پایان نامه با موضوع فناوری اطلاعات-متن کامل

دانلود پایان نامه

سنجه واحدی به نام ” سودمندی ادراک شده ” ترکیب کردند. این رویکرد، معیاری است که استناد را بر اساس جایگاه‌های مختلف رتبه‌بندی می‌کند.
بورمن و دانیل (2008) نیز به بررسی جایگاه استناد در مقالات پرداختند. آنها مقالات را به بخش‌های مقدمه، روش، نتایج و بحث تقسیم نمودند. یافته‌های تحقیق آنها نشان داد که استنادها در بخش‌های مقدمه، روش، نتایج و بحث به ترتیب 32 ، 24، 13 و 31 درصد می‌باشد.

بورمن و دانیل (2008) همچنین به بررسی بسامد متنی استناد در مقالات پرداختند و استنادهای سرسری و هدفمند را با توجه به بسامد متنی استنادها با بهره گرفتن از روش تحلیل محتوا مورد بررسی موشکافانه قرار دادند. آنها دریافتند مقالاتی که بسامد متنی استناد بیشتر از یک دارند، بیشتر در بخش های روش (27درصد) و نتایج (15درصد) مورد استفاده قرار گرفته‌اند اما مقالاتی که تنها یک بار مورد استناد قرار گرفته‌اند، بیشتر در بخش بحث (25درصد) رخ داده‌اند.
تنگ و سیفر (2008) در تحقیق خود ارتباط بین متغیر وابسته “اهمیت استناد” و متغیر مستقل “عناصر ویژگی‌های استناد”‌را بررسی کردند. یکی از عناصر ویژگی‌های استناد در تحقیق وی ” جایگاه استناد” می‌باشد. یافته‌ها نشان داد که بیشتر استنادها در بخش” مقدمه” مقالات و برای فراهم کردن زمینه عمومی تحقیق بوده‌اند (5/46 درصد) و حدود نیمی از استنادها در بخش ” روش” رخ داده‌اند (5/47 درصد) و 3/ 28درصد از استنادهایی که در بخش نتیجه مقاله استنادکننده رخ داده‌اند ، استنادهای مفهومی بوده‌اند. آنها معتقدند استناد‌هایی که در بخش “روش” و ” نتایج” یک مدرک ظاهر شده‌اند، نشان‌دهنده استفاده از روش و داده‌های مدرک استناد‌شونده می‌باشند و می‌توان ارتباط موضوعی بیشتری بین مدرک استناد‌کننده و استناد شونده، قائل شد. نتایج تحقیق آنها، یافته‌های ووس و داگایو (1976) و کانو (1989) را تایید کرد. یافته‌‌های تحقیق این دو نویسنده نیز نشان داده است که بیشتر تجمع استنادها در بخش “مقدمه” مقاله استناد کننده است.
دینگ و همکاران (2013) نیز به بررسی 866 مقاله از مجله انجمن علوم و فناوری اطلاعات آمریکا پرداخت. آنها مقالات را به دو دسته کم استناد (کمتر از 10استناد) و پراستناد ( بیش از 10 استناد) تقسیم کرده سپس رخداد آنها در بخش های مختلف مقاله را بررسی کردند. نتایج نشان داد استنادها در مقالات پر استناد، بیشتر در بخش‌های مقدماتی 17/0 درصد رخ داده‌اند. پس از آن، بخش‌های مرور متون با 13/0 درصد و روش با 009/0 درصد قرار دارند. اما در مقالات کم استناد، بیشتر استنادها در بخش مرور متون با 33/1 درصد ظاهر شده‌اند. بخش های روش 098/0 درصد و بخش‌های مقدماتی با 091/0 درصد در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

2-2-4-3. سنجش ارزش استنادی بر پایه بسامد متنی استناد
هرلچ (1978) با تحقیق بر بسامد متنی استناد به مقالات در دو رشته رادیولوژی و غدد دریافت که بطور متوسط 6/31 درصد از استنادها که بیش از یک بار در متن مقالات مورد استناد قرار گرفته‌اند در مقالاتی رخ داده‌اند که با هم ارتباط موضوعی دارند. وی نتیجه گرفت که بسامد متنی استناد به یک اثر نشان‌دهنده تشابه موضوعی مقاله استناد کننده و استناد شونده است و این ویژگی می تواند معیار انتخاب تشابه مقالات در متون تحقیقی باشد.
