رویکردهای نظری روان درمانی گروهی

بخش سوم : گروه درمانی

 

2-3-1تعریف گروه درمانی

گروه درمانی فعالیتی است جهت افزایش آگاهی افراد از خودشان و دیگران و کمک به آنها در جهت روشن ساختن تغییراتی که در زندگی مایلند بدان دست یابند(کوری و کوری[1]،1386).

 

2-3-2- رویکردهای نظری رواندرمانی گروهی

مهم ترین تصمیم در گروه درمانی، اتخاذ یک موضع نظری برای گروه درمانی است. سمت گیریهای نظری دیدگاهی در زمینه مشکل روانشناختی به دست می دهد در نتیجه درمانگر را در تعیین و شناسایی اهداف ممکن کمک می کند. برای مثال در گروه درمانی بین فردی یالوم، مشکل روانشناختی، مشکل در روابط بین فردی است؛ درنتیجه هدف این گروه درمانی، یاری رساندن به افراد و اعضا است تا توانایی های ارتباطی شان را اصلاح کنند.

  • نظریه ها چارچوب مفهومی برای فهم معنای رویدادهایی که در گروه رخ می دهند، به دست می دهند برای مثال، به درک اینکه در گروه چه می گذرد، چه چیز در گروه مشاهده شود و غیره کمک می کنند.
  • نظریه اشاره به فرآیندهایی دارند که در گروه فعال می شوند و به اعضا کمک می کند تا به سوی اهدافشان حرکت کنند. درمانگر مداخله می کند تا آن فرایندها را فعال کند.

                رویکردها و نظریه پردازان گروه درمانی

رویکردها نظریه پرداز
بین فردی یالوم-لیزک
روانکاوانه بیون ، شیدلینگر، آلونسو ،راتان ، استون
رویکردهای سیستم های اجتماعی آگازارین ، بورلو ، دورکین،
شناختی – رفتاری بک ،رز، وایت
سایکودراها مورینو ، بلاتز ،کیپر
درمان باز تصمیم گیری گولدینگ ، گلدفیلتر
درمان وجودگرا یالوم ، مولان

 

  • رویکرد گروه درمانی بین فردی

رویکرد بین فردی، رایج ترین رویکرد در گروه درمانی است. آشنایی با این رویکرد برای هر درمانگری اساسی است زیرا اکثر نظریات گروه درمانی، عناصری از این رویکرد را اقتباس کرده­اند.

این رویکرد بر نظریه های شخصیت و آسیب شناسی روانی هری استاک سالیوان استوار است. سالیوان تمایل به شکل دادن روابط ایمن با دیگران را بعنوان پایه اساسی انگیزشی رفتار انسان تلقی می­کند. در اوان زندگی، کودک آن دسته از رفتارها را ذخیره و در خود جای می دهد که از روی والدین و سایر اشخاص مهم مورد تائید، تاکید و تحسین قرار می گیرد و آن دسته از رفتارها را که دید منفی نسبت به آنها وجود دارد، تخفیف و تضعیف می کند. از طریق این فرآیند انتخابی، شخصیت شکل می گیرد. در زندگی بعدی، یک بزرگسال ممکن است محیط را به شیوه ای ادراک و دریافت کند که با گذشته سازگار است اما با واقعیت های حاضر ناسازگار. این سوء دریافت ها از سوی سالیوان تحریفات پاراتاکسیک خوانده می شوند. رفتارهای منشاء گرفته از این تحریفات رفتارهایی هستند که در گذشته موجب رضایت خاطر و اجتناب از ناخوشایندی می شده اند اما احتمال آن کم است که در حال حاضر موثر باشند. آنها ناهمزمان با محیط هستند. از نظر سالیوان، آسیب شناسی روانی زمانی رخ می دهد که یک تجربه شخصی شدیداً تحت تاثیر تحریفات پاراتاکسیک قرار بگیرد، تحریفاتی که به ناچار به الگوهای نامنعطف و منسوخ رفتاری می انجامند نه رفتارهای منعطف و حساس به شرایط محیط(سالیوان، 1953). در نتیجه، پادزهر آسیب شناسی روانی عبارت است ایجاد فرصت برای شخص تا تحریفات پاراتاکسیک را حین وقوعشان شناسایی و تصحیح کند به گونه ای که شخص بتواند ازروابط ارضا کننده لذت ببرد، هدفی که سالیوان آن راپیامد مطلوب سایکوتراپی(روان درمانی)تلقی میکرد.

