نقش مدرسه و دوران تحصیلی در سازندگی شخصیت افراد

نقش مدرسه و دوران تحصیلی:

مدرسه:پس از کانون خانواده،مدرسه دومین سازمان اجتماعی است که می­تواند در سازندگی شخصیت افراد ،سهم به سزایی داشته باشد،به ویژه وقتی پدران و مادران در برخورد با کودکان با شکست  مواجه شده باشند،مدارس باید بار سنگین تری را عهده دار شوند. آگاهی مربیان نسبت به اصول بهداشتی روانی باعث می شود که کودکان در کلاس تشویق شوند و مشکلات زندگی روزمره خود را حل کنند و تصورات خود را در زمینۀ زندگی اجتماعی به محک آزمایش بگذارند.ولی اگر به اختلالات عاطفی توجهی نشوند و عوارضی بروز کند،غالبأ باعث ایجاد صدمات دایمی و ناسازگاری های فردی و اجتماعی می­گردد.(فرجاد به نقل از شاه نظری 1390)

جنبه های مختلفی از آموزش و تحصیلات مانند، عملکرد تحصیلی، پیشرفت تحصیلی و رفتارهای فرد در مدرسه با مصرف مواد و سایر رفتارهای ضد اجتماعی همایند است.تعهد پایین که اغلب با رفتارهای ناسازگارانه در مدرسه، اخراج شدن از مدرسه و حاضر نشدن در کلاس نشان داده می شوند، خطر افزایش رفتارهای مشکل آفرین را به همراه دارد. تعهد نسبت به مدرسه معمولاً با دلبستگی به مدرسه و اینکه دانش آموز ارزش تحصیلات را چگونه ارزیابی می کند،بستگی دارد (جویسون به نقل از فودرگیل[1]،2008). اخراج از مدرسه و ترک آن در گذشته در مصرف کنندگان هروئین دو برابر بیشر از افراد به هنجار و سالم بوده است.یکی از دلایل اینکه عملکرد ضعیف در مدرسه  شکست در برابر انتطارات اجتماعی است. مصرف مواد یکی از راههایی است که فرد برای مقابله با ناکامی و نا امیدی ناشی از روبه رو نشدن با انتظارات اجتماعی و نقش پذیری به آن روی می دهد. موفقیت در نقش هایی همچون( اعضای خانواده،دانش آموز،کارمند و…) با سازگاری اجتماعی رابطه دارد.در تحقیق(فودرگیل و همکاران،2008) به این نتیجه رسیده شد که موفقیت در زمینه تحصیلی در مقطع های معینی به طور معنی داری با مصرف مواد در آینده رابطه دارد. اتمام کردن دبیرستان،خطر اختلالات بعدی در بزرگسالی را کاهش می دهد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   رفتارهای ضد  شهروندی و رفتار شهروندی سازمانی

معلمین و مربیان مدارس ،بزرگترین مسؤلیت را به عهده دارند زیرا با شاگردان در تماس دایمی هستند. بنا براین معلمان و مربیان ،خود باید از نظر عاطفی و شخصیتی،آن قدر رشد کرده باشند که بتوانند در تربیت عاطفی کودکان موثر باشند،در حقیقت مربی در موقعیتی است که می تواند کودک را بسازد یا خرد کند. بنابراین می بینیم که شخصیت مربی و معلم،خود می تواند در رشد و در شکوفایی و شخصیت کودکان، نوجوان و جوانان و در نتیجه رشد و بالا رفتن فرهنگ یک جامعه، اثرات خوب یا بد داشته باشد.یکی از شرایط معلم خوب آن است که خودرا بشناسد زیرا تنها در این صورت است که می تواند شاگردان خود و نیازهای عاطفی، آرزوها، هدف ها و رفتار آنها را بشناسد و تنها در این صورت است که می تواند با نظر عینی ولی توأم با احساس همدردی نسبت به شاگردان خود، نیاز خود را بشناسد.از مسائل دیگری که باید در آموزش و پرورش کودکان مورد نظر باشد، همکاری مربیان و والدین است، متاسفانه غالبأ تفاهم  و هماهنگی میان دو محیط خانه و مدرسه، این دو نهاد مهم اجتماعی، وجود ندارد.حقیقت این است که اگر در مدارس مدیریت و سازماندهی ماهرانه­ای وجود داشته باشد، می توان بسیاری از مشکلات را به کمک والدین وبالعکس به کمک مربیان و مدیران حل کرد.(فرجاد به نقل از شاه نظری 1390)

[1] .Fothergill