پایان نامه رشته روانشناسی درباره : رفتار پرخاشگرانه

دانلود پایان نامه

بیماری رخ میدهد، آگاه شده اند. در نتیجه در برنامه های درمان میتوانند ویروس اچ آی وی را در نقاط آسیب پذیر آن مورد حمله قرار دهند، و در نهایت باعث بهبود بیماران مبتلا شوند (بردان- کالن، 2004).
رویکرد اولیه برای بیماری اچ آی وی باید پیشگیری از آن باشد. پیشگیری اولیه به محافظت افراد از ابتلا به بیماری اطلاق می شود؛ پیشگیری ثانوی به تغییر دادن سیر بیماری مربوط می گردد. باید به همه افرادی که در معرض خطر آلودگی با اچ آی وی هستند، در مورد روش های روابط جنسی بیخطر و نیاز به اجتناب از سهیم شدن در سوزنهای تزریق زیرجلدی آگاهی داده شود. روش های پیشگیری به دلیل ارزشهای اجتماعی پیچیده در مورد اعمال جنسی، گرایش جنسی، جلوگیری از حاملگی و سوء مصرف دارو غامض است. بعضی از مسؤلین بهداشت عمومی پخش کاندوم در مدارس و توزیع سوزن تمیز بین معتادین را توصیه کردهاند، اما این مسائل بحث انگیز باقی مانده اند. کاندوم وسیله پیشگیری مؤثر و بیخطر (اما نه کاملاً) در مقابل عفونت اچ آی وی است. بعضی افراد محافظه کار و مذهبی عقیده دارند که پرهیز جنسی باید پیام آموزشی باشد. در زمینه درمان دارویی بیماری اید ز، داروهای ضدرتروویروس مورد استفاده قرار میگیرند، که در دو طبقه کلی قرار دارند: مهارکنندههای ترانسکریپتاز معکوس و مهارکنندههای پروتئاز. مهارکننده های ترانسکریپتاز معکوس خود به گروه های مهارکننده ترانسکریپتاز معکوس نوکلئوزید و غیرنوکلئوزید تقسیم میشوند. در مورد روان درمانی ایدز، روان درمانی فردی و گروهی ممکن است مؤثر واقع شود. روان درمانی فردی ممکن است کوتاه مدت یا درازمدت، حمایتی، شناختی، رفتاری یا روانپویشی باشد؛ ماهیت روش گروهدرمانی ممکن است از روان پویشی تا حمایتی کامل متفاوت باشد. زمینه های رواندرمانی عمده برای بیماران آلوده به اچ آی وی با خود ملامتگری، احترام به نفس و مسائل مربوط به مرگ ارتباط پیدا میکند، روانپزشک میتواند در مدارا با احساس گناه در مورد رفتارهایی که در بروز ایدز سهیم بودهاند به بیمار کمک کند. مشاوره مستقیم در مورد سوءمصرف مواد و اثرات نامطلوب آن بر بیمار آلوده به اچ آی وی ضروری است. درمانهای خاص برای اختلالات وابسته به مواد خاص برای کمک به رفاه کلی بیمار نیز باید انجام پذیرد (کاپلان و سادوک، 2003)
گزارشات حاکی از آن است که هر روز 16-20 هزار نفر در جهان به ویروس ایدز مبـتلا می شوندکه بیش از 50% آنها، 24-15 سال دارند.وهر روز 8000 نفر در جهان (یک نفر در هر ثانیه) جان خود را به خاطر ایدز از دست میدهند(برونرو سادرس ،2007؛به نقل از شفیعی،1391).
