موسیقی و پرورش اجتماعی کودکان

موسیقی و پرورش اجتماعی کودکان

درک مفاهیم صوتی و حرکتی از موسیقی سازنده،وحدت،پیوستگی،استقامت،اوج،ثبات،انعطاف پذیری،تنش،استراحت را در خود و دیگران پرورش می دهد. او می یابد که تمام هستی روی ریتم پایه گذاری شده و این ویژگی مشترک او را به ارزشهای هستی سوق می دهد،ظرفیت های فیزیکی کودک در گروههای کر و نوازندگی بر او هویدا می شود و یاد می گیرد که این استعدادها و تواناییها را رشد دهد. نگرش مثبت به خود فرایند مهمی است که از همان دوران کودکی باید شکل گیرد. بدیهی است نگرش مثبت به خود در به وجود آوردن اعتماد به نفس و رشد و پرورش احساسات و کنترل عواطف نامطلوب موثر است. تجربیات گروهی موسیقی تبعیضات و تفاوتهای ملیتی،نژادی،مادی،خانوادگی و فرهنگی را از مسیر رشد شخصیتی کودک برمی دارد و او را به شخصیتی با خصوصیات اسلامی و انسانی تبدیل می کند(مهربان،1373).

نمی توان تأثیر عمیق موسیقی را از نظر روانی و تربیتی مورد غفلت قرار داد زیرا موسیقی وسیله ای برای شناساندن شخصیت،تقویت روح،معرف احساسات و عواطف آدمی است. به کار انداختن اعضاء بدن به عضلات کمک می کند و باعث هماهنگی عضلات و توازن می شود. بسیار به جا خواهد بود که کودکان در حیاط مدرسه با صدای موسیقی نرمش کنند چنانکه از قدیم تا به امروز در زورخانه چنین کرده اند. موسیقی در کودک امنیت عاطفی و صلاحیت اجتماعی را باعث می شود.(عشایری،براهنی و علیلو،1373).

2-32. موسیقی و حرکات بدن

موسیقی از جهات مختلف به رشد جسمانی کمک کرده و واکنش های عضلانی را تقویت
می کند و در آنها توازن و هماهنگی به وجود می آورد تناسبی در کیفیت حرکات بدن ایجاد می کند و در پرورش وقار و توازن جسمانی در جواب دادن به محرک های ریتمیک نقش بسیار مهمی را بازی می کند. همانطور که کنفوسیوس متفکر چینی گفته است: “اگر می خواهید از استواری حکومت کشوری باخبر شوید. باید موسیقی آنرا بشنوید”. اگر کشوری بخواهد موسیقی را در بین افراد خود رواج دهد باید در وهله اول برنامه موسیقی را برای مدارس خود تنظیم و اجرا کند(شجاعی،1351).

بسیاری از مردم می شنوند بدون آنکه توجه کنند وقتی از صوت،آواز و ساز به ترتیب استفاده شود گوش کودک تشخیص پیدا کرده و مفاهیم زیر و بم صدا و ریتم برای او واضح تر می شود و قادر خواهد بود خوب بشنود و تناسبی بین کیفیت صدا و حرکات بدن ایجاد کند و به کار انداختن اعضا بدن به عضلات کمک می کند و باعث هماهنگی آنها می شود. باید کودکان در حیاط مدرسه با صدای موسیقی نرمش کنند چنانکه از قدیم تا به امروز در زورخانه چنین کرده اند(حدادیان،1372).

 

2-33 .سیستم آموزش بدنی

شاید ما به غلط این طور فکر کنیم که هر حرفه ای فقط با یک نوع هوش در ارتباط است،مثلاً یک ویلونیست فقط به یک هوش موسیقیایی نیاز دارد و یک گوش برای خوب شنیدن ولی همچنین او به هوش بدنی – حرکتی نیز نیاز دارد چرا که انگشتان دست چپ او بر روی سیم ها جا به جا می شود و دست راست او هم آرشه را به درستی روی سیم ها می کشد و ضمناً برای فهم و درک نتها و هارمونیهای یک کنسرت احتیاج به هوش ریاضی نیز دارد. تمرینات ورزشی – تاتر – رقص و موسیقی فعالیت حل مسئله را با  مجموعه ای از فعالیت های بدنی و جسمانی درگیر می کند،علی رغم آنکه سیستم بدنی برای اکتساب مهارت و دانش آموزشگاهی کمتر مورد استفاده قرار می گیرد بیشتر دانش آموزان نابغه و دانش آموزان با پیشرفت پایین اکثراً با درگیر کردن تمام بدن و انگشتانشان اطلاعات جدید از محیط را کسب می کنند. دستهای دانش آموزان چیزهایی را برای لمس کردن پیدا خواهند کرد چون آنها برای انجام همین کار طراحی شده اند،خواه آن فعالیت ها سیستم شناختی را برای رشد آموزشگاهی حمایت کنند خواه نه … آرامش بدنی،اجتماعی و هیجانی دانش آموزانی که آموختن محتوا را با لمس کردن همراه کرده اند،باعث  می شود که بسیار آسانتر بیاموزند ولی علی رغم این،دانش آموزان بر روی یادگیری شناختی سطح پایین و ابتدایی متمرکز شده و نسبت به این مسئله که این سیستم با چهار سیستم یادگیری دیگر شناختی سطح پایین و ابتدایی متمرکز شده و نسبت به این مسئله که این سیستم با چهار سیستم یادگیری در تعامل می باشد بی اعتنا هستند و این شبیه دیدگاه سنتی است که در گذشته به مدارس داشتند” شناخت بدون سوال” زیرا این دیدگاه هوشیاری،رشد زبان،توجه محدود و حافظه را کنترل می­کند. سیستم شناختی پردازش اطلاعات بر روی احساس،کیفیت بویایی،چشایی،لمسی،بینایی،شنوایی،حرکتی تکیه می کند و معتقد است که ما برای هوشیاری و گاهی نسبت به محیط اطراف بایستی تمام فیلترها را جهت تعبیر و تفسیر محرکات محیطی به کار گیریم(جنسن،2000).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اقتصاد دانش محور چیست؟

2-34 .اصول اجرای موسیقی

نوازنده در زمان اجرای موسیقی یا باید قطعه مورد نظر را حفظ باشد و یا باید به نتها خوب نگاه کند چون از لحظه رویت نت تا لحظه نواختن مدت زمانی هر چند کوتاه به طول می انجامد. اجرا کننده باید سعی کند پیوسته جلوتر از نتی را که در حال اجرای آن است ببیند تا ذهن فرصت کافی برای صدور فرمان به اندام های مربوطه را داشته باشد. موسیقی از هنرهایی است که اجرای آن ارتباط تنگاتنگی با عامل زمان دارد بنابراین توجه به اختلاف مرحله بین دیدن و اجرای نت در حقیقت توجه به یکی از کلیدی ترین اصول نت خوانی است که به جرات می توان گفت با درک و اعمال آن تحول چشمگیری در کیفیت اجرا صورت خواهد گرفت. در مرحله بعد نوازنده بایستی گوش حساسی نسبت به صدای تولید شده داشته باشد تا بعد از آنکه مغز به اعضا دستور اجرا داد شخص حاصل اجرا را گوش کرده و تطبیق دهد تا اگر اشکالی وجود دارد بر طرف نماید(لطفی،1376).