ساختار عصب­ روانشناسی تنظیم هیجان

ساختار عصب­روانشناسی تنظیم هیجان

بدن انسان نسبت به استرس­های هیجانی با مجموعه­ای از عوامل پیچیده پاسخ می­دهد. حسگرهای انسان، تحریک استرسی وارد آمده را برای پردازش و شناخت به مغز می­آورد. اطلاعات حسگرها برای درک اولیه، به تالاموس مغز وارد شده و اطلاعات خروجی از دو مسیر مستقیم و غیر مستقیم، از تالاموس به ترتیب وارد آمیگدال و قشر حسی مغز می­شوند. مسیر مستقیم مخصوص واکنش های سریع، اما با بار اطلاعاتی محدود است، ولی مسیر غیر مستقیم پس از تبدیل اطلاعات به اشکال قابل شناخت، با بار اطلاعاتی غنی­تر و جزئیات بیشتر، سیگنال­هایی به دیگر بخش­ها ارسال می­کند.

در واکنش­های هیجانی، اطلاعات از دو مسیر هیپوکامپ و قشر ارتباطی مغز وارد هسته­های جانبی آمیگدال شده، سپس این بخش سیگنال­هایی به هسته­های قاعده­ای و کمکی و مرکزی ارسال می­کند. خروجی هسته مرکزی آمیگدال، لوکوس سرولئوس و نواحی از مغز میانی را فعال می­کند. بخش های نام برده به و سیله اعصاب دستگاه خودکار، واکنش­های هیجانی مانند فرار و گریز، افزایش نرخ تنفس و ضربان قلب را کنترل می­کند.

قشر پیش­پیشانی مجموعه­ای هدفمند از مکانیسم­های عصبی است که مجموعه­ای از مدارهای پاسخ را برای عمل فراهم می­آورد. قشر پیش­پیشانی به جای این که پاسخ را به وجود آورد؛ شیوه پاسخ را برای زمان مناسب و تحلیل تحریک­های پیچیده نگه می­دارد. بدین ترتیب، با تعامل دو طرفه قشر پیش­پیشانی و تالاموس و دریافت اطلاعات از قشر حسی مغز، فرد برای مواجهه با تحریک­های بعدی آماده می­شود. تعامل دو طرفه قشر پیش پیشانی و آمیگدال، پاسخ هیجان را کنترل می­کند.

گروس (2007) تنظیم هیجان از دیدگاه عصب­روانشناسی از سه منظر مورد مطالعه قرار داده است.

الف) انگیزش برای کسب پاداش و دوری از درد :

انگیزش برای کسب پاداش و دوری از درد مشابه دو راهبرد انتخاب موقعیت و اصلاح موقعیت می­باشد. اشخاصی که هیجان­هایشان را از طریق انتخاب یا خلق موقعیتی که افزاینده هیجان­­های مثبت و کاهنده هیجان­های منفی است تنظیم می­کنند در واقع از این نظام انگیزشی بهره می­گیرند، وظایف این نظام در مغز به عهده­ قطعه گیجگاهی، بادامه، قطعه پیشانی و سینگولیت قدامی می­باشد.

ب) دستکاری اهمیت پاسخ:

دستکاری اهمیت پاسخ و تظاهرات چهره­ای هیجان هر دو شبیه به راهبرد تعدیل پاسخ عمل می­کنند. دستکاری اهمیت پاسخ­های هیجانی دلالت بر تعدیل یک پاسخ هیجانی تولید شده دارد.

ج) تظاهرات چهره­ای هیجان:

تظاهر چهره­ای دلالت بر نشان دادن هیجان بر روی چهره در غیاب تجربه پدیده هیجان­آور دارد. قطعه پیشانی و گیجگاهی مغز وظایف دستکاری اهمیت پاسخ­ها را بر عهده دارند و وظایف تظاهر چهره­ای هیجان بر عهده نظام حرکتی و قطعه پیشانی می­باشد. جدول 2-1 عوارض ناشی از آسیب­دیدگی هرکدام از مناطق مغزی عهده­دار تنظیم هیجان را در هرکدام از سه حوزه ذکر شده نشان می­دهد.

 

جدول 2-1 مناطق آسیب­دیده مغز و نقص در تنظیم هیجان (گروس، 2007)

منطقه آسیب­ دیده حوزه مورد مطالعه نقص تنظیم هیجان
قطعه گیجگاهی، قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی پشتی حدقه­ای انگیزش کسب پاداش و دوری از درد فقدان آگاهی از پاداش­های اجتماعی
قشر پیشانی حدقه­ای فیلتر معیوب اطلاعات هیجانی
قشر پیشانی حدقه­ای ناتوانی در افزایش هیجان­های مثبت

