ویژگی‌های شخصیت در نظریه رابرت کلونینجر وتئوری وی در رابطه با مصرف مواد

ویژگی‌های شخصیت در نظریه رابرت کلونینجر

ابعاد سرشت : کلونینجر کار خود را به منظور ارائه طرحی آغاز نمود که تفاوت‌های موجود را در بیماران دارای اختلال جسمی سازی[1] (شکایت از مشکلات جسمی یا سندرم بریکت[2]) تبیین می‌کرد (کلونینجر 1986 به نقل از کاویانی 1386).

او دریافت که بیماران با اضطراب جسمانی دارای نشانه‌های شخصیت پرخاشگر هستند درحالی‌که بیمارانی که دارای اضطراب شناختی یا ذهنی فراگیر هستند، نشانه‌های شخصیت وسواس اجباری را نشان می‌دهند. قبلاً آیزنگ با استفاده از پرسشنامه شخصیتی آیزنگ (EPQ) نشان داده بود که بیماران هیستریک و سایر بیماران با اضطراب جسمی از تیپ شخصیتی روان نژند- برون گرا[3] برخوردار هستند، درحالی‌که افراد هیجانی یا روان نژند دارای اضطراب شناختی و تیپ شخصیتی روان نژند – درون گرا دارند (آیزنگ و آیزنگ 1976، به نقل از کاویانی 1386).

کلونینجر مدلی عمومی را ارائه داده است  که شخصیت بهنجار و نابهنجار را در بر می‌گیرد .

کلونینجر معترف است که نظریه جفری گری (1981) در ساختار زیربنای نظریه او و برای ساخت TCI نقش مهمی داشته است . گری با شواهد آزمایشی نشان داد که با داروهای ضد اضطراب هم روان نژندی گرایی کاهش پیدا می‌کند و هم برون‌گرایی افزایش می‌یابد. او نتیجه می‌گیرد که اضطراب می‌تواند به‌عنوان یک بعد مستقل شخصیت باشد و نه محصولی از ترکیب دو بعد درون‌گرایی و روان نژندی گرایی که در نظریه آیزنگ مطرح گردیده است . کلونینجر مدل عصبی زیستی[4] خود را برای توضیح مؤلفه‌های سرشت ارائه کرد. (کلونینجر 1987 الف و ب و 1991).   در گام اول، او معتقد است که زمان‌های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخ‌گویی به گروه‌های معینی از محرک‌ها است.

فعال سازی رفتاری در پاسخ به محرکهای نو (جدید)[5] و نشانه‌های پاداش و رهایی از تنبیه است.

بنابراین تفاوت‌های فردی در چنین قابلیتی «نوجویی[6]» نامیده می‌شود.

بازداری رفتاری در پاسخ به محرک‌های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت‌های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری[7]، آسیب پرهیزی[8] نامیده می‌شود. رفتاری که با پاداش تقویت می‌شود معمولاً تا مدتی پس قطع، پاداش- وابستگی[9] نام‌گذاری می‌شود .

بدین ترتیب در قسمت سرشت کلونینجر این سه بعد را که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند، معرفی کرد و بعد چهارم را که فاقد زیر مقیاس است پشتکار[10] نامید.

به‌کارگیری آزمون نشان داد که ابعاد مطرح شده بسیار باثبات، پایدار و مستقل از تغییرات خلق هستندو فقط آسیب‌پرهیری به طور گذرا و موقتی به نام افسردگی یا هیجان زدگی افزایش پیدا می‌کند (کلونینجر، 1987 الف، کلونینجر و همکاران 1991،براون و همکاران 1992، شورالیک[11] و همکاران 1992، پرنا[12] و همکاران 1992، جوفه و همکاران 1993).

همچنین نوجویی در بیماران دوقطبی دارای علائم خفیف هیپومانی[13] به طور موقت و گذرا افزایش پیدا می‌کند (استراکوازکی[14] ، 1993).

ساختار و صفات افعال سرشت در فرهنگ‌های متفاوت مورد ارزیابی قرار گرفت از جمله جمهوری چک (کوزنگ[15]  1989)، یوگسلاوی (شور اکیک  1997)، ژاپن (تاکیوچی[16] و همکاران 1993)، ایتالیا (منفرودنیا[17] و همکاران 1991)، (باتاگلپا[18] و همکاران 1994) اسپانیا (کانیت[19]، 1993) و نروژ (استرندای گارد[20]، جنس 1992) که نتایج همگونی را مطرح ساخت (فریبرز پویان،1386).