کانو (1989) در تحقیق خود پیرامون مقالات حوزه مهندسی سازه نشان داد که ارزش استناد‌ها با بسامد متنی استناد مقالات مرتبط است و مقالاتی که به دفعات در متن مورد استناد قرار گرفته‌اند ارزش بیشتری برای نویسنده استنادکننده داشته‌اند.
هوتن (1999) با بهره گرفتن از روش تحلیل محتوا مقالات مجله انجمن علوم و فناوری اطلاعات آمریکا درسالهای 1972-1974را به دو دسته تقسیم کرد. مقاله‌هایی که تنها یک بار در متن مورد استناد قرارگرفته‌اند و آنها که بیش از یک استناد متنی داشته‌اند. وی دریافت مقاله‌هایی که تنها یک بار استناد متنی دریافت کرده‌اند، بلافاصله پس از انتشار مورد استناد قرار گرفته‌اند اما میزان استناد به آنها در طول زمان افزایش نیافته است. اینگونه مقالات به هیچ روی در متن مقاله استنادکننده مورد بحث قرار نگرفته‌اند و به اشاره ساده‌ای از آنها اکتفا شده است. اما مقاله‌هایی که دارای بسامد متنی استناد بیش از یک بودند، مدارکی بودند که در طول زمان استنادهای بیشتری را بدست آورده‌اند.
تنگ و سیفر (2008) دربخشی از تحقیق خود رابطه متغیر وابسته ” اهمیت استناد” و متغیر مستقل‌ “فراوانی استناد “را بررسی کردند. یافته‌های پژوهش آنها نشان داد که فراوانی استناد، شاخصی اثرگذار از اهمیت استناد است و می‌توان وزن بیشتری به استنادی داد که چند بار در یک مدرک مورد استناد قرار گرفته‌ است. آنها بیان کردند استنادی که تنها یک بار و در بخش ” مقدمه” مقاله استنادکننده رخ داده‌اند کم اهمیت‌تر از استنادی است که در بخش‌های با اهمیت‌تر تحقیق رخ داده‌اند. آنها نتیجه گرفتند که ویژگیهای متنی شامل “فراوانی و جایگاه استناد” میتواند اهمیت استناد را پیش‌بینی کند.

2-2-5. بررسی انگیزه های استناد
گروهی از محققین تلاش کرده‌اند دلایل و انگیزه‌های استناد نویسندگان را با بهره گرفتن از روش‌های پیمایشی مانند پرسشنامه، مصاحبه و روش‌های تحلیل محتوا و زمینه بدست آورند. در این بخش، برخی از این پژوهش‌‌ها معرفی می‌شوند.
پشوتنی‌زاده و کوکبی (1388) رفتار استنادی اعضای هیات علمی دانشگاه شهید چمران را بر پایه سیاهه 15 موردی انگیزه‌های گارفیلد بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مهم‌ترین انگیزه‌های پاسخگویان در استناد عبارتند از: ” ارائه منابع اطلاعاتی بیشتر برای مطالعه”، ” معرفی روش ، ابزار و غیره “، “‌شناساندن انتشاراتی که برای اولین بار اندیشه یا مفهومی در آن مورد بحث قرار گرفته است” و ” اثبات ادعاها”.
گارفیلد (1965) از طریق مشاهده و روایت، 15 انگیزه استناد را شناسایی کرده است که عبارتند از: تجلیل از پیشکسوتان2- تایید اعتبار آثار مرتبط و احترام به همکاران3- شناسایی روش، تجهیزات و غیره 4- تهیه پیشینه مطالعات 5- تصحیح اثر خود 6- تصحیح اثر دیگران 7- نقد آثار پیشین 8- آگاه‌سازی محققان از آثار در دست انتشار 9- اثبات ادعاها 10- هدایت خواننده به آثاری که توزیع و نمایه سازی آنها ضعیف بوده و مورد استناد واقع نشده‌اند.11- مستند‌سازی داده‌ها و مقوله‌های مسلم، بدیهیات و جز آن 12- رسمیت‌بخشی به آثار بنیادین که در آنها اندیشه یا مفهومی بدیع مورد بحث قرار گرفته است. 13-‌شناسایی آثار بنیادین که به تبیین مفاهیمی چون قانون پارتو، بیماری هوجکین و غیره مبادرت کرده‌اند. 14-‌رد یافته‌ها یا اندیشه‌های دیگران ( دعاوی منفی) 15- بحث و مناقشه در مورد برتری ادعای دیگران ( تجلیل منفی) ( گارفیلد ،1996) .