2-1-2-4-1- آمار ایدز در ایران
اولین مورد ایدز در ایران درسال 1366 دریک پسربچه ی 6 ساله مبتلا به هموفیلی شناخته وگزارش شده تا سال 1375 موارد به صورت پراکنده درمصرف کنندگان داروهای مشتق ازخون وارداتی وافرادی که درخارج ازکشوراقامت طولانی داشتند گزارش شد. درسال 1375اولین همه گیری ایدزدریکی اززندان هامشاهده شد وبه سرعت دربین جمعیت مصرف کنندگان مواد مخــــدرتزریقی درتمام سطح کشورگسترش یافت. بررسی های انجام شده درنقاط مختلف میزان آلودگی دراین گروه رابین 25-5 درصد نشان داده است. باتوجه به گسترش اعتیاد به ویژه اعتیاد تزریقی وارتباطاتی که بین این جمعیت وتوده ی مردم ازطـــریق جمعیت های رابط مثل تن فروشان وجود دارد می توان گفت که کشور دروضعیت بحران قرارگرفته وخطرگسترش آلودگی به توده ی مردم وجود دارد. تعداد موارد ثبت شدهی آلودگی درسال 1385 درکشورحدود13-12 هزارمورد بوده که 62درصد آن دربین معتادان تزریقی رخ داده است. تماس جنسی حدود 8درصد، انتقال ازمادربه فرزند 5 دهم درصد وتزریق فراورده های خون آلود 3درصد ثبت شده است درسایرموارد راه انتقال مشخص نیست که به دلیل عدم دسترسی به بیمار، ترس ازانگ اجتماعی، ناموفق بودن مشاوره و یا اشکال درثبت است. براساس اطلاعات موجود وبهره گیری ازنرم افزارارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی ایدزتخمین زده می شود، حدود 70-60 هزارمورد آلودگی درکشور رخ داده است(مرادی و همکاران، 1384).
براساس آمارجمع آوری شده ازدانشگاه های علوم پزشکی وخدمات بهداشتی درمانی، تا تاریخ 1/4/1390 مجموعا 23125 نفرافراد مبتلا به ایدزدرکشورشناسایی شده اند که 5/91 درصدآنان را مردان و5/8 درصد رازنان تشکیل می دهند. تاکنون 3054 نفرمبتلا به ایدز شناسایی شده و4311 نفرازافراد مبتلا فوت کرده اند. 5/46 درصد ازمبتلایان به ایدزدرزمان ابتلادرگروه سنی 34-25 سال قرارداشته اند که بالاترین نسبت دربین گروه های سنی رابه خود اختصاص می دهند. علل ابتلا به ایدزدربین کل مواردیکه ازسال 1365 تاکنون درکشوربه ثبت رسیده اند به ترتیب، تزریق با وسائل مشترک درمصرف کنندگان مواد(8/69 درصد) رابطه جنسی(10درصد) دریافت خون وفراورده های خونی (1/1) انتقال ازمادربه کودک(8/0)بوده است.
راه انتقال در3/18 درصد ازاین گروه نامشخص مانده است. درمقایسه این آماربامواردیکه ابتلا آنان درسال 1389 گزارش شده است.اعتیاد تزریقی 4/66درصد، برقراری روابط جنسی 1/21درصد، وانتقال ازمادرمبتلا به کودک 5/2 راتشکیل داده است. در10 درصد ازموارد شناسایی شده دراین سال راه انتقال نامشخص بوده وهیچ مورد جدید ابتلا ازراه خون وفراورده های خونی گزارش نشده است. (دانشگاه علوم پزشکی خراسان رضوی، 1391).