افزون و مهم‌تر اینکه ، در یک مقاله نسبتاً گسترده بر روی دوقلوها شواهدی دال بر تأیید چهار بعد سرشت که عبارتند از نوجویی ،آسیب پرهیزی، پاداش وابستگی و پشتکار صورت گرفت و نشان داد که هر یک از این ابعاد به تنهایی از نظر ژنتیکی همگن و با یکدیگر متباین هستن.

این مطالعات نشان داد که عوامل محیطی گاهی تأثیر اندکی بر بعدهای پشتکار و پاداش وابستگی دارد اما عامل مشترک ژنتیک بین آن‌ها وجود ندارد.

بدین ترتیب مدل ارائه‌شده به نحوی است که می‌تواند عوامل ژنتیک و عوامل محیطی را زیربنای شخصیت تفکیک بیان کند .

مدل چهار بعد سرشت با الگوی باستانی و طبایع بقراط همخوان است، بر این اساس طبع سوداوی مترادف آسیب پرهیزی، صفراوی مترادف نوجویی، دموی مترادف پاداش- وابسته، طبع بلغمی مترادف بعد پشتکار (پایداری) در نظر گرفته شده است.

همچنین کلونینجر معتقد است چهار بعد سرشت با هیجان‌های اصلی بشری نیز نزدیک هستند. چنانچه ترس با اسیب پرهیزی، خشم با نوجویی، عشق با پاداش- وابستگی ،  تسلط با پشتکار مرتبط دانسته شده است(کلونینجر 1994، کلونینجر و شوراکیک 2000).

ابعاد منش : از نظر کلونینجر مدل چهار بعدی سرشت طرحی را برای تفکیک انواع مرسوم اختلالات شخصیتی ارائه می‌کند (کلونینجر ،1987 الف) هرچند نمی‌تواند وجود یا عدم وجود اختلال شخصیت را محرز و قطعی کند (کلونینجر ، 1993).

از این دیدگاه فطری، منش شناسی شخصیت به تفاوت‌های بین فردی در انگاره‌های مربوط به خودپنداره پیرامون اهداف و ارزش‌ها اشاره دارد. (کلونینجر، 1994).

وی سه بعد برای منش در نظر می گیرد در این مجموعه بعد خود راهبری بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان یک بعد مستقل که دارای زیرمجموعه‌های وحدت، احترام،عزت، تأثیر بخشی، رهبری و امید است، توسط وی تعریف شده است.همچنین بعد همکاری که بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی که از آن حس اجتماعی، رحم و شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه مشتق می‌شود. علاوه بر این دو بعد خود فرآوری بر پایه مفهوم از خویشتن به عنوان بخشی از جهان و منابع پیرامون آن مطرح شده است که با پنداره های حضور رازگونه، ایمان مذهبی، و متانت و صبوری غیر مشروط همراه است.

2-9-1 محتوای آزمون سرشت و منش ((TCI

پرسش‌نامه سرشت و منش (TCI) دارای چهار مقیاس (سرشت، نوجویی، آسیب پرهیزی، پاداش وابستگی ، و پشتکار) و سه مقیاس منش (همکاری، خود راهبری و خود فرآوری) است (کلونینجر ، 1994،به نقل از کاویانی1386).

در نظریه کلونینجر سرشت به پاسخ‌های هیجانی خودکار بازمی‌گردد ، تا حدودی جنبه وراثتی دارد و در سراسر زندگی استوار می‌ماند. در مقابل، منش به خود پندارها و تفاوت‌های فردی در اهداف، ارزش‌ها و انتخاب‌های فرد و معنای تجربه او در زندگی برمی‌گردد. منش تا حدودی متأثر از یادگیری اجتماعی فرهنگی است و در طول زندگی رشد می‌کند .

هر یک از افراد سرشتی و منشی در یک دستگاه (شبکه ) تعاملی، جریان سازگاری و تطابق و تجربیات زندگی را راه‌اندازی و هدایت می‌کند. آمادگی ابتلا به اختلال‌های هیجانی و رفتاری از چگونگی عملکرد این دستگاه تعاملی اثر می‌پذیرد.

