دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره راهبردهای فراشناختی-فروش پایان نامه کامل-دانلود کامل پایان نامه

و اشنایدر1987). مثلاً، کتابخوانهای ماهر، به طور خودکار (ناخودآگاه) راهبردهای فراشناختی را به کار می‌گیرند تا به این وسیله، توجهشان را متمرکز کنند، معنی را استخراج کنند و اگر اشتباهی رخ می‌دهد، تنظیم‌ها و مطابقتهای موردنیاز را انجام دهند. آنها به هنگام اجرای این مهارتها، به آنها فکر نمی‌کنند یا بر روی آنها اسم نمی‌گذارند؛ اما اگر از آنها در مورد آنچه که با موفقیت انجام می‌دهند، سؤال کنیم، معمولاً می‌توانند فرایندهای فراشناختی خودشان را به درستی و با دقت توضیح دهند. به علاوه، وقتی یک مشکل جدی رخ می‌دهد – مانند مواقع برخورد با نکات انحرافی، وقتی این کتابخوانهای ماهر با متنهای بسیار دشوار یا متناقض روبرو می‌شوند، یا وقتی که مجبور می‌شوند فرد دیگری را در مورد مهارت مشابهی، راهنمایی کنند – سرعتشان را کاهش می‌دهند و بطور خودآگاه از فعالیت فراشناختی خود باخبر می‌شوند.
در حالی که گهگاه، منعکس کردن فرایندهای فراشناختی یک فرد بطور خودآگاه، عمل مفیدی است و در حالیکه آگاه کردن فراگیران از این فرایندها، بطور غیررسمی وقتی که آنها در حال تلاش برای کسب آنها هستند نیز کار مفیدی است، این مهارتها وقتی بیشترین تأثیر را دارند که پرآموزی و خودکار می‌شوند. اگر این مهارتها خودکار و ناخودآگاه نبودند، مقداری از تلاش حافظه فعال را به خود اختصاص می‌دادند؛ و نتیجه این اتفاق، کاهش بازده خواندن، گوش دادن و فعالیتهای شناختی دیگر خواهد بود. بنابراین، مانند هر مهارت دیگری که خودکار می‌شود و به کم‌ترین فعالیت حافظه فعال نیازمند است، مهارتهای فراشناختی نیز وقتی به بهترین شکل عمل می‌کنند که پرآموزی شده باشند و بتوانند بطور ناخودآگاه عمل کنند.
فراگیرانی که از مهارتهای فراشناختی به خوبی بهره می‌برند، قادرند فرایندهای یادگیری خودشان را نظارت و هدایت کنند. مانند بسیاری از فرایندهای دیگر، مهارتهای فراشناختی با بکار بردن اجزاء اصلی آنها آموخته می‌شوند. تقریباً در همه بخشها، به این اجزاء اشاره شده است. فراگیران به هنگام آموختن یک مهارت فراشناختی، معمولا این مراحل را دنبال می‌کنند (پرسلی، بورکوسکی و اشنایدر 1987):
آنها انگیزه‌ای را برای آموختن فرایند فراشناخت در خود ایجاد می‌کنند. این اتفاق در یک صورت رخ می‌دهد: وقتی نکات موردنظر خودفراگیران و یا شخص دیگری به آنها ثابت می‌کند که دانستن نحوه اجرای این فرایند می‌تواند برای آنها مفید باشد.
آنها توجه‌شان را بر کاری متمرکز می‌کنند که خودشان و یا فرد دیگری انجام داده و از نظر فراشناختی کار مفیدی بوده است. این تمرکز توجه باعث می‌شود که اطلاعات ضروری در حافظه فعال قرار بگیرد. بعضی اوقات این تمرکز توجه از راه نمونه‌سازی صوت می‌گیرد و برخی اوقات طی تجربه شخصی، انجام می‌شود.
آنها با خودشان در مورد روند فراشناختی صحبت می‌کنند. این گفتگو می‌تواند از روابط متقابل فراگیران با یکدیگر ناشی شود، اما در این مورد، صحبت فراگیران با خودشان است که ضرورت دارد. این صحبت با خود مقاصد مختلفی را دنبال می‌کند:
– این مهارت فراگیران را قادر می‌سازد که فرایند فراشناختی را درک کنند و رمزگشایی نمایند.
