بررسی جایگاه تصویر ذهنی (برند) دانشگاه آزاد اسلامی در مقایسه با دانشگاه های دولتی-  …

بررسی جایگاه تصویر ذهنی (برند) دانشگاه آزاد اسلامی در مقایسه با دانشگاه های دولتی- …

۲-۲-۳-۵-۲- عدم توازن تقاضای اجتماعی برحسب گروه ها و رشته‌ها
تراکم و تمرکز تقاضای اجتماعی در چند رشته محدود در هر گروه تحصیلی که عمدتاً ارتباط مستقیم با وضعیت اشتغال آن رشته‌ها دارد، به طوری که بررسی ۱۰ انتخاب اول متقاضیان نشان داد که رشته‌های علوم پایه وزن انتخابی پایین‌تر نسبت به رشته‌های درجه اول دارند و رشته‌های دارای بیشترین اولویت، معمولاً رشته‌هایی هستند که امکان استخدام و اشتغال آنها بهتر بوده است. (قارون،۱۳۹۳ :۸۳)
۲-۲-۳-۵-۳- آموزش عالی دولتی کانون تقاضای اجتماعی
متأسفانه در آموزش عالی بعد از انقلاب اسلامی ایران هرچند در یک دوره نسبتاً کوتاه، پس از تاسیسی دانشگاه آزاد اسلامی تب تأسیس مؤسسات آموزش عالی غیر انتفاعی، دوره‌های نیمه خصوصی، شبانه و مؤسسات آموزش عالی وابسته به سایر دستگاه‌های اجرایی داغ شد و زمینه‌های متنوع‌سازی این بخش را فراهم کرده است، اما به دلایلی از جمله رایگان بودن آموزش عالی دولتی و احتمالاً کیفیت برتر آن، فشار تقاضا برای ورود به دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی دولتی همچنان وجود دارد و این جایگاه دانشگاه های دولتی، خود ناشی از تمرکز و مدرک‌گرایی نظام اداری استخدامی کشور نیز می باشد.
۲-۲-۳-۵-۴- تحول تقاضای اجتماعی مردان برای آموزش عالی
در ایران، سهم زنان در تقاضای آموزش عالی روندی رو به رشد و سهم مردان روندی نزولی داشته است. هرچند تحولات اجتماعی و فرهنگی نقش بسزایی در افزایش تقاضای اجتماعی دختران دارد، مؤثرترین عامل در کاهش تقاضای اجتماعی مردان، تحولات اقتصادی و شرایط بازار کار به ویژه افزایش حضور زنان در بازار و رقابت آنان برای تصدی مشاغل محدود است. (قارون، ۱۳۹۳ :۸۵)
۲-۲-۳-۵-۵- ارتباط دانشگاه با صنعت
در کشور ما مقوله ارتباط صنعت و دانشگاه از این جنبه مهم است که بیشتر محققان ما به طور عمده در دانشگاه‌ها هستند،(برنمن وفینی[۱۰۶]،۲۰۱۲ :۲۵۷) اما تحقیقاتی که در دانشگاه‌های ما انجام می‌شود بیشتر جنبه نظری دارد تا کاربردی. علت این است که ارتقای رتبه اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها بستگی به تعداد مقالات چاپ شده آنان در مجلات علمی بین‌المللی دارد و چنین مقالاتی اغلب جنبه نظری دارند. از طرف دیگر مقوله‌های «آموزش» و «پژوهش» بیشتر، به عنوان وظایف دانشگاهی مطرح شده ولی ارتباط دانشگاه با صنعت جزء این وظایف تعریف نشده است. (قارون، ۱۳۹۳ :۹۴) از طرفی هم، چون صنعت ما تجهیزات مورد‌نیاز را از خارج خریداری کرده و فناوری کارخانجات ما وارداتی بوده، در نتیجه دانش فنی جایگاه شایسته‌ای در صنعت ما پیدا نکرده است. اگر تحقیقات دانشگاه‌ها جنبه کاربردی داشته باشند و صنایع ما بتوانند از آنها در جهت تحقق نیازهای اساسی خود استفاده کنند، با دانشگاه تعامل برقرار می‌کنند و همچنین اگر حضور دانشگاه‌ها در صنعت باعث ارتقای علمی دانشگاه از دید فناوری شود، آنها نیز به همکاری با صنایع روی می‌آورند.(نفیسی،۱۳۹۲ :۱۴۷)
اگر یک کشوری علمش را به فناوری تبدیل کند، دانشگاه و صنعت به طور اتوماتیک به هم وصل می‌شوند. در این زمینه لازم است مطالب و محتوای درس‌های عرضه شده در دانشگاه‌ها مطابق با نیازهای اساسی جامعه باشد و کسی که فارغ التحصیل می‌شود، حداقل چند مهارت قابل توجه فراگیرد تا اگر در صنعتی استخدام شد، مثمر ثمر واقع شود. و علاوه بر آن دانشگاه‌ها علاوه بر وظایف آموزشی و پژوهشی، وظایف مشاوره دادن به صنایع را نیز بر عهده بگیرند (ایران نیوز،۱۳۹۱).
