منبع پایان نامه درباره اسناد بین الملل

3- زن در چین: اقوام چینی معتقد بودند زنان به کلی از فکر و عقل و مشاعر و ادراکی بینصیباند به همین جهت برآوردن تمایلات و خواستههای زن را ناقص شمرده و قابل عمل نمیدانستند، زنان چینی همچون اسیرانی در دست جلادان بیرحم گرفتار بودند. در چین، زن حق غذا خوردن با شوهر یا پسرانش را نداشته است (نوری،1340، ص10). درموردی که شوهر یا پدر فوت کرده باشد، دعوی بر علیه زن اقامه میشود و ممکن است طلبکار به جای پول از زن یا دختر بدهکار استفاده کند. (صدر، 1348 ، ص92)

در چین باستان زن «آب دردآوری» خوانده میشد که جامعه را میشوید و سعادت و سرمایه آن را می برد. مردان نیز زن را شری میدانستند که با میل خودشان او را نگه میداشتند و هرگاه اراده میکردند به شیوهای که خودشان میپسندیدند، از دست او خلاص میشدند. (اسعدی،1387، ص369)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4- زن در عربستان: اعراب نیمه وحشی قبل از اسلام، زن را به شکل برده مینگریستند. از دیدگاه آنان زن در مقابل شوهر موجودی ضعیف و بیارزش و شیئی قابل تملک بود و مردان از داشتن دختر که قادر به جنگ و اخذ غنیمت و کارهای دشوار نبود، تنفر داشتند و چهره آنان از شنیدن خبر تولد دختر رو به سیاهی میرفت. (نوری، 1340، ص9) قرآن در این زمینه چنین میفرماید: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ» (نحل،58) (ترجمه: در حالی که هر گاه به یکی از آنها بشارت دهند که دختر نصیب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتی) سیاه میشود و به شدت خشمگین میشود) کشتن دختران در عربستان نشان میدهد، که اختیارات مرد نامحدود بوده و زن در درون خانه، حق هیچ مداخلهای در امر زندگی نداشته است. در بعضی از قبایل عرب، دختران تازه زاییده شده را سر میبریدند. بعضیها کودک را از بالای کوه به پایین پرتاب میکردند، بعضی دیگر دختر را در آب غرق میکردند (نوری،1340، ص10).
5- زن در روم: در روم قدیم، مرد حاکم مطلق و بیچون و چرای زن و خانواده خویش بود و تنها او بود که اختیاردار مرگ و زندگی زن بود. (ماله و ایزاک،1332 ،ص 103)
حتی اگر زن یا فرزند مرتکب جنایتی میشد وی توانایی داشت که او را محکوم به اعدام کند. بر همین اساس، یکی از رومیان قرن دوم قبل از میلاد به نام کاتن گفته است: شوهر بر زن خود حاکم است و اختیاراتش واحد نیست. هر چه بخواهد میتواند کند، اگر از زن خطایی سر بزند او را جزاء میدهد؛ اگر شراب بیاشامد محکومش میکند و اگر بیناموسی کند او را میکشد. (ماله و ایزاک،1332،ص 104) زن در روم به سان کنیزی بیارزش بود که هیچ قدر و منزلتی در اجتماع نداشت. (دورانت، 1390،ص 204) زن موجودی رشد نایافته و نابالغ پنداشته میشد که طبق قانون، همیشه قیم و سرپرست داشت؛ مادام که همسر داشت تحت سرپرستی او بود و پس از بیوه شدن تحت سرپرستی پسر بزرگش بود. (دورانت،1390،ص 210) اگر زنی به جرمی متهم میشد، شوهرش حق دادرسی و کیفر او را داشت و میتوانست او را به جرم زنا یا دزدیدن کلیدهای انبار شرابش به مرگ محکوم کند. در حق فرزندان نیز اختیار مرگ و زندگی و فروختن به اسارت با او بود و بیرضایت او، ازدواج فرزندانش ممکن نبود دختر شوهردار همچنان در بند اقتدار پدر میماند مگر آنکه پدر به وی اجازه ازدواج میداد و او را به دست شوهرش میسپرد. مرد، نسبت به بندگان خود اختیار بیحدی داشت و اینان به اتفاق زن و فرزندانش، مانچی پیا وییعنی زیردست و ملک او محسوب میشدند و صرف نظر از سن و وضعیتشان، آنقدر در سایهی قدرت او باقی میماندند. که خود او به رهانیدن یا خلع ید خود از ایشان اراده میکرد این حقوق خانواده سالاری تا اندازهای به وسیله عادت و رأی عامه و شورای قومی و قانون محدود میشد وگرنه تا زمان مرگ پدر دوام داشت و با جنون یا حتی خواست خود او قابل انقضاء نبود. (دورانت،1341،ج 7،ص 91)
بدیهی است وقتی عنوان انسان اجتماعی بر زن اطلاق نگردد، به تبع از کلیه حقوق و امتیازاتی که مخصوص انسان است محروم خواهد ماند.
