مهارتهای مقابله ای در مواجهه با رویدادهای تنش زا

مهارتهای مقابله ای :

مهارت های مقابله ای، فنونی هستند که افراد در مواجهه با رویدادهای تنش زا به کار می گیرند. توانایی کنترل و تسلط بر موقعیت می تواند در افزایش توانمندی مهارت های مقابله ای موثر باشد و اثرات مخرب تنیدگی بر سلامت جسمانی و روانی جلوگیری کند. گاهی فرد می تواند افکاری را که درباره رویداد تنش زا دارد، تحت کنترل داشته باشد. که به آن کنترل شناختی گفته می شود. در مواردی کسب اطلاعات بیشتر درباره موقعیت تنش زا می تواند کمک کننده باشد. البته گذشته از این مهارت ها افراد می توانند در راستای پیشگیری از پیامدهای جسمانی و روانی تنیدگی، آموزش مهارت های مقابله ای را یاد بگیرند. آموزش مهارت های مقابله ای شامل آموزش مجموعه ای از روش های شناختی و رفتاری متعددی است که در جریان آن با هدف کمک به فرد آموزش داده می شوند تا بدین ترتیب فرد بتواند در بسیاری از موقعیت ها سازش لازم و سلامت روان را به دست آورد (دیماتئو 1991/ ترجمه موسوی).

– لازاروس  (2000) مهارت های مقابله ای را به شرح زیر خلاصه می کند:

1- کاهش آسیب ناشی از شرایط محیطی

2- تحمل کردن حوادث یا واقعیت های منفی و یا تطبیق دادن خود با آن

3- حفظ تصویر ذهنی مثبت

4- حفظ تعادل احساسی و عاطفی

5- حفظ روابط رضایت بخش با دیگران

پاسخ های مقابله ای می توانند سه  نتیجه به بار آورند:

1- حفظ شرایط احساسی حال حاضر

2- ادامه دادن فعالیت های روزمره که تحت تاثیر محرک تنش زا با وقفه روبرو شد است

3- احساس توانمندی روانی

– مقابله یا مدارای موثر برای رویارویی با علت محرک های تنش زا از چهار  جزء اولیه تشکیل می شود:

1-  راهبردهای موثر مقابله و مدارا

2-  پردازش اطلاعات

3-  اصلاح رفتار

4- رسیدن به راه حل های صلح آمیز و آرامش بخش (تسکین دهنده های فوری)

 

دیدگاههای نظری درباره  مهارتهای مقابله ای :

درباره مقابله دیدگاه های نظری متفاوتی مطرح شده است که می توان از آنها موارد زیر را مورد مطالعه قرار داد:

– دیدگاه فرایدنبرگ و لویئس (به نقل از لازاروس 1993):

فرایدنبرگ و لویئس با تعریف مقابله به عنوان مجموعه ای از اعمال شناختی و عاطفی که در پاسخ به مسایل ویژه ای به کار برده می شود سه سبک مقابله ای را مطرح کرده اند که (1984) بر اساس نظریه لازاروس عبارتند از:

– سبک های بارور      – مراجعه به دیگران   و – سبک های نابارور (ناکارآمد)

این 3 نوع سبک از هیجده (18) نوع راهبرد تشکیل شده اند.

الف: سبک بارور: اجزا سبک بارور هشت راهبرد مقابله ای است.

1- حمایت اجتماعی: گرایش در میان گذاشتن مشکل با دیگران و جلب حمایت آنان به عنوان یکی از راههای کنترل کردن می باشد.

2- تمرکز بر حل مشکل: یک راهبرد مساله مدار می باشد که طی آن به طور منظم به بررسی مساله پرداخته می شود و با در نظر گرفتن دیدگاه های گوناگون با مشکل برخورد می شود.

3- سخت کوشی و موفقیت: این راهبرد توصیف کننده تعهد، بلند پروازی و تلاش زیاد می باشد.

4- تفریحات فیزیکی: منظور انجام فعالیت های ورزشی و داشتن آمادگی جسمانی برای برخورد مناسب با مشکل می باشد.

5- راههای آرام بخش: این راهبرد بیشتر به جهت آرام ساختن و (Relaxeition) است تا پرداختن به فعالیت های تفریحی و بدنی

6- حفظ تعادل خاطر: این راهبرد بیانگر ایجاد یا حفظ آرامش اطمینان به خود توانایی فرد برای مقابله با مشکل

7- تقویت رابطه با دوستان: حاکی از یک ارتباط صمیمی خاص می باشد.

