راه و روشهای مدیریت منابع انسانی

راه و روشهای مدیریت منابع انسانی

امروزه ، وظیفه منابع انسانی در بسیاری از سازمانها در بردارنده اموری است مانند: آموزش ، رشد و توسعه شغلی ، برنامه ریزی پیگیرانه ، حقوق و مزایا ، برکناری از شغل و کارهای رفاهی وسایل گوناگون دیگر .

ورود به محیط کار

هنگامیکه فرد به محیط کار تازه ای وارد می شود ،بیش از هر زمان دیگری آمادگی برای استرس دارد.بویژه در می یابند که آنچه در ذهن خود نسبت به محیط کار داشتند با واقعیت متفاوت است.علاوه بر آن ، روبرو شدن با ابهام و بی تکلیفی ، نگرانی از شکل گیری نوعی هویت سازمانی ، و یادگیری طرز برخورد با مدیران و همکاران ، ازجمله عامل های بالقوه استرس در این زمان هستند.

نبود آموزش

از راه آموزش به فرد فرد کارکنان ،‌این پاداش روانی داده می شود تا خود را رشد و توسعه دهند ، و سازمانها نیز در برابر، از داشتن کارکنانی ماهر تر بهره می‌برند.

ساختن و حفظ شغل یا حرفه

چند عامل استرس گوناگون را در زمره عواملی دانسته اند که افراد را پس از پشت سر گذاردن دوره ورود خود به محیط کار ، در معرض تهدید قرار می دهند.این عامل ها اغلب با رشد نیمه ـ‌حرفه ای افراد همراه است( برای نمونه ، ارتقای اضافی ، ارتقای کمتر از اندازه ، ناهمخوانی مقام و بلند پروازی ناممکن ).

مثلا ، توقف شغلی وضعیتی است که در آن افراد احساس میکنند محبوس شده اند ، زیرا یا توانایی کندن از شغل فعلی را ندارند یا تنها شغلی که واجد شرایط آن انداز همان نوعی است که پیش از این در دست داشته اند.

بازخورد عملکرد

می دانیم که دریافت بازخورد می تواند عملکرد و انگیزه را تقویت کند، و به همین قیاس ، فقدان بازخورد ممکن است عامل بالقوه ای برای استرس شغلی باشد.نخست اینکه ، سیستم بازخورد نادرست ممکن است به استرس شغلی منجر شود.مانند برخی فرمهای ارزشیابی .بعد دوم ، مربوط به تعداد دفعاتی است که فرد بازخورد می گیرد.بنا بر این ، هرچه فرد بازخورد مستقیم را به دفعات کمتر دریافت کند ، به احتمال بیشتر دستخوش استرس می شود.

پاداشها

اگر کارکنان احساس کنند پاداشهایی که دریافت می کنند مناسب آنها نیست ، ممکن است دستخوش استرس شوند.

نداشتن تامین و ابهام در آینده شغلی

امروزه ، افزایش شمار ادغامهای سازمانی ، دستیافتهای تازه و افزایش رقابت برای شغل ، دیگر نیازی به مهارتهای کهنه بسیاری از کارکنان باقی نمی گذارد.علاوه بر این ، این عدم تامین شغلی ، اثری موجی دارد، یعنی نه تنها آنهایی که شغلشان را از دست می دهند دچار استرس می شوند ، این امر موجب استرس دیگران هم می شود.

انتقالهای شغل و حرفه

جابه جایی‌ها ممکن است استرس زا باشند ؛ زیرا فرد در عمل ناگزیر می شود کار و حتی زندگی خارج از محیط کار خود را تغیر دهد.حتی انتقالهای مثبت مانند ارتقاء هم می تواند استرس زا باشد.

ترک کار

پایان دادن به حرفه یا بازنشسته شدن موجب ایجاد استرس در حوزه های روانی، ‌جسمانی و اجتماعی زندگی شخصی می شود. (همان منبع، 100-83)