– آنها را قادر می‌سازد که اجرای این فرایند را تمرین کنند.
– آنها را قادر می‌سازد تا بازخورد دریافت کنند و با توجه به کاربرد مؤثر آن فرایند، سازگاریهایی را انجام دهند.
– به فراگیران این امکان را می‌دهد تا بتوانند فرایند را به موقعیتهای جدیدی انتقال دهند و این موقعیتها در ورای موقعیتهایی است که فرایند فراشناخت قبلاً در آنها رخ داده است.
– در نهایت، آنها در حالی شروع به استفاده از فرایند فراشناخت می‌کنند که حتی از انجام آن هم بی‌خبر هستند.
این فرایند معمولاً اجرای سطح بالایی را از مرحله یادگیری و آموزش ارائه می‌دهد، این موضوع را گگن توضیح داده است. وقتی معلمها در ایجاد فرایند فراشناخت بطور رسمی به دانش‌آموزان کمک می‌کنند، اغلب از راهبردهای آموزشی‌ای استفاده می‌کنند که در یک چارچوب مشخص قرار دارند، به علاوه، تکنیکهای یادگیری همکارانه و تعلیم همسالان، اغلب به دانش‌آموزان این فرصت را می‌دهد که با دیگران در مورد فرایندهای فکریشان گفتگو کنند؛ و این فرایند اغلب به شکل فرمول بندی کردن تفکرات، درمی‌آید، و به این وسیله می‌توان این افکار را به دیگران نیز نشان داد، عملی را که در نهایت به گسترش فراشناخت می‌انجامد(پیاژه، 1964).
در آخر، باید اشاره شود به رابطه مهم میان مهارتهای پیشرفته‌تر فراشناخت و مهارتهای پایه‌ای یا واقعی، رابطه‌ای که می‌تواند بخشی از یک واحد مشخص آموزشی باشد. دانش‌آموزان معمولا مهارتهای فراشناختی رابصورت غیررسمی در حالی می‌آموزند که درگیر یاد گرفتن چیز دیگری هستند. برای موفقیت در انجام این کار،این مطلب، بسیار مهم است که فراگیران، دانش پیش نیاز مربوط به محتوای موضوعی که در حال یادگیری آن هستند را به صورت پرآموزی، آموخته باشند. اگر دانش‌آموزان تا سطح مناسبی از فعالیت خودکار، بر این دانش پیش زمینه مسلط نشده باشند، موضوع موردمطالعه همه حافظه فعال آنها را اشغال می‌کند و در نتیجه هیچ زمانی برای اندیشه فراشناختی باقی نمی‌ماند.
مثلاً وقتی بچه‌هایی که بر مهارتهای پیش نیاز تسلط پیدا کرده‌اند سعی می‌کنند مسئله‌ای را در درس حساب، حل کنند، می‌توانند به راحتی با خودشان در مورد کاری که انجام می‌دهند صحبت کنند، چرا که حافظه فعال آنها کاملاً با درخواستهای ذهنی دیگر، اشغال نشده است. این به معنای آن است که بچه‌هایی که به خوبی آمادگی پیدا کرده‌اند برای تمرین مهارتهای فراشناختی کاملاً آماده هستند. از سوی دیگر، وقتی بچه‌هایی که از برخی از این مهارتهای پیش نیاز برخوردار نیستند سعی می‌کنند همان مسئله را حل کنند، حافظه فعال آنها تقریبا به طور کامل با نیاززیادی، اشغال می‌شود، نیاز برای یافتن مهارتها و اطلاعات پایه‌ای موردنیاز برای حل آن مسئله، در این صورت، این دانش‌آموزان، نه تنها مسئله را به طور مؤثر حل نکرده‌اند، بلکه برای تمرین و گسترش مهارتهای فراشناختی یعنی همان یادگیری غیررسمی فراشناخت یا وقت کمی دارند و یا اصلاً زمانی ندارند.