8- تمرکز بر جنبه های مثبت (مثبت اندیشی): یعنی داشتن نگاهی مثبت و توجه به ویژگی های مثبت یک رویداد. (تا تمرکز بر بد اندیشی و ایجاد انرژی منفی)

– ب: سبک نابارور: مترادف سبک مقابله ای ناکار آمد (غیر مفید/ بی اثر)می باشند و از هشت راهبرد زیر تشکیل شده است:

1- نگرانی: بیانگر اهمیت دادن به آینده و به طور کلی خوشبختی در آینده به طور خاص می باشد.

2- حفظ تعلق خاطر: اهمیت دادن به ارتباط با دیگران به ویژه به آن چه که دیگران به آن فکر می کنند می باشد.

3- تفکر آرزومندانه: امیدواری به گرفتن یک نتیجه مثبت

4- کنار نیامدن (اجتناب دوری کردن): این راهبرد نشان دهنده دور شدن از مشکل و تسلیم شدن در برابر آن است.

5- کاهش تنش: فرد از راه تخلیه هیجانی و کاهش تنش سعی می کند احساس بهتری داشته باشد .

6- کناره گیری (خودداری): دوری کردن و کناره گیریفرد از جمع و دیگران و مخفی نگه داشتن مساله در خود و عدم ابراز آن به کسی

7- سرزنش خود: فرد خود را مسئول بروز نگرانی و مشکل می داند.

– ج: سبک مراجعه به دیگران: بیانگر مراجعه فرد به اشخاص دیگر جهت مساعدت و یاری خواستن از آن هاست و شامل چهار راهبرد است دیگران شامل همسالان، متخصصان، والدین و نیروهای معنوی / الهی می باشند.(عرفانی.1387)

1- راهبرد جستجوی حمایت اجتماعی: گرایشی است برای در میان گذاشتن مشکل شخصی با دیگر افراد و جلب حمایت آنان جهت کمک به وی

2- حمایت معنوی: نشان دهنده اعتقاد به خدا، دعا و نیایش کردن، توکل، امدادهای الهی و کمک گرفتن با این نیروی مذهبی است.

  • کمک حرفه ای[1]: در این راهبرد فرد از اشخاص حرفه ای و متخصص آن حیطه خاص کمک می گیرد. (مثل کمک از وکیل برای جلب رضایت / کمک از دبیر ریاضی برای تقویت درسی)
  • اقدام اجتماعی: عملی است که فرد طی آن دیگران را است مشکل خویش مطلع می کند.

دیدگاه لازاروس ،فولکمن (1984) :به اعتقاد لازاروس ، فولکمن راهبردهای مقابله ای که به صورت آگاهانه صورت می گیرند؛ سه کار عمده برای افراد دارند:

الف: فراهم نمودن اطلاعات مورد نیاز در رابطه وی با محیط

ب: پردازش نمودن اطلاعات

ج: حفظ استقلال و آزادی عمل در به کارگیری مهارت ها

بر طبق این دیدگاه تصور و برآورد افراد از رویدادها، از خود رویدادها اهمیت بیشتری دارند. (نه رویداد محیطی و نه پاسخی که فرد خواهد داد) هیچ یک نمی توانند استرس را تعیین نمایند، بلکه ادراک فرد از موقعیت است که استرس و شدت (مقدار سختی) آن را تعیین می کند. این ادراک شامل (آسیب ها، تدابیر، تهدیدها و حالات بالقوه) و توانایی ادراک شده فرد برای مقابله با آنهاست.

3- نوع ارزیابی توسط فرد هنگام سنجش یک واقعه (رویداد) صورت می گیرد (لازاروس ، فولکمن):

– الف): اولیه: یعنی فرد رویداد معینی را فشار زا بداند (تلقی کند) یا خیر.

– ب): ارزیابی ثانویه: این ارزیابی شامل بررسی تمهیدات مقابله ای در دسترس می باشد که طی آن به سه سوال پاسخ داده می شود: اول این که چه راه هایی در برابر فرد گشوده است؟ دوم این که چقدر احتمال دارد که بتوان راهبردهای لازم را برای کاهش استرس به طور موفقیت آمیزی به کار گرفت؟ و سوم این که آیا این رویکرد مورد استفاده موثر است و در کاهش پیامدهای تنشی موثر هست یا خیر؟

– ج): ارزیابی مجدد: در این نوع ارزیابی فرد به وفور سعی می کند ارزیابی های خود از موفقیت تغییر داده و اصلاح کند و به محض آن که اطلاعات جدیدتری دریافت کند، ارزیابی دیگری را به عمل می آورد، با این حال ارزیابی مجدد موثر نیست بلکه گاهی اثرات، کاهنده و زیانبار دارند.

