عوامل شادابی و نشاط از دیدگاه آیات و روایات:

شادی از منظر روان شناسی:

الف) سلامتی: هیجان های مثبت به ما امکان می دهد، تحمل خود را در برابر درد افزایش دهیم(ویزن برگ و همکاران، 1998)

ب) خلاقیت و نوآوری: شادی به ایجاد خلاقیت کمک می کند، از آنجایی که موجب حالت انبساط در خلق می شود می تواند زمینه را برای خلاقیت فراهم کند. تحقیقات نشان داده اند که انسان های شاد معمولاً خلاق تر از افسرده ها هستند(کار،1385،ص50).

ج) عمر طولانی: شواهد حاصل از مطالعه ی طولی نشان می دهد که شادمانی تأثیر های مهمی بر طول عمر دارد در یک مطالعه ی پی گیردر مورد 180 راهبه در ایالات متحده، داینر و همکاران(2001) در یافتند که شادمانی ابراز شده در مقاله هایی که راهبه ها به هنگام ورود به خدمت نوشته بودند با عمر طولانی آنان رابطه داشت(کار، 1385، ص54).

عوامل شادابی و نشاط از دیدگاه آیات و روایات:

الف) اعتقاد به توحید: یکی ازعوامل نشاط که انسان را به عمل تحریک می کند و سستی و کسالت را ازاو زایل می سازد، باور به توحید و یگانگی خدا است. آن چه در این جا مورد نظراست «توحید افعالی» است که نشاط  درآن بیشتر نمودار است. توحید افعالی بدین معنا است، که تمام حوادث و وقایعی که در عالم رخ می دهد، به خواست و اراده خدا و و در یَد قدرت اوست. ریشه این باور ونگرش، در اعتقاد به توحید افعالی است، که انسان همه خوبی ها و اعمال نیک را از خداوند بداند و اورا دفع کننده ی بدی ها بشناسد. هر گاه انسان به مقام توحید افعالی رسید که هیچ نعمتی از خود ندید و همه ی فیض ها را از آن خدای سبحان دانست، در او نشاط کار و تکاپو ایجاد می شود. با این نگرش چون او می داند هر کاری که انجام دهد، بی پاداش نمی ماند، بنابراین در کارهایش نه دچار امروز و فردا کردن و آرزوهای درازمی گردد و نه خود را بر دیگران تحمیل می کند در این رابطه، در آیه 43 سوره نجم آمده است: وَاِنًََّه اَضحَکَ وَ اَبکَی: یعنی هم اوست که می خنداند و می گریاند، زیرا تمامی اسباب خنده و گریه همچون احساسات انسان و یا دهان، چشم وسایر اعضاء، در اختیار اوست و خداوند خالق همه است(علامه طباطبائی، به نقل از فرهادیان، 1375).

ب) اعتقاد به نظارت الهی:

یکی از شئون توحید افعالی، توجه به این حقیقت است، که هر کاری که از انسان سر می زند، در محضر الهی صورت می گیرد و تمام حوادثی که برای او پیش می آید، در پیشگاه خداوند رخ می دهد و او از تمام این مسائل آگاهی دارد. آیه «و قل اعملوا فسیری الله عملکم …» ونیز آیه 105 همان سوره،(بگو اعمال و وظایف خویش را انجان دهید، که خداوند عمل شما را خواهد دید)، به این نکته اشاره دارد. شناخت نسبت به این امر، باعث نشاط در انسان موحد می شود؛ زیرا او می داند، که خداوند اعمالش را بی پاسخ نمی گذارد و در دنیا یا آخرت مزد کارهای شایسته ی او را، عنایت خواهد کرد. وعده پاداش از طرف خداوند و تحقق آن نیز از طرف خداوند، موجب امیدواری و در نتیجه لذت او در دنیا می شود؛ چرا که انسان ذاتاً به گونه ای آفریده شده است که همواره در پی کسب لذت است( رجبی، 1380، ص211).

ج) شادی بازتاب حالات نفسانی:

حالات و انفعالات نفسانی انسان، خود متأثر ومعلول از سایر پدیده ها است، که قبل ازآن، فرد با او روبرو شده است؛ مثلاً خنده، گریه، شادی وغم و…هر یکی متأثرو معلول از سایر پدیده های دیگراست. این گونه نیست، که حالات نفسانی بدون علت، بر انسان عاقل عارض شود، بلکه مسبوق به عوامل خوشایند یا نا خوشایند است؛ لذا انفعالات روحی بازتاب و انعکاس دهنده ی عواملی می باشد که فرد با آن مواجه شده است. شادی نیزازحالات نفسانی انسان است، که به دلیل رسیدن به چیزی مطلوب( منفعت) یا دور شدن چیزی نامطلوب برای فرد عارض می شود(مصباح یزدی، 1377). لذا قرآن هر جا شادی را مذمت نموده است برای موضوعات منفور شریعت بوده است که فرد در برابر آن قرار گرفته و شادی نموده است.

