منبع پایان نامه درمورد اختلال اضطراب فراگیر

دانلود پایان نامه

احترام میگذارند. عملکرد تحصیلی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی به خاطر درخواستهای مکرر برای خروج از کلاس درس، نگرانیشان نسبت به جدایی از والدین، و غیبتهای مکرر از مدرسه، پایین است. تقریبا همه کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی از این اختلال بهبود مییابند هرچند وضعیت عده بسیاری نیز وخیمتر میشود و به اختلال اضطرابی متفاوت یا اختلالی از نوع دیگر مبتلا میشوند (فولی و همکاران، 2008).
اکراه و خودداری از رفتن به مدرسه: تشخیص این‌که کودکان به دلایل مختلف از حضور در مدرسه خودداری می‌ورزند، اهمیت بسزایی دارد. هوشبهر بیشتر این کودکان در حد متوسط یا بالای متوسط است و نشان می‌دهد که مشکلات تحصیلی علت بی‌میلی آن‌ها به مدرسه نیست. گاهی اوقات ترس از مدرسه، از اطاعت محض از معلم یا دیگران و مقررات خارج از خانه، مقایسه شدن با کودکان ناآشنا و تجربه ترس از شکست، ناشی می‌شود.برخی کودکان به دلیل ترس از تمسخر، آزار، تهدید و زورگویی بچه‌های دیگر دو مورد انتقاد قرار گرفتن یا تنبیه شدن توسط معلم، از مدرسه می‌ترسند. برای بسیاری از کودکان ترس از رفتن به مدرسه در واقع ترس از دورشدن از والدین – اضطراب جدایی- است اکراه و امتناع ا زرفتن به مدرسه می‌تواند به دلایل مختلف روی دهد. با این‌حال، در موارد دیگر، ترس کودک از این ترس شدید و غیرمنطقی ناشی می‌شودکه فکر می‌کند در جمع ارزیابی شود یا خجالت می‌کشد، زیرا مجبور است در کلاس، درس را جواب دهد یا در کلاس ژیمناستیک جلوی بقیه بچه‌ها لباس‌هایش را درآورد. (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
پیامدهای بلند‌مدت احتمالی برای کودکی که دائماً از رفتن به مدرسه خودداری می‌ورزد، مهم است. مشکلات تحصیلی یا اجتماعی ممکن است در نتیجه از دست دادن کلاس‌ها و فرصت تعامل با گروه هم‌سالان پدید آید. بهتر است برای کمک به کودکی که از رفتن به مدرسه امتناع می‌کند، بازگشت فوری او به مدرسه و انجام سایر فعالیت‌های روزانه تأکید شود (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
اختلال اضطراب فراگیر
ویژگیهای تشخیصی
نگرانی در حد اندک به عنوان بخشی از رشد، بهنجار تلقی می‌شود. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، همواره نسبت به هر چیزی نگران هستند حتی وقتی دلیل آشکاری برای نگران شدن وجود ندارد. انتظار توأم با دلواپسی اصطلاحی است که برای این نوع اضطراب و نگرانی مفرط به‌کار می‌رود. اضطراب‌ها می‌توانند مقطعی یا مداوم باشند. اغلب این نگرانی‌ با احساس ناراحتی، بی‌قراری و بروز نشانه‌های جسمانی از قبیل انقباض عضله‌ها، سردرد یا تهوع همراه است. نشانه‌های دیگر شامل تحریک‌پذیری، فقدان انرژی،‌ و مشکلات خواب است (سادوک، 2007).
اضطراب در سایر اختلال‌ها به موقعیت‌ها یا اشیاء خاصی نظیر جدایی، عملکرد اجتماعی، حیوانات یا حشرات یا احساس‌های بدنی معطوف است و ممکن است با نشانه‌های دیگر از قبیل وحشت‌زدگی همراه باشد، در مقابل، اضطرابی که کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر تجربه می‌کنند، گسترده‌ و عمومی است و به طور عمده به رویداد‌های روزانه زندگی مربوط می‌شود. زمانی تصور می‌شد کودکانی که به‌طور کلی مضطرب هستند، اضطرابشان به چیز خاصی معطوف نیست که به این اختلال، اضطراب شناور گفته می‌شد. اما حقیقت این است که اضطراب این کودکان به شیئی خاص معطوف است. با این تفاوت که آن چیز یا اشیاء متعدد و مختلف هستند. بنابراین، اصطلاح اضطراب فراگیر صحیح‌تر از اضطراب شناور است (ایسن و سیلورمن، 1998).