وقتی معلمها و والدین بطور رسمی قصد کمک به دانش‌آموزان را دارند، این نکته اهمیت دارد که آنها نباید بیش از حد به جای دانش‌آموزان فکر کنند. افراد میانسال یا همسالان آگاهتر، اگر بیش از حد به جای بچه‌ها فکر کنند، باعث می‌شوند که آنها به متخصصان جستجو برای کمک تبدیل شوند، به جای آنکه از آنها متخصصان تفکر بسازند. از سوی دیگر، با تنظیم تکالیف و فعالیتها در یک سطح مناسب و برانگیختن بچه‌ها به تفکر در مورد آنچه که انجام می‌دهند، در حالیکه آنها با موفقیت تکالیف را انجام می‌دهند، والدین می‌توانند به بچه‌ها کمک کنند که به متفکران مستقل و موفقی تبدیل شوند(بی‌میلر و میخن بام 1992)، به دیگر سخن، اغلب بهتر است که بگوییم، «بعد از این باید چه کاری انجام بدهی؟» و سپس تا حد ضرورت به بچه‌ها انگیزه بدهیم، به جای آنکه فقط به آنها بگوییم که چه کاری انجام دهند.
پاراگراف قبلی توضیح می‌دهد که چگونه، یک استدلال منطقی غنی، غنی‌تر می‌شود و یک استدلال منطقی ضعیف ضعیفتر. اطلاعات واقعی و مهارتهای پایه‌ای، زیرساختی را برای ایجاد مهارت‌های فراشناختی ایجاد می‌کند؛ و مهارتهای فراشناختی، دانش‌آموزان را قادر می‌سازد که بر اطلاعات تسلط یابند و مسائل را راحتتر حل کنند. اگر معلمها می‌خواهند به دانش‌آموزان ضعیف کمک کنند تا از زندان فکری خود بیرون بیایند، باید راهی را بیابند تا به آنها کمک کند که هم درک خودکاری از مهارتهای پایه‌ای به دست آورند و هم مهارتهای مؤثر فراشناختی را کسب کنند و در نتیجه یادگیری خود هدایت کننده را در آنها فعال سازند.
ویتروک (1991) اشاره می‌کند که درک اشتباه فراگیران در مورد مهارتهای فراگیری آموختن و راهبردهای فراشناختی نیز از منابع بسیار مهم مشکلات در یادگیری هستند. مثلا، دانش‌آموزی که پیرو این عقیده است که بهترین روش برای یادگیری مفاهیم علمی، تکرار مکرر تعاریف آنها در هر شب و قبل از خوابیدن است، به هیچ وجه نمی‌تواند مانند فردی که درک مؤثری از این مفاهیم دارد، آنها را بفهمد.
راهبردهای شناختی
به هرگونه رفتار ، اندیشه یا عمل گفته می شود که یادگیرنده در ضمن یادگیری، مورد استفاده قرار می دهد و هدف آن کمک به فراگیری، سازماندهی و ذخیره سازی دانش ها و مهارت ها و نیز سهولت بهره برداری از آن ها در آینده است.
بطور کلی راهبردهای شناختی به ما کمک می کند تا اطلاعات تازه را برای ترکیب با اطلاعات قبلا آموخته شده و ذخیره سازی آن ها در حافظه دراز مدت آماده کنیم و در حقیقت می توان گفت که ابزارهای یادگیری هستند. و این ابزارها عبارتند از :
1 ) تکرار و مرور
1-1- تکرار و مرور ویژه موضوع های ساده غیر معنی دار
الف- بخش به بخش حفظ کردن مطالب
ب- مکرر خوانی
ج- مطالعه با فاصله
د- مکرر نویسی
ه- تکرار یک مطلب مهم برای خود با صدای بلند یا آهسته
و- تکرار اصطلاحات مهم و کلیدی
1-2- تکرار و مرور ویژه موضوع های پیچیده معنی دار
الف- انتخاب نکات مهم و کلیدی
ب- خط کشیدن در زیر مطالب مهم
ج- علامت گذاری و حاشیه نویسی
د- رونویسی و کپی کردن
2 ) بسط و گسترش معنایی
2-1- بسط و گسترش معنایی ویژه موضوع های ساده غیرمعنی دار
الف- استفاده از واسطه ها
ب- تصویر سازی
ج- روش مکان ها
د- کلمه به کلمه
ه- سر واژه ها
2-2- بسط و گسترش معنایی ویژه موضوع های پیچیده معنی دار
الف- یادداشت برداری
ب- قیاس گری
ج- خلاصه کردن به زبان خود
د- تشریح و تحلیل روابط
3 ) سازماندهی
3-1- سازماندهی ویژه مطالب ساده غیر معنی دار
الف- دسته بندی اطلاعات جدید
3-2- سازماندهی ویژه مطالب پیچیده معنی دار
الف- تهیه سرفصل های یک کتاب درسی
ب- تهیه متن به شکل طرح یا نقشه
ج- استفاده از نمودار درختی
د- استفاده از نمودار چرخشی برای تشریح یک فرایند
تکرار یا مرور
گفتن یک مطلب برای خود با صدای بلند یا آهسته را تکرار یا مرور گویند. این راهبرد ما را در کوشش برای انتقال اطلاعات به حافظه درازمدت کمک می کند. مثل زمانی که با تکرار پشت سر هم، یک شماره تلفن را حفظ می کنیم.
