نظریه منطقی-هیجانی الیس و فرایند درمان آن

– نظریه منطقی-هیجانی الیس

آلبرت الیس از معروفترین درمانگران شناختی است که نخست پیرو روش روان کاوی بود.وی روش خود را با عنوان درمان منطقی-هیجانی(RET) در سال های دهه 1950 ابداع کرد.چون RET به مراحل سه گانه شکل گیری پاسخ های غیر منطقی اشاره دارد.الیس آن را مدل A-B-C نامید(A) یک رویداد فعال ساز است مثل کسب نمره مردودی یا مورد سرزنش واقع شدن از سوی رئیس،(B) نظم اعتقادی فرد است که شخص به واسطه آن،رویداد فعال ساز را تفسیر می کند و (C) پیامد هیجانی است که شخص تجربه می کند.الیس معتقد است تا زمانی که به تفسیرهای خود از رویدادها فکر نکنیم،به طور خودکار از مرحله A(رویدادهای فعال ساز) به مرحله C(پیامدهای هیجانی) می رویم،ما عموما به این نکته که مرحله B(نظام اعتقادی) عامل ایجاد هیجان است،توجه نمیکنیم.طبق مدل A-B-C الیس،آدم دارای یک سایق برای کسب موفقیت،عشق و امنیت است.هرگاه مانعی بر سر راه تحقق این هدف ها قرار گیرد(رویدادهای فعال ساز)، یکی از دو اعتقاد زیر در فرد پدید می آید:

1-عقاید و باورهای منطقی،مثل “من دوست ندارم مورد اتنقاد قرار بگیرم و یا مردود شوم، ولی به هر حال دنیا به آخر نرسیده است” یا “من راه های دیگری هم برای رسیدن به اهدافم سراغ دارم”.

2-عقاید و باورهای غیر منطقی،مثل”من نمی توانم هیچ گونه شکست یا انتقادی را تحمل کنم”

یا “همیشه باید کارهایم را به طور کامل انجام دهم.الیس معتقد است که باورهای غیر منطقی علاوه بر دامن زدن به هیجان های منفی،رفتارهای روان رنجوری را نیز به وجود می آورند. برخی از مردم به دلیل ناکامی در اهداف  دست نیافتنی خود و ناتوانی در سازگاری با محرومیت ها و ناکامی های طبیعی زندگی،احساس اضطراب،خشم،وافسردگی می کنند.

این احساس های منفی،موجب تداوم باورهای نادرست و غیر منطقی می گردند(قسمت B در این مدل)،برای مثال، تمایل غیر منطقی به کمال گرایی موجب افسردگی می گردد. آرون بک، مانند الیس بر این باور است که باور غیر منطقی و خودگویی های مخرب، سرچشمه همه مشکلات روان شناختی است.اما بر خلاف الیس و روان کاوانی که بیماران را تشویق به بیان افکار و احساس هایشان می کنند تا نسبت به ریشه های رفتاری غیر انطباقی خویش به بینش برسند. به عقیده بک و سایر درمانگران شناختی-رفتاری،نیازی نیست که مراجع فرایندهای زیر بنایی ایجاد کننده باور غیر منطقی و خود گویی منفی را درک کند. وی رویکرد فعال تری نسبت به درمانجویان خویش در پیش میگیرد و سعی میکند به طور مستقیم با رفتارهایی که با شناخت های مخرب ارتباط دارند روبه رو شود و در آن ها تغییر ایجاد کند(هافمن،1381).

درمان منطقی-هیجانی (RET) یکی از عمومی ترین اشکال روان درمانی و مشاوره اشخاص می باشد.الگوی درمان منطقی-هیجانی متعددی از روان شناسی حرفه ای شامل:درمان اختلالات هیجانی بزرگسالان و بچه ها،زوج درمانی،سوءمصرف مواد،افسردگی،کاهش غیبت از کار کارکنان،کاهش استرس های معلمان و هم چنین در روان شناسی مشاوره،خانواده درمانی و حوزه های دیگر کاربرد دارد(ریموند دی گیوسپ و دیگران،1990). در نهایت می توان گفت که درمان منطقی-هیجانی،درمانی است که برای تسکین آشفتگی های هیجانی طراحی شده است و تاکید در درمان منطقی-هیجانی(RET) روی متغیرهای شناختی،هیجانی،رفتاری یا سودمندی درمان استوار است(ریموند دی گیوسپ و دیگران،1990).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اقتصاد دانش محور چیست؟