نوجویی

فردی که نمره بالا در نوجویی می‌آورد ، راغب فعالیت اکتشافی است. تحریک شدن را دوست دارد و با تحریک، هیجان‌زده می‌شود. همچنین در مقابل نظرات نو از خود هیجان نشان می‌دهد؛ یکنواختی را دوست ندارد و از آن خسته می‌شود .

میل به خلاقیت دارد، با اطلاعات اندک می‌تواند سریعاً تصمیم بگیرد؛ در ایجاد تغییر پافشاری می‌کند، مستعد حواس‌پرتی است، ولخرج و فعال است، به خطر کردن علاقه نشان می‌دهد، روال بسیار منظم را دوست ندارد.

در مقابل مردی که نمره کم می‌آورد، متمایل به تکرار تجربه‌های قبلی است، در مقابل تغییر مقاوم است ؛ منضبط است و کار برنامه‌ریزی شده را دوست دارد، تمرکز خوبی از خود نشان می‌دهد، محافظه‌کار و مقید است،صرفه‌جویی در وقت و پول و انرژی را می‌پسندد.

آسیب‌ پرهیزی

فردی که در آسیب پرهیزی نمره بالا می‌آورد، احتیاط کار، تنش زده و عصبی است؛ کم‌رو است و در انجام امور شک می‌کند ،به انتقاد و تنبیه حساس است، میل به دل نگران اندیشی و پیش‌بینی وقایع بد را دارد، سازگاری خوبی با تغییرات محیطی ندارد، در ملاقات با غریبه‌ها، راحت نیست خستگی پذیری بالایی دارد.

در مقابل، فردی که نمره آسیب پرهیزی پایین می‌آورد ، با دل و جرئت است، آسوده خاطر و خوش‌بین می‌نماید، با غریبه‌ها راحت است، سرزنش و تویین انرژی او را نمی‌کاهد، دیر خسته می شود.

پاداش – وابستگی

ویژگی‌های کسی که در پاداش – وابستگی نمره بالا می‌آورد، بدین قرار است : رئوف ، صمیمی، گرایش به وابستگی و تعلق اجتماعی ، تمایل به پذیرفتن نظر دیگران، استعداد همدلی با دیگران، آماده برای بیان احساسات خود، احساس به طرد شدن و بی‌مهری ، خواهان تأیید دیگران، نیازمند تأیید دیگران،حساس به انتقاد .

اما ویژگی‌های کسانی که در این مقیاس نمره پایین می‌آورند بدین‌ترتیب است : سرد، بی توجه به حساسیت جمع و گروه، تمایل به رعایت فاصله با دیگران، جدی و منطقی، تکرو، اهل عمل، غیرحساس به احساسات دیگران، خوددار و محتاط، و غیر حساس به طرد و بی‌مهری دیگران.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد - پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن

پشتکار

نمره بالادر این مقیاس نشان‌دهنده این صفات است، سخت‌کوشی، تداوم در عمل علی رغم فشارها، پیش‌قدم در انجام امور، عدم خستگی ورنجش  در مقابل با انتقادات ، انطباق پذیر با شرایط پیش بینی نشده، و چالشگر در در برابر سختی کار.

نمره پایین در این مقیاس نشان‌دهنده این ویژگی‌هاست : تطابق پذیری کم، آمادگی برای دلسردی در برابر سختی‌ها وانتقادات، عدم تلاش برای گسترش و عمق بخشیدن به کارها .

خود- راهبری

کسی که در مقیاس خود- راهبری نمره بالا می‌آورد، هدفمند است، خود متکی و دارای اعتمادبه‌نفس است ، نسبت به نگرش و گرایش دیگران آگاهی دارد، می‌تواند نیازهای خود را به تأخیر بیندازد، جریان امور از وجود او متاثر می شود؛ برای مسائل همیشه راه حل ارائه می‌دهد، آمادگی دست و پنجه نرم کردن با شرایط سخت را دارد، و کارها را بر اساس اولویت‌های تعیین‌شده انجام می‌دهد.

