تحقیق رایگان درمورد مضاجعت

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

طرفی عدم ردع این رویۀ متعارف عقلایی از سوی شارع و عدم تشریع راهی متفاوت با زوجیت عقلایی به منزلۀ تایید آن می باشد.البته این امر به استمتاعات ، شامل موارد متعارف است و موارد غیرمتعارف از این حکم مستثنی می باشد.
2-1-2-2 اقسام استمتاع
با عقد ازدواج، مرد حق استمتاع و بهره ورى جنسى از همسر خود پیدا مى‌کند و بر زن واجب است نسبت به هر نوع استمتاعات جنسى از شوهر خود تمکین کند و خویش را در اختیار او قرار دهد؛ مگر آنکه مانعى عقلى یا شرعى وجود داشته باشد. در صورتى که بدون عذر از تمکین سر باز زند، ناشزه به شمار رفته است همچنین براو واجب است از آنچه که موجب تنفر شوهر از وى مى‌گردد، از قبیل خوردن سیر و پیاز و آلودگى بدن یا لباس به کثافتها پرهیز نماید.
2-1-2-2-1 استمتاع حلال
مراد از استمتاع حلال همان معنای عام آن است که استمتاع واجب و مستحب و مکروه را در برمی‌گیرد. گاهی استمتاع با شرایطی، واجب می‌شود مانند اینکه نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که با حلال خود استمتاع داشته باشد یا مواردی که اگر استمتاع را ترک کند موجب ضرر یا خوف از افتادن به زنا یا حرام دیگر باشد. در اسلام نسبت به استمتاع حلال مانند استمتاع از همسر و کنیز‌ ترغیب و تشویق بسیار شده است و آن را با لذت ترین نعمت های دنیا وآخرت معرفی میکند . امام صادق (ع) فرمودند: « ما تَلَذَّذَ النَّاسُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ بِلَذَّهٍ أَکْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّهِ النِّسَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ إِلَى آخِرِ الْآیَهِ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّهِ مَایَتَلَذَّذُونَ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْجَنَّهِ أَشْهَى عِنْدَهُمْ مِنَ النِّکَاحِ لَا طَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ» «برای مردم در دنیا وآخرت ، هیچ لذتی بالاتر از همبستری با زنان نیست ؛ واین قول خداست که میفرماید : «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ إِلَى آخِر » ، سپس فرمودند : اهل بهشت به چیزی بیشتر از نکاح، چه از طعام وشراب ، لذت نمی برند».
همچنین در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (ص) لذت خود را از دنیا بهره گیری از زنان می داند و می فرماید:« جُعِلَ قُرَّهُ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ وَ لَذَّتِی فِی الدُّنْیَا النِّسَاءَ وَ رَیْحَانَتَیَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صلوات الله علیهما» «روشنی چشم من در نماز و لذت من در دنیا ، زنان و گل های من حسن و حسین (ع)می باشد».به هر حال از نظر اسلام استمتاع جنسى نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلکه جزء خوى و خلق انبیاست. در حدیثى امام صادق(ع) مى‏فرماید: «مِنْ اخْلاقِ الْانْبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ». استمتاع جنسی هنگام تمایل هر یک از دو زوج بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است و از نظر فیزیکی ،نقطه اوج رابطه جنسی بزرگ ترین لذت و عظیم ترین آرامش در روی زمین است . بسیاری از پزشکان تحقیق کرده اندکه اوج این موقعیت بدن انسان را دوباره زنده و احیاء می کند و سلامتی فیزیکی را بدنبال دارد .چه زمانی عالی تر از این؛ هر دوی آنها احساس می کنند که خواسته شان ارضاء و برآورده شده است.
2-1-2-2-2 استمتاع حرام
هر نوع استمتاع در حال احرام ، چه از حیث نزدیکى کردن و چه بوسیدن زن و چه لمس کردن و نگاه از روى شهوت ، بلکه هر لذّت و تمتعى از زن بردن حرام می باشد. همچنین استمتاع روزه‌دار از همسر خود در صورتی که بداند منجرّ به بیرون آمدن منی می‌شود (انزال)، حرام است.