6- زن در یونان: زن یونانی در اخلاق زندگی و در نهایت پستی و ذلت نموداری از درک اسفل بود، در یونان قدیم زن فاقد شخصیت اجتماعی بود و نقشی در تمدن درخشان آن عصر طلایی نداشت. و در خانه پنهان نگه داشته میشد و در مقطعی به صورت عشرت کدهای سیار به عفت فروشی میپرداخت. یکی از مورخان ایرانی مینویسد باید نام زن همانند خودش در خانه محبوس باشد. دموستن خطیب معروف یونانی میگوید: ما زنان هوسران را برای لذت میخواهیم و همسران را برای فرزندان مشروع زن در یونان قابل فروش و هبه بود و پدر همین دموستن، مادر او را به یکی از دوستان خود بخشیده بود و به قولی، سقراط نیز همسر خود را به آلس بیاد خطیب قرض داده بود و در عرف آن زمان، مرد اگر سنین جوانی را گذرانده بود، وظیفه داشت مرد جوانی را برای همبستری زن خود پیدا کند. ولی زن با داشتن هر نوع رابطه جنسی بدون اذن شوهر مستحق قتل بود. (خامنهای، 1368،ص 22) در میان یونانیان، زن، مانند برده خرید و فروش میشد در برابر پدر و شوهر حق مالکیت، معاشرت و حیاط نداشت. پدر یا شوهر میتوانستند زن و دختر خود را بفروشند و قرض یا اجاره دهند و او را بکشند.(خامنهای، پیشین، ص23)
7- زن در ایران باستان: زن در ایران باستان نیز رویهی همسایگان متمدن رواج داشته است. زنان در اختیار و مطیع ارادهی بدون چون و چرای شوهران به سر میبردند. با این که هر شوهری در ایران باستان، بدون هیچگونه محدودیتی میتوانست زن بگیرد، اما زنان ایرانی پس از مرگ شوهران خویش حق ازدواج نداشتند و در میان طبقات عالیه و بلندپایه، ازدواج با محارم چون مادر و خواهر، یک مساله رایج بود. زنان در کشورهای متمدن و مترقّی آن دوران مانند ایران، روم، چین، هند و… نیز در زندگی خود، شانس مطلوبی نداشتند، تحقیر زن در این سرزمینها مانند قبایل غیر متمدن بسی تأسفبار بوده است. (بالازاده، 1375، ص189) در ایران باستان، طبق آیین زردتشت، خیانت زن موجب اعدام بود و در عهد ساسانیان این حکم تخفیف یافت به این صورت که در اولین بار، زندانی و در صورت تکرار، اعدام میشد.(فاضل، پیشین، ص14)
8- حقوق زن در جوامع امروزی: موضوع حقوق زن در جوامع امروزی، کمتر از دوران قبل از اسلام نیست، زیرا با آنکه جوامع بشری به پیشرفت شایانی درعرصه های علم و دانش نایل گردیدهاند، ولی در خصوص حقوق زن، هنوز هم حداکثر مشکلات پا برجاست. در عدهای از کشورها، زن هنوز وسیله خواهشهای نفسانی را تشکیل میدهد و در برخی دیگر، هنوز جور و ظلم محرومیتها در برابر زنان، توجه جوامع بشری را از طریق تنظیم یک سلسله اسناد بینالمللی درباره زنان معطوف نماید. (بالازاده، 1375، ص 276)
1-1-2حقوق زنان در ادیان الهی
1- زن در دین زردشت: در ایران باستان، به خصوص در دورهی ساسانی، براساس مذهب زردشت، زن و شوهر نظام اشتراک اموال را میپذیرفتند و در نتیجه، منافع مادی زوجین، یکی میشده است. در قوانین زردتشت، حق نفقه زنان محترم شمرده شده و حتی مقدارش نیز مشخص شده است، دو قطعه نان خشک و یک مقدار آب جو. (دارمستتر،1342 ، ص39) اما در عین حال، مرد میتوانست زن خویش را به مرد دیگری قرض دهد و رضایت زن شرط نبود؛ زیرا این عمل را کمک به تنگدست شمرده و عمل نیک وکار حسنهای میدانستند. (صدر، پیشین،ص51)
2- زن در دین یهود: تصویر حوّا، در روایات یهودی به عنوان یک وسوسه‌گر، منتج به دیدی بی‌نهایت منفی نسبت به زنان شده است و همه‌ی زنان به عنوان کسانی تصور شده‌اند که از مادرشان، یعنی حوّا، گناه، حیله و تلبیس را به ارث برده و در نتیجه همه‌ی آنان نادرست کار و از نظر اخلاقی پَست و گناه‌کارند. 
