پایان نامه حقوق : قراردادهای نفتی

دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مجهول بودن آن نه تنها وضعیت حقوقی عقد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه به دنبال آن روابط حقوقی طرفین را نیز دگرگون می‌سازد. بر این اساس بیشتر نظام‌های حقوقی در بدو تأسیس بر لزوم رفع ابهام از مورد معامله به طور دقیق و صریح اصرار می‌ورزیدند و در هر مورد که موضوع قرارداد به جهتی از جهات دارای ابهام بوده حکم به بی اعتباری قرارداد صادر می‌کردند.

با گسترش زمینه فعالیت‌های اقتصادی در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی، لزوم دستیابی به قواعد و اصولی که موجبات ثبات، تسهیل و تسریع مبادلات تجاری را فراهم نماید بیش از گذشته احساس گردید و این دیدگاه پذیرفته شد که حقوق با وجود مبتنی بودن بر اصل ثبات، تحول پذیر است و بر حسب زمان و مکان قابلیت انعطاف دارد.
درعصر حاضر قانونگذاران باید به این امر توجه داشته باشند که مسائلی همچون توسعه اقتصادی، افزایش تولید ملی، تشویق به سرمایهگذاری، جلب سرمایهگذاران به امور تولیدی، ایجاد فرصت‌های شغلی، پیشرفت تکنولوژی و تولید با کیفیت بهتر از نظر کمی بیشتر و موضوعاتی از این دست، مسائلی نیستند که بتوان با توسل به اصول و قواعد پیشین به آنها جامه عمل پوشاند. چرا که حجم بالای فعالیتهای اقتصادی، رواج پیش فروش، بالا رفتن تکنولوژی کالاها، تخصصی شدن امر تولید و نوسانات قیمت و پیچیدگیهای تعیین قیمت دست به دست هم میدهند تا در بسیاری معاملات تعیین قیمت مقطوع یا اوصاف دقیق کالا، در زمان انعقاد عقد، امری ناممکن و یا موجب ضرر متعاملین شود.
اگر در گذشته عدم تعیین قطعی ثمن در بیع، جهل به عوضین موجب غرر شمرده میشد، امروزه شرایط بهگونهای است که در مواردی تعیین قیمت مقطوع برای مبیع موجب غرری شدن رابطه حقوقی میشود. قراردادهای بلند مدتاعم از قراردادهای بیع، خدمات و پیمانکاری تحت تأثیر نوسانات قیمت امکان تعیین بهای نهایی کالاها و خدمات در همان ابتدای تنظیم قرارداد را نه تنها از طرفین، که از متخصصین امر هم سلب میکند.
در این مبحث به برخی ضرورتهای بهرهگیری از قابلیت تعیین مورد معامله اشاره میشود.
گفتار اول- رواج قراردادهای پیش فروش و استصناع
عوامل و انگیزه‏هاى متعددى مدیران اقتصادى را بر آن داشته است تا کالاهاى تولیدى را پیش فروش کنند و براى پیشگیرى از ضرر و زیان، تعیین قطعى ثمن را به آینده مثلا زمان تحویل کالا واگذارند؛ یعنى بر خلاف بیع سنتى، خریدار هنگام امضاى قرارداد بیع، نداند ملزم به پرداخت چه مبلغى به عنوان ثمن است و فروشنده نیز نداند چه بهایى را دریافت‏خواهد نمود. برخى از عوامل روى آوردن به چنین بیعى، عبارتست از: کاهش نقدینگى در دست مردم، جهت دادن به انتظارات مصرف کنندگان، تأمین منابع مالى تولید کنندگان، و اطمینان آنان نسبت ‏به فروش تولیدات که مدیران تولید را در برنامه‏ریزى و تعیین موجودى انبار یارى مى‏دهد.