جدول 2-1: موارد مبتلا به ایدز در ایران تا تیرماه 91
موارد مبتلا به HIV و ایدز بر حسب جنس در ایران تا تاریخ 1/4/1391
جنس
مبتلا به HIV و ایدز
مبتلا به ایدز
فوت
تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
مرد
2157
91.5
2720
1/89
4134
95.9
زن
1968
8.5
336
9/10
177
4.1
جمع
23125
100
3054
100
4311
100
جدول 2-2: آمار ایدز در استان خراسان رضوی تا تاریخ 01/04/1391
جنس
جنسیت مبتلایان
تعداد
درصد
مرد
437
90,1
زن
48
9,9
جمع
485
100
جدول 2-3 :آمار ایدز در استان خراسان رضوی تا تاریخ 01/04/1391
کل افراد +HIV
485
مهاجرت به استان دیگر
148
فوت
137
تحت پیگیری
3
عدم همکاری
30
شناسائی نشده
49
زندانی
35
فعال(مراجعه مکرر به مرکز مشاوره)
83
جدول 2-4 :آمار ایدز در استان خراسان رضوی تا تاریخ 01/04/1391
جنس
فوت
تحت مراقبت
مبتلا به ایدز
تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
مرد
131
95,6
93
78,8
65
84,5
زن
6
4,4
25
21,2
12
15,5
جمع
137
100
118
100
77
100
2-1-2-5- خشونت
در متون تخصصی خشونت، معادل واژه Violence به کار می رود که به معنای زور، عنف،شدت و سختی است. فرهنگ آکسفورد، این کلمه را به معنای تجاوز، زیان، آسیب، شدت، خشونت، تهدید،غضب، بی حرمتی و اعمال زور به کار برده است (عباس زاده، سعادتی و کسب وکار،1389). فرهنگ حقوقی،خشونت را«استفاده نابجا، غیر قانونی و تعرض آمیز از قدرت» تعریف می کند. گلس (1997) خشونت را عملی می داند که با قصد ایجاد درد و جراحت جسمی یا روحی به فردی دیگر انجام شود (خسروی و خاقانی فرد،1383)
در واقع خشونت به هر نوع رفتار، حرکت و گفتاری اطلاق می گردد که مغایر و منافی ارزش های والای انسانی بوده و منجر به عقب ماندن، منزوی شدن و سرخوردگی شخص گردد. اساساً انگیزه خشونت از حس برتری طلبی و سلطه جوی انسان ها بر یکدیگر ناشی می شود که اکثراً دانشمندان و فلاسفه این حس تفوق طلبی و برتری جویی را یک امر طبیعی دانسته و محرک خوب جهت پیشرفت و پیشبرد امور کاری انسان ها می دانند. اما خشونت را نمی توان یک امر طبیعی و بالفطره فرض نمود، در واقع خشونت را کسانی اعمال می کنند که راه حلی جز متوسل شدن به آن در ذهن نداشته و این پدیده زشت و منفور را یگانه راهکار و حلال مشکلات خویش می پندارند. این در حالی است که فعالیت ها و برنامه های انسان در مجموع منطقی بوده و هرگونه تقابل منافع ایشان باید به صورت درست، در یک ضابطه و حداقل در میحط دور از خشونت حلو فصل گردد (نهاد تحقیقاتی حقوق زنان و اطفال،1390)
محققان سالهاست به اهمیت پرخاشگری در پیش بینی مشکلات سازگاری روانی– اجتماعی پی بردهاند. روانشناسان معتقدند اختلال پرخاشگری ریشه بسیاری از مشکلات روانی و رفتاری نوجوانان میباشد. این رفتار ها در صورت بروز می توانند سبب مشکلات بین فردی ، جرم ، بزه و تجاوز به حقوق دیگران شده شده و در صورت درون ریزی به ایجاد انواع مشکلات جسمی و روانی منجر شود.پرخاشگری رفتاری است به قصد آسیب رساندن (جسمانی یا زبانی)به فردی دیگر یا خود یا نابود کردن دارایی دیگران.مفهوم اصلی در این تعریف ، قصد است نتایج پزوهش ها نشان داده است که پرخاشگری ، از شاخص های مهم پاره ای از اختلالات روانی مانند اختلال شخصیت ضد اجتماعی به شمار می آید.پاره ای دیگر از پژوهش ها نشان داده اند رفتار پرخاشگرانه با بیماریهای جسمانی مانند بیماری قلب و عروق و سر درد تنشی نیز در ارتباط است.(شاکری نیا،1389)