در یهود، نظارت پدر بر دختر آن اندازه مطلق است که حتی اگر بخواهد می‌تواند دخترش را بفروشد و این نکته در نوشته‌های ربیّون آمده است: «مرد می‌تواند دخترش را بفروشد، اما زن نمی‌تواند، مرد می‌تواند دختر را نامزد کند، اما زن نه.» (گزینستون، 1377،ص 14) ربیّون یهود، حق شوهر بر دارایی‌های همسرش را به عنوان یک نتیجه‌ی فرعی از مالکیت شوهر بر همسر می‌دانند.
3- زن در دین مسیحیت: تعلیمات تعریف شدهی مسیح، نیز مشکلی را حل نکرد و به وضع زنان بهبودی نبخشید. مجمع دینی فرانسه در سال 586 میلادی پس از بحث زیادی که درباره ماهیت زن کرد، چنین نظر داد: «زن انسان است اما برای خدمت مردان آفریده شده است.» برخورد آنها با زنان، روی یک سلسله عقاید استوار بود و زن را سرچشمه گناهان و مفاسد دانسته و به این عقیده بودند که گویا زن دروازههایی ازدروازه های جهنم برای مرد است. (نوری، پیشین، ص11) یکی از علمای بزرگ دین مسیح کرای سوستم دربارهی زن چنین گفته است «زن شری است که از آن چاره فرار نیست، او وسواس فطرت، آفت موردپسند، خطری برای خانه و خانواده، قاتل معشوقهها و مصیبت و آتشی سوزنده و برافروخته است.» (همان،ص12) از «لنگدون دویس» مرجع بزرگ مسیحیت، نظراتی درباره زنان خواسته شده است که چنین می گوید: «زنان را که بالفطره سبک مغز و شهوتران و شیفته لباس و زینت و تظاهرند، جز این که مرد را در خانه محفوظ نگاه دارد راهی دیگر ندارد». (کاظم زاده، 1368، ص 40-41)
کشیشان مسیحی زن را عامل و مظهر شیطان و موجب فساد و فحشا میدانستند و تا مدتها پیرامون این مسأله در مدارس خود تحقیق میکردند که آیا زن میتواند مانند مرد، خدا را عبادت کند؟ آیا زن انسان است و روح دارد؟ آیا میتواند جاوید بماند یا مادهای فانی است و روح مجرد ندارد؟ در مسیحیت به علت رواج فرهنگ تنفر از زن و بیارزش بودن او عزوبت مرد تشویق میشد. در نظر کلیسا، محبت به زن، در شمار یکی از مفاسد بزرگ اخلاقی بود. (فاضل، پیشین، ص19) آنها به این عقیده بودند که تعلقات جنسی بین زن و مرد، نجس و پلید و از آن اجتناب صورت گیرد، و لو از طریق نکاح و عقد مشروع صورت گیرد و معتقد بودند گوشهگیری نسبت به ازدواج بهتر است. این طرز فکر رهبانیت در روح مردم، چنان واقع شده بود که ارتباط خانوادگی از هم پاشیده بود و دختران و پسران از ازدواج ابا داشتند و عقد نکاح را چیز پلید و نجس میدانستند.
4-زن در دین اسلام: زن در جوامع قبل از اسلام، ارزش و اعتباری نداشت؛ حتی برخی از جوامع، زن را در شمار انسان محسوب نمیکرد، و زمانی هم بر این عقیده بودند که جهت خدمت کردن برای مرد آفریده شده و گذشته از آن، او را نماد بدبختی، تیره ورزی، عذابها و مصیبتها میدانستند. در واقع زن را موجودی نفرین شده و وبایی کشنده میپنداشتند. (اسعدی، 1387 ، ص54) اما اسلام برای زن مقام و منزلت بزرگی قایل گردید. زن از دیدگاه اسلام در جمیع امور مانند مرد است، زیرا کلمه انسان از نظر مفهوم و مدلول شامل مرد و زن میباشد. از همین جاست که قران کریم در سوره نساء آیه 1 زن و مرد را دارای اصل و منشای مشترک معرفی میکند و هر دو را به کلمه الناس (مردم) خطاب میکند، چنان که فرموده است:

«یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق
منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء»
ای مردم! از پروردگارتان بترسید. آن که شما را از تنی واحد آفرید
و از آن جفتش را خلق کرده و گسترده ساخت از و آنها مردانی زیاد و زنانی.