گفته میشود که سابقه پیش فروش کالا در کشورمان برمیگردد به 19 مرداد سال 1373 که شرکت ایران خودرو در اطلاعیه‏اى خبر داد متقاضیان خرید پیکان 1600 مى‏توانند با واریز مبلغ 000/500/14 ریال با شرکت قرارداد ببندند. در بند دوم شرایط قرارداد مقرر شده بود که ثمن معامله، به هنگام تحویل و حدود یک میلیون ریال کم‏تر از قیمت روز بازار محاسبه خواهد شد. شرکت پارس خودرو در تاریخ 8/12/73 اعلام کرد محصولات خود را پیش فروش مى‏کند؛ با این تفاوت که نه تنها بهاى نیسان پاترول و جیپ صحرا مجهول است، بلکه میزان مبلغ قابل کسر از قیمت‏بازار نیز غیرمعین است. در اطلاعیه مذکور آمده بود: «ضمنا در زمان تحویل خودرو، تسویه حساب، متناسب با طول زمان تحویل سالانه 20 درصد تخفیف به آن تعلق گرفته و از بهاى فروش مصوب [که فعلا مجهول است] کسر خواهد شد. بهاى فروش زمان تحویل نیز مبلغى کمتر از قیمت روز [که آن نیز مجهول است] در زمان تحویل خواهد بود».
قراردادهای پیش فروش، امروزه هم رواج فراوانی، به خصوص در صنعت خودرو دارند. همانطور که گفته شد، این شیوه مبتنی بر یک سری نیازهای تولیدکننده و صنعتگر صورت می‌پذیرد. نحوه‌ی تعیین قیمت هم، بر اساس ارجاع به قیمت بازار و با لحاظ درصدی تخفیف با عنوان سود مشارکت است. تولیدکننده‌‌ای که امروز محصول خود را پیش‌فروش می‌کند و موعد اتمام ساخت و تحویل 6 ماه آینده است، نمی‌تواند در لحظه‌ی انعقاد قرارداد فروش، قیمت نهایی محصول را تعیین کند؛ چرا که عوامل متعددی همچون هزینه‌ی مواد اولیه در آن مؤثرند و همگی این عوامل تحت تأثیر نوسانات بازار داخلی و خارجی می‌توانند قیمت تمام شده را دستخوش تغییرات غیر قابل پیش‌بینی کنند.
سفارش ساخت کالاهای دست‌ساز و پذیرش این قبیل سفارشات از سوی سازنده در سوابق حقوق اسلامی تحت عنوان استصناع مورد بحث قرار گرفته است. صرفنظر از تردیدهایی که برخی فرق و مذاهب اسلامی در صحت و اعتبار این تأسیس حقوقی کرده‌اند، توصیفات مختلفی که از ماهیت آن صورت پذیرفته، کاربرد فراوان مصادیق مختلف و جدیدالتأسیس آن در روابط اقتصادی و تجاری اشخاص انکارناپذیر است.
استصناع اشکال مختلفی از قراردادهای ساده‌ی خیاطی و تجاری تا پروژ‌ه‌های بزرگ ساختمان‌سازی و راهسازی را می‌تواند در برمیگیرد. بنابراین این نوع معامله، هم می‌تواند به اشکال سنتی و با تعیین قطعی موضوع تعهدات طرفین منعقد شود و هم می‌تواند با هر چه پیچیده‌تر شدن موضوع تعهد، به معیارهای قابل تعیین احتیاج پیدا کند. در مورد اخیر عموماً مورد معامله که بعضی از آن تعبیر به مبیع کرده‌اند دارای ابعادی است که پیش از اتمام کار روشن نمی‌شود. همچنین در این نوع قراردادها هم به علت پیچیدگی یا طول مدت، عموماً تعیین قطعی بها در زمان عقد ممکن نیست.
گفتار دوم- اقتضائات قراردادهای نفت و گاز
صنعت نفت و گاز کشورهای نفت‌خیز، از تاریخ اولین اکتشافات نفتی تاکنون، تکنیک‌های قراردادی متنوعی را به خود دیده است. خاصیت قراردادهای نفتی، بالا بودن ریسک آن برای حداقل یکی از طرفین است که بسته به توانمندی‌های تکنولوژیک، اقتصادی و سیاسی دو طرف، بر یکی از آنها تحمیل می‌شود. قراردادهای جوینت ونچر که در صنعت نفت متولد شده و سپس در سایر زمینه‌های تجاری نیز توسعه پیدا کرده، قراردادهای مشارکت در تولید و قراردادهای خدمت یا پیمانکاری از عمده‌‌ترین انواع قراردادهای نفتی است.