تکرار ویژه موضوعات ساده
معمولا راهبرد و روش یادگیری موضوعات ساده و غیر معنی دار ، روش حفظ طوطی وار است که بطور عمده بر تکرار و مرور استوار است. مطالب غیر معنی دار به مطالبی گفته می شود که ذاتا معنی دار نیستند اما برای مطالب معنی دار ، پایه و چارچوب به حساب می آیند. مانند اعداد 1 تا 10 .
یکی از راه های به یاد سپردن مطالب غیر معنی دار ، بخش به بخش حفظ کردن آن هاست. در این روش مقدار زیادی از این اطلاعات مانند جدول ضرب یا جدول علائم عناصر شیمیایی به چند بخش تقسیم و به نوبت آموخته می شوند.
راه دیگر ، حفظ اطلاعات تمرین، بصورت پراکنده یا با فاصله است. در این روش یادگیرنده به جای حفظ همه ی مطالب، وقتش را تنظیم کرده و چندین بار اطلاعات را مرور می کند.
تکرار ویژه موضوعات پیچیده
این راهبرد به یادگیرنده کمک می کند تا توجه خود را به اندیشه های اصلی، نکات مهم و قسمت های عمده مطالب متمرکز کند. مثلا در خواندن یک مطلب، با مرور حاشیه نویسی و خط کشیدن در زیر مطالب بهتر می توان عمل کرد.
بسط یا گسترش معنایی
در این روش یادگیرنده به کمک راهبرد گسترش، بین آن چه از قبل می دانسته و آن چه قصد یادگیری اش را دارد، پل ارتباطی ایجاد می کند. این کار از راه افزودن جزئیات بیشتر به مطلب تازه، خلق مثال ها و مواردی برای ایجاد تداعی انجام می شود.
یادگیری جفت های متداعی، اثربخشی واسطه ها را به اثبات رسانده اند. بطور مثال، به آزمودنی جفت های کلماتی مانند شانه، لیوان، پا ، صندلی داده می شود. که آزمودنی باید با دیدن یا شنیدن کلمه اول(محرک)، کلمه بعدی را به یاد بیاورد(مثلا شانه در لیوان است، او پایش را بر صندلی گذاشت).
یکی از راه های دیگر تصویر سازی ذهنی است. یعنی برقراری ارتباط معنی دار بین مطالب از طریق ایجاد یک رابطه ذهنی بین آن ها . بطور مثال اگر یادگیرنده بخواهد به خاطر بسپارد که گوجه فرنگی از میوه جات است می تواند یک تصویر برای خود بسازد شامل یک سبد از میوه های مختلف که گوجه فرنگی نیز در میان آن هاست.
روش دیگر کلمه به کلمه، در این روش با بهره گرفتن از یک کلمه آشنا دو کلمه به هم ربط داده و بطور معنی دار به حافظه سپرده می شود. به عنوان مثال اگر یادگیرنده بخواهد کلمه bill به معنای قبض آب، برق و … را بیاموزد، می تواند یک بیل را که در آن صورتحساب قرار دارد مجسم کند.
سرواژه ها نیز روشی است که بین ماده های اطلاعاتی نوعی ارتباط ایجاد می شود و یادگیری و یادآوری آن ماده ها آسان تر می گردد. مانند کلمه نهاجا که از حروف اول « نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران » است.