دیدگاه آنتونوفسکی: از نظر آنتونوفسکی (1987) مقابله داری سه جزء عمده و مرتبط با هم است و مقابله کار ساز مستلزم استفاده از این سه عامل است

1- خرد پذیری: ارزیابی دقیق و عینی از موقعیت پیش آمده با عامل روانی تنش زا می باشد.

2- انعطاف پذیری: دسترسی داشتن به مجموعه ای از راهبردها جهت فایق آمدن بر مشکل

3- دوراندیشی: توانایی پیش بینی پیامد راهبردهای گوناگون است.

او در پژوهش های خود پی برد که حس انسجام یک منبع عمومی مقاومت است زیرا این جهان بینی می تواند به نحوی از تاثیرات رویدادها جلوگیری نماید (موانعی که فرد بسیار وخیم و شدید تلقی می کند.)

به اعتقاد آنتونوفسکی (1987) حس انسجام از سه سازه اصلی برخوردار است:

1- حرکت پذیری: توانایی معنی دادن به زندگی

2- کنترل پذیری: کنترل موقعیت های فشار زا

3- معنادار بودن: ارزشمند شمردن درگیری با مشکلات

– برای اولین بار در سال 1982 م  بلینگر و موس پاسخ های مقابله ای را بر اساس روش مقابله دسته بندی کردند.

موس و بلینگر به دو روش مقابله (فعال / اجتنابی) اشاره کرده اند که هر یک شامل پاسخ های رفتاری و شناختی است که بدین ترتیب 4 نوع مقابله را تشکیل می دهند:

1- مقابله شناختی فعال: توجه فرد به جنبه های مثبت یک مساله

2- مقابله رفتاری فعال: کمک خواستن از دیگری

3- مقابله شناختی اجتنابی: فرد به طور موقت فکر کردن به مشکل را کنار می گذارد و یا معنای موقعیت را تغییر می دهد.

4- مقابله رفتاری اجتنابی: به صورت انجام فعالیت هایی (مانند ورزش) جهت فرار کردن از معضل پیش رو.

با در نظر گرفتن روش های اجتنابی و فعال در ترکیب ویژه ای از مساله مداری و هیجان مداری هشت پاسخ مقابله ای به وجود می آید.

 

اجتنابی فعال روش های متمرکز بر
شناختی رفتاری شناختی رفتاری مساله
شناختی رفتاری شناختی رفتاری هیجان

 

پس به طور کلی بلینگر و موس(2007) ارزیابی و مقابله را در سه زمینه مختلف یعنی: مقابله متمرکز بر ارزیابی، متمرکز بر مساله و متمرکز بر هیجان سازمان بندی کرده اند.

1-1- مقابله متمرکز بر ارزیابی: شامل اقداماتی است که در جهت درک موقعیت، تحلیل منطقی و شناخت آن صورت می گیرد.

2-1- مقابله متمرکز بر مساله: این نوع مقابله سعی در تغییر و یا حذف مشکل دارد، بنابراین با پیامدهای عینی و محسوس یک مشکل، ارتباط دارد تا خود موقعیت (مشکل).

3-1- مقابله متمرکز بر هیجان: پاسخ هایی را شامل می شود که حذف آن ها (رفلکس ها) کنترل هیجان های برانگیخته شده توسط عامل مشکل یا تنش زا می باشد.

 

– دیدگاه موس و اسکافر (1997): موس و اسکافر به چهار نوع راهبرد مقابله اشاره کرده اند:

1- مقابله رویارویی رفتاری: جستجوی راهنمایی و هدایت، انجام عمل به طور صحیح برای بررسی مستقیم یک موقعیت است نتیجه آن.

2- رویارویی شناختی: تحلیل منطقی، ارزیابی مجدد، پذیرش واقعیت محیطی و بازسازی آن برای یافتن راههای مساعد و مفید

3- مقابله رفتاری اجتنابی: جستجوی شقاق های پاداشی، تخلیه هیجانی (کاتارسیس) و انجام رفتارهای کاهش دهنده استرس مثل رفتارهای سوق دهنده به سوی خوردن غذا یا ترکیبات آرامش بخش

4- مقابله اجتنابی شناختی: واکنشی هدفدار در افکار و کم کردن شدت یک بحران یا نتایج آن، پذیرش موقعیت البته با این فرض که قابل تغییر نیست.

