پایان نامه ارشد: مؤلفه‌های اثربخشی

زمانی می‌توان افراد یا ملتی از ملت‌های دیگر را کارآمدتر از دیگران دانست که بتوانند کار یا عملی را با سرعت بیشتر وکوشش کمتری انجام دهند، لذا سرعت و مهارت از عوامل سازنده کارآمدی به شمار می آید (هر چند عوامل متعددی در فرایند ساماندهی و نتیجه بخش کردن امور مؤثرند، ولی یکی از دانشمندان روان شناسی “اثر بخشی” را درجمله زیربه شکل زیبا وکاملی خلاصه کرده است:

افراد مؤثر= اثر بخشی+ سازمان مؤثر+ برنامه‌های مؤثر.

اگر اثر بخشی را به خیمه‌ای تشبیه کنیم بی‌تردید ستون و عمود آن، چیزی جز افراد مؤثر نخواهد بود و اگر آن را مثلث یا هرم اثر بخشی بنامیم مطمئناً قاعده آن افراد مؤثر خواهند بود. افراد مؤثر، برنامه‌های خوب وکارآمدی ارائه می‌کنند و در اجرا و نظارت برآنها با جدیت وارد می‌شوند و با همان پشتکار و خلاقیت می‌توانند سازمان مؤثری به وجود آورند، در بین افراد مؤثر، که از مهم‌ترین اصول سه گانه اثربخشی محسوب می‌شود، مدیریت سازمان به عنوان بخشی از نیروهای انسانی مؤثر، ازاهمیت و جایگاه فوق العاده‌ای برخوردار است. مدیریت پویا و اثربخش الزامات و اقتضائاتی دارد که بدون رعایت آنها امید به داشتن سازمان و مجموعه‌ای کارا و قابل قبول و حرکت به سوی اهداف متعالی، کاری عبث و بیهوده خواهد بود.

برنامه‌های مؤثر یکی دیگر ازمؤلفه‌هایی است که در اثربخشی تأثیرگذار است. یک برنامه مطلوب حداقل باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

  1. عملی و قابل اجرا باشد.
  2. به صرفه واقتصادی باشد.
  3. آسان و سهل الاجرا باشد.
  4. جامع وکامل باشد.
  5. عمومیت و شمولیت داشته باشد.
  6. به مسائل بومی و محلی توجه نماید.

حاصل و برآیند این دو مؤلفه اساسی، غنی داشتن نیروی مجرب، کارآمد و مؤثر که بتوانند طرح‌ها و برنامه‌های مؤثر و مفیدی ارائه نمایند، »سازمان مؤثری» خواهد بود که همگان می‌توانند ازنتایج کار آن متنفع گردند