۲-۲-۳-۶- کیفیت[۱۰۷] 
به طور کلی دانشگاه‌ها شاخص اصلی پیشرفت یک کشور محسوب می‌شوند و موجبات رقابت پویای یک کشور را در منطقه و جهان فراهم می‌کنند. بنابراین، تقویت کیفیت دانشگاه ها اساس همکاری‌های علمی بین‌المللی و تقویت کشورها در رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی است. گسترش آموزش عالی بیش از هر چیز نشان دهنده خواسته مردم برای کسب علم در جهت بهبود زندگی خود و دیگر افراد جامعه است،(آتکینسون[۱۰۸]،۱۹۹۸ :۱۶۲) اما آموزش عالی در ایران هیچ‌گاه منطبق با نیازهای جامعه گسترش نیافته است. در پاره‌ای موارد، رشته‌هایی مشاهده می شوند که در جامعه کاربردی ندارند و آنهایی که کاربرد دارند کیفیت خوبی ندارند. این موضوع در کنار رشد اقتصادی پایین، موجبات بیکاری تعداد بسیاری از دانش آموختگان را فراهم کرده و کیفیت آموزش عالی را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از دلایل اصلی کاهش کیفیت آموزش عالی، عدم افزایش و رشد اعضاء هیئت علمی توانا در کنار افزایش کمی دانشجویان بوده است. وجود استادانی که به ظاهر استادند، اما به جز ظاهری دانشمند و دانا چیزی از آنها نمی توان درک کرد. (دودراشتات[۱۰۹]،۱۳۸۵ :۸۰) شایان ذکر است؛ افزایش دانشگاه ها نه تنها کمکی به آموزش عالی نکرده بلکه با افزایش مدارک فارغ التحصیلی پوشالی به دانشجویان سطح توقع آنان را نیز افزوده است. واین پارادایم، کشور را دچار یک چالش بزرگ نموده است. زیرا فارغ التحصیلان حتی از دانشگاه های معتبر کشور با داشتن مدرک، منتظر کاری هستند که ممکن است اصلاً مطابق میل و رشته تحصیلی افراد نباشد. در صورتی که طبق تحقیق پیش رو ما درنظر داریم دانشگاه ها را بر اساس ملاک کارآفرینی[۱۱۰] ارزیابی نمائیم. که آیا مهارت و ارائه روش های کار آفرینانه در جایگاه برند وموفقیت دانشگاه نقش دارند یا خیر؟
۲-۳- بخش سوم آشنایی با آموزش عالی ودانشگاه ها در ایران
۲-۳-۱- انقلاب فرهنگی[۱۱۱] ایران
انقلاب فرهنگی ایران، به مجموعه‌ای از رویدادهای مرتبط با نظام آموزش عالی درجمهوری اسلامی ایران (به ویژه سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ خورشیدی)(کدی وریچاردیان[۱۱۲]،۲۰۰۶ : ۲۹۰) گفته می‌شود که با هدف پاک‌سازی استادان و دانشجویانی که از دید حکومت جمهوری اسلامی ایران، «غرب‌زده» به‌شمار می‌رفتند، صورت پذیرفت. از انقلاب فرهنگی ایران به عنوان اسلامی‌سازی دانشگاه‌ها یاد می‌گردد.