اسلام در حق زن نظریه‌ای ابداع کرده که از روزی که جنس بشر پا به عرصه‌ی دنیا گذاشت تا آن روز، چنین طرز تفکری در مورد زن وجود نداشت. اسلام در این نظریه‌ی خود، با تمام مردم جهان در افتاده و زن را آن طور که هست و بر آن اساسی که آفریده شده به جهان معرفی کرده، اساسی که به دست بشر منهدم شده و آثارش نیز محو گشته بود. اسلام عقاید و آرائی که مردم درباره‌ی زن داشتند و رفتاری که عملاً با زن می‌کردند را بی‌اعتبار نمود و خط بطلان بر آن‌ها کشید. (نقابی، پیشین، 78 )
به این ترتیب، اسلام مقام زن را در اجتماع بالا برد و او را از پستی و ذلّت و محکومیت نجات بخشید و حقوق اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امثال آن را اعاده نمود. همانطور که اسلام در جمیع امور افراط و تفریط جلوگیری میکند، در ارتباط با حقوق زن هم این روش را توصیه نموده است، و با توجه به طبیعت و سرشت انسانی مرد و زن و بافت و ترکیب جسمی و روحی و ایجابات زندگیشان، برای هر کدام مسئولیتهای مشخص و حقوقی را معین نموده است تا افراد انسانی با تطبیق آن در زندگی عملی، به کمال خویش برسند و زندگی با سعادت و توام با عزت و شرف داشته باشند.
بنابر آنچه گفته شد ثابت می‌شود که مرد و زن دو فرد، از یک نوع و از یک جوهرند، جوهری که نامش انسان است، چون تمامی آثاری که از انسانیت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نیز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلی از قبیل سخاوت، شجاعت، علم، خویشتن‌داری و امثال آن دیده شده در صنف زن نیز دیده شده است) آن هم بدون هیچ تفاوت، بطور مسلّم ظهور آثار نوع، دلیل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نیز انسان است، بله این دو صنف در بعضی از آثار مشترکه (نه آثار مختصه از قبیل حامله شدن و امثال آن) از نظر شدّت و ضعف اختلاف دارند ولی ضعف در بعضی از صفات انسانیّت، باعث آن نمی‌شود که بگوییم نوعیت در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست.( شایگان، 1374، ص118) با این بیان روشن می‌شود که رسیدن به هر درجه از کمال که برای یک صنف میسّر و مقدور است برای صنف دیگر نیز میسور و ممکن است و یکی از آن مصادیق کمال‌ معنوی است که از راه ایمان به خدا و اطاعت و تقرّب به درگاه او حاصل می‌شود.
1-1-3 جایگاه  زنان در اعلامیه حقوق بشر
در مطالعهی تاریخ تحوّل اسناد بین المللی در مورد حقوق زن سه دورهی متمایز وجود دارد که هر یک منعکس کنندهی تصوّرات مختلف در مورد زنان ودیدگاه های مختلف در مورد حقوق و جایگاه آنان درجامعه است.
دوره‌ی اول که از آن تحت عنوان «دورهی حمایتی» یاد شده و در آن به زنان به عنوان گروهی که نباید یا نمی‌توانند به فعالیت های خاصی بپردازند نگاه شده و زن به عنوان پیرو در نظر گرفته میشود. مقرّرات در این خصوص فقط در مورد زنان قابل اعمال است نه مردان. زن به عنوان همسر و مادر بیشتر نقش داخلی و سنتی دارد. بنابراین از آنجا که زنان مانند کودکان قادر به حمایت همه جانبه از خود نیستند قانون باید نقش حمایتی از آنان را داشته باشد. به طور مثال کنوانسیون مربوط به کار در شب زنان شاغل در صنعت که در سال های 1934 و 1948 توسط کنفرانس عمومی سازمان بینالمللی کار طراحی گردید، این دیدگاه را پذیرفته است. لذا همانطور که دیده می شود اسناد این دوره جهت حمایت زن در برابر برخی آسیبها او را از پارهای امور منع میکند نه اینکه نوعی از حقوق را برایش به رسمیّت بشناسد.(کاسسه،1370، ص60)
دورهی دوم به زن به عنوان یک «گروه مجزا» که نیاز به رفتار خاص با او و مراقبت ویژه دارد نگاه میشود. عقیده بر این است که در موارد خاصی با زنان عادلانه رفتار نمیشود. لذا از این دوره به عنوان «دورهی اصلاح» یاد میکنند بدین معنی که قوانین باید در جهت مراقبت خاص از زنان تغییر یافته و یا اصلاح گردد. در این دوره نیز قوانین به زنان به عنوان یک طبقه بدون در نظر گرفتن مردان نگاه میکند زیرا

دیدگاهتان را بنویسید