در مقابل افرادی که نمره پایین در این مقیاس می‌آورند، بیشتر متکی به انگیزه‌های بیرونی هستند تا انگیزه‌های درونی ؛ برای کاستی‌های محیط، دیگران را مقصر می‌دانند؛ مسئولیت پذیر نیست، جهت‌گیری و هدفمندی روشنی در زندگی و کار ندارند ، گاه احساس بیهودگی به سراغ او می‌آید، اعتمادبه‌نفس پایین دارد، بر امور تأثیر زیادی ندارد، در جریان امور نسبت به هدف‌ها مردود می‌شود و در مقابل هوس‌ها سست است.

 

 

همکاری

کسی که در این مقیاس نمره بالایی می گیرد، دلسوز و حمایت کننده است؛ تمایل به همراهی و همگامی با گروه دارد، نیازهای دیگران را درک می کند؛ صبور و صمیمی است؛ پذیرایی افراد، صرف نظر از رفتار و نگرش آنهاست؛ نسبت به دیگران هم حسی دارد؛ یاری رسان است و از خدمتگزاری دیگران لذت می برد، نظر و رفتار تند دیگران را برای مصالح گروه تحمل می کند؛ بی ریا و خالص است؛دارای اصول اخلاقی است در آن مقید است؛ و روحیه ای بخشنده دارد.

اما کسی که در این مقیاس نمره اندک می آورد، تمایل به کار گروهی ندارد؛ از فرصت ها سود می جوید، احساس دیگران چندان برایشان مهم نیست؛ تکروی می کند؛ رفتار صمیمانه ندارد؛ نمی تواند همدل دیگران باشد؛ در نظر دیگران خودپسند خودخواه جلوه می کند؛ اهل انتقام از کسانی است که او را اذیت کرده اند؛ تقید اخلاقی در این افراد، سست است.

خود فراروی

افراد دارای خود-فراروی بالا، مستعد تجربه اوج هستند؛ جهان را به هر شکلی پذیرا هستند، تمایل به آرمان گرایی دارند؛ تجربه و درهم آمیختن با محیط و طبیعت آنها را دچار فراموشی از خود می کند، به محیط زیست توجه نشان می دهند؛ تجربه های فرا- حسی را باور دارند؛ و به هنر علاقمندند.

افرادی که نمره پایین در این مقیاس می آوردن، قدرت تصور ذهنی پایینی دارند، تحمل ابهام و عدم قطعیت را ندارد؛ زیاد تحت تاثیر قرار نمی گیرد؛ برای دیگران کسل کننده هستند؛ نسبت به طبیعت احساس مسئولیت نمی کنند؛ مادی گرا وعینیت زده هستند.

2-9-2 ابعاد شخصیت از دیدگاه کلونینجر و تئوری وی در رابطه با مصرف مواد

تئوری کلونینجر بر اساس این فرض بنا نهاده شده که مصرف مواد ممکن است با سیستم هایی از مغز در ارتباط باشد که به طوری درگیر محرک های جدید[21] تنفر آمیز[22]و اشتیاق آور[23] هستند. این تئوری بیان می کند که تمایل به مصرف مواد مرتبط با سطح نسبی انتقال دهنده های عصبی منوآمین[24] است که به سه صفت اساسی و زیر بنایی مربوط است.

بدیع طلبی : که مربوط به سطوح مختلف در پایین است که در شماری از رفتار قابل مشاهده آشکار است مانند فعالیتهای ماجراجویانه و کنجکاوانه و هچنین پاسخ به محرک هایی که تقویت کننده هستند و همراه پاداش عرضه می شوند و حتی محرک های شرطی شده آنها را در بر می گیرد. این فرضیه بیان می دارد که بدیع طلبی مربوط به سیستمی است که برای کسب پاداش، رفتاری را فعال می کند.

اجتناب از آسیب

که مربوط به سطوح مختلف سروتونین است که تمایل به پاسخ شدید به محرک های ناخوشایند و انزجار آور یا علائم شرطی شده با آن ها، که همراه تنبیه است می باشد و بیان می دارد که درگیری سیستمی که برای اجتناب از تنبیه رفتاری را بازداری می کند.

وابستگی به پاداش[25]

مربوطه به سطوح مختلف نوراپی نفرین است که به عنوان بعد مهم نگه دارنده ی رفتار، و مقاومت و پایداری در برابر خاموشی رفتار است و بیان می دارد که باسیستمی درگیر است که آمادگی کسب پاداش یا منحرف کننده ی بقیه است.