پیش از شروع انقلاب فرهنگی، دانشگاه های ایران، از مهمترین کانون‌های اصلی حضور مخالفان علیه نظام جمهوری اسلامی بودند و وضعیت آنها از دست حکومت خارج شده‌بود .در اواخر فروردین ماه سال ۱۳۵۹ ، شورای انقلاب، با تأیید روح‌الله خمینی، به گروه‌های سیاسی فعال در دانشگاه‌ها، برای تخلیه دفترهای خود در دانشگاه‌ها، مهلتی سه روزه داد که طی این روزها، درگیری و خشونت در دانشگاه‌های مختلف ایران شدت گرفت و چندین نفر کشته و تعداد زیادی نیز مجروح شدند. این رویداد، سرآغاز «انقلاب فرهنگی» محسوب می‌شود که تعطیلی دانشگاه‌ها به مدت بیشتر از دو سال و اخراج صدها تن از استادان و هزاران تن ازدانشجویان دگراندیش، چپ‌گرا و لیبرال را در پی داشت. (قیصری ونصر[۱۱۳]، ۲۰۰۶ : ۹۵)
اقدامات انجام شده در دوران انقلاب فرهنگی ایران بخشی از برنامهٔ مبارزه با فرهنگ غرب در ایران محسوب می‌شد و یکی از اهداف انقلاب فرهنگی ایران، وحدت حوزه علمیه قم ودانشگاه بود. (ریچاردیان،۲۰۰۶ : ۲۹۰) در طی این دوران محتوای بسیاری از کتاب‌های درسی و علمی طبق دیدگاه موجود شورای انقلاب فرهنگی، مورد بازبینی قرارگرفت. (تیموری وژنین[۱۱۴]،۲۰۰۷ : ۲۸۴) به شیوه‌های مختلف، دیدگاه‌های موسوم به چپ و لیبرال از دانشگاه حذف شد و همچنین تغییراتی با هدف اسلامی کردن دانشگاه و اجرای شریعت اسلامی در دانشگاه‌ها اعمال گردید. این سلسله برنامه‌ها، تأثیرات زیادی بر ساختار فرهنگی و علمی ایران به ‌همراه داشت. چنانکه تعداد بسیاری از فرهیخته گان، ایران را ترک کردند. (خسروخاور[۱۱۵]،۲۰۰۴ :۲۰۹)
هرچند دانشگاه‌های جدیدی در شهرستان‌ها با هدف افزایش دسترسی شهرستانی‌ها به امکانات آموزش عالی تأسیس گردید،(اشرف[۱۱۶]، ۲۰۰۶ :۶۷) اما تحقیق در دانشگاه‌ها در بسیاری از رشته‌ها محدود شد و پس از پایان انقلاب فرهنگی، تعداد مقالات محققان در نشریات علمی معتبر، کاهش قابل ملاحظه‌ای یافت.
۲-۳-۲- اقدامات انجام‌شده در انقلاب فرهنگی
۲-۳-۲-۱- بازبینی محتوای کتاب‌های درسی
مدافعان انقلاب فرهنگی معتقد بودند که رشته‌های علوم انسانی از فرهنگ غربی تأثیر پذیرفته‌اند و برای پاکسازی و اسلامی‌سازی آن موضوع‌های مورد بحث در این رشته‌ها و ابزارها و روش‌های تحقیقی این رشته‌ها باید اصلاح شود. به عقیده طرفداران انقلاب فرهنگی، رشته‌های علوم انسانی در شکل «پاکسازی نشده» آن از مصادیق تهاجم فرهنگی بود. رابطه ایران و غرب موضوع داغی در ایران و هم در غرب بوده و گاه تحت عنوان «تهاجم فرهنگی»، «برخورد تمدن‌ها» و یا گفتگو تمدن‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد. (جوهان[۱۱۷]،۲۰۰۸ : ۱۷۱)
شورای انقلاب فرهنگی مامور شد تا بر اعمال ارزشهای اسلامی بر نظام آموزشی کشور نظارت نماید. شورای انقلاب فرهنگی دروس دانشگاهی را به پنج گروه تقسیم نمودند: علوم انسانی (شامل علوم اجتماعی)، کشاورزی، مهندسی و تکنولوژی، پزشکی و علوم پایه. بازبینی هر گروه این کتاب‌ها زیر نظر یک گروه تخصصی اداره می‌شد. زیر مجموعه‌های شورای انقلاب فرهنگی (به‌ویژه سازمان سمت) که به تدوین و بازبینی کتب درسی دانشگاهی می‌پرداخت و عمدتا توسط روحانیون اداره می‌شد توانست تا سال ۱۳۶۴ حدود ۳۰۰۰ عنوان کتاب که در آن دیدگاه‌های اسلامی اعمال شده بود، تدوین نماید. البته نقش روحانیون در کتاب‌های علوم انسانی پررنگ تر بود تا کتاب‌هایی در زمینه پزشکی و علوم‌پایه که روحانیان دانش کمتری در آنها داشتند. اگر چه تمامی کتب دچار تغییرات گردیدند.
