محافظه کاری حسابداری-ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی

نظرات موافق و مخالفی درباره محافظه کاری حسابداری وجود دارد. مخالفان عقیده دارند که محافظه کاری با سایر ویژگی های کیفی اطلاعات در تضاد است و بنابراین ان را فاقد محتوای اطلاعاتی می دانند. اما در مقابل موافقان با انجام تحقیقات تجربی سعی دارند تا نشان دهند که محافظه کاری حصابداری شاخص مفیدی برای پیش بینی بوده و در نتیجه دارای محتوای اطلاعاتی است. در این فصل ما به تعریف  های محافظه کاری از دیدگاه های متفاوت و معیارهای ارزیابی آن انتقادهای وارده و تفاسیر مختلف محافظه کاری می پردازیم؛ همچنین به بیان تعاریف ورشکستگی، ریسک بحران مالی روش های پیش بینی آن، دلایل و راحل ورشکستگی پرداخته ایم. در تحقیقی که در این مورد انجام شده است، بحران مالی (ورشکستگی) شرکت ها در هر سال به عنوان متغیر وابسته و شاخص محافظه کاری به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته می شود. در این تحقیق سعی بر آن است تا موضوع درباره ایران مورد بررسی قرار گیرد.

2-2 تعریف محافظه کاری

محافظه کاری بدون تردید، جایگاهی بسیار بااهمیت در اذهان حسابداران داشته است متوسط برخی از نویسندگان حسابداری، با اهمیت ترین اصل نامیده شده است. مثلاً ارزشیابی موجودی ها بر مبنای قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار، مثالی کلاسیک برای محافظه کاری است(شباهنگ، 1386).

محافظه کاری در حسابداری مفهومی است که از سابقه طولانی برخوردار است. در حسابداری سنتی محافظه کاری بر اساس پدیده عدم اطمینان قرار گرفته است. همانگونه که معمولاً گفته می شود مفهوم محافظه کاری یک عامل محدودکننده یا مرزی است که بر آن اساس داده ها ارائه می شوند (که پدیده عدم اطمینان وجود نداشته باشد می توان داده های معتبر و قابل اتکا ارائه کرد) برای درک محافظه کاری در حسابداری باید درصدد درک شرایطی برآمد که موجب پیدایش این پدیده می شوند و در صورت لزوم (وجود) می توان به ارکان حقیقت موجود در این محدوده اشاره کرد(هندریکسن، 1992).

تاکنون محققان تعاریف مختلفی از محافظه کاری حسابداری ارائه داده اند. برخی از آنها مانند باسو[1] (1997) محافظه کاری را روشی که طبق آن، در واکنش به اخبار بد، شناسایی عایدات و خالص دارایی ها کاهش می یابد و این در حالی است که در واکنش به افکار خوب، شناسایی عایدات و خالص دارایی ها افزایش نمی یابد تعریف نموده اند. اما بیشتر محققان در مباحث مربوط به ارزشگذاری دارایی ها، طبق مبانی حسابداری، بیشتر به تعاریفی که فلسام واولسونز[2] از محافظه کاری دارند، اشاره می کنند. آنها محافظه کاری حسابداری را اینگونه تعریف می کنند: «انتظار اینکه خالص ارزش دارایی های گزارش شده توسط یک شرکت، در بلندمدت از ارزش بازار آن کمتر باشد». به عبارت دیگر فرض می شود که در اثر بکارگیری محافظه کاری حسابداری، ارزش بازار دارایی های گزارش شده بیشتر از ارزش دفتری آنها خواهد بود. طبق این تعریف استفاده از بهای تمام شده، در شناسایی سرمایه گذاری ها باعث ایجاد انتظار خالص ارزش فعلی مثبت از سرمایه گذاری ها خواهد شد. زیرا تحلیلگران انتظار دارند که این سرمایه گذاری ها ممکن است کمتر از ارزش آنها برآورده شده باشند. تحقیقات صورت گرفته توسط بی ور و رایان[3] (2000) نیز مشابه همین دیدگاه از محافظه کاری حسابداری می باشد. آنها محافظه کاری حسابداری را تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری دارایی ها عنوان می کند. پنمن و ژانگ[4] (2002) محافظه کاری حسابداری را انتخاب روش برآوردی از حسابداری می دانند که ارزش دفتری دارایی ها را به گونه ای بارز، پایین نشان می دهد. بنابراین در شرایط تورمی انتخاب لایفو برای شناسایی موجودی کالا نسبت به روش فایفو، روش محافظه کارانه تری می باشد. همچنین بکارگیری روش اقل بهای تمام شده یا بازار، به منظور کردن هزینه های تحقیق و توسعه، انتخاب روش های سریع استهلاک، سیاست هایی که باعث در نظر گرفتن ذخیره بالای مطالبات مشکوک الوصول می شود و شناسایی تعهدات مربوط به گارانتی، روش های محافظه کارانه ای می باشد که باعث می شوند خالص ارزش دفتری یک واحد اقتصادی پایین نشان داده شود(پنمن و ژانگ، 2002).

[1]Basua

[2]Falsam & Olsonz

[3]Bver & Ryan

[4]Penman & Zhang