فنون زوج درمانی در روش عقلانی- عاطفی

فنون زوج درمانی در روش عقلانی- عاطفی:

فنون مشاوره برای کاهش تعاضات زناشویی در زوج درمانی به روش عقلانی- عاطفی همان روشهای رایج در مشاوره فردی است. اما بر خلاف دیگران پیروان این نظریه می گویند هنگام استفاده از این فنون باید بین دو گروه زوج که یکی در وضعیت نا خشنودی زناشویی و دیگری در وضعیت آشفته هستند، تفاوت قائل شد. آنها عقیده دارند اگر مشکل زوجین به عدم خشنودی مربوط می شود، به طور همزمان و با هم در یک جلسه مشاوره قرار گیرند. در حالیکه اگر زوجین دچار آشفتگی هستند بهتر است جلسات درمانی به صورت جداگانه برگزار شود(درایدن،1992).

 

2-2-8) فنون درمانی کاهش تعارض زناشویی

الیس در نظریه درمانی خود سه دسته فنون را مورد استفاده قرار می دهد . در زیر فنون مورد استفاده در این نظریه در سه طبقه فنون شناختی ، فنون عاطفی و فنون رفتاری مورد بررسی قرار    می گیرد : ( الیس 1989 ، شفیع آبادی ، 1383 و درایدن ، 2002 ).

1- فنون شناختی

 الف ) آموزش اصول[1] A-B-C :

در این قسمت راجع به علل و عوامل تعارض های زناشویی از دیدگاه روش عقلانی – عاطفی برای زوج توضیحاتی داده می شود که   A-B-C هر یک چه چیزی هستند. به آنها توضیح داده می شود که علت اصلی تعارض شما به ماهیت  B بر می گردد و وقتی Bغیر منطقی بود (IB) [2]، واکنش عاطفی و رفتار شما(C) نیز غیر منطقی خواهد بود. به آنها آموزش داده خواهد شد که علت اصلی مشکلات آنها باورهایی است که در ذهن هر یک از آنها قرار دارد. بعد از آموزش، نظر زوجین را جویا تامطمئن شده  مطلب را گرفته اند یا خیر. وقتی اصول A-B-C و ماهیت IB برای آنها تشریح شد، نمونه هایی از باورهای غیر منطقی و مخرب به طور کلی  برای زوجین تشریح  می شود . سپس از زوجین خواسته می شود  که اکنون بر روی باورها، انتظارات و عقاید خود نسبت به وقایع فعال کننده فکر کنند. به زوجها باید یاد داد که هر کس خودش افکارش را نقد کند و با باورهای غیر منطقی خود مبارزه کند. شیوه مجادله سقراطی را به آنها آموزش می دهند، بعد از مدتی زوجین می خواهند که باورهای غیر منطقی یکدیگر را بررسی کنند و راجع به آن با هم گفتگو کنند. از جمله فنون شناختی دیگر در روش عقلانی – عاطفی استفاده از ابزار آموزشی نظیر نوار، کتاب و فیلمهای آموزشی است محتوای این مجموعه ها شامل اصول عقلانی – عاطفی و نحوه استفاده از آن در کاهش تفاوتهای زناشویی است.(الیس،1999؛الیس و درایدن،1997؛الیس و همکاران ،1997؛ الیس و هارپر،1997).

ب)استفاده از خود ابرازی مقابله ای منطقی[3]:

یکی دیگر از فنون شناختی برای مقابله با افکار غیر منطقی است. یکی از راههای مقابله با باورهای غیر منطقی و پذیرش باورهای منطقی و ثبت آن در ذهن فرد تکرار آن عقیده است. هرگاه انسان عقیده یا فکری را مدام برای خود تکرار کند آن را خواهد پذیرفت. در این روش مراجع با کمک مشاور لیستی از جملات منطقی را تهیه می کنند. جملاتی که مخالف باورهای غیر منطقی مربوط به رابطه زناشویی است سپس طی یک برنامه منظم آن عقاید رابرای خود مرور میکند.(منصور و ادیب،1383).