کتاب‌های علوم انسانی، اجتماعی و علوم دینی بطور ویژه‌ای با هدف زدودن آثار نظام سلطنتی و تفکرات غربی و استعماری مورد بازبینی قرار گرفت. (گلنار[۱۱۸]، ۲۰۰۸ : ۲۶) زیرا آنان را محصولات وارداتی غرب می‌دانستند که «حامل ارزشهای غربی است». در این میان رشته‌هایی مانند اقتصاد و حقوق دچار تغییرات بنیادی شدند. مثلا در اقتصاد تئوری‌های معمول اقتصاد مانند عرضه و تقاضا با موادی تحت عنوان اقتصاد اسلامی جایگزین گردیدند و کتب حقوق با توجه به شریعت اسلامی بازنویسی شدند. این دوران چهره‌های سلطنتی و قهرمانان و شخصیت‌های سکولار از کتاب‌ها حذف گردیدند و با قهرمانان مورد قبول نظام مانند شیخ فضل‌الله نوری، مدرس و میرزا کوچک‌ خان جایگزین شدند. (ابراهیمیان[۱۱۹]،۲۰۰۸ : ۱۷۸)
۲-۳-۳- سخنان مقام معظم رهبری در خصوص رسالت دانشگاه ها
یکی از نکات حائز اهمیت در این تحقیق استفاده از رهنمود های مقام معظم رهبری وسخنان آموزنده ایشان در دیدار دانشگاهیان و اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد که به اختصار چند نمونه از آنها تشریح می گردد.
۲-۳-۳-۱- ارزش علم = ارزش ذاتی +ارزش افزوده
اینکه ما روى علم تکیه میکنیم، فقط به جهت احترام آرمانى به علم نیست – که البته این خودش یک نقطه مهمى است؛ اسلام براى علم ارزش ذاتى قائل است – لیکن علاوه بر این ارزش ذاتى، علم قدرت است.یک ملت براى اینکه راحت زندگى کند، عزیز زندگى کند، با کرامت زندگى کند، احتیاج دارد به قدرت.عامل اصلى که به یک ملت اقتدار میبخشد، علم است. علم، هم میتواند اقتدار اقتصادى ایجادکند، هم میتواند اقتدار سیاسى ایجاد کند، هم میتواند آبرو و کرامت ملى براى یک ملت در چشم جهانیان به وجودبیاورد. (وبگاه رهبر معظم انقلاب،۱۳۹۲)
۲-۳-۳-۲- ارتباط صنعت و دانشگاه، یک بازی برد برد
مسئله ارتباط صنعت و دانشگاه یک مسئله قدیمى است. البته پانزده شانزده سال پیش – حالا خوب است تاریخچه اش را نگویم – این مسئله مطرح و دنبال شد و بالاخره به صورت یک فکر رائج درآمده که همه مایل اند. خب، ما این کار را چگونه تحقق ببخشیم؟ هم براى صنعت خوب است، هم براى دانشگاه خوب است. دانشگاه وقتى ناظر به نیاز جامعه و نیاز بازار بود، طبعاً جهت خودش راپیدا میکند؛ شور و نشاط بیشترى هم پیدا میکند؛ البته براى دانشگاه ها درآمدزا هم هست .صنعت هم وقتى متکى بود به نگاه نو و فکر نو و تولید علم و فناورى – که این در دانشگاه ها تحقق پیدا میکند – طبعاً پیشرفت پیدا می کند. (وبگاه رهبر معظم انقلاب،۱۳۹۳)
۲-۴-۳-۳- علم؛ تولیدی یا تقلیدی
وابسته کردن اقتصاد، تقلیدى کردن علم، ترجمه گرایى در دانشگاه؛ که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهاى غربى و کشورهاى اروپایى، گفته اند، ما همان را ترجمه کنیم و اگر کسى حرف زد، بگویند مخالف علم حرف مى زند؛ پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمى دانیم. نه اینکه ترجمه را رد کنیم؛ نخیر، ترجمه هم خیلى خوب است؛ یاد گرفتن از دیگران خوب است؛ اما ترجمه کنیم تا بتوانیم خودمان به وجود آوریم. حرف دیگران را بفهمیم تا حرف نو به ذهن خود ما برسد؛ نه اینکه همیشه پاى حرف کهنه ى دیگران بمانیم. یک حرفى را در زمینه ى مسائل اجتماعى پنجاه، شصت سال پیش فلان نویسنده یا فیلسوف یا شبه فیلسوف فرهنگى گفته، حالا آقایى بیاید در دانشگاه، دهنش را با غرور پر کند و همان را دوباره به عنوان حرف نو براى دانشجو بیان کند! این پیشرفت نیست؛ پسرفت است.
