اصل پایان نامه انحرافات اجتماعی

دانلود پایان نامه

نقش محوری برای زنان دارد که خود یک امنیت مالی برای ایجاد پناهگاهی برای خانواده در نظر گرفته می شود ( .(Sendifield.,2006:157
یک منبع اقتصادی برای کسب درآمد کار است وبیکاری به معنای فقدان چنین منبع ارزشمندی است. همواره حداقل میزانی از درآمد و ثبات اشتغال برای پیوستگی و پایداری خانوادگی لازم است و بدون آن بسیاری از افراد قادر به تشکیل خانواده از طریق ازدواج نیستند و عده ای در معرض جدایی و طلاق قرار می گیرند.
مشقت اقتصادی باعث استرس می شود، یعنی وضعیتی که در آن تقاضاهای محیط فراتر از منابع و ظرفیت افراد برای مقابله با آن است. استرس نیز به نوبه خود باعث تضعیف کیفیت روابط زناشویی می شود.
نتایج تحقیقی در دانمارک، فنلاند و نروژ نشان داد، بیکاری در میان شوهران ارتباط مثبتی با طلاق دارد (Amato., 2010:4).
نتایج یک تحقیق در ایران نشان می دهد بین بی ثباتی شغلی، به خصوص بیکاری، و رضایت زناشویی و زندگی خانوادگی رابطه قوی وجود دارد(عیسی زاده و همکاران،1386). افراد بیکار میزان کمتری از تفاهم، ارتباط و نظم در روابط خانوادگی دارند. علاوه بر این شوهران بیکار در مقایسه با مردان خانواده هایی که شغل ثابتی دارند، کمتر توسط همسران خود حمایت می شوند، جروبحث و انسجام خانوادگی کمتری دارند.
اگرچه رابطه بین عامل اقتصادی و طلاق پیچیده است، زیرا طلاق نتیجه عوامل اجتماعی گوناگون بسیاری است اما تحقیقات حاکی از آن است که بین شرایط اقتصادی و شغلی و طلاق رابطه معکوسی وجود دارد. یعنی هرچه موقعیت اقتصادی خانواده پایین تر باشد امکان جدایی و طلاق افزایش می یابد (مساواتی آذر،178:1374).
د: تبیین رابطه طلاق، جرم و انحرافات اجتماعی
خانواده یک نهاد اجتماعی، فرهنگی و حقوقی ناشی از پیوند مشروع زن و مردی است که با ولادت فرزندان این نهاد تکمیل می شود. همچنین خانواده را مجموعه ای فعال، پویا، جهت دار و برخوردار از نظامی اندیشیده دانسته اند که در آن برای هریک از اعضاء نقشی، پایگاهی، تعهدی و مسئولیتی وجود دارد. روانشناسان و جامعه شناسان درباره اهمیت خانواده بر این باورند که رشد و انحطاط هر قوم و ملتی تا حدود زیادی به خانواده مربوط است و اساساً خشت اول بنای متعهدانه و مسئولانه در هر جامعه، خانواده است و سرآغاز هر حرکت و توقف آن را در خانواده باید جستجو کرد.
امروزه در همه جوامع اعتقاد به وجود خانواده و حفظ حریم و قداست آن برای کسانی که خواستار وجود نظم و خیر برای انسان ها هستند محرز شده است. باید توجه داشت که طلاق و گسستگی خانواده تأثیری مستقیم و قطعی در بروز رفتار بزهکارانه نوجوانان دارد.
عوامل خانوادگی که به جامعه پذیری و روابط عاطفی اعضای خانواده، کنترل خانوادگی، همانندسازی فرزندان با والدین و گسیختگی خانوادگی و سایر ویژگی های خانواده ارجاع داده می شود نقش مؤثری در ایجاد رفتار بزهکارانه میان نوجوانان و جوانان دارد (احمدی، پیشین، 131).
ساترلند بزهکاری را در اثر خطای خانواده ها دانسته است که قادر به یاد دادن ارزش ها و هنجارها نبوده اند. به نظر ساترلند نگرانی ها و نیازهای ارضا نشده در افراد عادی و بزهکار شبیه به هم است و تنهاروش های یاد گرفته شده واکنش به این نگرانی ها و محرک ها در آنان متفاوت است و خانواده به عنوان محیط یادگیری اولیه جوانان بر بزهکاری مؤثر است.
گسیختگی خانوادگی1 یکی از عوامل مهم در تولید رفتار بزهکارانه است. زیرا، هنگامی که فرزندان والدین خود را در اثر طلاق از دست می دهند، همچنین مراقبت، سرپرستی، کنترل و راهنمای خود را از دست می دهند. گسیختگی خانوادگی فرایند جامعه پذیری فرزندان را با مشکل مواجه خواهد ساخت. زیرا، خانواده های تک والدینی قادر نیستند الگوهای نقشی مناسبی برای فرزندان باشند. بی ثباتی در نظام خانواده موجب روابط ضعیف فرزندان با پدر و مادر خود گردیده و زمینه را برای بروز رفتار بزهکارانه در فرزندان آماده می سازد.