 

ج)استفاده از روشهای معانی- بیان[4]:

در نظریه عقلانی – عاطفی اعتقاد بر آن است که رابطه زیادی بین شناخت و زبان وجود دارد. آنها می گویند به کار بردن کلمات با معنی خوب و آرام سازی بجای کلمات خشن، تند، غم انگیز و خنثی تأثیر بهتری در روابط زن و شوهر دارد. در این روش به مراجع کمک می شود تا در گفتار خود دقیق تر باشد، کلمات و اصطلاحات را طوری انتخاب نکند که موجب دامن زدن به خطاهای شناختی گردد. در این روش زوج درمانی از روشهای شناختی زیادی استفاده می کند. که از سایر رویکردها ی شناختی دیگر اخذ شده اند. مثل فن حواس پرتی شناختی[5]، ترغیب[6]، حل مسئله، انتخاب هدف، بحث فلسفی و باز آموزی اسنادی[7](عبد المحمدی،1385).

 

2- فنون عاطفی:

هدف از کاربرد این فنون مجادله با باورهای غیر منطقی مراجع است( درایدن، 2002) .

یکی از فنون عاطفی، تصویر سازی ذهنی[8] عقلانی- عاطفی است.که شرح آن در زیر آمده

است:

الف) تصویر سازی ذهنی:

به عنوان یک روش تسکین دهنده از زوجین می خواهیم به تصویر سازی مثبت از همدیگر بپردازند. از آنها می خواهیم  یک تعامل مطلوب و سازنده  را  هنگامی که  بر سر موضوعی  اختلاف  پیدا  می کنند تجسم کنند و آنرا شرح دهند و به عنوان تمرین به آن عمل کنند.

در این روش مشاور، حالات عاطفی سالم و غیر سالم را به زوجین آموزش می دهد و  تفاوت این حالات را برای آنها تشریح  می کند.

به آنها می آموزد که چه نوع واکنش عاطفی- منطقی و چه نوع آن غیر منطقی است عواطف شدید، تند و پر دوام غیر منطقی هستند یعنی عواطفی که قدرت فکر کردن را از ما می گیرد و به ما اجازه نمی دهد که به چیزی فکر کنیم. عواطف منطقی آنهایی هستند که خفیف و موقت هستند و توان فکر کردن را از ما می گیرند. از آنها خواسته می شود ،  نمونه هایی از حالات هیجانی منطقی و غیر منطقی را در خود ذکر کنند، افکار همراه هر دو حالت را برای خود روشن سازند. از زوجین خواسته می شود ، تصور کنند که در شرایطی هستند که همسرشان در بدترین و ظلمانه ترین حالت با آنها رفتار می کند و حالا به احساس خشم یا احساس گناه و حقارتی که به آنها دست داده است خوب فکر کنند و آنرا تجسم کنند، و بعد از آنها خواسته می شود  که احساسشان را از حالت خشم و عصبانیت به حالت دلخوری و تأسف تبدیل کنند.

 

ب) ایفای نقش:

برای آنکه به زوجین آموزش دهیم چگونه افکار غیر منطقی، رفتار و گفتار غیر منطقی هنگام تعارض و در گیری آنها  را آشفته  می سازد  از  روش  ایفای  نقش  استفاده می کنیم.  در  اینجا  می توانیم از آنها بخواهیم جریان بحث ،گفتگوی تعارض آمیز خود را به صورت ایفای نقش اجرا نمایند وسپس به جای آن از روش گفتگوی منطقی استفاده کنند .مشاور می تواند از ایفای نقش معکوس استفاده کند وبه زوجین نشان دهد که چگونه با واکنش عاطفی غیر منطقی تعارض زناشویی دامن زده می شود.

 

ج) استفاده از ضبط، نوار و فیلم:

زوجین را تشویق کنید با هر جلسه را ضبط کنند و به منظور مرور جلسات به آن گوش دهند. شنیدن مباحث یک جلسه مانند آن است که جلسات مشاوره تکرار شده است. می توان اعضاء خانواده را تشویق کرد محتوای مشاجره و بحث و گفتگوی واقعی را در خانه ضبط کنند سپس خودشان آنرا گوش دهند و یا با کمک مشاور به آن گوش دهند و به تجزیه و تحلیل آن از دیدگاه عقلانی – عاطفی  بپردازند.