عوامل شادی دنیوی: ( ازنظرآیات و روایات)

الف) دوستی با خدا: به طور حتم داشتن ایمانی خالصانه و از روی علم ویقین که در اعماق وجود انسان نفوذ کرده و تمامی اعضاء و جوارح را تحت کنترل  و اراده ی خود در آورده باشد از مهمترین عوامل ایجاد کننده ی شادی است. زیرا انسانی که به مقامی چنین رفیع دست یازیده باشد، دارای یقینی صادق و توکل و اعتمادی تحسین بر انگیز بوده و همه چیز را زیبا و خواستنی می بیند. به همین علت است که حضرت زینب (س) در اوج گرفتاری ها و مصیبت های کربلا در پاسخ به یزید می فرماید: «ما رأیت الا جمیلاً من جز زیبایی چیزی ندیدم» (مجلسی، 1412،ص115).

ب) راضی بودن به تقدیر الهی: امام صادق علیه السلام می فرماید: «اگر همه چیز بنا بر قضا و قدر است پس اندوه چرا؟» (شیخ صدوق، 1384، ص450). حضرت علی (ع) می فرماید: چه نیکو غم زدایی است توکل کردن به تقدیر الهی (محمدی ری شهری، 1384، ص611).

ج) نرم خویی: برای شادی جزء از نرم خویی یاری نتوان گرفت.

چ)خردمندی: ریشه خرد توانمندی است و میوه آن شادی است(مجلسی، 1404ق، ج75، ص17).

ح)شادکردن دل دیگران: امام علی (ع) سوگند به آن که همه ی آواها را می شنود، هیچ کس دلی را شادمان نسازد، مگر آن که خداوند از آن شادمانی لطفی بیافریند و بدان گاه که گرفتاری و مصیبتی بدو رسد آن لطف، همچون آبی که در نشیب روان گردد به سوی آن مصیبت و گرفتاری سرازیرشود و آن را از او دور گرداند(حرعاملی، 1409ق، ص354).

خ) تندرستی- امنیت- توانگری- قناعت- همدم سازگار: امام صادق(ع) فرمودند:پنج چیز است که هر کس آن ها را نداشته باشد، زندگیش گوارا نیست: تندرستی، امنیت، توانگری، قناعت و همدم سازگار(شیخ صدوق، 1400ق،ص367).

د) توکل: امام علی(ع): هر که به خدا اعتماد کند خداوند شادمانی نشانش دهد و هر که به او توکل کند، خداوند کارهایش را کفایت کند. توکل به خدا، مایه ی نجات ازهربدی و محفوظ از هر دشمنی است(مجلسی، 1412ق،ص78).

ذ) همنشین خوب: امام علی(ع) فرمودند: با دانشمندان بنشین تا خوشبخت شوی، همنشین خوب نعمت است و همنشین بد مصیبت است، با فرزانگان همنشینی کن تا خردت کمال یابد و شرافت نفس یابی و نادانی از تو رخت بربندد،با بردباران بنشین تا بردباریت افزون شود(آمدی، 1382،ص383).

و) خشنودی: رسول خدا(ص) فرمودند هر گاه خدا بنده ای را دوست بدارد، مبتلایش گرداند، اگر صبر کرد اورا برای خود می گیرد و اگر خشنود بود اورا بر می گزیند. امام صادق(ع) فرمودند خشنودی، شکیبایی نسبت به آن چه خدا می کند، خواه خوشایند بنده باشد یا نه در رأس عبادت است و هیچ بنده ای در پیشامد های خوشایند و نا خوشایند از خدا خشنود نباشد مگر این که آن برایش بهتر باشد(مجلسی، 1412،ج2،ص60).

محب هر چه را که از محبوب وی صادر شود نیکو می شمارد و نزد صاحب مرتبه ی خشنودی و رضا، فقروغنا، رنج و ناراحتی، تندرستی و بیماری، مرگ و زندگی یکسان است، زیرا همه را صادر از خدای سبحان می داند، و دوستی او در دلش استوار شده به گونه ای که افعال او را دوست دارد و خواست او را برخواهش خود ترجیح می دهد و به آن چه از او می رسد راضی است، صاحب مرتبه ی خشنودی و رضا همواره در در آرامش روان و راحت و سرورو بهجت است، زیرا هر چیزی را به چشم رضا می نگرد ودرهر چیز به نور رحمت الهی نظرمی کند به گونه ای که هر چیزی بر وفق مراد و خواهش او روی می دهد(نراقی، 1369

[1]– سوره توبه آیه 94