تحقیقات انجام شده در ایران در دهه های اخیر بیانگر رابطه ای معنادار بین گسیختگی خانوادگی و بزهکاری جوانان است.پژوهش انجام شده بر روی جوانان بزهکار اردوگاه کار شهر تهران نشان می دهد که متلاشی شدن خانواده ها یا فاقد والدین بودن بر بزهکاری جوانان مؤثر است (همان:132).
در واقع باید گفت فرزندان قربانیان اصلی طلاق هستند. طلاق والدین ممکن است زمینه تشویش روحی کودک را فراهم کند. وقتی شخصیت کودک دچار اختلال می شود، او آماده کشیده شدن به بیراهه می شود. در واقع طلاق والدین می تواند عاملی زمینه ساز برای بزهکاری کودکان و نوجوانان باشد. زنان بعد از کودکان در معرض بیشترین آسیب بعد از طلاق قرار دارند. فقدان منبع حمایت اقتصادی و اجتماعی برای برخی از زنان مطلقه، به ویژه اگر سرپرستی فرزندان را هم به عهده داشته باشند، آنان را با مشکلات زیادی درگیر می کند. برخی از زنان مطلقه در اثر فشارهای اقتصادی و اجتماعی درگیر جرائمی چون خودفروشی، قاچاق مواد مخدر و سرقت می شوند. بسیاری نیز در معرض بزه هایی چون خشونت جنسی، تجاوز به عنف و… قرار می گیرند.
مبحث سوم: تأثیر بیکاری بر جامعه
گفتار اول: مهاجرت
الف: تعریف مهاجرت
مهاجرت یک پدیده جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی است و به همین دلیل نگرش های مختلفی نسبت به آن وجود دارد. تحلیل مهاجرت از ابعاد مختلف جمعیت شناسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صورت می گیرد.
در جمعیت شناسی، مهاجرت به طور عام عبارت است از” تغییر محل اقامت فرد از یک نقطه به نقطه دیگر، این نقطه را معمولاً محدوده شهر یا یک روستا در نظر می گیرند” (زنجانی،211:1378).
در لغت نامه جمعیت شناسی سازمان ملل، مهاجرت چنین تعریف شده است: ” مهاجرت شکلی از تحرک جغرافیایی یا تحرک مکانی است که بین دو واحد جغرافیایی، تغییر اقامتگاه از مبدأ، یا محل اقامت فرد به مقصد یا محل ورود می باشد. این گونه مهاجرت ها را مهاجرت دائم گویند و باید آن را از اشکال دیگر حرکات جمعیت که متضمن تغییر دائمی محل اقامت نمی باشد تفکیک کرد” (امانی،71:1354)
ب: انواع مهاجرت
مهاجرت خارجی یا برون مرزی
نوعی مهاجرت که در ماورای مرزهای کشور و بین کشورها صورت می گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می کنند را مهاجرت خارجی یا بین المللی گویند. مهاجرت های بین المللی خود به دو دسته مهاجرت اجباری و داوطلبانه طبقه بندی می شود.
مهاجرت اجباری بیشتر در سابقه تاریخی برخی از کشورها نهفته است. نمونه بارز این نوع مهاجرت، انتقال سیاهپوستان آفریقایی به قاره آمریکا طی قرن های 15 تا 19 میلادی است. از نمونه های مهاجرت های بین المللی داوطلبانه که به دلخواه افراد و با نظر شخصی آن ها صورت می گیرد مهاجرت تعدادی از ایرانیان جهت کار به کشورهای حوزه خلیج فارس به ویژه کویت و امارات است.
مهاجرت داخلی یا درون مرزی
نوعی مهاجرت که در محدوده مرزهای یک کشور صورت می گیرد و مهاجران در قلمرو کشور خود جابه جا می شوند را مهاجرت داخلی یا درون مرزی گویند. مهاجرت های داخلی به سه نوع مهاجرت روستا به شهر و بالعکس، مهاجرت روزانه و مهاجرت فصلی تقسیم می شوند.
مهاجرت روزانه را حرکت روزانه مردم از حومه ها و شهرک های اطراف به داخل شهرهای بزرگ برای رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها وبازگشت آن ها شب هنگام به محل سکونت خود تعریف کرده اند. مهاجرت فصلی را جابه جایی مردم از نقطه ای به نقطه دیگر در فصل خاصی از سال گویند. مانند حرکت کوچ نشینان به ییلاق و قشلاق به دلیل یافتن چراگاه برای دام و مهاجرت کارگران از شهرها به روستاها در فصل برداشت محصول.