 

2-17- فرآیند درمان

فرایند درمان منطقی-هیجانی شامل سه مرحله شناختی،عاطفی و رفتاری می باشد:

1)درمان شناختی

در بعد شناختی، درمانگر مراجع را متوجه غیر منطقی بودنش می کند و به او نشان می دهد که چگونه و چرا به آن حالت در آمده است و نیز رابطه بین عقاید غیر عقلانی را با اختلالات عاطفی و ناراحتی های او نشان می دهد.هم چنین درمانگر به مراجع می آموزد که به اجبارها و الزام ها و وظیفه هایی که بدان معتقد است پی ببرد و بیشتر به شناسایی و پذیرش واقعیت بپردازد،بداند که چگونه از شیوه تجربی منطقی علم، که همان شیوه علمی است برای حل مشکلاتش استفاده کند(شفیع آبادی و ناصری،1378). هرچند هسته اصلی فن شناختی همان مباحثه کردن با مددجو در رابطه با اعتقادهای غیر منطقی وی می باشد،اما در درمان منطقی-هیجانی از شیوه های کلامی بیشتر استفاده می شود تا بدین وسیله بر کیفیت و اثر بخشی مباحثه افزوده گردد.بعضی از این شیوه ها عبارتند از :تفسیر دفاع ها،ارائه انتخاب ها واعمال دیگر،قیاس ها وتمثیل ها، فراباز شناسی،ممیزه های درمانی،تبدیل به پوچی،تضاد با ارزش های مورد پذیرش،مباحثه های عمل گرایانه،قصد تناقضی،شوخ طبعی،دقت معنایی(ساعتچی،1374).

2)درمان هیجانی

در بعد هیجانی، درمان گر به عناوین مختلف، مراجع را تشویق و وادار می کند تا عواطف خود را به طور عینی احساس کند و دست به تغییر ارزش های خود بزند.در این جا به مراجع نشان داده می شود که عواطفش به وسیله خود او از راه زمزمه کردن عقاید نامطلوب با خود،که مسبب اصلی ناراحتی و نگرانی او هستند به وجود آمده است(شفیع آبادی و ناصری،1378). انواع فنون هیجانی عبارتند از:تصویر سازی ذهنی منفی،تغییرمنش،تصورکردنآینده،کابوس میان فردی،برچسب زنی،نقش گذاری،زبان پر از هیجان(ساعتچی،1374).

 

 

3)درمان رفتاری

محور اصلی رفتاردرمانی منطقی-هیجانی الیس ،این نظر تشکیل می دهد که عامل واکنش های هیجانی پایدار،گفتگوهای درونی اشخاص با خودشان است و این عبارت پردازی های درونی بعضی مواقع بازتاب فرض های بیان شده، یا باورهای غیر منطقی درباره چیزهایی است که برای هدایت یک زندگی معنا دار ضرورت دارند. هدف از این نوع درمان،حذف کردن باورهای خود ویران گر به وسیله بررسی منطقی آن ها است. در این بعد درمان گر مستقیما به اعمالی دست می زند تا مراجع، رفتاری متفاوت با رفتار غیر عادی خود بروز دهد و بدین وسیله در رفتار او تغییر حاصل شود(شفیع آبادی و ناصری،1378)

درواقع می توان گفت که بسیاری از فنون مورد استفاده درمان گر رفتاری، در درمان منطقی-هیجانی نیز مورد استفاده قرار می گیرند. البته باید در نظر داشت که هدف درمان گران معتقد به درمان منطقی- هیجانی از آن جهت با مقاصد درمان گران رفتاری متفاوت است که از فنون رفتاری استفاده  می کنند. فنون رفتاری عبارتند از: تکلیف خانه، غرقه سازی، حساسیت زدایی موجود زنده(مددجو)، جریمه کردن، آموزش مهارت ،تمرین و تقویت شناخت های مثبت،حواس پرتی، کتاب شناسی(ساعتچی،1374).

 

[1]. Aaron Beck

[2]. RAYMOND DIGIUSEPPE AND JILL KELTER