بروکس در سال 1985و 1986در دو مقاله خود انگیزه‌های استنادکننده را با بهره گرفتن از روش مصاحبه با نویسندگان مقالات بررسی کرد. فرآیندی که قبل از آن انجام نشده بود. او با 20 محقق درباره استنادهای آنان در تازه‌ترین مقالاتشان مصاحبه کرد و دریافت ” اقناع خواننده” و استفاده از یک استناد برای ” تایید ادعای دانش” ، فراوان‌ترین انگیزه استناد می‌باشد. دلایلی مانند استفاده از استناد برای ” تصحیح یا رد ادعای نویسنده دیگر (اعتبار منفی)” یا “وفاق اجتماعی درباره یک موضوع”، کمتر مورد اشاره قرار گرفته بودند.
هاروود (2009) به بررسی عملکرد استناد در نوشته‌های محققان علوم کامپیوتر و جامعه شناسی پرداخت. نتایج این تحقیق نشان داد محققان علوم کامپیوتر، بیشتر استنادها را به دلیل “فراهم کردن منابع بیشتر برای خوانندگان” داده بودند اما استنادهای جامعه شناسان بیشتر دلایل” انتقادی” داشتند.

2-2-6. بررسی انگیزه‌‌های عدم استناد
در یک مطالعه اولیه پیرامون چگونگی تصمیم‌گیری استناد به برخی مدارک و عدم استناد به دیگر مدارک، کرونین (1981) یک مقاله منتشر نشده درباره موضوع ترس از مدرسه را تهیه کرد و تمام استنادهای همراه آن را پاک نمود. سپس نسخه‌ای از آن مقاله را برای نوزده روانشناس در انگلیس ارسال کرد. نتایج نشان داد که بین نویسنده مقاله منتشر نشده و روانشناسان، درباره تعداد و محل استنادها در این مقاله تجربی، اختلاف نظر شدیدی وجود داشت.
وایت و ونگ (1997) 12 محقق حوزه اقتصادکشاورزی را در زمان نگارش مقالات بررسی کرد. او دریافت بر اساس شاخص‌ها، چهار انگیزه (تناسب موضوعی، محتوا، جهت‌گیری، ارتباط) هم در تصمیم‌های مثبت و هم منفی (یعنی استناد و عدم استناد)، نقش دارند.
کورتز و همکاران (2005) تصمیم محققین برای استناد یا عدم استناد را با بهره گرفتن از کاربرد سیستم داده‌های نجومی ناسا ، آزمودند. آنها کهنگی مقالات خوانده شده را با استناد به این مقالات، مقایسه کردند. نتایج آماری این مقایسه نشان داد مقالات خوانده شده و استنادها یک چیز مشترک را اندازه‌گیری می‌کنند که آن “سودمندی یک مقاله برای محققین” است.
2-2-7. خود استنادی
خود استنادی بدین معنی است که نویسنده در جدیدترین اثرش به اثر یا آثار قبلی خود استناد دهد (کوشا و طباطبایی، 1388). متخصصان کتاب‌سنجی، میزان مشخص و محدودی از خود استنادی را قابل قبول می‌دانند. این میزان بین 10 تا 20 درصد از کل استنادهای فرد (بسته به حوزه موضوعی) در یک بازه یک ساله می‌باشد. نویسنده ممکن است به دلایل زیادی به خود استناد دهد مانند ارائه نتایج پیشین که توسط خود نویسنده انجام شده است، افزایش نمایانی آثار پیشین، پویا نگهداشتن اثر در چرخه استنادی، عرضه و نمایش آثاری که استناد کمی دارند یا استناد نشده‌اند، افزایش اعتبار اثر کنونی بوسیله ارائه شواهدی از آثار پیشین، افزایش استنادهای شخصی (کوشا و طباطبایی، 1388). اگر مولفی بیش از این حد به خود استناد کند، دست کم نشان‌دهنده دو نکته است، یا او در زمره معدود متخصصین حوزه‌ی در دست تحقیق است یا به دلایل گوناگون به افزایش استناد به آثار پیشین خود علاقمند است.