اروین یالوم بسیاری از ایده های نظریه های بین شخصی را ترکیب کرد و آنها را با معرفی این عقیده که گروه درمانی محیط ایده آل برای اصلاح فرضیه ها درباره خویش در ارتباط با دیگران است، تکامل بخشید. برخلاف روان درمانی فردی که تنها یک شخص غیر از بیمار حاضر است که بیمار با آن رابطه برقرار می­کند در گروه درمانی، بیمار با تنوعی از شخصیت ها روبرو است. علاوه بر این با انواع متفاوت روابط در گروه مواجهه می باشد.

در گروه اعضاء با چهره مقتدر (اتوریته) یعنی درمانگر نیز مرتبط می باشند.

در این جهان کوچک، شیوه های نمونه وار نگریستن اعضاء به خودشان در ارتباط با دیگران، و رفتارهایی که به نحو یکپارچه با این ادراک ها مرتبطند، آشکار خواهد شد. از طریق یک فرایند یادگیری بین شخصی، اعضا می توانند درباره وجوه مثبت و منفی این ادراکات و رفتارها پسخوراند به دست آورند. این پسخوراند پیش نیاز  تغییر در سبک های ارتباطی اعضا است. پسخوراند با توجه به تجارب اینجا و اکنون با یکدیگر رخ می دهد.«اینجا»به رخدادهای درون اتاق مربوط می­شود،«اکنون»رویدادهای حال حاضر،نه گذشته یا آینده راشامل می شود.

گروه همچنین آزمایشگاهی فراهم می سازد که در آن اعضا می توانند رفتارهای جدید و وابسته با دریافت های صحیح تر از خودشان را به آزمایش بگذارند و در آن از این فرصت و مجال برخوردارند تا پسخوراند به این رفتارها را دریافت کنند. به منظور اینکه یادگیری بین فردی حداکثر اثربخشی را دریافت کند اعضا باید موثرانه در فرآیند درگیر بشوند و باید چارچوبی شناختی برای سازماندهی تجارب خود با یکدیگر را فراهم سازند.

فعالیت های درمانگر در فرایند درمان به شرح زیر می باشد .

1- تشویق اعضا که در اینجا و اکنون گروه بمانند. فعالیت رهبر کمک به اعضا است تا مدل کلی بسازند که به واسطه آن سبک های بین شخصی عضو آشکار می گردد. درمانگر درگیری عاطفی گروه را تشویق می کند و درگیری های هیجانی را در گروه تقویت می نماید.

2- یادگیری بین شخصی را از طریق شناسایی فرصت هایی برای اعضا تا برای یکدیگر فیدبک فراهم سازند، تقویت می کند و می پروراند.

3- به فیدبک ها به گونه ای شکل می دهد تا حداکثر فایده مندی را دارا باشند. رهبر کمک می کند به اعضا تا مشاهداتشان را نظم بخشند به گونه ای که فیدبکها دارای توازن باشند، یعنی واکنشهای مثبت و منفی را فرابخوانند، این فیدبکها می بایدخاص و تا جایی که ممکن است غیرقضاوت گرایانه باشند.

4- چارچوب شناختی برای سازماندهی تجارب عاطفی اعضا فراهم سازد. در این رویکرد، درمانگر نیز می تواند به میزان متوسط، خود آشکارسازی کند و از این نظر با سایر رویکردها فرق می کند اما این خود فاش سازی معطوف به فرآیند های گروهی است. برای مثال درمانگر وقتی می بیند که عضو خاصی به واسطه حجم وسیعی از فیدبک ها فرسوده می شود، ناراحتی و نگرانی خود را ابراز می دارد.

این رویکرد در موقعیت های مختلف قابل اجرا است از جمله در مورد بیماران بستری، سرپایی، درمان روزانه، و برای افرادی با دامنه وسیعی از شکایات. هم شکل بلند مدت دارد و هم کوتاه مدت. در یک مطالعه پس از شرکت 18 ماهه در گروه درمانی افراد پیشرفت های قابل ملاحظه در عملکرد بین شخصی یافتند.

[1]-kori

[2] -Interpersonal Group Therapy Approach