قانون نفت ایران، مصوب سال 1353، ضمن اعمال محدودیت‌های بسیار برای مشارکت شرکت‌های نفتی خارجی در عملیات بالادستی نفت و گاز، نوعی قرارداد خرید خدمات خطرپذیر ایجاد کرد. این قراردادهای خدمات، دارای یک شرح کاری معین و قیمت ثابت نبودند، بلکه از حیث حجم کاری و سرمایه‌گذاری مالی و حق‌الزحمه، انعطا‌ف‌پذیر بودند. هزینه‌های اکتشاف و توسعه، و ریسک‌های مرتبط، بر عهده‌ی شرکت‌های نفتی خارجی بود که به عنوان پیمانکار شرکت ملی نفت ایران فعالیت می‌کردند. در مقابل، اگر یک میدان تجاری کشف می‌شد و متعاقباً توسعه پیدا می‌کرد، بخشی از نفت تولید شده از میدان به قیمت رایج بازار به منظور بازپرداخت هزینه‌ها (سرمایه و سود) به آن شرکت نفتی خارجی فروخته می‌شد. به علاوه، شرکت نفتی خارجی مربوطه، محق بود تا درصدی از نفت تولید شده در میدان را همراه با تخفیف (5 درصد کمتر از قیمت بازار) به عنوان پاداش برای پذیرفتن ریسک خریداری کند. اگر هیچ میدان تجاری کشف نمی‌گردید، قرارداد خاتمه‌ می‌یافت و هزینه‌ها به تنهایی بر شرکت نفتی خارجی تحمیل می‌گردید. پس از انقلاب اسلامی تحولاتی در نوع تعاملات ایران با شرکتهای خصوصی، و سرمایهگذاران خارجی به طور خاص، صورت گرفت و این امر، به کارگیری انواع قراردادهای خدمات را در پی داشت.
قراردادهای خدمات، اشکال مختلفی را در بر می‌گیرد که قراردادهای بیع متقابل از آن جمله‌اند. گفته شده که قرارداد بیع متقابل از ابداعات صنعت نفت ایران پس از انقلاب اسلامی است. ساز و کار بیع متقابل ایران برای توسعه میادین نفتی، از طریق قراردادهایی عمل می‌کند که به موجب آنها شرکت‌های نفتی خارجی متعهد به تأمین سرمایه و اجرای عملیات توسعه در رابطه با یک میدان نفتی یا گازی می‌گردند. در مقابل، شرکت‌ ملی نفت ایران بازپرداخت شرکت نفتی خارجی را از طریق فروش مستقیم نفت و گاز حاصل به شرکت نفتی خارجی، یا به وسیله پرداخت عواید ناشی از فروش سهم نفت و گاز اختصاص یافته به آن به طرف‌های ثالث، متقبل می‌گردد.
همانطور که ملاحظه می‌شود، در این قراردادهای نفتی دو عنصر به وضوح به چشم می‌آید: 1- ریسک، 2- قابلیت تعیین مورد معامله. این معاملات، نظام مالی پیچیده‌ای دارند که عملاً پیش‌بینی هزینه‌های کار و در نتیجه بهای خدمات را در هنگام قرارداد غیر ممکن می‌کند. تقریباً هیچ یک از اجزاء قرارداد بر پایه‌ی یک بهای مقطوع و مشخص تنظیم نمی‌شود. هزینه‌ها در طی انجام عملیات توسعه به تدریج مشخص می‌شوند و شرکت‌ ملی نفت ایران تنها تا سقف تعیین شده موظف به بازپرداخت این هزینه‌هاست. هزینه‌ها و حق‌الزحمه از طریق اختصاص سهمی از تولیدات پروژه بازیافت خواهند شد. این سهم معمولاً حدود 50 تا 60 درصد کل تولید است که شرکت ملی نفت ایران آن سهم را به شرکت نفتی خارجی (یا تحویل‌گیرنده تعیین شده از جانب شرکت نفتی خارجی) به قیمت بازار فروخته، عواید آن را در حساب پروژه، به عنوان بازپرداخت هزینه‌ها و حق‌الزحمه منظور خواهد کرد. بند 2 ماده 12 قانون نفت 1353 نیز مقرراتی در خصوص نحوه قیمت‌گذاری نفت دارد.