محققین زیادی به بررسی خود استنادی‌ها در رشته‌های مختلف علاقمند بوده و مقالات زیادی در این خصوص به رشته تحریر درآورده‌اند. نرخ خود‌استنادی در رشته‌های موضوعی مختلف تفاوت‌هایی را نشان می‌دهد. این تفاوت در کشورهای توسعه یافته و کشورهای جهان سوم و از جمله ایران نیز قابل تامل است. نرخ خود استنادی نویسندگان آمریکایی 11% اعلام شده است (داورپناه، 2008) اما تحقیقات زیادی بوسیله نویسندگان مختلف انجام شده که نتایج آن نشان‌دهنده میزان بالای خود استنادی در نویسندگان ایرانی است تا جایی که نرخ خود استنادی ایرانیان را با 9/52 درصد بعد از اوکراین، بیشترین نرخ در میان 50 کشور فعال در تولید علم جهان دانسته اند (یلپانی،1383به نقل از گلنزل و همکاران،2004).
مردانی و نیک کار (1388) بر اساس گزارش پایان‌نامه طباطبایی (1387) میزان خود استنادی مقاله‌های پژوهشگران ایرانی در پایگاه WOS در سال 2003 را حدود 40 درصد گزارش کرده‌اند. جوکار و گل تاجی (1389) در یافته‌های خود میزان خود‌استنادی نویسندگان در دو مجله “فصلنامه کتاب” و “فصلنامه کتابداری و اطلاع رسانی” را به ترتیب 3/ 77درصد و 6/65 درصد گزارش کردند. عبدخدا، نوروزی و محمدی (1390) نیز در بررسی مجلات انگلیسی زبان حوزه پزشکی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس به این نتیجه رسیدند که میانگین میزان خود استنادی در میان این مجلات،46/29درصد است.
داورپناه و عامل (2008) نیز به بررسی میزان خود استنادی در میان 1000 مقاله در حوزه‌های علوم گیاهی، مهندسی الکترونیک، پزشکی داخلی و پزشکی عمومی و شیمی ارگانیک پرداخت. یافته‌ها نشان داد کمترین نرخ خود‌استنادی در رشته پزشکی داخلی و پزشکی عمومی با 04/16درصد و بیشترین آن در رشته شیمی ارگانیک با 26/68 درصد رخ داده است. قانع (2012) نیز میزان خود‌استنادی در حوزه مهندسی را بررسی کرد. نتایج نشان داد مولفین 66 درصد خود استنادی داشته‌اند.
بنابراین، متون منتشرشده حاکی از بالا بودن نرخ خود استنادی در مقالات و نویسندگان ایرانی در مقایسه با متوسط معیار جهانی است و از آنجا خود استنادی حد و مرز مشخصی دارد که بوسیله جامعه علمی مورد قبول است، بیش از آن را می توان اخلاق غیر حرفه‌ای دانست که می‌تواند بطور ساختگی استناد و سنجه های حاصل از آن را افزایش دهد. از جمله سنجه‌هایی که تاثیر خود‌استنادی بر آن تایید شده است، ضریب تاثیر می‌باشد. محققین اعلام کرده‌اند میان نرخ خود‌استنادی و ضریب تاثیر مجلات، رابطه‌ای معکوس وجود دارد و با حذف خود‌استنادی‌ها، ضریب تاثیر بیشتر مجلات کاهش می‌یابد. نکته قابل تامل اینست که مجلاتی که ضریب تاثیر بالاتری دارند، خود استنادی بیشتری نیز در آنها مشاهده شده است (مهراد،گل تاجی ،2010 ؛ قانع، 1388؛ داورپناه، 2008).