ملاک‌های تشخیص برای اختلال اضطراب فراگیر بر مبنای DSM -V
الف) اضطراب و نگرانی (انتظار توأم با دلواپسی) درباره‌ی تعدادی از رویداد‌ها یا فعالیت‌ها ( از قبیل عملکرد شغلی یا تحصیلی)، که بیش‌تر روزها برای مدت حداقل شش‌ماه ظاهر می‌شود.
ب) کنترل نگرانی برای شخص دشوار است.
ج) اضطراب و نگرانی با سه مورد ( یا بیش‌تر) از شش نشانه‌ی زیر همراه می‌شود ( حداقل برخی نشانه‌ها در بیش‌تر ایام برای مدت حداقل شش‌ماه وجود دارند).
تذکر: در مورد کودکان وجود تنها یک مورد کافی است.
بی‌قراری یا هیجان‌زدگی یا عصبانی بودن
خیلی زود خسته شدن
در تمرکز مشکل داشتن یا احساس خالی‌شدن ذهن
تحریک‌پذیری
انقباض عضلانی
اختلال خواب (مشکل در خواب‌رفتن یا خواب توأم با بی‌قراری و نارضایتی
کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر احتمالاً هرگونه رویداد تهدید‌آمیز در کتاب، سینما یا تلویزیون را پیدا می‌کنند و آن را به خودشان نسبت می‌دهند. چنان‌چه آن‌ها در گزارش‌های خبری تلویزیون، تصادف یک‌خودرو در شهری دیگر را ببینند، درباره‌ی تصادف اتومبیل خودشان نگران می‌شوند (لاین، برنات، ویکتور و برن استین، 2009).
کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همیشه بدترین پیامدهای احتمالی را پیش‌بینی می‌کنند و توانایی خود را برای مقابله با موقعیت‌ها یا رویداد‌های ناخوشایند دست کم می‌گیرند. به نظر می‌رسد آن‌ها تشخیص نمی‌ دهند که رویدادهایی که به خاطر آن نگرانند، به احتمال بسیار کمی ممکن است رخ دهند. به این ترتیب، ذهنشان اغلب پر از افکاری است نظیر: اگر چنین شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر اتوبوس خراب شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر من را دوست نداشته باشند، چه خواهد شد؟ اگر رعد و برق به من بزند چه می‌شود؟ نگرانی‌های کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر فقط به رویداد‌های ترس‌آور و فاجعه آمیز محدود نمی‌شود؛ آن‌ها نسبت به رخداد‌های جزئی روزانه از قبیل چه لباسی بپوشند یا کدام برنامه‌ی تلویزیونی را تماشا کنند نیز بیش از حد نگران هستند. این نگرانی فراگیر از رویداد‌های جزئی، یکی از ویژگی‌هایی است که کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر را از کودکان مبتلا به اختلال‌های اضطرابی دیگر متمایز می‌کند (کندال و پیمنتل، 2003).
کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر غالباً خودآگاه و فاقد اعتماد به نفس و نسبت به تأمین انتظارهای دیگران، نگران هستند. آن‌ها همواره در جستجوی تأیید و اطمینان بخشی از سوی بزرگسالان هستند و از افراد بدعنق،‌ خرده‌گیر یا مغرض می‌ترسند. این کودکان مایلند عملکردشان در حد و اندازه‌های بسیار بالا باشد. وقتی نمی‌توانند به این حد و اندازه‌ها دست یابند، به انتقاد از خود می‌پردازند. به‌علاوه، حتی وقتی شواهدی دالّ بر فقدان نگرانی وجود ندارد، ‌باز هم به نگرانی خود ادامه می‌دهند. برای مثال،‌ کودکی مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که در یکی از تکلیف‌های کلاسی، نمره‌‌ی بیست گرفته است، مدام نگرانی خود را نسبت به موفق نشدن در تکلیف‌های بعدی نشان می‌دهد(کلیکیلو و کی، 2005).