در فروش نفت و گاز هم به وضوح ایجاد قابلیت تعیین، جای تعیین ثمن را گرفته است.

در این شیوه که به «ثمن شناور» مشهور شده، یک فرمول مشخص برای تعیین قیمت نفت یا گاز ملاک عمل قرار می‌گیرد. برای مثال قیمت هر بشکه نفت ایران به این طریق می‌تواند محاسبه شود: میانگین قیمت نفت برنت در ماه آینده میلادی منهای دلتای تفاوت کیفی نفت برنت با نفت ایران. شیوهی نتبک هم یکی از روش‌های مرسوم قیمتگذاری نفت خام بر مبنای فرآورده‌های نفتی در تاریخ معین است. در این روش بهای نفت خام بر مبنای فرآورده‌های استحصالی در بازار نقدی (و پس از کسر هزینه‌های بیمه، حمل و نقل و پالایش) محاسبه می‌شود.
گفتار سوم- قراردادهای بلند مدت و تخصصی
قراردادهای نفت و گاز تنها قراردادهایی نیستند که جز با ایجاد قابلیت تعیین نمی‌توانند به حیات خود ادامه دهند. قراردادهای پیمانکاری و خدمات،‌ عموماً در طی مدتی طولانی به اجرا درمی‌آیند. کارخانجات تولیدی، سفارش خرید مواد اولیه‌ی مورد نیاز را برای مدت‌های مدیدی به یک تأمین‌کننده می‌دهند. گذشت زمان اثرات زیاد و غیر قابل پیش‌بینی در میزان تعهدات طرفین می‌تواند بگذارد. در قرارداد پیمانکاری ساخت یک مجتمع مسکونی، در زمان قرارداد نمی‌توان هزینه‌های کاری را که برای مثال یک سال به طول می‌انجامد را تعیین کرد. حال آنکه در بعضی موارد، حق‌الزحمه‌ی پیمانکار، به نسبت مجموع هزینه‌هایی که تا پایان ساخت صورت خواهد گرفت تعیین میگردد.
همچنین موضوع بسیاری قراردادهای امروزی در تخصص متقاضی آن نیست. از این رو درخواست متقاضی نمی‌تواند متضمن تعیین قطعی تمام ابعاد حائز اهمیت مورد معامله باشد. برای مثال مدیر یک مدرسه که سفارش تهیه‌ی یک نرم‌افزار رایانه‌ای برای رفع نیازهای مشخصی از مدرسه را به شرکت طراحی نرم‌افزار می‌دهد هرگز نمی‌تواند جزئیات برنامه‌نویسی آن را تعیین کند. این مدیر، نهایت کاری که برای مشخص کردن موضوع تعهد شرکت انجام می‌دهد این است که انتظاراتی را که از برنامه دارد تبیین نماید، و از آن پس، طراح برنامه تصمیم می‌گیرد چه نوع برنامه‌ای، با چه حجمی و تحت چه سیستم عاملی طراحی کند.