بیشترین نوع مهاجرت در کشور ما از نوع مهاجرت از روستاها به شهرها می باشد (دوستی و میردامادی،14:1388).
ج: تأثیر بیکاری بر مهاجرت
بیکاری و مهاجرت بر یکدیگر تأثیرات متقابلی دارند، چرا که از یک سو توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات به ظهور بیکاری و نبودن شغل برای افراد جویای کار منجر می شود و از سوی دیگر عدم اشتغال به بخش انبوهی از نیروی کار فشار می آورد و آن ها را ناچار می سازد به منظور رسیدن به حداقل امکانات زندگی، موطن خود را ترک و به دنبال کار به شهرها مهاجرت کنند (ابراهیم زاده،147:1380).
تودارو پیشگام کسانی بود که معتقدند مهاجرت، انگیزه های اقتصادی دارد. او انگیزه های اقتصادی را بر حسب تفاوت های مشاهده شده درآمد روستایی- شهری، با فرض اینکه مهاجرین در جستجوی ماکزیمم درآمد در آینده هستند تعریف می کند. تودارو انگیزه برای یافتن شغل را از علل برجسته مهاجرت می داند.
در پژوهشی که توسط ابراهیم زاده و همکاران(1385) در مورد حاشیه نشینان شهر اهواز در سال 1385 انجام شد، نتایج حاکی از آن بوده است که 65% آنان مهاجر بودند و بیکاری و انگیزه کسب شغل علت اصلی مهاجرت آنان بوده است.
همچنین در تحقیقی که توسط طاهرخانی (1381) درمورد شناسایی عوامل مؤثر در مهاجرت های روستا- شهری در روستاهای استان قزوین انجام شده است به این نتیجه رسیده است که بین بیکاری و انگیزه کسب شغل و درآمد بیشتر و مهاجرت رابطه معناداری وجود دارد.
د: تبیین رابطه مهاجرت، جرم و انحرافات اجتماعی
جامعه انسانی از دیرباز با مشکلات و مسائل فراوانی دست به گریبان بوده، که سلامت جامعه را به خطر می انداخته اند. انحرافات اجتماعی و به ویژه ارتکاب جرم، از مهمترین پدیده های حیات انسانی تلقی می شوند. افرادی که منحرف یا مجرم شناخته می شوند در واقع نتوانسته اند خود را با موازین اجتماعی جامعه تطبیق دهند. این عدم هماهنگی، علل گوناگونی دارد و ریشه علل را باید هم در فرد و هم در جامعه جستجو کرد. با توسعه شهر نشینی طی دو دهه اخیر و افزایش مهاجرت به خصوص از منطق روستایی به شهری، نوعی انبوهه و تراکم جمعیت در شهرها به وجود آمده و تحرکات اجتماعی (مکانی، جمعیتی) را در برخی شهرها سبب گردیده است. چنین وضعیتی که در مواردی با مهاجرت های اجباری و ناخواسته، رشد بی رویه جمعیت و توسعه کنترل نشده شهرنشینی همراه بوده است، منجر به نوعی تقابل فرهنگی بین فرهنگ روستایی و شهری شده که به ناهمگون شدن ارزش ها، تنوع گروه ها و تغییر کارکتر جامعه کمک کرده است.
از یک طرف تمایل قبیله زدایی در برخی گروه های مهاجر و اشتیاق وافر به طرد فرهنگ بومی خود و پذیرش فرهنگ شهری، از طرفی دیگر وجود برخی تمایلات قبیله گرایانهگروه ها به حفظ ارزش ها و هنجارهای سنتی آباء و اجدادی در محیط شهری، فرهنگ شهرنشینان میزبان از پذیرش مهاجرین به مناطق شهری و وجود فاصله اجتماعی بین گروه های میهمان و میزبان، و بالأخره تجربه احساس بی گروهی و حاشیه ای بودن، شرایط آنومیک را در جامعه شهری که در آن نرخ آسیب های اجتماعی بالاست، تشدید و تقویت کرده است (الماسی،پیشین:34).