استمتاع به نحو آمیزش با زنی که کمتر از ۹ سال دارد و زنی که در ایام حیض و نفاس می باشد حرام است ؛ لیکن استمتاع به غیر آمیزش(بوسیدن، لمس کردن و..) در موارد یاد شده جایز است. لازم به تذکر است که حق استمتاع در صورت تعارض با دیگر حقوق و تکالیف، مقدّم است. بنابراین، زن بدون اذن شوهر نمی‌تواند کاری انجام دهد که با این حق منافات داشته باشد مثل اجیر شدن برای شیردادن ، خروج از منزل و انجام روزۀ مستحبی مگر آن که محذور شرعی از استمتاع وجود داشته باشد .
2-1-3 حق مضاجعت و مباشرت
یکى از حقوق زن و شوهر حق همخوابگى و مباشرت است، در این که شوهر چنین حقى دارد شک و تردید و اختلافى نیست، و در مورد زن نیز فى الجمله قابل تردید نیست ؛ تا جایی که کسى که چند زن دارد، همخوابگى با یکى از آنها دیگرى را نیز ذى حق مى‌سازد. بنابراین یکی از وظائف مهم مرد، هم‌خوابی به موقع با همسرش می باشد. این موضوع خیلی روشن است که یکی از اهداف مرد و زن از ازدواج دفع شهوت می باشد؛ چون غریزه شهوت هم مانند حس غریزه تشنگی و گرسنگی، سلامتی و حیات آنها را تهدید می کند، زن می تواند هنگام گرسنگی و تشنگی بدون شرم و خجالت نیاز خود را ابراز کند؛ اما در مورد نیاز جنسی ممکن است زن از ابراز آن خجالت بکشد، و در آتش طغیان شهوت بسوزد، ولی دم برنیاورد، در این صورت وظیفه مرد است که مراقبت نیازهای طبیعی زن باشد و به موقع پاسخ دهد تا از طغیان شهوت و یا فاسد شدن او جلوگیری به عمل آید. باید به این نکته بسیار مهم توجه کرد که زندگی امروزی انسانها در هر مورد با زندگی انسانهای گذشته فرق کرده است؛ زیرا در گذشته در اثر مقتضیات اخلاقی و یا عوامل دیگر وسایل تحریک شهوت در جامعه کم بوده و همین امر سبب شده که زن و مرد دیر به دیر متوجه این غریزه باشند ولی امروزه وسایل برانگیختن شهوت در هر جامعه ای زیاد می باشد و یکی از هدفهای تهاجم فرهنگی غرب به انحراف کشانیدن جوانها از همین طریق می باشد. پس زوجین باید کا
ملاً مواظب باشند تا همخوابی به موقع با زن خود را فراموش نکنند تا غفلت از انجام این وظیفه مهم باعث از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده نشود.
2-1-3-1 معنای لغوی مضاجعت و مباشرت
مضاجعت و مباشرت از باب مفاعله اند و لغویین چندین معنا برای آن بیان کرده اند. صاحب المنجد، معنای لغوی مضاجعت را این گونه بیان می دارد: اضجعه؛ به پهلو خواباند، ضاجعه؛ با او هم خواب شد، هم بستر شد، با او خوابید، المضاجع به معنای بسترها و مضجع به معنای بستر است و هجر به معنای دوری و هجر در مضاجع، کنایه از عدم همبستری یا آمیزش با زن است. چنانچه خدای متعال می فرماید:« فعظوهن واهجروهن فی المضاجع»؛ پس اندرز دهید آن زنان (زنان خودتان) را و ترک کنید آنان را در بسترها. تا وقتی که (ضجع) یضجع ضجعاً ثلاثی مجرد است، به معنای آن خود به خود خوابیدن و پهلو کشیدن است مثلاً گفته می شود: ضجع الرجل ؛ پهلو بر زمین نهاد، دراز کشید به پهلو خوابید. ولی وقتی که ضجع به باب مفاعله برده شود معنای آن با کسی دیگر خوابیدن و پهلو کشیدن است و گفته می شود (ضاجع) یضاجع مضاجعۀ: به همراه او خوابید با او در یک بستر خوابید.
لغویین معنای لغوی مباشرت را این گونه بیان کرده اند. باشر یباشر مباشرۀً الامر؛ کار را به عهده گرفت، و خودش انجام داد. (باشره) النعیم: نعمتها، او را فراگرفت که گویا پوست بدنش را لمس کرد. باشر المرءه: با آن زن جماع کرد؛ صاحب مصباح المنیر می گوید:« وَ (باشَرَ) الرجلُ زوجَتَهُ تمتَّعَ بِبَشَرَتِهَا»؛ دهخدا می گوید: مباشرت به معنای جماع کردن ، و … است.
