تحقیق (پایان نامه) : رابطه‌ سرمایه‌ اجتماعی و میزان گرایش به ارتکاب جرم

نظریه‌های گوناگونی در زمینه تبیین جرائم در سراسر جهان از ابتدا تا کنون بوده است.لیکن ما بر نظر یه‌های سرمیه اجتماعی تمرکز می‌کنیم که در حوزه مطالعاتی ما می‌باشد. از طرفی جامعه شناسان در خصوص انحرافات اجتماعی تبیین‌های مختلفی ارائه داده­اند که وجه مشترک آن‌ها تاکید بر ارتباط بین همنوایی و کج رویی در زمینه‌های مختلف اجتماعی است. این نگرش، جامعه را نظامی متشکل از اجزای سازگار با یک دیگر می‌داند و اعتقاد دارد ضا من سازگاری میان این اجزا ، وجود نوعی وفاق میان اعضاء جامعه در زمینه ارزش‌های مشترک است در این نگرش، هنجارها نمودهای عملی و تفصیلی ارزش‌ها و اهداف مبتنی بر آن به شمار می‌آید و کج روی و ناهنجاری نیز رفتار شکننده و نقض کننده آن هنجارهاست، شامل : تئوری فشار، تئوری بی سازمانی اجتماعی، تئوری کج روی فرهنگی

 

2-4-2-1- تئوری فشار

2-4-2-1-1- مرتن[1]

نظریه‌های فشار عمومیت شان را به جامعه شناس آمریکایی رابرت مرتن (1968) مدیونند. او فاصله میان اهداف فرهنگی و راه‌های نهادینه شدن برای نیل به اهداف را زیربنای افزایش آمار جرم می­دارند (سخاوت،59:1381).

تئوری ابزار – هدف انحراف از رابرت مرتن (1938) نیز در گروه تئوری‌های مرتبط با احساس ناکامی و فشار طبقه بندی می‌شود «بر اساس دیدگاه مرتن جرم هنگامی پدید می‌آید که فاصله میان آرزوها‌ی تعریف شده­ی فرهنگی برای موفقیت‌های اقتصادی با امکانات توزیع دهی ساختار برای پیشرفت به وجود می‌آید، این نظر یه می‌کوشد توضیح دهد چرا جرم به ویژه در میان طبقات پایین متمرکز شده است. طبقه‌ای که دارای حداقل فرصت‌های قانونی برای پیشرفت است».

توضیح اینکه ساخت‌های اجتماعی فشارهای خاصی بر برخی افراد وارد می‌کند و آن‌ها در میان عناصر تشکیل دهنده ساخت اجتماعی مرتن دو عنصر را از لحاظ کژ رفتاری مهمتر می‌شمارد هر چند این دو در جامعه واقعی تفکیک نا پذیرند،اما به منظور تحلیل آن‌ها را از هم تفکیک می‌کنیم.

یک عنصر از ساخت اجتماعی، هدف‌ها با مقاصدی است که فرهنگ جامعه تعیین می‌کند و به صورت آرمان‌های اجتماعی در میاید،احساس مردم نسبت به آن‌ها و میزانی که برای هدف‌ها ارزش قائل می‌شوند یکسان نیست، برخی از این اهداف فرهنگی به سائق‌های اولیه وجود انسان بر می‌گردد، اما توسط آن‌ها تعیین نمی شود. عنصر دیگر ساخت اجتماعی راه هایی است که جامعه برای رسیدن به هدف‌ها و آرمان‌های فرهنگی توصیه می‌کند،هر گروه اجتماعی هدف هایش را با راه‌های مجاز و نهادی شده منطبق می‌سازد و بر اساس افراد هر جامعه را در دو دسته قرار می‌دهد.

1- افراد راست رفتار (یا کسانی که اهداف فرهنگی و ابزارهای نهادی شده را پذیرفته اند).

2- افراد کج رفتار (یا کسانی که نتوانسته‌اند بین دو عامل فوق همسازی ایجاد کنند).

کج رفتاری دسته دوم از نظر مرتن شامل چهار نوع است:

1-نو آوری

2- مناسک گرایی

3- واپس زنی

4- شورش و طغیان

ملاحظه می‌شود که مرتن، ساخت اجتماعی را در ایجاد جرم موثر می­داند و این تأثیر گذاری ساخت را از دریچه اهدافی که در چنین ساختی نهادی شده می‌بیند. در حالی که امکان دستیابی همگان برای تیل به اهداف مورد نظر در این ساخت مقدور نیست. بر این اساس به طور مثال پول و پولدار شدن به عنوان یک هدف نهادی شده پذیرفته شود و نظام اجتماعی، قادر به ایجاد مشاغل یا راه هایی که بتواند افراد را به آن هدف برساند، نباشد،آنومی با نا- بسامانی و از هم گسیختگی اجتماعی ایجاد می‌شود که در آن صورت باید منتظر هنجار شکنی و انحراف بود، خاطر نشان می‌سازد،تبیین انحرافات اجتماعی در نظر یه مرتن بیش از آن‌ها متوجه تمامی افراد جامعه باشد.بیشتر معطوف به گروه‌های فقیر و محروم جامعه است (عبداللهی ،1381، 145). در عین حال راه‌های دیگری نیز هست که با هنجار‌ها و دستورات اخلاقی جامعه تضاد دارد، اما باز دهی آن‌ها سریع است بسیاری از این راه‌ها که رسیدن به هدف را آسان می‌سازد از نظر جامعه غیر اخلاقی است احتکار،دزدی و تقلب از جمله راههای سریع و فوری است که جامعه آن‌ها را منع کرده است.

