تاریخچه وجایگاه ریسک اعتباری در سیستم بانکی سایر کشورها

 

اندازه گیری و درجه بندی ریسک اعتباری برای نخستین بار در سال ۱۹۰۹ توسط جان موری بر روی اوراق قرضه انجام شد ، یکی از قدیمی ترین موسساتی که اقدام به رتبه بندی اوراق قرضه نمود موسسه مودیز است که در سال ۱۹۰۹ تاسیس شد. برخی از محققین در آن زمان متوجه شباهت زیاد اوراق قرضه و تسهیلات اعطایی گردیدند از این رو درجه بندی اعتباری یعنی اندازه گیری ریسک عدم پرداخت اصل و بهره(سود) تسهیلات را تحت بررسی قرار دادند(شمسی، میرفیض،۱۳۸۷،۲۸-۲۲).
امروزه حدود ۱۴۰ موسسه رتبه بندی اعتباری در دنیا صلاحیت اعتباری شرکت ها و موسسات مالی، اوراق قرضه کشورها، اوراق بهادار با پشتوانه دارایی، اوراق تجاری و سهام را تعیین می کنند، برخی از آنها بیش از ۱۰۰ سال از تاسیس شان می گذرد. این موسسات نظریات خود را در قالب رتبه بندی منتشر می کنند. بانکهای غربی از رتبه بندی هایی که توسط موسسات رتبه بندی خارج از بانک انجام و به صورت درجه ریسک برای هر شرکت اعلام می شود استفاده می کند.

سه موسسه اِس اَند پی[۱]، فیچ[۲] و مودیز[۳]، معتبرترین موسساتی هستند که در سطح بین المللی، ریسک اعتباری شرکت های مختلف را اندازه ­گیری و به صورت درجات مخصوص ارائه می­ دهند. به دلیل سابقه طولانی و تیم کارشناسی مجربی که این موسسات در اختیار دارند رتبه­های آنها در سطح بین المللی پذیرفته شده و قابل اعتماد است. لذا اکثر موسسات اعتبار دهنده از جمله بانک ها به منظور ارزیابی مشتری خود از آن بهره می برند(اصلی، ۱۳۹۰،۳۴-۱).

همچنین برخلاف درجه بندی خارجی که توسط موسسات یاد شده صورت می پذیرد درجه بندی داخلی توسط بانکها و سایر موسسه­های اعتباری و مالی که اقدام به اعطای تسهیلات به مشتریان می نمایند نیز صورت می گیرد، درجه بندی اعتباری داخلی توسط بانک ها اقدام جدیدی است که عمر آن کمتر از ده سال میباشد اگر چه ما اطلاع دقیقی در مورد متدولوژی و فرآیند درجه بندی ریسک اعتباری موسسه های یادشده و بانکها نداریم ولی معیارهای بکاررفته حاکی از آنست که تفاوت چندانی در روش به کار رفته در موسسه های مذکور وجود ندارد(شمسی، میرفیض،۱۳۸۷،۲۸-۲۲).
رتبه های اعتباری سه آژانس اصلی رتبه دهی اعتباری هم از لحاظ معیارهای رتبه بندی و همچنین از لحاظ نماد متفاوتند که در جدول شماره ۱ نمایش داده شده است(اصلی، ۱۳۹۰،۳۴-۱).

 

جدول ۱: رتبه های مورداستفاده موسسات مطرح رتبه بندی

 

باتوجه به نمادهای اعلام شده برای موسسات یادشده می­توان جدول زیر را مورد استفاده قرار داد لازم به ذکر است که نمادهای عنوان شده می توانند متفاوت باشند و مهم تفسیرهریک از نمادها و طبقه بندی دقیق آنها باتوجه به پرتفوی اعتباری بانک می باشد(اصلی،۱۳۹۰ ،۳۴-۱). ( جدول شماره۲-۱)

 

جدول ۲-۱: نمادها، تعاریف رتبه های اعتباری

 

