پایان نامه اثر شیوه های فرزندپروری بر مشکلات رفتاری

اما نتایج پژوهش حاضر، بر خلاف انتظار نشان می­ دهند که شیوه های فرزندپروری مستبد و سهل گیر بر مشکلات رفتاری تأثیر ندارد (فرضیه ۶ و ۷). این یافته با نتایج پژوهش های ذکر شده در بالا ناهماهنگ است. همان طور که پیش از این مطرح شد، والدین سهل گیر شامل دو زیر گروه هستند: الف) والدین دموکراتیک که کاملاً آسان گیر بوده و حس وظیفه شناسی، توجه و تعهد بیشتری نسبت به فرزندانشان دارند (جان بزرگی و همکاران، ۱۳۸۷). این والدین با فراهم کردن حمایت اجتماعی باعث می شوند که کودکان بهتر قادر به مقابله با شرایط استرس زا بوده و در نتیجه کمتر به مشکلات رفتاری برونی سازی دچار شوند (ولفرادت و همکاران ۲۰۰۳) و ب) والدین غیررهنمودی که هیچ گونه کنترلی را برای کودکانشان جایز نمی دانند. بنابراین تبیینی که می توان ارائه داد، این است که شاید والدین مطالعه حاضر بیشتر جز والدین سهل گیر در دسته دموکراتیک آن بوده اند. همچنین ربه کا (۲۰۰۱، به نقل از پازانی، ۱۳۸۳) نیز در نظریه خود علاوه بر ویژگی های منفی این شیوه فرزندپروری (مثل سطح متوسطی از انحراف های اجتماعی و مصرف مواد)، ویژگی های مثبت آن را که شامل اعتماد به نفس، مهار درونی و پیشرفت تحصیلی است، مطرح می­ کند. بنابراین به نظــر می­رسد که در مطالعه حاضــر کفه ترازو به نفع ویژگی­های مثبت سنــگینی می­ کند.در مورد والدین مستبد می توان چنین نتیجه گیری کرد که ویژگی های والدین مستبد در ارتباط با همه نوجوانان باعث ایجاد مشکلات رفتاری برونی سازی نمی شود بلکه با توجه به نتایج پژوهش حاضر، در تأثیر این شیوه فرزند پروری بر مشکلات رفتاری عوامل دیگری نیز دخیل هستند از جمله ویژگی های شخصیتی مثل نوجویی.

 

اثر شیوه های فرزندپروری بر راهبردهای مقابله

یافته ها نشان می­ دهند که شیوه فرزند پروری مقتدر بر راهبرد مقابله مسئله مدار (فرضیه ۱۲)، شیوه فرزند پروری مستبد بر راهبرد های مقابله هیجان مدار و اجتنابی (فرضیه فرضیه ۸ و ۱۰) و شیوه فرزند پروری سهل گیر بر راهبرد مقابله اجتنابی (فرضیه ۱۱) به طور مستقیم اثر دارند. بدین ترتیب که استفاده والدین از شیوه فرزندپروری مقتدرانه تأثیر مثبتی بر استفاده از راهبرد مقابله مسئله مدار در نوجوانان داشته و استفاده آن­ها از شیوه فرزندپروری مستبد و سهل گیرانه تأثیر منفی بر استفاده از راهبرد مقابله اجتنابی توسط آنان دارد. همچنین، استفاده والدین از شیوه فرزندپروری مستبد علاوه بر تاثیر بر راهبرد مقابله اجتنابی، موجب افزایش استفاده از راهبرد مقابله هیجان مدار در نوجوان نیز می­شود. یافته پژوهش حاضر همانند یافته های براند و همکاران (۲۰۰۹)؛ نیجهاف و انگلز (۲۰۰۷) و ولفرادت و همکاران (۲۰۰۳) است. اما برخلاف پژوهش­های پیشیـــن، یافته­ها نشان می­ دهند که شیـــوه فرزندپروری سهل گیر تأثیری بر راهبرد مقابله هیجان مدار ندارد (فرضیه ۹). این یافته با پژوهش های ذکر شده در بالا ناهماهنگ است. همان طور که قبلاً مطرح شد، والدین سهل گیر را می توان در دو زیر گروه جای داد: الف) والدین دموکراتیک ب) والدین غیر رهنمودی. در دسته دموکراتیک، والدین برای فرزندان خود حمایت اجتماعی بالایی فراهم می کنند. در نتیجه، این کودکان در مقایسه با کودکان مستبد (اما نه مقتدر) از لحاظ هیجانی و عاطفی در وضعیت مطلوب تری به سر می­برند. پس، شاید والدین سهل گیر در پژوهش حاضر بیشتر در دسته دموکراتیک که از ویژگی حمایت بالا برخوردارند (جان بزرگی و همکاران، ۱۳۸۷)، قرار داشته باشند. اما در شیوه فرزندپروری مقتدر، والدین علاوه بر اینکه به حمایت کافی از فرزندان خود می پردازند، کنترل مناسبی را نیز اعمال می نمایند و این منجر به رشد مهارت تنظیم عاطفه در کودک می شود و به همین دلیل است که گفته می شود، خانواده نقش بسیار مهمی در مهارت تنظیم عاطفه در کودکان دارد. یکی از جنبه های مهارت تنظیم عاطفه که موجب انطباق روان شناختی مطلوب کودک می شود، راهبرد مقابله کارآمد همچون مسئله مدار می باشد (هالپرن، ۲۰۰۴).

[۱]- pierce

[۲]- Vandeleur, Perres, & Schoepi