مفاهیم خشم،تندخویی و پرخاشگری،گاهی به جای یکدیگر به کار می روند.برای جداکردن این سه مفهوم ،میتوان خشم را به عنوان هیجان،کینه توزی را بعنوان نگرش و پرخاشگری را به عنوان رفتار در نظر گرفت.خشم به عنوان یک حالت هیجانی توصیف می شود که شالوده کینه توزی وپرخاشگری است.که فرد را به سوی رفتار پرخاشگرانه می کشاند در حالی که پرخاشگری به عنوان رفتاری قابل مشاهده که با هدف آسیب یا زیان رساندن انجام می شود در نظر گرفته شده است.(همان منبع،1389) عقیده بر این است که عبور از مرحله نوجوانی به جوانی زمان تغییر در روان و رفتار بوده،تصمیم گیری در مورد سبک زندگی سالم اساس شکل گیری شخصیت فرد است.در حقیقت وضعیت سلامت بالغین متاثر از رفتارهای بهداشتی دوران کودکی و نوجوانی است.رفتارهای پر مخاطره در نوجوانی همچون مصرف سیگار ، الکل و مواد مخدر ، خشونت و تغذیه ناسالم به صورت کوتاه یا دراز مدت تاثیر دائمی در بزرگسالی خواهد داشت که تغییر این رفتارها بسیار مشکل خواهد بود.(چلیاوتاکیس و همکاران ،2002)
بیشترین بروز و ظهور پرخاشگری در سنین نوجوانی است .بطور کلی می توان عوامل بسیار مختلف و متعددی را در بروز رفتار پرخاشگرانه مؤثر دانست.عوامل زیستی و وراثتی، یادگیری های محیطی و پردازش شناختی از یک سو و محرک های مربوط به خود فرد از سوی دیگر از جمله عوامل مهم بروز پرخاشگری هستند(شاکری نیا،1389).بسیاری از تنش ها و نا آرامی ها در مدرسه ناشی از رفتارهای میان فردی دانش آموزان است که به رغم زمینه های اجتماعی و فرهنگی متفاوت در کنار هم در مدرسه تحصیل می کنند و هرگز آموزشی برای ایجاد تفاهم و بهبود مهارتهای اجتماعی دریافت نمی دارند. بیشتر پژوهشگرانی که طرح های عمده در زمینه مقابله خشونت در مدارس ارائه داده اند تاکید دارند که برنامه های پیشگیری از خشونت باید بخشی از برنامه های اموزشی در مدارس باشد و کلیه شهروندان باید در زمینه پیشگیری از خشونت به همان اندازه که در مورد بیماریهای قلبی ،سرطان وسایر بیماریها راهنمایی میشوند آموزش ببینند (بنر،هاینگنی،کراندال،2004).
2-1-2-5-1 نظریه های خشونت:
در مورد منشاء رفتارهای خشونت آمیز انسان تاکنون تبیین جامع و یگانه ای ارائه نشده است. بحث در این مورد که ماهیت نوع بشر پرخاشجو و بی رحم، یا نجیب و پاک است، از دیرباز موضوع بحث بسیاری از فلاسفه بوده است. ژان ژاک روسو فیلسوف فرانسوی قرن هجدهم شرارت و خباثت بشر را امری غیر فطری و محصول جامعه تلقی می کرد. به تعبیر وی، انسان، شریف و پاک گام به دنیا مینهد و این جامعه است که شرارت و کینه توزی را به وی می آموزد و او را خشن و بی رحم بار میآورد. اما بر خلاف روسو، توماس هابز فیلسوف انگلیسی قرن شانزدهم و هفدهم موانع و اجبارهای اجتماعی را برای مهار و بازداشتن بشر از وحشیگری و بربریمری ضروری و اجتناب ناپذیر میدانست (عارفی، 1382 ). بنابراین لازم است گذری بر نظریات خشونت داشته باشیم:
1- نظریه رفتار غریزی
این تئوری با نام زیگموند فروید و کنراد لورنز پیوند خورده است. فروید انسان را موجودی اساساً مکانیکی در نظر می گیرد که قوانین طبیعی مشابه با سایر موجودات زنده بر رفتار او حاکم است. به نظر وی غرایز نشانگر حالتی ذاتی هستند که در پی تخلیه تنش ها می باشند. فروید با اذعان به وجود احتمالی غرایز بی شمار، دو دسته از غرایز را تحت عنوان غریزه بقا و غریزه مرگ به عنوان غرایز اصلی تشکیل دهنده طبیعت بشر در نظر می گیرد. غریزه بقا در بردارنده نیروهایی است که در جهت حفظ و بقای فرایندهای حیاتی عمل می کنند و ضامن