وقتی نگرانی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر شروع می‌شود، به نظر می‌رسد قادر نیستند نگرانی خود را کنترل کنند؛ وقتی می‌دانند نگرانی‌شان چقدر موجب ناراحتی خود و سایرین می‌شود. همین ویژگی است که نگرانی بیمارگونه را از نگرانی‌های عادی که تمامی کودکان گاه‌گاهی تجربه می‌کنند، متمایز می‌سازد. نگرانی‌های کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر هرگز متوقف نمی‌شود – یک «بحران» پس از بحرانی دیگر به وجود می‌آید و به‌دین ترتیب، دور معیوب پایان‌ناپذیری شکل می‌گیرد. ماهیت غیرقابل کنترل نگرانی، یکی از ویژگی‌های مهم بالینی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به شمار می‌رود (ماسی و همکاران، 1999).
تشخیص اختلال اضطراب فراگیر مستلزم وجود حداقل یک نشانه‌ی جسمانی است. در واقع، ‌نشانه‌های جسمانی، موجب شناسایی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر می‌شوند. این نشانه‌ها عبارتند از: انقباض عضله‌ها و بی‌قراری تا برانگیختگی خودمختار (برای مثال، افزایش ضربان قلب، تعرق) که مشخصه‌ی دیگر اختلال‌های اضطرابی محسوب می‌شود. سردرد،‌ دل‌درد، انقباض عضلانی و لرزش رایج‌ترین نشانه‌های گزارش شده به شمار می‌روند (راپی، 1991).
نگرانی مزمن به صورت نوعی اجتناب شناختی عمل می‌کند که فرایند هیجانی را مختل می‌سازد. چون افکار کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در گیر مشکلات قریب‌الوقوع است، نمی‌توانند تصاویر ترسناک که موجب بروز هیجان منفی شدید و فعالیت دستگاه عصبی خودمختار می‌شود، در ذهن خود ایجاد کنند. اگرچه آن‌ها بیش تر هیجانات ناخوشایند و دردآور را که با تصاویر ذهنی منفی همراه هستند، تجربه نمی‌کنند، اگر هرگز فرصت رویارویی با هیجانات و مشکلاتشان و یافتن راه‌حل را پیدا نمی‌کنند. نگرانی مزمن در کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر شبیه رفتار اجتنابی در کودکان مبتلا به فوبی‌های خاص است (کندال و پیمنتل، 2003)
شیوع و اختلال‌‌های همراه
اختلال اضطراب فراگیر همراه با اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع‌ترین اختلال‌های اضطرابی دوران کودکی است که تقریباً در 3 تا 6 درصد همه‌ی کودکان یافت می‌شود. به طور کلی،‌ این اختلال در بین پسران و دختران به یک اندازه شیوع دارد و در بین کودکان و نوجوانان خردسال اندکی بیش از دختران نوجوان بزرگ‌تر شایع است (استراوس، لیس، لست و فرانسیس، 1988) کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به میزان بالایی به دیگر اختلال‌های اضطرابی و افسردگی دچار می‌شوند. اختلال اضطراب جدایی و بیش‌فعالی و نقص توجه از متداول‌ترین اختلال‌های همراه با اختلال اضطراب فراگیر در کودکان پنج تا پانزده سال به‌شمار می‌رود، در صورتی که افسردگی عمده و فوبی های خاص رایج‌ترین اختلال‌های همراه در کودکان بزرگ‌تر می‌باشند. اختلال اضطراب فراگیر نه تنها با افسردگی عمده ارتباط دارد، بلکه افزایش خطر خودکشی، ناسازگاری اجتماعی و عزت نفس پایین را نیز موجب می‌شود. همچنین اختلال اضطراب فراگیر به نظر می‌رسد در خانواده‌های کم‌جمعیت در طبقه‌های اجتماعی بالا، متداول‌تر باشد (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389؛ ماسی و همکاران، 1999).
