پایان نامه روانشناسی با موضوع تئوری­پردازان و تعریف آنان از سرمایه اجتماعی

۲-۲-۴-۱ سرمایه اجتماعی از دیدگاه پوتنام(۱۹۹۵)

پوتنام از نظریه پردازان اصلی سرمایه اجتماعی(۱۹۹۸-۱۹۹۳) عمده تحقیقات وی بر روی تأثیر سرمایه­های اجتماعی بر نهادهای سیاسی و دموکراتیک است. وی سرمایه اجتماعی را مجموعه ­ای از مفاهیم مانند اعتماد، هنجارها و شبکه­ها می­داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و منافع متقابل و گاهی مشترک آنان را تأمین می­ کند. به اعتقاد او اعتماد و عمل متقابل اعضا در شبکه به عنوان منابعی هستند که کنش­های اعضاء را تحت تأثیر قرار می­ دهند. او سرمایه اجتماعی را در جوامع امروزی مانند ابزاری در جهت رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی می­داند. او وجود عنصر اعتماد را یک اصل اساسی در توسعه سیاسی بر می­شمارد و ابزار می­دارد که اعتماد منبع باارزشی از سرمایه اجتماعی است که وجود آن رابطه مستقیمی با توسعه اجتماعی دارد.

۲-۲-۴-۲ سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو(۱۹۹۰)

یکی از بزرگترین تئوری­پردازان عصر حاضر که کم­تر از او سخن به میان آمده است، بوردیو است. نقطه عطف تفکر بوردیو به کارگیری استعاره­های قوی در تشریح رابطه قدرت و سلطه در اجتماع و به طور کلی قشربندی فرهنگی می­باشد. برجسته­ترین تئوری وی در خصوص سرمایه فرهنگی است. به نظر وی سرمایه فرهنگی در درون فضای اجتماعی ایجاد می­شود و سینه به سینه انتقال یافته و سپس به صورت فرهنگ، سرمایه­گذاری می­شود.

۲-۲-۴-۳ سرمایه اجتماعی از دیگاه کلمن(۱۹۹۸)

کلمن سرمایه اجتماعی را به عنوان ابزاری برای دستیابی به سرمایه انسانی به کار می­برد. وی معتقد است که سرمایه اجتماعی عبارت است از آن جنبه از ساختار اجتماعی که به عنوان منابعی در اختیار اعضا قرار می­گیرد تا بتوانند به اهداف و منافع خود دست یابند. کلمن، سرمایه اجتماعی را موجب تقویت سرمایه انسانی می­داند و از دیدگاه وی، ساختار اجتماعی پدیدآورنده سرمایه اجتماعی است و موجب دستیابی به اهدافی است که در صورت نبود آن یا محقق نمی­شوند یا با هزینه بالاتری محقق خواهند شد(وال و دیگران[۲] ۱۹۹۸، به نقل از آشنا و دیگران، ۱۳۸۵).

دانلود مقاله و پایان نامه

به نظر پاکستون[۳]، سرمایه اجتماعی در مؤلفه پیوستگی­های عینی بین افراد به عنوان شبکه عینی که افراد را در یک فضای اجتماعی با یکدیگر پیوند می­دهد و نوعی پیوند ذهنی که موجب شکل­ گیری روابط مبتنی بر اعتماد متقابل و روابط عاطفی مثبت اعضای جامعه نسبت به یکدیگر می­شود را شامل می­گردد(ازکیا و غفاری، ۱۳۸۳: ۲۷۹).

اما خلاصه­ترین تعریفی که از سرمایه اجتماعی به عمل آمده است و تا حدی در بردارنده تمامی تعاریفی است که از سرمایه اجتماعی ارائه شده است، تعریف فیلد از سرمایه اجتماعی است؛ وی مفهوم سرمایه اجتماعی را در سه کلمه که در ارتباطات مهم است بیان می­ کند. او بیان می­دارد که مردم زمانی که با یکدیگر ارتباط دارند، کارهایی انجام می­ دهند که به تنهایی قادر به انجام دادن آن نیستند یا برای انجام آن دچار مشکل می­شوند، هنگامی که مردم شبکه ­های ارتباطی ایجاد کرده و با اعضای آن شبکه که ارزش­های مشترک دارند رابطه دارند، این شبکه­ها به عنوان منابعی تلقی می­شود که سرمایه اجتماعی ایجاد می­ کند(فیلد[۴]، ۲۰۰۳: ۱).