یادداشت برداری یعنی انتخاب و ثبت نکات مهم و کلیدی یک مطلب شنیداری از جمله توضیحات شفاهی معلم هنگام آموزش دادن . به گونه ای که بعدا و سر فرصت بتوان مطالب یادداشت برداری شده را مرور و بازنگری کرد.
در قیاس گری، یادگیرنده با بهره گرفتن از شباهت بین امور مختلف ، آن ها را یاد می گیرد. مثل تشبیه ذهن به کامپیوتر و کار قلب به تلمبه .
سازماندهی
ساده ترین شکل سازماندهی این است که اطلاعات در دسته هایی قرار گیرد تا آسان تر یاد گرفته شود و راحت تر به یاد آید.
دسته بندی روشی است که در واقع از مقدار اطلاعاتی که قرار است یاد گرفته شود کم نمی شود بلکه از راه تقطیع، ماده های اطلاعاتی محدود می شود.
برای تهیه سرفصل های یک کتاب درسی باید اندیشه های اصلی و فرعی را بطور مختصر و با بهره گرفتن از کلمات و عبارات مهم به دنبال هم نوشته شود.
در تبدیل متن به طرح یا نقشه، یادگیرنده ابتدا اندیشه یا مفهوم اصلی متن را مشخص می کند. بعد اندیشه ها یا مفاهیم فرعی وابسته به مفهوم اصلی را مشخص می کند و سپس این اندیشه های فرعی را به مفهوم اصلی وصل می کند.
راهبردهای فراشناختی
راهبردهای فراشناختی عمده در سه دسته برنامه ریزی ، کنترل و نظارت و نظم دهی است.
1) برنامه ریزی
الف- تعیین هدف مطالعه
ب- پیش بینی زمان لازم برای مطالعه و یادگیری
ج- تعیین سرعت مطالعه
د- تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری
ه- انتخاب راهبردهای یادگیری(راهبردهای شناختی)
2 ) کنترل و نظارت

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف- ارزشیابی از پیشرفت
ب- نظارت بر توجه
ج- طرح سئوال در ضمن مطالعه و یادگیری
د- کنترل زمان و سرعت مطالعه
3 ) نظم دهی
الف- تعدیل سرعت مطالعه
ب- اصلاح یا تغییر راهبرد شناختی
مداخلات رسمی و غیر رسمی برای آموزش راهبردهای فراشناختی
ابتدا هدف، راهبردها، عناصر مهم و نحوۀ آموزش رسمی راهبردهای فراشناختی توسط معلمان ونیز میزان تاثیر این آموزش ها بر دانش آموزان دارای مشکل یادگیری مورد مطالعه قرارمی گیرد.سپس اهداف ، مفاهیم اساسی و مراحل اجرای روش تدریس مبتنی بر نظریه ی فراشناخت بطور مفصل بیان می شوند. سپس راهبردهای غیررسمی آموزش و پرورش مهارتهای فرا شناختی، راهبردهای براون از دانشگاه کالیفرنیا در باره کمک به فراشناخت دانش آموزان در چهار عنوان و راهبردهای آرتور کوستا برای پرورش فراشناخت دانش آموزان در دوازده عنوان بررسی می شوند.
آموزش و پرورش رسمی فراشناخت
راهبردها کدامند؟
عناصر مهم این راهبردها کدامند؟
چگونه این راهبرد را اجرا کنیم؟
نحوهْ اثرگذاری مثبت این روش آموزشی بر روی دانش‌آموزانی که در یادگیری دچار مشکل هستند، چگونه است؟
هدف
هدف از آموزش راهبردهای فراشناختی این است که آموزشهای رسمی واضحی را در مورد یک راهبرد فراشناختی مشخص، در اختیار دانش‌آموزان قرار دهیم.
راهبردها کدامند؟
اولا، یک راهبرد فراشناختی رسمی، یک«دستورالعمل» فراموش نشدنی است که شیوه آسانی برای حل یک مسئله مشخص در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد.
دوما،راهبردهای فراشناختی رسمی با بهره گرفتن از متدهای آموزشی واضح و ساده‌ای تدریس می‌شوند.
راهبردهای

دیدگاهتان را بنویسید