حتی در بعضی موارد هیچ یک از طرفین در زمان عقد به برخی اوصاف اساسی مورد معامله که مؤثر در تعیین قیمت هم هست اشراف ندارند، برای مثال در فروش مواد معدنی، میزان خلوص و درصد ترکیبات مختلف ماده معدنی اهمیت فراوانی دارد. اما برای انعقاد قرارداد منتظر استخراج کامل ماده معدنی و آنالیز ترکیبات نمی‌شوند. بلکه شرکت استخراج‌کننده برای فروش یکصد و سی و پنج هزار متریک تن سنگ آهن با عیار تقریبی طی یک پیش‌فاکتور اعلام آمادگی می‌کند. خریدار هم بر این اساس مبادرت به تنظیم قرارداد خرید سنگ آهن بر مبنای اطلاعات کلی اعلامی در پیش فاکتور می‌کند. در قرارداد هم مبیع از حیث ترکیبات (Chemical properties) نه به طور قطعی بلکه با بیان حداقل و حداکثر مواد مفید و مضر مشخص می‌شود. مانند اینکه Fe که از مواد مفید است حداقل 60٪ و مواد مزاحم مانند اکسید آهن (FeO) حداکثر 15 درصد، فسفر (P) حداکثر 15/0 درصد و… باشند. مقدار مبیع هم MT135000، با امکان 10٪ کمتر یا بیشتر شدن به اختیار فروشنده تعیین می‌شود. قیمتگذاری هم به شیوه‌ی تعیین قیمت هر واحد البته به صورت شناور و بر مبنای درصد ترکیبات مفید و مزاحم مشخص می‌شود. در این مرحله یک فاکتور دیگر به نام Provisional Invoice از سوی فروشنده صادر می‌شود که در آن جزئیات حدودی کالا و قیمت‌های تقریبی مشخص می‌شود تا توافق طرفین بر پایه‌ی آن شکل بگیرد. تنها پس از انعقاد قرارداد است که کارشناسان تعیین شده در قرارداد، اقدام به تهیه‌ی آنالیز ترکیبات کالا و مقدار آن کرده و به طرفین اعلام می‌نمایند و بر این اساس آخرین فاکتور صادر شده، بر اساس آن میزان دقیق کالا و قیمت آن به همراه ترکیبات موثر تعیین می‌‌شود.( ضمیمه شماره 1)
گفتار چهارم- اجتناب از توسل به تعدیل قرارداد
ویژگی‌های عمده‌ی قراردادهای با اجرای طولانی مدت یا «مستمر» آن است که بین زمان انعقاد قرارداد و تکمیل اجرایشان، فاصله‌ی زمانی وجود دارد. از سوی دیگر، شرایط و اوضاع و احوال زمان انعقاد همیشه پایدار نمی‌ماند و بسیار دیده می‌شود که بروز حوادثی حین اجرای عقد باعث به هم خوردن تعادل و توازن اقتصادی قرارداد می‌شود، به گونه‌ای که اجرای بی‌کم و کاست مفاد قرارداد، به مشقت و سختی یکی از طرفین عقد و گاه فقر و فلاکت وی و در مقابل سود باد آورده و غیر قابل تصور طرف مقابل منجر می‌شود.
حوادثی که تعادل قراردادی را به هم می‌زنند در بسیاری موارد قابل پیش‌بینی هستند و طرفین می‌توانند ضمن عقد با درج برخی معیارهای شناور بر اوضاع و احوال، از مشکلات ناشی از تغییر اوضاع و احوال جلوگیری نمایند. اما در مواردی هم حوادث غیر منتظره و پیش‌بینی نشده‌اند که در این خصوص برای متعادل ساختن نظم دگرگون‌شده‌ی قراردادی، به تعدیل روی آورده می‌شود.
تعدیل به سه شیوه می‌تواند صورت پذیرد. تعدیل قراردادی، تعدیل قانونی و تعدیل قضایی.
آنچه که در اینجا لازم است گفته ‌شود اینکه تعدیل قراردادی را برخی، از انواع قابلیت تعیین مورد معامله دانسته‌اند، حال آنکه گرچه قرابت زیادی میان این دو راهکار وجود دارد، اما از تفاوت‌های میان آنها نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. در بخش بعد در این خصوص بیشتر گفته می‌شود. به هر حال، جدای از این بحث، قابلیت تعیین مورد معامله می‌تواند بسیاری از احتمالات و خطرهای ناشی از تغییر اوضاع و احوال را بی‌اثر سازد تا کار به جایی نرسد که طرف مغبون در پی یافتن راهی برای توسل به موارد اندک پیش‌بینی شده در قانون برای تعدیل قانونی و عدم اتفاق نظر در تعدیل قضایی، امنیت و آرامش قراردادی و آینده اقتصادی

دیدگاهتان را بنویسید