پایان نامه درمورد امنیت، یعنی، گفته

مبنا و اساس جستجوی امنیت را می‌توان در انگیزه ها و کشش‌های انسان‌ها دنبال کرد، به این معنی که جستجوی امنیت از مهم‌ترین کشش‌ها و انگیزه‌های انسانی است که با جوهر هستی انسان پیوند ناگسستنی دارد. حفظ ذات و صیانت نفس از اساسی ترین میل‌های انسان است؛ نیاز به امنیت مانند اکثریت نیازهای انسان‌ها یک امری کاملا طبیعی بوده انسان‌ها را وا می‌دارد که در تأمین آن  چه در سطح فردی و یا جمعی از خود تحرکاتی نشان دهد. وبعداً انسان‌ها در پی برآوردن نیازهای زیستی ازیک‌دیگر وارد مناسبات گوناگون می‌شوند و تشکیل جامعه می‌دهند، اساس تشکیل جامعه مسائل امنیتی بوده که دراین خصوص می‌توان به نظریه قرارداد اجتماعی  فلاسفه قرن هجدهم از هابز گرفته تا روسو اشاره کرد که به عقیده آن‌ها  نیاز به تضمین جمعی امنیت افراد اولین مرحله قانونی برای شکل‌گیری یک دولت است. به این صورت می‌توان گفت که تأمین امنیت و راه‌های دستیابی به آن از جمله سنگ بناهای شکل گیری واحدهای سیاسی از نگاه تاریخی بوده تا از این طریق اعضای جوامع مذکور  بتوانند به کمک هم‌دیگر به مهم‌ترین نیازهایشان که تأمین امنیت است دست‌یابی حاصل کنند. اما آن‌چه در جوامع اولیه و حتی تا این اواخر یعنی تا آواخر دهه 1980 میلادی مطرح بود، یک دیدگاه محدود به امنیت بود، طوری که بحث امنیت روی موضوعات نظامی متمرکز بود؛ یعنی یک نوع  دید تقلیل‌گرایانه نسبت امنیت حکم‌فرما بود و امنیت را در توانایی‌های نظامی و برقراری صلح بعد از جنگ‌ها جستجو می‌کردند. (بوزان،1378: 23 ) ولی  امروزه امنیت دیگر  محدود به آرامش پس از جنگ‌های ویرانگر و توانایی نظامی نشده  بلکه به تمام سطوح زندگی مدرن انسان‌ها راه می‌گشاید. امروزه مفهوم امنیت تنها مسائل نظامی را در برنمی گیرد، بلکه تمام عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، سرزمین، تمدن وجان انسان‌ها را در می‌نوردد ودر تمام ابعاد زندگی انسان مصداق ومعنی پیدا می‌کند و از همین سبب است که به تعریف جدید امنیت یعنی  “امنیت فراگیر”  تاکید می‌گردد.
تحولات بوجود آمده نه تنها سبب  تغییر در  مفهوم امنیت و ابعاد آن گردیده بلکه راه‌ها و استراتژی‌هایی که در جهت دست یابی به امنیت توسط واحدهای سیاسی وضع می‌گردد را نیزدر بر می‌گیرد.
امنیت
اما امنیت چه مفهومی را در بر دارد؟ و یا به عبارت دیگر وقتی که ما کلمه امنیت را به کار می‌بریم با کار‌برد این می‌خواهیم چه را بیان کنیم؟ و یا مفهوم امنیت توصیف کننده چه وضعیت می‌تواند باشد؟. این قبیل سوالات ما را به ارائه یک تعریف از امنیت سوق می‌دهد. مشکلی که در ارائه یک تعریف جامع از امنیت وجود دارد، همانا عدم وجود اجماع روی یک تعریف ازاین مفهوم می‌باشد. حتی به عقیده بعضی از علما این عدم اجماع نسبت به ارائه یک تعریف جامع از امنیت نسبت به مفاهیم دیگری از این قبیل عمیق‌تر می‌باشد، به گفته باری بوزان این عدم اجماع بیشتر ناشی ازنبود درک عمیق ازمفهوم امنیت می باشد. به گفته وی عواملی که  در نبود یک درک عمیق  از امنیت دخیل می‌باشند به قرار ذیل است.
الف) پیچیدگی موضوع: یعنی پیچیدگی که در این مفاهم موجود می‌باشد باعث گردیده است تاتحلیل‌گران از آن روی‌گردان شوند. این مفهوم حالت گسترده‌ای دارد و روی نقطه خاصی متمرکز نمی‌باشد، به همین جه

دیدگاهتان را بنویسید