تقریباً نیمی از کودکان که به دلیل اختلال‌های اضطرابی برای درمان ارجاع می‌شوند، کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر هستند. این، نسبت به بزرگسالان، بیش‌تر است. زیرا این اختلال در بزرگسالی رایج‌تر است،‌ اما عده‌ی بسیار کم‌تری از آن‌ها برای درمان اقدام می‌کنند. کودکان به دلیل اختلال‌های همراه، همچون افسردگی یا افکار خودکشی، به احتمال قوی، بیش از بزرگسالان برای درمان ارجاع داده می‌شوند (اسکینرینگ، هودسان و راپی، 2000).
سن شروع ، سیر و پیامد‌ها
متوسط سن شروع اختلال اضطراب فراگیر در حدود ده تا چهارده سالگی است. تعداد نشانه‌های اضطراب فراگیر در کودکان بزرگ‌تر بیش از کودکان خردسال است و آن‌ها سطوح بالاتری از اضطراب و افسردگی را گزارش می‌کنند، اما این نشانه‌ها ممکن است با افزایش سن کاهش یابند (استراوس، لست و همکاران، 1988) نشانه‌های اضطراب فراگیر شدید با گذشت زمان پایدار می‌مانند؛ حتی در کودکانی که برای درمان ارجاع نمی‌شوند (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
اختلال اضطراب اجتماعی
ویژگیهای تشخیصی
اختلال اضطراب اجتماعی یعنی ترس مشخص و پایدار از موقعیت‌ها یا عملکرد اجتماعی با بزرگسالان و همسالان که آن‌ها را در معرض مشاهده‌ی احتمالی قرار می‌دهد و آشفته می‌سازد. در نتیجه، آن‌ها برای مدتی طولانی در این موقعیت‌ ها حاضر نمی‌شوند یا به سختی ظاهر می‌شوند و سعی می‌کنند با ماسک شجاعت، ترس خود را پنهان کنند. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تا مدت‌ها پس از سنی که ترس از غریبه ها طبیعی است، از روبه‌رو شدن با افراد ناشناس اجتناب می‌ورزند. به هنگام حضور سایر کودکان یا بزرگسالان سرخ می‌شوند، سکوت می‌کنند، به والدینشان می‌چسبند یا سعی می‌کنند مخفی شوند (کلیکیلو و کی، 2005).
خردسالان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی علاوه بر اضطراب شدیدشان در موقعیت‌هایی که اغلب مردم هم در آن موقعیت‌ها مضطرب می‌شوند (مانند صحبت کردن در حضور دیگران)، ممکن است در پیش پا افتاده‌ترین فعالیت‌ها نیز مضطرب شوند – ارائه‌ی مقاله در مقابل کلاس، بستن دکمه‌های کت در حضور دیگران یا سفارش غذا در رستوران. اگر آن‌ها در حضور جمع صحبت کنند، می‌ترسند در میان صحبت‌هایشان تپق بزنند؛ آن‌ها فکر می‌کنند چنانچه سؤالی را مطرح کنند، مکن است احمق به نظر برسند؛ می‌ترسند اگر در حضور جمع غذا بخورند، غذا را روی زمین بریزند؛ یا اگر وارد اتاقی شوند، ممکن است پایشان به جایی گیر کند و روی زمین بیفتند و دست و پاچلفتی به نظر آیند. (مارتین و ولکمار، 2007).
ملاک‌های تشخیصی اضطراب اجتماعی بر مبنای DSM -V
الف. ترس آشکار و مستمر از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا عملکردی که شخص در آن موقعیت‌ها در معرض دید اشخاص ناآشنا یا احتمالاً اضطراب را نشان دهد) که موجب تحقیر یا شرمندگی شود.
توجه: در کودکان باید شواهدی مبنی بر توانایی کودک برای برقراری روابط اجتماعی، متناسب با سن، با افراد آشنا وجود داشته باشد و اضطراب باید در روابط با همسالان و نه فقط در تعامل با بزرگسالان روی دهد.