تعاریف بالا تنها بخشی از تعاریف عنوان شده در ادبیات سرمایه اجتماعی­اند. این مسئله نشان می­دهد که ویژگی­ غیر قابل مشاهده بودن سرمایه اجتماعی سبب شده است که هر محققی با برداشت نسبی­ که از سرمایه اجتماعی دارد به تعریف این پدیده جدید اقدام کند. اما این امر به مفهوم این نیست که تعاریف مذکور در مقابل هم هستند و نکات مشترکی بین آن­ها وجود ندارد بلکه با اندکی توجه می­توان فهمید که همه تعاریف به یک نکته اشاره می­ کنند و بر اساس همین نکته مشترک می­توان یک تعریف جامع از سرمایه اجتماعی عنوان کرد:

به طور کلی سرمایه اجتماعی را می­توان به معنای مجموعه منابعی دانست که روابط اجتماعی را تسهیل می­ کند و به وسیله آن می­توان از توانایی­های افراد در جهت منافع شخصی و سود جمعی بهره برد. روابط اجتماعی در چارچوب ارزش­ها و هنجارهای خاصی صورت می­گیرد که از جامعه­­ای به جامعه دیگر متفاوت است(سعادت، ۱۳۸۷: ۳-۴).

۲-۲-۵ تعریف مفهومی سرمایه و سرمایه اجتماعی

سرمایه، ثروتی است مولد درآمد یا منبعی که شخص می ­تواند جهت ایجاد درآمد یا منابع اضافی دیگر به کار برد. در اقتصاد سیاسی مارکس، سرمایه به عنوان کار حجیم یا انباشته تعریف می­شود که در مناسبات اجتماعی ایجاد می­شود و از آن برای انباشت بیش­تر سرمایه استفاده می­شود. بوردیو نیز سرمایه را کار انباشته تعریف می­ کند. دریافت بوردیو از سرمایه وسیع­تر از معنای پول و سرمایه در اقتصاد است. سرمایه یک منبع عام است که می ­تواند شکل پولی و غیر پولی و همچنین ملموس به خود گیرد، بنابراین به نظر بوردیو، سرمایه هر منبعی است که در عرصه خاصی اثربگذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصی را از طریق مشارکت در رقابت بر سر آن به دست آورد(بوردیو، ۱۳۸۰: ۳۱).

سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه­شناسی آمریکا به ویژه در روایت­کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دو جانبه، تعاملات و شبکه­هایی که در میان گروه­های انسانی پدیدار می­شود و سطوح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامدها و تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می­شود.

برای تعریف سرمایه اجتماعی بهتر است از مصادیق­ها و امثال­ها شروع کنیم تا بتوانیم به تعریف مشخصی برسیم. اگر از تمثیل بهره بگیریم سرمایه اجتماعی همانند نوعی روغن اجتماعی است که در مناسبات بین افراد نقش ایفا می­ کند؛ یعنی در عین تسهیل­کنندگی مناسبات، چسبندگی هم ایجاد می­ کند؛ به عبارتی هم چسب اجتماعی و هم روغن اجتماعی است. از یک سو بسیاری از زبری­های مهره­های اجتماعی، یعنی افراد و واحدها را که در اصطکاک با هم قرار می­گیرند، تسهیل می­ کند و از بین می­برد؛ یعنی از تنش برخوردها و مناسبات افراد می­کاهد. در عین حال، همچون چسب اجتماعی افراد را در کنار هم و در محیط تعامل اجتماعی نگه می­دارد، می­توان سرمایه اجتماعی را محیطی با مجموعه شرایط و مجوعه قواعد اخلاقی- اجتماعی و رفتاری دانست که به طور ضمنی رفتار افراد را شکل می­دهد و کمک می­ کند تا سرمایه انسانی و سرمایه مادی و اقتصادی بتوانند در تعامل با هم به یک رشد پویا برسند. بنابراین سرمایه اجتماعی بستر و فضایی است که تعامل نیروهای انسانی و استفاده این نیروی انسانی از سرمایه مادی را کم تنش و کم هزینه می­ کند. سرمایه اجتماعی یک متغیر چند وجهی است نخست آنکه یک متغیر کلان غیر قابل مشاهده است؛ دوم آنکه متغیری است که هم در سطح فرد و هم در سطح کلان وجود دارد. اشکالی که در اینجا به وجود می­آید آن است که سرمایه اجتماعی ممکن است در بسیاری از موارد در سطح خرد تقویت شود، در حالی که در همان زمان سرمایه اجتماعی در سطح کلان در حال تخریب است(عبدالهی آرانی، ۱۳۸۳).