با توجه به بالا بودن میزان خود استنادی در مقالات و نویسندگان ایرانی و همچنین اهمیت و تاثیر آن بر شاخص‌های دیگر مانند ضریب تاثیر میتوان دلایل خوداستنادی را نیز مورد بررسی قرار داده و با دلایل استناد مقایسه نمود.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-8. نتیجه گیری
بطور کلی، مرور ادبیات پژوهش حاضر نشان می‌دهدکه در سال‌های اخیر تولید علم ایران در همه حوزه‌ها بخصوص در حوزه شیمی روندی صعودی داشته و همچنین اثر گذاری مقالات این حوزه یعنی میزان استنادهای دریافتی نیز در مقایسه با دیگر حوزه‌ها افزایش بیشتری داشته است. محققین بر اهمیت شاخص استناد در سنجش اثرگذاری مقالات مورد استناد اذعان دارند اما اثرگذاری مطلوب به معنای دریافت استناد از آثار معتبر و پیشگام جهانی است که ما را از بررسی انبوه مقالات استنادکننده کم اعتبار که تاثیر چندانی بر پیشبرد علم ندارند، بی‌نیاز می‌کند. دیدگاه سنتی شمارش استناد و برابر گرفتن همه استنادها چالش‌برانگیز است، لذا محققین به استفاده از رویکردی جدید برای دور ماندن از چالش های کاربرد دیدگاه سنتی کتابسنجی مبادرت کردند. در این رویکرد تلاش نمودند کیفیت استنادها را ارزش گذاری نمایند. در این راستا از شاخص‌هایی مانند نوع استناد، جایگاه استناد و بسامد متنی استناد یاری گرفته و به تعیین کیفیت و اثرگذاری استنادها به دور از قضاوت‌های شخصی داوران مبادرت نموده‌اند.
در بررسی نوع استناد، استنادهای زیادی بوسیله محققین معرفی شده است اما وینکلر دو نوع استناد حرفه‌ای و پیوندی را پیشنهاد داد که بیشتر استنادهای معرفی شده بوسیله محققین دیگر در یکی از این دو گروه قرار می‌گیرند. وی استنادهای حرفه‌ای را به سه بخش استنادهای مستند‌سازی، کاربردی و تاییدی تقسیم نمود. بطور کلی استنادهای حرفه‌ای سهم بیشتری از انواع استنادها را به خود اختصاص می‌دهند و استنادهای پیوندی نقش ناچیزی دارند. استنادهای منفی که به رد ادعا یا انتقاد از روش و محتوای مدرک مورد استناد می پردازند نیز بوسیله محققین مورد بررسی قرار گرفته است و بیشتر آنها اذعان کرده‌اند که این نوع استناد، درصد کمی از استنادها را در بر می‌‌گیرند.
بررسی جایگاه استنادها نشان داده است که بخش بزرگی از استنادها در بخش‌های مقدماتی مقالات استناد‌کننده واقع شده‌اند. یافته ها همینطور نشان داده‌اند که این استنادها بیشتر ماهیت سرسری داشته و برای روشن کردن زمینه عمومی تحقیق داده شده‌اند و سهم کمی در تولید اطلاعات تازه در مقاله استنادکننده دارند.
بسامد متنی استناد در مدرک استناد کننده نیز می تواند اهمیت و ارزش مدرک مورد استناد را نشان دهد. مقالاتی که تنها یک بار مورد استناد قرار گرفته‌اند اغلب در بخش‌های مقدماتی بوده و از نوع استناد سرسری می‌باشند اما استنادهایی که به دفعات در متن مورد استناد قرار گرفته‌اند، استنادهای هدفمندی می‌باشند که بیشتر از نوع استنادهای تاییدی و منطقی می‌باشند و بیشتر در بخش‌های” بحث” مقاله استناد کننده رخ داده‌اند. از سوی دیگر، دفعات استناد به یک مقاله می‌تواند نشان‌دهنده تشابه موضوعی مقاله استنادکننده و استنادشونده باشد و به عنوان معیار انتخاب تشابه مقالات در متون تحقیقی مورد استفاده قرار

دیدگاهتان را بنویسید