مباشرت در معنای مقاربت نیز می آید، چنانکه خدای متعال می فرماید: «وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاکِفُونَ فِی الْمَساجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها »؛ و در حالى که در مساجد به اعتکاف پرداخته‏اید، با زنان آمیزش نکنید! این، مرزهاى الهى است؛ پس به آن نزدیک نشوید.
2-1-3-2 مفهوم فقهی مضاجعت
مرحوم شهید ثانی در مسالک می فرماید:« المراد بالمضاجعه أن ینام معها على الفراش قریبا منها عاده، معطیا لها وجهه دائما أو أکثریّا، بحیث لا یعدّ هاجرا و إن لم یتلاصق الجسمان أو بعضهما و لا تعتبر المواقعه ».معنای مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ طوری که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش همیشه یا بیشتر اوقات طرف آن زن باشد تا اینکه آدم قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد و مواقعه هم شرط نیست. محقق سبزواری در کفایه همین توضیح را بدون قید «معطیا لها وجهه دائما أو أکثریّا» پذیرفته است و میفرماید:«و المراد بالمضاجعه الواجبه أن ینام معها فی الفراش قریباً منها عاده بحیث لا یعدّ هاجراً و إن لم یتلاصق الجسمان أو بعضهما».
صاحب ریاض در توضیح مضاجعت می فرماید:« أن ینام معها قریباً منها عادهً، معطیاً لها وجهه دائماً أو أکثریّاً، بحیث لا یعدّ هاجراً، و إن لم یتلاصق الجسمان». مرحوم صاحب جواهر هم بدون قید« دائما أو أکثریّا»؛ مضاجعت را اینگونه تفسیر مى‌کند و میفرماید: «بأن ینام قریباً منها على النحو المعتاد معطیاً لها وجهه کذلک فى جمله من اللیل بحیث یعد معاشراً بالمعروف لا هاجراً و ان لم یتلاصق الجسمان». با توجه با این تعریفها مفهوم مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش بیشتر اوقات طرف آن زن باشد به حالتی که قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد. بنابراین وظیفه مرد این است که غیر از مباشرتى که هر چهار ماه یک بار واجب است انجام دهد ، لازم است که هر چهار شب یک شب نزد زن بیتوته کند و بخوابد ، بنابر قول مشهور اگرچه زن واحده باشد، بر شوهر لازم است که مضاجعت کند.
2-1-3-3 ادله مضاجعت
همانطور که بیان شد مشهور فقهای شیعه به این نظر قائل اند که هر مرد وظیفه دارد هر چهار شب یک شب با همسر خود در بستر بخوابد و حق ندارد در این شب نزد همسر دیگر یا در هر مکان دیگری بخوابد. این حق مطلق بوده و به مجرد ازدواج شروع و هر چهار شب یک بار بطور منظم تکرار می شود. در صورتی که مرد چهار زن دارد همۀ شب هایش در اختیار همسرانش است اما مردی که یک زن دارد هم باید از هر چهار شب یک شب را نزد وی بگذراند و سه شب دیگر در اختیار خودش است.
2-1-3-3-1 قرآن
الف) آیه هجر «…وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ…». فاضل اصفهانی در کشف اللثام به این آیه استشهاد کرده و فرموده است: (و قد یمکن فهم المضاجعه من قوله تعالى: «وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ»…) به این تقریب که اگر زن ناشزه شود زوج به عنوان تنبیه مى‌تواند از او کناره‌گیرى کرده و قهر کند؛ مفهومش این است که اگر ناشزه نباشد باید در کنار او و در مضجع و بستر او باشد و این دلیلی بر مضاجعت است.