یادگیری وارونه معیوب

قشر پیشانی حدقه­ای
قشر پیشانی حدقه­ای پاسخ معیوب به وحشت­های پیش بینی­پذیر
قطعه گیجگاهی، بادامه، قشر پیشانی حدقه­ای دستکاری اهمیت پاسخ رفتارهای منحرف جنسی
قطعه گیجگاهی، بادامه، هسته دمدار، قشر سینگولیت جلویی، قشر پیشانی حدقه­ای افزایش خشم، خشونت، حالات انفجاری پرخاشگری، خصومت،زود رنجی، هتک حرمت، بی­ثباتی
قشر پیشانی حدقه­ای و قشر پیش پیشانی بالا رفتن اضطراب
قشر پیشانی حدقه­ای مغرور شدن
قشر پیشانی شکمی- میانی تکانشی عمل کردن
قشر پیشانی حدقه­ای، قشر سینگولیت جلویی تغییر دادن تجارب ذهنی هیجان
قطعه گیجگاهی، بادامه، هسته دمدار، قشر سینگولیت جلویی، قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی جانبی آرامش، منفعل بودن، فقدان احساس و عاطفه
قطعه گیجگاهی، قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی پشتی جانبی کندی هیجانی
قطعه گیجگاهی، بادامه، تالاموس، قشرسینگولیت جلویی، قشر پیشانی حدقه­ای فقدان/ تقلیل خشم یا ترس

 

قشر پیشانی حدقه­ای گستاخی
نوار حرکتی قشری، ارتباط قشری مغز تظاهرات چهره­ای هیجان لبخند بازتابی معیوب
قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی جانبی، هسته دمدار، قطعه گیجگاهی گریه یا خنده نامتناسب
نظام خارج هرمی حالات معیوب تظاهرات چهره­ای

 

همچنین مغز از بی­شمار سلول عصبی تشکلیل شده است. اطلاعات به وسیله اعصاب آوران از اعضا به مغز آورده می­شود و دستورات از طریق اعصاب وابران به قسمت­های مختلف بدن برده می­شود. فعالیت­های عالی انسانی نظیر تصمیم­گیری، یادگیری، حافظه، ابتکار، تجسم ذهنی و … را مدنظر قرار می­دهد.در بعضی فعالیت­ها، فرد با تمرکز بر یک حسگر، به بقیه حسگرها توجه نمی­کند. در این حالت، سطح آستانه فرد بالا برده شده و پاسخ به بقیه حسگرها منوط به بالاتر رفتن آنها از سطح آستانه است. بخش پردازش­گر توجه به تمام ورودی­ها، به یک یا چند ورودی توجه بیشتری می­کند (برونزینو،2000). بنابر این، تغییر یک حالت مغزی به حالت دیگر، به ورودی­هایی با وزن اختصاصی بالا نیازمند است.

 

2-2-2-3- تنظیم هیجان و سلامت

از آنجایی که تنظیم هیجان نقشی محوری در تحول بهنجار داشته و ضعف در آن، عاملی مهم در ایجاد اختلال­های روانی به شمار می­رود (سی­چی­تی و کوهن، 2006) تنظیم مشکل­دار هیجان در الگوهای مختلف آسیب­شناسی روانی اختصاصی مانند اختلال شخصیت مرزی (لینچ، تروست، سالسمن و لینهان، 2007 ؛ لینهان، 1993)، اختلال افسردگی اساسی (روتنبرگ، گروس و گاتلیب، 2005 ؛ نولن- هوکسما و همکاران، 2008)، اختلال دو قطبیی (جانسون،  2005) اختلال اضطراب فراگیر (منین و فراچ، 2007)، اختلال اضطراب اجتماعی (کشدان و برین، 2008)، اختلال­های خوردن (بیدلوسکی، کورکس، جیممت و همکاران، 2005؛ پولیوی و هرمن، 2002 ؛ کلین و بلامپید، 2004)، اختلال­های مرتبط با الکل (شر و گرکین، 2007) و اختلال­های مرتبط با مصرف مواد (تیس، براتسلاوسکی و بومیستر، 2001؛ فوکس، اکسلرد، پالیوال و همکاران  2007) مطرح می­شود. علاوه­براین، نتایج مطالعات همه­گیرشناختی نشان می­دهد که در اختلال­های مذکور میزان شیوع و بروز خودکشی بالا است (پاریس و زویک-فرانک، 2001؛ حسنی و میرآقایی، 1391).