هر چند هدف‌ها و راه‌های تیل به آن‌ها در ترکیب با هم عمل می‌کنند، به این معنی نیست که همیشه رابطه پایدار و ثابت با یکدیگر دارند.تاکید بر هدف‌ها ممکن است با تاکید بر وسا یل رسیدن به آن‌ها فرق داشته باشد.چنانچه رفتن از هر راهی برای رسیدن به باز باشد نشاندهنده آن است که جامعه دچار ناهماهنگی یا نا بسامانی است.

شکل دیگر از ناهمگویی فرهنگی هنگامی پدید می‌آیدکه وسایل لازم برای رسیدن به هدف‌های فرهنگی خود هدف اصلی فراموش شود،در این صورت حوزه انتخاب راه‌ها به شدت محدود می‌شود و گرچه ثبات جامعه تضمین می‌شود،ولی تغییر به سخره گرفته می‌شود. نمو نه این وضع ،جامعه مذهبی متکی به سنت است که در آن به نظر افراد هر گونه انحراف از راه‌های پذیرفته شده هراس انگیز می‌نماید. وسواس شغلی کارمند اداری نمونه‌ای از این وضع است و بالاخره وضعیتی در جامعه وجود دارددکه در آن‌ها بین هدف‌های فرهنگی و راه‌های نهادی شده میل به هدف‌ها توازن وجود دارد عناصر اینگونه جوامع هماهنگی بسیار دارند گروه‌ها نسبتا با ثبات هستند و راه تغییر بر نمی شدند.

تا زمانی که افراد با انتخاب هدف‌ها و پیروی از راه‌های نهادی شده توفیق حاصل کنند، توازن میان عناصر فرهنگی حفظ می‌شود. رضایت افراد دو جانبه است رضایت از رسیدن به هدف‌ها و رضایت از طی کردن راه‌های نهادی شده در نظام اجتماعی متوازن زیان هایی که فرد از این طریق متحمل می‌شود باید به نحوی که جامعه تعیین کرده است جبران شود.

توزیع نقش در پایگاه‌های اجتماعی باید به شکلی باشد که افراد در هر نقش و پایگاهی که هستند با پیروی از هدف و راه‌ها پاداش مناسب دریافت کنند،بنابراین هر جا که انحراف از هنجارها مشاهده شود نشانه ان است که اتحاد بینآرمانهای تعریف شده فرهنگی و راه‌های نهادی شده ،گسسته شده است.

هیچ جامعه‌ای نیست که هنجارهای تنظیم کننده رفتا ر نداشته باشد،آنچه جوامع را متفاوت می‌سازد ،میزان تأثیر رسمها ،عادات و نظارت‌های اجتماعی در رسیدن افراد به هدف‌های فرهنگی است. وقتی راه‌های نهادی شده رها می‌شوند،افراد ممکن است بین راه‌های جدید راهی را انتخاب کنند که سریعتر و راحت‌تر آن‌ها را به هدف می‌رساند.در چنین وضعیتی وحدت عناصر تشکیل دهنده ساخت سست می‌شود و حالت بی هنجارها (آنومی) پدید می‌آید هنگامی که میان هدف‌های فرهنگی وراههای نهادی شده هماهنگی وجود نداشته باشد،فریبکاری ،فساد و رشوه خواری و ارتکاب انواع جرم‌ها افزایش می‌یابد(مصواتی اذر ، ۱۳۷۴ ،85)

نظریه مرتون به رغم کاربرد فراوانش در بررسی و تحلیل مسائل اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی، از مفهوم اتومی دورکیم دور است. اگر بخواهیم به درستی درباره این نظریه قضاوت کنیم ،باید بگوییم که نظریه مرتون یک نظریه عدم تعادل ساختاری است. این عدم تعادل ساختاری (بین اهداف فرهنگی وسایل دسترسی به انها) نوعی فشار را در سطح فردی ایجاد می‌کند، که فرد را به سوی یافتن راههای برای انطباق بهتر خودش با این شرایط سوق دهد. در واقع حق با طرفداران نظریه فشار ساختاری است که مرتون را واضع نوعی فشار ساختاری می‌داند (کوثری: ۹۲:۱۳۸۵).

 

[1] . Merton

متن کامل :

پایان نامه بررسی رابطه‌ی سرمایه‌ی‌ اجتماعی و میزان گرایش به ارتکاب جرم