ هزینه کنم. از این نقل مشخص می شود که حضرت علی (ع) خمس را در تجهیز جنگ ها به کار می برد. و خلاصهی سخن چنین است که بعد از رسول اکرم (ص) خلفاء چهار گانه یعنی ابوبکر، عمر، عثمان و حضرت علی (ع) خمس را به سه سهم تقسیم می کردند، سهم پیامبر و سهم ذوی القربی را در مسیر فی سبیل الله قرار داده و سهم ایتام، مساکین و ابن سبیل را به این سه گروه اعم از این که از خاندان رسول اسلام (ص) باشند و یا به جز این خاندان اعطاء می کردند.
خمس در عهد خلفای بعد از علی (ع)
بعد از حضرت علی (ع) که معاویه به عنوان خلیفهی مسلمانان حکومت می نموده روشی دیگر نداشت و عموماً خمس را در سیطرهی خود قرار می داد بعد از هر جنگ و نبردی خمس اموال را معاویه در تحت تسلط خویش داشته و از آن بهره برداری می کرد و به هیچ وجه به آل رسول (ص) اعطاء نمی کرد.
در طبقات ابن سعد آمده است که عبد الله بن عباس و ابا جعفر عنوان کردند که از زمان معاویه به هیچ وجه خمس به خاندان اهل بیت تقسیم نشد.
بقیهی خلفاء نیز همین مسیر را طی کردند در سنن نسایی آمده است که ولید بن عبد الملک خمس غنائم را به فرزندش عمر اعطاء کرد و بر اساس نوشته ای این گونه عنوان شده است عمر بن عبد العزیز به عمر بن عبد الولید نامه ای نوشت و عنوان کرد که پدرت ولید بن عبد الملک برای تو تمام خمس را در نظر گرفت و بدان آنچه که پدرت برای تو در نظر گرفته، سهمی است که در آن حق خدا و حق رسول و حق ذوی القربی و مساکین و ابن سبیل و آل رسول می باشد و بدان با چه کسی در حال دشمنی هستی و از اموال چه کسی در حال استفاده می باشی و این بدعتی در اسلام است که خمس اموال رسول الله را خلفا مصرف کنند و من چاره ای ندارم جز این که دستور ولید بن عبد الملک به ارسال خمس به سوی تو را عمل کنم و تو خود می دانی که چه کنی. همان گونه که از این نامه آشکار است عمر بن عبد العزیز به این اعتقاد داشت که خمس باید به خاندان پیامبر اسلام (ص) باز گشته و آنان از آن استفاده کنند، بنابر این در عهد عمر بن عبد العزیز مبحث باز گشت خمس به خاندان رسول الله (ص) مطرح می شود.
در طبقات ابن سعد آمده است عمر بن عبد العزیز دستور به پرداخت خمس به بنی هاشم داد که وقتی خمس به آنان پرداخت شد بنی هاشم از عملکرد عبد العزیز تشکر و از آن قدر دانی کردند.
و نیز آمده است که عمر بن عبد العزیز به ابی بکر محمد قاضی مدینه نامه ای نوشت و در آن دستور داد که کتیبه های ارزشمندی که خمس رسول اسلام (ص) در نبرد خیبر بود در چه وضعیتی قرار دارد؟ و پس از این که نامه به دست عمر بن عبد العزیز رسید که این از سهم خاص رسول خدا بود او دستور به قیمت گذاری آن داد ۴۰۰۰ دینار برای آن قیمت گذاری شد او ۵۰۰۰ دینار دیگر نیز بر آن نهاد که در مجموع به بنی هاشم اعطا گشت که در این پرداخت مهم میان مرد و زن و کوچک و بزرگ تفاوتی ایجاد نگشت.
و نیز در نامهی دیگری از سوی عمر بن عبد العزیز به والی مدینه عنوان شده است که خمس غنائم را به خاندان هاشم که آل رسول بوده اند، اعطا شود که پس از وصول این نامه بنی هاشم خمس اموال را دریافت کردند.
نکتهی پایان این که بعد از عمر بن عبد العزیز، دیگر سخنی از خمس مطرح نشد و در واقع خلفای بعد از او خمس این اموال را به عنوان سهم خصوصی خود داشته و به خصوص خلفای جوری که بعداً می آمدند، اعتقادی به سهم خمس برای خاندان رسول خدا (ص) نداشتند و آن را به عنوان ملک شخصی خلیفه تصرف می کردند.
خمس در عصر حضرات معصومین (علیهم السلام)
خمس در عصر حضرات معصومین (علیهم السلام) از اهمیت فوق‏العاده‏اى برخوردار بوده است، لیکن از آن‏جایى که از عصر امام على (ع) تا زمان امام باقر (ع) شیعه در فشار شدیدى از نظر سیاسى و اقتصادى قرار داشت و حکومت بنى‏امیّه حساسیت خاصى به تشیّع نشان مى‏داد، از این‏رو مجالى پیش نمى‏آمد تا فریضه خمس را آن چنان‏که شایسته و بایسته است، براى شیعیان تبیین نمایند و لزوم پرداخت آن را گوشزد کنند، بلکه با واژه «اَبَحْنا لشیعتنا» آنان را از نگرانى بیرون آوردند و تصرّف در خمس را مباح شمردند. البته وضع اکثر مردم نیز از نظر مالى خوب نبود تا خمس بدهند. اما در زمان امام محمدباقر و امام صادق (علیهم السلام) اندک مجالى پیدا شد تا مردم با مسئله خمس آل محمد (ص) تا حدودى آشنا شوند. ضمن این‏که زندگى مسلمان‏ها نیز رونق تازه‏اى پیدا کرده بود. به همین دلیل عده‏اى از طرف امامان مأمور شدند تا خمس را جمع‏آورى کنند. بعضى از این افراد عبارت‏اند از:
1 – مفضّل بن عمر، از شخصیت‏هاى بنامى است که از طرف امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) در گرفتن حقوق شرعى مردم وکالت داشت و به وى اختیار داده شده بود تا خمس را در راهى که صلاح مى‏داند به مصرف برساند. وى نیز مقدارى از خمس را براى فقراى شیعه و مبلغى را هم براى اصلاح ذات البین و آشتى دادن بین آنها در منازعات مالى اختصاص داده بود.
2 – نصر بن قاموس اللّخمى، یکى دیگر از نمایندگان امام باقر (ع) براى گردآورى خمس بود و این نمایندگى تا بیست سال تداوم داشت.
3 – عبدالله جندب، از جانب امام موسى بن جعفر و امام رضا (علیهما السلام) نمایندگى داشت و به جمع‏آورى خمس اهتمام مى‏ورزید. خوش‏بختانه مردم در این دوران استقبال خوبى از خمس نشان دادند و به نمایندگان امام کاظم (ع) به قدرى خمس پرداختند که هنگامى که آن حضرت به شهادت رسید وجوه زیادى از خمس نزد نمایندگان ایشان باقى مانده بود. نوشته‏اند که مبلغ هفتاد هزار دینار پیش «زیاد قندى و حمزه بن‏ بزیع» و سى هزار دینار پیش «عثمان بن عیساى رواسى» بود.
4 – على بن

دیدگاهتان را بنویسید