موسسات رتبه بندی از کلیدی ترین نهادهای مالی در کشورهای توسعه یافته به شمار می روند تا حدی که امروزه کمتر سرمایه گذاری قبل از انتخاب گزینه سرمایه گذاری به گزارشهای موسسات رتبه­بندی بی توجه است، رواج استفاده از خدمات موسسات رتبه بندی تا حدی است که بعضاً شرکتهایی که قصد تامین مالی دارند با پرداخت هزینه­ های بالا راساً از این گونه موسسات درخواست می­ کنند تا وضعیت شرکت را بررسی کرده ونتایج بررسی­های خود را به رایگان در اختیار عموم سرمایه گذاران قرار دهند(اصلی، ۱۳۹۰، ۳۴-۱).

به طور کلی یکی از متغیرهای اصلی در شکل گیری موسسات رتبه بندی استقلال و شهرت آن است به این معنا که شرکتهای مزبور باید از هرگونه اعمال نظر طرفدارانه به دور باشند. همچنین متدولوژی انجام رتبه بندی یکی از مباحث پیچیده­ای است که مستلزم گردآوری اطلاعات خاص در سطح کلان و خرد است(اصلی،۱۳۹۰،۳۴-۱). فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

 

۲-۲-۱-۵-نظریه ریسک

ریسک نوعی عدم اطمینان به آینده است که قابلیت محاسبه را داشته باشد(یلیامز، چستر آرتور و هاینز، ریچارد، ۳۸۲،۳۲). اگر نتوان میزان عدم اطمینان به آینده را محاسبه کرد ریسک نیست بلکه فقط عدم اطمینان است به‌همین جهت به‌دلیل محاسبه مقداری عدم اطمینان در قالب ریسک می‌توان آن‌را مدیریت و کنترل کرد. ریسک در زبان چینیان نیز با دو علامت تعریف می‌شود که اولی به‌معنی خطر و دومی به مفهوم فرصت است(راعی و سعیدی،علی، ۴۶).

ریسک در اصطلاح عبارت است از امکان تفاوت بازده واقعی (برحسب ریال یا درصد) از بازده مورد انتظار(علی پارسائیان، تهران، ترمه، ۱۳۸۴،۳۷).

همچنین در مدیرت مالی، ریسک به وضعیتی گفته می‌شود که در آن وقوع پیشامدها احتمالی است(مصباحی مقدم، صفری، ۱۳۸۸،۱۲۴)

مفهوم ریسک از اوایل قرن حاضر وارد ادبیات مدیریت مالی‌ گشته است. چرخ عمر این مفهوم از سطح مبانی نظری شروع شده و سپس به‌ سطح ارائه الگوهای فکری متفاوت از ریسک رسید بعد از سیر این دو مرحله از سطوح تحلیل‌های ذهنی به تحلیل‌های‌ عینی رسیده و با بهره‌گیری از آمار و ریاضی به اندازه‌گیری‌ ریسک به‌صورت کمّی منتهی شده است(بقایی حسین‌آبادی،۱۳۸۰ ،۴۴).

مارکویتس (مارکوتیز،۱۹۲۷). دانشمند آمریکایی اولین کسی بود که مقوله ریسک را کمّی کرد. وی اعلام داشت که تصمیم‌های مالی باید براساس ریسک و بازده انجام شود یعنی دریک سطح مشخص بازده، کمترین ریسک و در یک سطح مشخص ریسک، بیشترین بازده را نصیب سرمایه‌گذار می­ کنند
(شیوا و میکائل پور، ۱۳۸۲، ۱۹۵).

۲-۲-۱-۶-اهمیت ریسک

پدیده ریسک یکی از کلیدی‌ترین مشخصه‌ های شکل‌گیری تصمیم در حوزه سرمایه‌گذاری امور مربوط به بازارهای مالی و انواع فعالیت‌های اقتصادی است. در بیشتر کتاب‌های اقتصادی، از سه عامل کار، زمین و سرمایه به‌عنوان نهاده‌های اصلی تولید نام برده می­شود. اما با کمی تامل دانسته می­شود که سه عامل شرط لازم برای تولید است اما شرط کافی در فرآیند تولید چیزی جز عامل ریسک نیست. به‌عبارت دیگر، چنانچه سه عامل وجود داشته باشد، اما تولیدکننده زیان‌های احتمالی این فرایند را متقبّل نشود هرگز تولید صورت نخواهد گرفت. از این‌رو در برخی مطالعات از عامل ریسک به‌عنوان عامل چهارم در فرایند تولید یاد
می­شود(مصباحی مقدم، ۱۲۴).