زبان ملى را مغشوش کردن، هویت اسلامى ملى را سلب کردن و مدل بازى به جاى مدل سازى، پیشرفت نیست. ما وابسته شدن و غربى شدن را پیشرفت نمى دانیم.
ما از شاگردى ننگ مان نمى کند که شاگردى کنیم؛ استاد پیدا بشود، ما پیش او شاگردى مى کنیم؛ اما از این ننگ مان مى شود که همیشه و در همه موارد شاگرد باقى بمانیم؛ این که نمى شود. براى یک مجموعه علمى، این مایه ى منقصت است که در پژوهش و تحقیق که منشأ و منبع رویش علمى است، ضعیف باشد؛ باید بتواند از لحاظ علمى متکى به خود باشد. (وبگاه رهبر معظم انقلاب،۱۳۹۳)
۲-۳-۳-۴- ترجمه گرایی؛خطرناک در همه جا،خطرناکتر در علوم انسانی
طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه عظیم دانشجوئى کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پیام نور و بقیه دانشگاه هاى کشور داریم، حدود دو میلیون این ها دانشجویان علوم انسانى اند! این به یک صورت، انسان را نگران می کند. ما در زمینه علوم انسانى، کار بومى، تحقیقات اسلامى چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه هاى علوم انسانى مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزى که معتقد به جهان بینى اسلامى باشد و بخواهد جامعه شناسى یا روانشناسى یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم؟ که این همه دانشجو براى این رشته ها می گیریم؟ این نگران کننده است. بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه هائى هستند که مبنایش مادی گرایی است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. (وبگاه رهبر معظم انقلاب،۱۳۹۳)
۲-۳-۳-۵- نگاه کلان و نقشه جامع، شرط اول موفقیت
جهت را مشخص کنید، بدانید چه کار میخواهیم بکنیم .نقشه جامع براى تحول، در دستمان باشد. بر اساس این نقشه جامع، اجزاى گوناگون را، یکى زودتر، یکى دیرتر، به وجود مى آوریم. شما درذهنتان طرح یک ساختمان کاملِ جامعِ زیباى مستحکم را در یک زمین بزرگ و در جاى مناسب میریزید؛ میدانید چه کار می خواهید بکنید. حالا از یک گوشه اى شروع می کنید.گاهى یک جزء از ساختمان را این طرف، گاهى یک جزء دیگر را آن طرف می سازید. آدمى که نگاه می کند، ممکن است نفهمد چه چیزى درخواهد آمد؛ اما شما که نقشه در ذهنتان هست، میدانید چه کار دارید می کنید. هرجزئى، تأمین کننده بخشى از آن نقشه جامع است .این وقتى است که نقشه جامع داشته باشید. اگر نقشه جامع وجودنداشت، اگر در این تحول، نگاه کلان وجود نداشته باشد، کارها ممکن است متناقض از آب دربیاید؛ تکرارى باشد، زائد باشد، کمبودهاى بزرگى به وجود بیاید. پس نگاه کلان و نقشه جامع، شرط اول است .ما باید بدانیم نقشه ى جامع علمى کشور چیست. کدام علم، به چه اندازه، در کجاى این نقشه جادارد.