 

د) فنون هیجانی زنده[9]:

در این فن مشاور از زوجین می خواهد تا احساسات خود را نسبت به یکدیگر در طول جلسه مشاوره زنده کنند و سپس آنرا شرح دهند و آنگاه بگویند که چه عقاید خود در جلسه درمان تمرکز کنند، آنرا در خود دنبال می کنند که اینچنین بر انگیخته شده اند. می توانیم از آنها بخواهیم که نوع افکار و باورهای خود را عوض کنند و سپس تصور کنند که چه حالت هیجانی در آنها ایجاد خواهد شد یا اینکه احساسات مثبت خود را نسبت به همسر توضیح دهند، آنرا درجلسه درمان ابراز کنند و آن عمل را در فاصله دو جلسه درمان تمرین کنند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تاریخچه و طبقه بندی تطبیقی بیماری ناتوانی ریاضی

 

ه) پذیرش غیر مشروط[10]:

در این روش به زوجین کمک می شود همدیگر را به عنوان انسانهایی غیر شرور بپذیرند، آنها یاد می گیرند همسر خود را علی رغم داشتن رفتار و افکار مخرب و احمقانه بپذیرد و احترام بگذارند.

 

3- فنون رفتاری[11]:

با استفاده از این فنون مشاوره سعی می کند با استفاده از اصول روانشناسی یادگیری رفتارهای مناسب را در قبال یکدیگر تغییر دهد، تقویت کننده های مثبت و منفی را طوری سازمان دهند که موجب کاهش کلام  زجرآور و رفتارها ی مخرب و افزایش رفتارهای حسنه در بین آنها شود. برخی از فنون رفتاری به شرح زیر است:

 

 

الف) آموزش مهارتها[12]:

آموزش مهارت ابراز وجود[13]، بیان احساس، برقراری ارتباط، نحوه استفاده از کلام و سخن به نحوی که موجب استحکام روابط زناشویی گردد. نحوه برقراری ارتباط جنسی، برنامه ریزی مالی، ارتباط با اقوام و… مواردی هستند که یک مشاور  عقلانی – عاطفی برای کاهش مشکلات زناشویی مورد استفاده قرار می دهد.

 

ب) تحمل نا کامی[14]:

بسیاری از زوجین تحمل رفتار غیر منطقی و یا رفتار خلاف انتظار را از همسرشان ندارند و در نتیجه زود آشفته و ناراحت می شوند یا تحمل انجام عملی که موجب تقویت رابطه آنها شود را ندارد . برخی زوجین می گویند:” برای من سخت و غیر قابل تحمل است به همسری که همیشه به من توهین می کند سلام کنم” . در این روش از زوجین خواسته می شود در همان شرایط باقی بمانند یا همان چیزی را که فکر می کنند نمی توانند انجام دهند و تحملش را ندارند دنبال کنند. به آنها گفته می شود برای رسیدن به یک حالت مطلوب و لذت بخش لازم است درد و رنج را تحمل کنند تا زمانی که برای کاری زحمت طاقت فرسا کشیده نشود به نتیجه خوبی نخواهد رسید. لازمه رسیدن به یک ازدواج خوب آنست که سر سختانه و با تحمل سختی فعالیت لازم را در این زمینه انجام دهید.

 

ج) استفاده از تقویت کننده ها:

مطابق نظریه رفتاری نوع فعالیت تقویت کننده های مثبت و منفی که یک زوج به همریگر می دهند در تداوم یا کاهش رفتارهای خوب و بد مؤثر است. انواع تقویت مثبت و منفی که در تعامل زناشویی موجب رشد تعارض می گردد را توضیح داده و سپس از آنها  خواسته می شود ، انواع تقویت و تنبیه مثبت و منفی را در روابط خود شناسایی کنند و پس از آن مدیریت اعمال تقویت و تنبیه را به آنها آموزش داده می شود .