منظور از سرمایه اجتماعی، هنجارها و شبکه­هایی است که مردم را قادر می­سازد تا دست به کنش جمعی بزنند. این تعریف چندین مقصود را در بر می­آورد، اولاً، نه بر پیامدها بلکه بر منابع سرمایه اجتماعی متمرکز است، در حالی که می­پذیرد ویژگی­های مهم سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد و هنجارها متقابل در طی فرآیند مکرر پدید آمده­اند. ثانیاً، این تعریف ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی را در خود جای می­دهد و می­پذیرد که اجتماعات کمابیش بدانها دسترسی داشته باشند. ثالثاً، در حالی که تعریف اجتماع را به عنوان واحد درجه اول تحلیل معرفی می­ کند، در ضمن می­پذیرد که افراد و خانواده­ها قادرند سرمایه اجتماعی را از آن خود کنند و به علاوه نحوه سازماندهی خوداجتماع تا حدودی زیادی به مناسبات آنها با دولت برمی­گردد. تأثیری که دولت­های ضعیف، دشمن صفت­یابی تفاوت بر زندگی اجتماع و طرح­های توسعه­ای باقی می­گذارند، با دولت­هایی که قراردادها را محترم می­شمارند و در برابر فساد مقاومت می­ورزند، عمیقاً متفاوت است(پورتز[۵]، ۱۹۹۶ : ۲۱).

سرمایه اجتماعی، مفهومی اساسی است که در دهه­های اخیر به عنوان دارایی با ارزشی برای توانمندی سازمان­ها(تیمبرلیک[۶]، ۲۰۰۵: ۴۴-۳۴) و تولید و افزایش سرمایه انسانی- اقتصادی پذیرفته شده است (شریفیان ثانی، ۱۳۸۰: ۸-۵).

مفهوم سرمایه اجتماعی را به طور کلی می­توان منابعی تعریف کرد که میراث روابط اجتماعی­اند و کنش جمعی را تسهیل می­ کنند. این منابع که از طریق اجتماعی شدن حاصل می­شوند در برگیرنده اعتماد، هنجارهای مشارکتی و شبکه­هایی از پیوندهای اجتماعی است که موجب گرد آمدن افراد به صورتی منسجم و با ثبات در داخل گروه به منظور تأمین هدفی مشترک می­گردد(زاهدی، ۱۳۸۲: ۲۷۴).

سرمایه اجتماعی ثروت یا ارزشی است که از آن می­توان برای افزایش یا ایجاد منابع در اختیار و یا جدید استفاده کرد. سرمایه اجتماعی بیانگر کم و کیف روابط اجتماعی و نحوه تعاملات کنشگران اجتماعی است. وزن و تنوع روابط و تعاملات اجتماعی در مقیاس­های خرد، میانی و کلان تعیین کننده میزان سرمایه اجتماعی است(غفاری، ۱۳۹۰: ۳۵).

بانک جهانی نیز سرمایه اجتماعی را پدیده­ای می­داند که حاصل تأثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کیفیت تعاملات اجتماعی است(مور[۷]، ۱۹۹۷).

توسلی(۱۳۸۱) معتقد است، مفهوم سرمایه اجتماعی صبغه جامعه­شناختی دارد، به این لحاظ که هم می ­تواند از جامعه سنتی برگرفته شود و هم از محیط­های سازمانی نوین نشأت بگیرد.

سرمایه اجتماعی را می­توان حاصل پدیده­های ذیل در یک سیستم اجتماعی دانست: اعتماد متقابل؛ تعامل اجتماعی متقابل؛ گروه­های اجتماعی با احساس هویت جمعی و گروهی؛ احساس وجود تصویری مشترک از آینده؛ کارگروهی(علوی، ۱۳۸۰: ۳۴ به نقل از فلورا، ۱۹۹۹).

سرمایه اجتماعی موجب می­شود که اعضاء یک جامعه به هم اعتماد کنند و به تشکیل گروه­ها و مجامع داوطلبانه بپردازند. توانایی کار جمعی و معاشرت­پذیری به معنی پذیرش صداقت، اتکاء­پذیری، قابلیت اعتماد کردن، اطمینان و حسن وظیفه است. آنچه که موجب تقویت سرمایه اجتماعی در هر جامعه­ای می­شود، این است که افراد در یک جامعه تنها به فکر منافع خود نبوده و تنها در جهت دستیابی به آن عمل نکنند، بلکه به انجام کار جمعی در قالب گروه­ها و تشکل­های داوطلبانه و غیرداوطلبانه بپردازند. سرمایه اجتماعی یک مجموعه از نهادهای زیربنایی اجتماعی نیست، بلکه حلقه اتصال دهنده افراد در قالب نهادها، شبکه­ها و تشکل­های داوطلبانه است. سرمایه اجتماعی شامل شبکه ­های اجتماعی و هنجارهای وابسته آن است که بر تولید و سلامت یک جامعه تأثیر می­گذارد(سویری و همکاران، ۱۳۹۰: ۱۲۳).

۱٫Fukayama

۱٫Wall et al

۲٫Paxton

۱٫Field

۱٫Portes

  1. Timberlake

۲٫Moore