۲-۲-۱-۷- روش‌های محاسباتی ریسک

روش‌های مختلفی برای محاسبه ریسک وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

۱-روش ارزش در معرض خطر (Var):[4] این روش نخستین بار توسط وترستون ، در سال ۱۹۹۴ ارائه شد. در سال ۱۹۹۵ کمیته بال (نهاد ناظر بر فعالیت بانک‌های بین‌المللی) بانک‌ها را موظف کرد که از این مدل، برای تعیین حد کفایت سرمایه خود استفاده کنند. این روش، به‌معنای برآورد حداکثر زیان در سطح خاصی از اطمینان (مثلا۹۵درصد) و در مدت‌زمان معیّن است. با بهره گرفتن از این روش می‌توان ریسک موجود را اندازه ­گیری کرد(شیوا و میکائل پور، ، ۱۳۸۲،  ۱۹۵).

۲-آزمون شرایط حاد: استفاده از این روش، به‌عنوان ابزاری برای برآورد حداکثر میزان زیان‌های اقتصادی بالقوه در شرایط غیر عادی بازار است. هدف این ابزار، تلاش در جهت افزایش شفافیّت ریسک‌ها از طریق بازاریابی دامنه رخدادهای بالقوه‌ای است که از احتمال وقوع بسیار کمی برخوردارند؛ به‌گونه­ای که این رخدادهای زیانبار خارج از محدوده آماری مورد استفاده از روش قبلی قرار دارند.

۳-پوشش ریسک: اکثر شرکت­هایی که در رابطه با ساخت و تولید، خرده‌فروشی، عمده‌فروشی یا ارائه خدمات فعالیت می­ کنند، در زمینه پیش‌بینی متغیرهایی همچون نرخ بهره، نرخ ارز و قیمت کالا، از تخصص و مهارت کافی برخوردار نیستند. بنابراین منطقی است که اقدام به پوشش ریسک ناشی از متغیّرهای مذکور نمایندو از این طریق شرکت‌ها می‌توانند بر فعالیت اصلی خود تمرکز یابند(شیوا و میکائل پور، ۱۳۸۲، ۱۹۵).

راهبرد پوشش ریسک درموضع خرید[۶](LoHs): معامله‌گرانی که به‌منظور پوشش ریسک یک موضع معاملاتی خرید در قرارداد آتی اتخاذ می‌کنند اصطلاحا گفته می­شود که از راهبرد پوشش ریسک در موضع خرید استفاده کرده­اند. این راهبرد برای شرکتی مناسب است که قصد دارد در آینده کالایی را خریداری و قیمت آینده آن‌را در حال حاضر تثبیت نماید(شیوا و میکائل پور، ۱۳۸۲، ۱۹۵).

 راهبرد پوشش ریسک در موضع فروش(SHs): [7] این راهبرد، اتخاذ موضع معاملاتی فروش در قراردادهای آتی است و هنگامی مناسب خواهد بود که پوشش‌دهنده ریسک از قبل مالک دارایی بوده و در واقع انتظار دارد که در مقطعی از زمان آینده آن‌را بفروشد. برای مثال کشاورزی که مقداری محصول در اختیار دارد و می­داند که محصولش در دو ماه آینده، آماده فروش در بازار است می ­تواند از این راهبرد استفاده کند(سیاح و صالح‌آبادی ، ۱۳۸۴،۱۴۷).

[۱] Standard & poor

 

[۲] Fitch

[۳] Moody’s

Value at Risk: (Var) -[4]

Weather Stone-[5]

Long Hedges -[6]

Short Hedges -[7]