 

د) حساسیت زدایی[15] و تقویت در خانه:

مطابق نظریه شرطی کلاسیک[16] زوجین نسبت به هم شرطی شده اند. هرگاه همدیگر را می بینند یا نام همدیگر را می شنوند، بلافاصله برآشفته می گردند و احساسات منفی آنها تحریک می گردد. زوجین شرطی شده، هر وقت همدیگر را می بینند ناراحت می شوند، احساس کینه و نفرت در آنها بیدار می شود، نا امید شده و نق زدن و فحاشی کردن را اتوماتیک وار شروع می کنند از نظر حالت بدنی تغییراتی در آنها ایجاد می گردد، ضربان قلب بالا می رود، فشار خون زیاد  می شود، عضلات کشیده می شود و به لرزه در می آید، قیافه در هم و افکار منفی اتوماتیک در ذهن جریان می یابد. در روش حساسیت زدایی منظم به زوجین کمک می شود تا بر این حالت خود غلبه کنند. در این روش ابتدا تن آرامی[17] را به زوجین و در حضور هم آموزش می دهند. در جلسه مشاوره باید آنقدر آنرا تمرین کنند تا یاد بگیرند، سپس در حالیکه به همدیگر نگاه می کنند، این تمرین را انجام دهند. آنگاه از آنها می خواهند تجسم کنند در حال دعوا و درگیری هستند و حالا تن آرامی در خود ایجاد نمایند سپس با تجسم صحنه های لذت بخش همراه با تن آرامی به همسر خویش بنگرند.

4.تکالیف شناختی:

       یکی از رویکردهای درمان در نظریه عقلانی- عاطفی اینست که: از مراجعین انتظار می رود که لیستهایی از مشکلاتشان تهیه نمایندو به دنبال عقاید غیرمنطقی شان بگردند و این عقاید را به مجادله بکشانند. زیرا مراجعین اغلب پیشگویی خود ساخته و منفی از وقایع دارند که بدلیل اینکه آنها شکست را پیشگویی می کنند در عمل نیز اینگونه می شود.مراجعین ترغیب می شوند که تکالیف خاص را در جلسات درمان انجام دهند و همینطور در فواصل مابین جلسات به این طریق آنها کم کم یاد می گیرند که با اضطراب و تفکر غیر منطقی به مقابله برخیزند.

 

الف ) تغییر زبان فرد :

رویکرد عقلانی- عاطفی بر این عقیده است که زبان مبهم یکی از علل فرایندهای تفکر مختل است. درمانگران توجه خاصی به الگوهای زبانی زوجین مراجعه کننده دارند. طبق اصول نظریه عقلانی- عاطفی، زبان افکار ما را  و افکار ما زبان را شکل می دهند.طبق این اصل زوجین یاد می گیرند بایست ها والزامها می توانند با ترجیهات عوض شوند.مثلا بجای گفتن اینکه: آن کاملا وحشتناک است اگر…. آنها می توانند یاد بگیرند که بگویند ناراحت کننده است اگر….

در خلال فرآیند تغییر الگوهای زبانی و جمله سازی ها، تفکر و رفتار نیز تغییر می یابد و به عنوان یک پیامد احساس، نیز دستخوش تغییر می گردد.

 

ب ) شبیه سازی عقلانی- عاطفی

در این تکنیک مراجعین تفکر و احساسشان را مجسم می کنند و به شیوه ای رفتار می کنند که دوست دارند فکر یا احساس نمایند(مولسبی[18]،1984 ؛به نقل از کوری، 1996).

آنها همچنین می توانند نشان دهند که چگونه به تصویرسازی اتفاقات اشتباهی که برای آنها پیش آمده می پردازند یا اینکه چگونه تحت این شرایط خودشان را به طرز نامناسبی آشفته می سازند و یا چگونه احساساتشان را تجربه می نمایند و بالاخره اینکه چگونه تجارب مربوط به این احساس نامناسب را تغییر می دهند(الیس، 1989).

زمانیکه مراجعین قادر به تغییر احساسات نامناسبشان باشند توانایی تغییر رفتارشان را نیز دارند.این تکنیک در ارتباطات بین فردی و موقعیتهایی برای فرد مشکل زاست موثر است.

[1]. principles instruction

[2] . irrational beliefs

[3]. rational coping self- statement

[4]. semantic methods

[5]. cognitive distraction

[6]. persuation

[7]. attributional retraining

[8]. mental imaging

[9]. biotic emotional techniques

[10]. acceptation unconditional

[11] .behavior techniques

[12] . skills training

[13] . existence divulging

[13]. frustration tolerance

[15]. desensitization

[16]. classical conditioning theory

[17]. relaxation

[18] . Maulsby