تکثیر نوع بشر هستند. به نظر وی، انسان با یک غریزه مرگ نیز زاده می شود و این غریزه هنگامی که معطوف به درون گردد به صورت تنبیه خود ظاهر می شود و در موارد افراطی منجر به خودکشی می شود. این غریزه هنگامیکه متوجه برون گردد به صورت خصومت، خشونت، آزار و اذیت، تخریب و قتل تجلی می یابد. غریزه بقا با قرار گرفتن در برابر غریزه مرگ خصلت خود ویرانگری را متوجه بیرون و دیگران می کند. فروید رفتارهای انسان را برآیند دو غریزه می داند: غریزه زندگی که تلاش در درازتر کردن زندگی، و بارآوری و فرزندزایی دارد. غریزه مرگ که برای ویران سازی و پایان دادن به زندگی کوشش می کند. از دیدگاه فروید تمام رفتار انسان از بر هم کنش پیچیدهی غریزه زندگی و مرگ، و تنش همراه میان آن دو سرچشمه می گیرد. اگر غریزهی مرگ مهار نشود به خود ویرانگری می انجامد و چنین انگاشته می شود که با ساز و کارهای دیگر مانند جابه جایی، کارمایهی غریزه مرگ دوباره متوجه بیرون می شود، به گونه ای که پایداری برای پرخاشگری در برابر دیگران را پدید می آورد. بنابراین، از دیدگاه فروید، پرخاشگری در درجه نخست، ازتغییر جهت غریزه ی خود ویرانگر مرگ از خود به سوی دیگران سرچشمه می گیرد (سادوک و همکاران، 1991 ، ترجمه رضایی، 1387 ). کنراد لورنز مانند فروید بر این باور است که انسان دارای میل طبیعی به ارتکاب خشونت است. رفتار در وهله اول نتیجه یک انگیزه عمده به سوی عمل است نه عکس العمل در برابر شرایط طبیعی و تنها یک محرک طبیعی این عمل را آزاد می کند. لورنز استدلال می کند که انسان ها مانند سایر انواع حیوانی دارای غریزه های پرخاشجویانه هستند. نکته تأمل برانگیز در دیدگاه لورنز این است که انرژی پرخاشجویانه در افراد انسانی پیوسته در حال انباشت است و در نهایت باید تخلیه شود و هر چه این انرژی بیشتر متراکم شود با شدت بیشتری تخلیه می شود. از دیدگاه وی چنانچه انباشت خود به خودی غریزه پرخاشگری در دستگاه عصبی از راه پرخاشگری تخلیه نشود یا در در مسیرهای دیگری قرار نگیرد، فوران انفجارآمیز خشونت می تواند حتی بدون وجود محرکهای بیرونی قابل مشاهده نیز رخ دهد (محسنی تبریزی و رحمتی، 1381(
2- نظریه زیست محیطی
پیروان این نظریه معتقدند اگر خانواده نتواند با محیط بیرونی ارتباط برقرار کند، امکان بروز خشونت(به ویژه علیه کودکان)، به وجود می آید. بنابراین زمانی که رابطه متقابلی بین والدین- کودک، خانواده و محیط وجود نداشته باشد، خشونت امکان بروز پیدا می کند. در نظریه زیست محیطی آنچه در ایجاد خشونت مهم می باشد این است که تفسیرهای اجتماعی این عمل را مقبول نشان می دهند و شبکه اجتماعی که خانواده در آن به سرمی برد نیز تعیین کننده میزان بروز خشونت است (نریمانی و آقا محمدیان، 1384)
3- نظریه پالایش روانی
فروید و برخی از پیروان وی با طرح مفهوم پالایش روانی پرخاشگری مدعی شده اند که در بسیاری از موارد نیروی پرخاشگرانه در انسان به طریقی پالایش می شود. پالایش به مفهوم کاهش انگیزه پرخاشجویی است و از طریق ارتکاب کنش پرخاشجویانه یا مشاهده آن حاصل می شود. پیروان این دیدگاه بر این باورند که اگر انسان مجالی برای ابراز پرخاشگری نیابد، نیروی پرخاشجویانه انباشته شده و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر می گردد. مانند اعمال پرخاشگری، مستقیم حمله به فرد یا موضوع ناکام کننده، آزار و اذیت، ناسزا گفتن، صدمه زدن، تخریب و دیگر رفتارهای معطوف به ویرانگری (محسنی تبریزی و

دیدگاهتان را بنویسید