پیش بینی ویژه ی تئوری کلونینجر این است که احتمال مصرف اولیه یا شروع مصرف مواد مربوط به ترکیب بدیع طلبی بالا، اجتناب از آسیب پایین و وابستگی به پاداش کم است. این تئوری از پرسشنامه سه بعدی شخصیتی (TPQ)[26] استفاده کرد که برای اندازه گیری تظاهرات این سه بعد شخصیتی در بزرگسالان طراحی شده بود.

مطالعات روان سنجی بعدی بعضی موارد را به این ساختار سه عاملی اضافه کرد و مقیاس وابستگی به پاداش را به خرده مقیاس وابستگی به پاداش ناشی از وظیفه و وابستگی به پاداش اجتماعی تقسیم کرد (ثریا اسلام دوست، 1391).

مزاج و نوخواهی (نوجویی) در نوجوانان مصرف کننده ی مواد

بررسی ارتباط بین این دو سیستم نظریه پردازانه برای کسب اطلاعات بیشتر در اصطلاحات بدیع طلبی[27] یا ترک طلبی[28] یک عامل توصیف کننده است صورت پذیرفته است. این فرضیه چنین بیان می دارد که تمایل به جستجوی چیزهای جدید، تنوع طلبی و تجربه هیجان عاملی است که در ترکیب با محیط و شرایط محیطی و دیگر ارشادهای شخصی، خطر مصرف مواد و دیگر مشکلات رفتاری را افزایش می دهد. این رویکرد از روی مطالعات مربوط به بزرگسالان گرفته شده و توسط تئوری های روانی- زیست شناسی حمایت شده است (کلونینجر و زاکرمن[29] 1994، به نقل از اسلام دوست، 1391).

تحقیقات بر روی حیوانات یافته های این پژوهش را حمایت کرده است. تحقیقات نشان داده که نوجویی و تحرک طلبی نوجوانان که بدیع طلب و تحرک طلب هستند رابطه ی متقابلی با مصرف مواد دارد.

یکی دیگر از نظریه ها، مربوط به ابعاد مزاج و خطر مصرف مواد است.

پژوهش های مختلف چرخه هایی بین ابعاد شخصیت (مزاج) و خطر مصرف مواد است. تحقیقات نشان داده که اندازه گیری خصوصیات و ویژگی های مزاجی در دوران اولیه زندگی پیش بینی کننده  موثر در مصرف مواد در بزرگسالی است.

مطالعات مختلف ارتباط معناداری بین ابعاد مزاج و مصرف مواد در نوجوانی پیدا کردند، همچنین مشخص شد که ابعاد شخصت رابطه معناداری با توانایی خود کنترلی[30] به عنوان یک عامل پیش بینی کننده دارد، این یافته ها بر اساس تئوری های[31] زیست محیطی رشد شخصیت است.

2-9-3 مدل عصب، روان دارو شناختی کلونینجر

این مدل از نظریه سیستم مغز گرفته شده است و بیان می دارد که ابعاد مزاج نسبت به دیگر سیستم های نظام مهندسی که ثبات و پایایی بعضی رفتارها در سنین اولیه را سبب می شوند، برای اندازه گیری شخصیت مناسب تر و قابل دسترس تر هستند. به همین علت طبیعی است اگر انتظار یک ارتباط نزدیک بین سازه های نظریه های مزاج و مدل کلونینجر داشته باشیم و اینکه هر دوی انها متغیرها با خود کنترلی مرتبط هستند ( چیزی که توسط مدل اپی ژنیک رشد شخصیت فرض شده است

[1] Somatization disorder

[2] Briquests syndrome

[3] Neurotic

[4] Neurobiological

[5] Novel stimuli

[6] Noverly seeking

[7] Inhibitability

[8] Harm avoidance

[9] Reward dependence

[10] Persistence

[11] Surakic

[12] Perna

[13] Hypomania

[14] Strakowaski

[15] Kozeng

[16] Takeuchi

[17] Manferedonia

[18] Battaglia

[19] Canete

[20] Strandbygaard

[21] Novel

[22] Aversive

[23] Appetitive

[24] Meno aminneruo modulators

[25] Reward dependence

[26] Teridimentional personality Questionnair

[27] Novelty seeking

[28] Sensation seeking

[29] Cleniger & Zecerman

[30] Self control

[31] Ecological