ب. قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی ترس‌آور تقریباً همیشه به اضطراب منجر می‌شود که ممکن است به شکل حمله‌ی وحشت‌زدگی وابسته به موقعیت یا با زمینه‌ی موقعیتی ظاهر شود.
توجه: اضطراب در کودکان ممکن است به شکل گریه‌کردن، قشقرق به راه انداختن، سفت کردن اندام‌ها یا کناره‌گیری و بیزاری از موقعیت‌های اجتماعی در حضور افراد ناآشنا، ابراز شود.
ج. شخص می‌داند که ترسش مفرط و غیرمنطقی است.
توجه: این ویژگی مکن است در کودکان وجود نداشته باشد.
د. شخص از موقعیت‌ها یا عملکرد اجتماعی ترس‌آور اجتناب یا آن‌ها را با اضطراب یا پریشانی شدید تحمل می‌کند.
کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی،‌ همانند کودکان مبتلا به فوبی خاص، دارای ترسی جداگانه هستند. با این حال این و گروه از کودکان، در این‌که از چه‌چیزی می‌ترسند، به طور مشخص با یک‌دیگر تفاوت دارند. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به احتمال قوی از مدرسه، صحبت در حضور جمع، قرمزشدن، یا خوردن و نوشیدن در حضور دیگران هراس دارند، در حالی که اشخصا مبتلا به فوبی خاص، به احتمال زیاد،‌از تاریکی، حیوانات کوچک، بلندی، حشرات یا آسانسور می‌ترسند. آشکار است که هیچ‌کس خجالت کشیدن در مقابل دیگران را دوست ندارد و همه ما اگر بتوانیم از این امر اجتناب می‌کنیم. در واقع، نزدیک به یک پنجم مردم اظهار می‌دارند برای این‌که در حضور دیگران خجالت نکشند از صحبت کردن در حضور جمع یا غذاخوردن در رستوران، اجتناب ورزند. اما، ترس از شیوه‌ی عملکرد، به‌نحوی که موجب خجالت یا تحقیر شود، در کودکان یا نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی آن‌قدر فراگیر است که به‌طور جدی در فرصت‌ها و فعالیت‌های اجتماعی دیگر آن‌ها اخلال ایجاد می‌کند و غالباً منجر به تنهایی و رنج می‌شود. اگر چه کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی مایلند مورد علاقه‌ی دیگران باشند، نگرانی دائم درباره‌ی در معرض دید دیگران قرار گرفتن یا پرداختن به کارهایی که آن‌ها را احمق جلوه دهد، مانع از شکل‌گیری هرگونه رفتاری می‌شود که دوست دارند با دیگران داشته باشند. چنانچه دیگران سعی کنند این کودکان را به موقعیت‌های اجتماعی تشویق یا واردار کنند، آن‌ها ممکن است گریه کنند، قشقرق به‌راه بیندازند یا حتی بیش‌تر عقب‌نشینی کنند. در موارد خیلی شدید، کودکان به اختلال اضطراب اجتماعی فراگیر مبتلا می‌شوند. این کودکان از اغلب موقعیت‌های اجتماعی هراس دارند، از ملاقات یا صحبت با اشخاص جدید می‌ترسند، از تماس با هر فردی خارج از نظام خانواده‌ی خود اجتناب می‌ورزند و حضور در مدرسه و مشارکت در فعالیت‌های تفریحی، در مجموع، برایشان خیلی دشوار است. (راکیل و همکاران، 2010).
اضطراب مربوط به اضطراب اجتماعی به قدری شدید است که موجب بروز حالت‌هایی نظیر سرخ‌شدن چهره، لکنت زبان، تعریق، دل درد، افزایش ضربان قلب، لرزش یا حمله‌ی وحشت‌زدگی کامل می‌شود. نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی همواره عقیده دارند که واکنش‌های جسمانی مشهودشان موجب می‌شود تا احساس بی لیاقتی نهفته‌یان‌ها، در

دیدگاهتان را بنویسید