استفاده از راهبردهای ناکارآمد تنظیم هیجانی، از عوامل خطرساز ایجاد اختلالات شخصیتی است (گروس، 2001). می­توان گفت که ویژگی­های تکانشگری همچون عمل بدون تامل، عدم پشتکار، ماجراجویی، جستجوی حس­های نو، یافتن راه­های ساده دستیابی به پاداش، ضعف در خودداری از پاسخدهی نامناسب و ناکارآمدی در سازماندهی امور در اختلال شخصیت مرزی می­تواند ناشی از رشد عاطفی نابسنده، دشواری در ساماندهی هیجان و تجربه­ی مکرر هیجانات منفی باشد. راهبردهای نامناسب تنظیم هیجان، همچون فرونشانی و سرکوب می­تواند عامل افزایش تکانشگری در اختلال شخصیت مرزی باشد زیرا آن­ها فاقد مهارت­های اولیه برای مدیریت آسیب­پذیری هیجانی­شان هستند افرادی که صفات شخصیت مرزی دارند، ظرفیت کمتری برای تنظیم هیجانات خود به صورت مثبت و سازنده و توان کمتری برای فایق آمدن بر تجارب هیجانی منفی دارند. بنابراین، تنظیم هیجانی می­تواند پیش­بینی­کننده­ی مستقل صفات مرزی باشد (علیلو، قاسم­پور، عظیمی، اکبری و فهیمی، 1391).

بررسی متون و مطالعات روان­شناختی نشان می­دهد که تنظیم هیجان سازگارانه با عزت­نفس و تعاملات اجتماعی مثبت، مرتبط است (تامپسون، 1991) و افزایش تجربه­های هیجانی مثبت باعث مواجهه مؤثر با موقعیت­های استرس­زا شده (گروس، 2001؛ 2002) و پاسخ مناسب به موقعیت­های اجتماعی را افزایش می­دهد (توگید و فردریکسون،  2002). پژوهش­های دیگر نیز نشان داده است که تنظیم هیجان، سازگاری مثبت را پیش­بینی می­کند (یو، ماتسوموتوو لیراکس، 2006) و ارزیابی مجدد به عنوان یک راهبرد تنظیم هیجان با بهزیستی و سلامت روانی بالا، مرتبط است (گروس، 2002).

بر اساس پژوهش­های مختلف، تنظیم هیجان علاوه بر تأثیرات مثبت بر بهزیستی ذهنی، موجب بهبودی سلامت جسمانی می­شود (جورجنسن، جانسون، کلودزج و اسکریر، 1995). در برخی پژوهش­ها نشان داده شده است که مشکل تنظیم هیجان منجر به مشکلات جسمانی می­شود (گروس و جان، 2003). بازداری هیجانی به عنوان یک راهبرد منفی در تنظیم هیجان منجر به بیماری های قلبی- عروقی می­شود و خطر ابتلا به سرطان را افزایش می­دهد و تسریع­کننده سرطان است (بالتر، ایگلاف، ویلهلم، اسمیت، اریکسون و گروس، 2003). و بازارزیابی شناختی هیجانات به عنوان یک راهبرد مثبت تنظیم هیجان کاهش فشار خون را به دنبال دارد (نیکلک و وینگرهات، 2009).

 

[1] Thalamus

[2] Amygdala

[3] Sensory cortex

[4] Hippocampus

[5] Association cortex

[6]Midbrain

[7] Prefrontal cortex

[8]Motivation toward reward and from punishment

[9]Temporal lobe

[10] Amygdale

[11] Frontal lobe

[12] Anterior cingulate

[13] Manipulating magnitude of response

[14] Producing facial expressions

[15] Motor system

[16] Bronzino, J. D.

[17] Cicchetti, D.

[18] Cohen, D.J.

[19] Borderline Personality Disorder

[20] Lynch, T. R.

[21] Trost,W. T.

[22]Salsman, N.

[23] Linehan, M. M.

[24] Major Depressive Disorder

[25] Rottenberg, J.

[26] Gotlib, I. H.

[27] Nolen-Hoeksema, S.

[28]Bipolar disorder

[29] Johnson, S. L.

[30] Generalized Anxiety Disorder

[31] Mennin, D. S.

[32] Farach, FJ.

[33] Social Anxiety Disorder

[34] Kashdan, T. B.

[35] Breen, W. E.

[36] Eating Disorders

[37] Bydlowski, S.

[38] Corcos, M.

[39] Jeammet, P.,

[40] Polivy, J.

[41] Herman, C. P.

[42] Clyne, C.

[43] Blampied, N. M.

[44] Alcohol-related disorders

[45] Sher, K. J.

[46] Grekin, E. R.

[47] Substance-related disorders

[48] Baumeister, R. F.

[49] Fox, H. C

[50] Axelrod, S. R.

[51] . Paliwal, P.

[52] Suicide

[53] Paris, J.

[54] Zweig-Frank, H.

[55] Borderline personality disorder

[56] Tugade, M.M.

[57] Frederickson, B. L.

[58] Yoo, S. H.

[59]  Matsumoto, D.

[60] LeRoux, J. A.

[61] Jorgensen, R. S.

[62]  Johnson, B. T.

[63] Kolodziej, M. E.

[64] Schreer, G. E.

[65] Butler, E. A.

[66] Egloff, B.

[67] Wilhelm, F. H.

[68] Smith, N.

[69] Erickson, E. A.

[70] Nyklíček, I.

[71] Vingerhoets, A.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم نیازسنجی از دیدگاه روانشناختی