– دیدگاه آلتمایر و ورندال: در دیدگاه ورندال و آلتمایر(2007) دو تمایز عمده در فرایند مقابله مطرح می باشد که عبارتند از:

1- مقابله مساله مدار و هیجان مدار که به ویژگی های فردی مانند خودکار آمدی مربوط است مقابله مساله مدار بر عامل فشار آور متمرکز است در حالی که مقابله هیجان محور به شخص امکان می دهد پیامدهای هیجانی متعاقب مشکل را کنترل کند.

2- تمایز بین منابع مقابله و پاسخ های مقابله، منابع مقابله آن چه که در دسترس فرد است اما پاسخ های مقابله، اعمالی هستند که به طور عملی در شرایط خاص به کار گرفته می شوند.

– دیدگاه لانگ و اسکات: اسکات و لانگ(2006) شیوه های مقابله را به دو نوع (درگیر شدن، و درگیر نشدن) تقسیم می کنند.

1- مقابله درگیر شدن: تلاش های فعالی را می طلبد که هم برای کنترل پدیده های مشکل مدار و هم هیجان مدار به کار می رود چون این نوع مقابله تحت تاثیر موقعیت است، ثبات کمتری دارد.

2- مقابله درگیر نشدن: این نوع مقابله، شامل راهبرد هیجان مدار است، زیرا کمتر متاثر از عوامل موقعیتی است مانند: تفکر آرزومندانه، این نوع مقابله ثبات متوسطی دارد.

– دیدگاه کارور و شیرز[2]: (1989) مقابله را به چهار دسته کلی تقسیم می کنند و هر نوع از چندین زیر محور تشکیل شده است:

1- مقابله فعال: تلاش جهت غلبه بر مشکلات و در مسیر حل مشکلات  (به طور صرف) به کار گرفته می شود.

2- مقابله برنامه ریزی: به منظور اتخاذ روشهای مشخص و منظم انجام کارها، مراحل حل مسئله و انتخاب بهترین راه حل، تلاش و تفکر دقیقی صورت می گیرد.

3- جلوگیری از مقابله عجولانه با مشکل: انجام هر اقدامی تا شرایط مساعد و زمان مناسب به تعویق انداخته می شود.

4- جلوگیری از فعالیت های مزاحم: توجه شخص به مسئله اصلی است و فعالیت ها و افکار نا مربوط کنار گذاشته می شوند.

5- جستجوی حمایت اجتماعی ابزاری: درخواست راهنمایی از دیگران در مورد مشکل و پرس و جو از کسانی که تجارب مشابه با فرد داشته اند.

ب) مقابله هیجان مدار: برای متعادل ساختن عواطف، هیجانات، کنترل واکنش های هیجانی صورت می گیرد و شامل موارد زیر است:

1- روی آوردن به مذهب

2- جستجوی حمایت عاطفی و اجتماعی

3- تفسیر مجدد مثبت: کنترل هیجانات ناخوشایند

4- پذیرش: پذیرش و قبول واقعیت ها

5- انکار: هر شکل یا رویداد پیش آمده مورد انکار قرار می گیرد.

ج- مقابله ناکارآمد و کمتر موثر: مجموعه ای از شیوههای مقابله ای می باشد که به عنوان روشهای ناکارآمد برای تغییر شرایط یا بهبود عواطف و هیجانات شدید موقعیتی در نظر گرفته می شوند شامل چند طریق جهت مقابله هستند:

1- انحراف فکر از مساله به فعالیت های دیگر: نبود درگیری ذهنی

2- نبود درگیری رفتاری: عدم تلاش برای انجام امور و رسیدگی جهت دستیابی به اهداف

3- تمرکز بر جوانب عاطفی و ابراز (بیان) آن ها: آشفتگی عاطفی و احساس تحلیل انرژی روانی زیاد

د) پاسخ مقابله غیرموثر: شامل موارد زیر است:

1- تکانش وری: به صورت از دست دادن صبر و شکیبایی، تصمیم گیری عجولانه (سریع) و عمل کردن حتی به رغم داشتن اطلاعات کافی و درست.

2- تفکر خرافی: شامل پاسخ هایی مانند این تصور که صحبت کردن در مورد موقعیت، از وقوع آن جلوگیری می کنند.

3- تفکر آرزومندانه: تفکراتی مثل امید داشتن به وقوع معجزه، آرزوی تغییر شرایط

4- تفکر های منفی: توجه و تمرکز بر نقاط ضعف و علل های منفی برای حوادث منسوب کردن

  • استفاده از دارو، دخانیات، الکل و مواد مخدر جهت منحرف کردن ذهن از مساله

1- perufetional

1-Caruor & shize