اولاً نقشه جامع علمى احتیاج دارد به یک برنامه اجرائى، باید مسئولین دستگاه هاى دولتى بنشینند برنامه اى را طراحى کنند تا این نقشه جامع علمى بتواند عملیاتى و پیاده شود و تحقق پیدا کند. به قول یکى از آقایان، فقط این نباشد که ما علم را تولید کنیم، بعدمنتشرش نکنیم، بگذاریم کنار، از آن استفاده نکنیم؛ باید از این استفاده کنیم. ثانیاً نقشه جامع علمى باید زنده و پویا و بهروز باشد. ما نمی خواهیم یک چیزى براى سالیان متمادى درست کنیم؛ این مال امروز است. چه بسا تا سه سال دیگر، پنج سال دیگر وضعیت به گونه اى بشود که مجبور شویم بخشى ازاین نقشه را جابه جا کنیم. نقشه باید زنده و پویا و بهروز باشد.
ثالثاً برنامه هاى پنج ساله توسعه در زمینه آنچه که مربوط به دانش و آموزش عالى است، باید دقیقاً بر طبق نقشه جامع علمى طراحى و برنامه ریزى شود. برنامه هاى توسعه بایستى ازنقشه جامع علمى در این بخش خاص تبعیت کند. همچنین سازوکار قوى هم براى نظارت وجود داشته باشد.
جایگاه علوم گوناگون، هرکدام؛ مقدار دانشجو، نوع دانشجو، جنس دانشجویان – دختر، پسر – مناطق گوناگون؛ این ها باید روشن بشود؛ ما بدانیم چه کار می خواهیم بکنیم. مسئله کاربردى کردن تحقیقات و اختراعات جزء چیزهائى است که من رویش تکیه دارم. ما ممکن است یک تحقیقاتى بکنیم، در یک پروژه تبلیغاتى به جاهاى خوبى هم محققِ ما برسد؛ اما این در وضع کشور، در جهت رشد و توسعه کشور نقشى نداشته باشد؛ یعنى نتواند به ثروت ملى تبدیل شود. ما باید علم مان را بتوانیم به ثروت ملى تبدیل کنیم (وبگاه رهبر معظم انقلاب،۱۳۹۲).
۲-۳-۳-۶- اصلاح نظام اعطاى امتیازات علمى(ارتقاء اساتید)
پژوهش ها را در جهت نیازهاى کشور قرار بدهیم و این لازمه اش این است که ما بانک اطلاعات مرکزى داشته باشیم. همه بدانند چه لازم است، چه انجام شده است و چه لازم است براى تکمیل یک پژوهش، تا بتواند این قطعات گوناگون در کنار هم جمع بشود .که ما باید نظام اعطاى امتیازات علمى را در دانشگاه تطبیق کنیم. صرف اینکه مثلاً یک مقاله در یک مجله آى.اس.آى منتشر کرده یا چه تعداد مقاله منتشر کرده، کافى نیست؛ یعنى محقق وپژوهشگر ما نباید براى کسب رتبه علمى به دنبال این باشد که مقاله اى را تهیه و تولید کند که براى کشور هیچ فایده اى ندارد و هیچ خلأیى از خلأهاى پژوهشى کشور را پر نمیکند. نظام اعطاى امتیازات علمى و آیین نامه هایى که در این زمینه هست، باید تطبیق کند با همین مطلب که کدام تحقیق منطبق است با نیاز کشور، و کدام تحقیق، تکمیل کننده یک زنجیره تحقیق و پژوهش است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

برچسب گذاری شده با: , , , , , , , , ,