نظریه بوم شناسی در” مکتب شیکاگو” را جامعه شناسانی چون پارک و برگس که در زمینه جامعه شناسی شهری مطالعه می کردند مطرح نمودند. آنان در تبیین انحرافات اجتماعی بر متغیرهایی که با پدیده شهرنشینی ارتباط داشت نظیر زبان، قومیت، مهاجرت، حوزه های سکونت گاهی و تراکم جمعیت تمرکز کردند. جامعه شناسان مکتب شیکاگو از آغاز قرن بیستم برخی از رفتارهای انحرافی نظیر خودکشی، طلاق و فحشا را در شهر شیکاگو با هدف درک تأثیر عوامل جمعیت شناسی مانند سن، بعد خانوار، تراکم جمعیت و مهاجرت و عوامل بوم شناسی نظیر قومیت، نژاد و محل سکونت بر بی سازمانی اجتماعی تأکید نموده و جرم و بزهکاری را مطالعه کردند. آن ها به این نتیجه رسیدند که مهاجرت و حاشیه نشینی که پیامد استیلای صنعت، تحرک و تراکم بالای جمعیت می باشد منجر به بی سازمانی اجتماعی شده و چنین تغییراتی در درون حوزه های کلانشهرها نرخ بزهکاری را گسترش می دهند (احمدی،پیشین:184).
در پژوهشی که توسط الماسی (1385) درباره رابطه مهاجرت و ارتکاب جرم در زندان ایلام انجام شده استیافته های پژوهش حاکی از آن بوده که بین مهاجرت و ارتکاب جرم رابطه مستقیمی برقرار است.
گفتار دوم: حاشیه نشینی
الف: تعریف حاشیه نشینی
مستندات موجود از دهه 1950 میلادی به بعد گواه نوعی شیوه زیست بشری در برخی جوامع است که با تفاوت در تعریف به عنوان مسکن های کنترل نشده، غصبی، حاشیه ای و خود ساخته شهری خوانده شده اند. در جهان امروز، پدیده حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی در مادر شهرها و کلانشهرها امری اجتناب ناپذیر و از جمله چالش های فرا روی مدیریت شهری است.
حاشیه نشینی به بخشی از توسعه شهری اطلاق می شود که بدون برنامه ریزی، کنترل و رعایت ضوابط و مقررات شهرسازی توسط توده ای از مردم که عمدتاً فقرا و اقشار کم درآمد شهری و مهاجران روستایی می باشند، ایجاد می شود (محسنی، 32:1390).
برخی دیگر در تعریف حاشیه نشینی چنین بیان داشته اند که “حاشیه نشینی عبارت است از وضع زندگی تمام کسانی که در جامعه شهری ساکن اند ولی از نظر درآمد و بهره گیری از امکانات و خدمات شهری در شرایط نامطلوبی به سر می برند” Сoit., 1994:116)).
بنا بر تعاریف بالا می توان گفت حاشیه نشینان کسانی هستند که در شهر سکونت دارند ولی به علل و عواملی نتوانسته اند جذب نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر شوند و از خدمات شهری بهره مند گردند.
ب: انواع حاشیه نشینی
حاشیه نشینی از نظر سکونت اولیه به سه دسته طبقه بندی می شود:
1 : حاشیه نشینی بومی
2 : حاشیه نشینی غیر بومی
3 : حاشیه نشینی دو گانه
حاشیه نشینی بومی، شامل آن دسته از حاشیه نشینان است که غیر مهاجراند. این ها از بدو تولد تاکنون در منطقه حاشیه نشین سکونت دارند. حاشیه نشینان غیر بومی، شامل مهاجرانی هستند که از روستاها و شهرهای دیگر کشور به این مناطق کشیده شده اند. حاشیه نشین دو گانه، فردی است که از کشوری دیگر به کشور دیگر رفته است. این افراد عمدتاً از افغانستان و کشورهای عرب به ایران آمده اند (محسنی،پیشین:35).
حاشیه نشینی از نظر جنبه ها هم برسه نوع است:
1: حاشیه نشینی اجتماعی: در این نوع حاشیه نشینی افراد از نظر ویژگی های اجتماعی مثل زبان و رفتار، احساس حاشیه ای دارند. این امر در میان مهاجرانی که از نظر نژاد، قوم، مذهب و حتی طبقه با ساکنان مقصد متفاوت اند، بیشتر به چشم می خورد.
2: حاشیه نشینی اقتصادی: درآمد پایین، مهارت پایین، تحصیلات پایین، مشاغل کاذب از ویژگی های حاشیه نشین اقتصادی است.
3: حاشیه نشین سیاسی: این نوع حاشیه نشینی ناشی از فقدان مشارکت آن ها در ساخت های نهادی نظام سیاسی است.
ج: تأثیر بیکاری بر حاشیه نشینی
گاهی مواقع افراد مناطق فرودست به دلیل دافعه های آن مناطق و جاذبه های مناطق شهری و به امید داشتن فردایی بهتر، جلای وطن کرده، به شهرهای بزرگ مهاجرت می کنند. اما به دلیل پایین بودن ظرفیت مشاغل شهری و در نتیجه عدم جذب آنان در بخش اقتصاد رسمی شهر و نیز فقدان درآمد کافی، مجبور به اسکان در مناطق حاشیه ای شهر می شوند.
در واقع افراد مهاجر و گروه های کم درآمد شهری، به

پاسخی بگذارید