مرحوم شیخ انصاری نیز از این آیه این گونه استدلال کرده و فرموده است:(قوله تعالى «..وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ …» دلّ على جواز الهجر فی المضاجع مع خوف النشوز …- فیدلّ بمفهومه المعتبر هنا اتّفاقا ظاهرا- و إن کان مفهوم الوصف- على عدم جوازه مع عدم خوف النشوز و وجه اعتبار مفهوم الوصف هنا أنّه فی مقام تحدید..) در این آیه اذن در مهاجرت و ترک مضجع مخصوص جائى است که خوف نشوز باشد، و فرموده که اگر اطاعت کردند، شما کارى نباید داشته باشید، شیخ مى‌گوید این آیه هر چند مشتمل بر وصف است ولى مفهوم دارد ، البته بسیارى از علماء منکر مفهوم وصف هستند ولی مرحوم شیخ معتقد است که گاهى وصف در مقام تحدید مسأله مى‌آید، که در
این صورت مفهوم پیدا مى‌کند، اینجا هم چون در مقام تحدید است، مفهوم دارد و استفاده مى‌شود که اگر خوف نشوز نبود، حق ترک مضاجعت هم نیست. بنابراین با توجه به این آیۀ شریفه که هجر را به عنوان عقوبت و یا تنبیهی در مقابل نشوز در نظر گرفته و فقها هم آن را مرتبه ای از مراتب نهی از منکر تلقی کرده اند، از این نکته می توان نتیجه گرفت که در غیر حال نشوز مرد حق ندارد در بستر به گونه ای از همسرش روی برگرداند که معنای هجر و بی اعتنایی بدهد و به طریق اولی مجاز نیست بستر خود از بستر زن را در حال عادی بدون اجازه زن جدا کند واین همان حق مضاجعت است.
ب) آیه شریفه « وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ». مرحوم فخر المحققین به این آیه استشهاد کرده که ترک مضاجعه با همسر بر خلاف معاشرت به معروف است و در تقریب استدلال می فرماید: (وقوله تعالى «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» المأمور به هنا المعاشره و کونها بالمعروف و لیس هذا الأمر للمره بل هو للتکرار إجماعا…) بلا اشکال این امر به معناى وحدت نیست که یک آن معاشرت بالمعروف بشود و امتثال امر بشود، بلکه تکرار لازم است، و از سوى دیگر هم چنین نیست که بگوییم در تمام آنات باید معاشرت بالمعروف داشته باشد، چون اجماع هست که چنین چیزى واجب نیست، پس معاشرت باید به نحو حق القسمى باشد که ذکر شده، یعنى اختصاص یک شب از هر چهار شب.

مرحوم شیخ انصارى نیز به این آیه تمسک کرده و فرموده : (وقوله تعالى «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» دل علی وجوب معاشره النساء فی الجمله، و لا یصدق عرفا بمجرّد الإنفاق و لا بانضمام وطئها فی کلّ أربعه أشهر مرّه واحده بأقلّ ما یوجب الغسل، فدلّ على وجوب شی‌ء آخر یوجب صدق المعاشره، و لیس غیر المضاجعه بالإجماع، فتعیّن وجوبها). همانطوریکه مرحوم شیخ می فرماید ، این نکته قابل انکار نیست که در چهار ماه یک مرتبه مباشرت به مقدارى که غسل واجب مى‌شود، لازم است، ولى با این قطعاً معاشرت بالمعروف امتثال نمى‌شود، حتى نفقه هم براى صدق این مفهوم کفایت نمى‌کند، پس باید زائد بر آن مباشرت چیز دیگرى واجب باشد، که بالاجماع غیر از مضاجعت نمى‌تواند واجب باشد، پس حق المضاجعه هم واجب است.

2-1-3-3-2 روایات
الف) «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَهً وَ شَرَطَ لَهَا إِنْ تَزَوَّجَ عَلَیْهَا امْرَأَهً أَوْ هَجَرَهَا أَوِ اتَّخَذَ عَلَیْهَا سُرِّیَّهً فَهِیَ طَالِقٌ فَقَضَى فِی ذَلِکَ أَنَّ شَرْطَ اللَّهِ قَبْلَ شَرْطِکُمْ فَإِنْ شَاءَ وَفَى لَهَا بِالشَّرْطِ وَ إِنْ شَاءَ أَمْسَکَهَا وَ اتَّخَذَ عَلَیْهَا وَ نَکَحَ عَلَیْهَا‌» دلالت این روایت بر مطلب چنین است؛ چون مرد گفته بود که اگر من ازدواج دیگرى کردم یا کنیزى خریدم و تملک پیدا کردم یا ترک مضاجعت کردم، «هى طالق» تو طالق و رها باشى و حضرت در جواب مى‌گویند آزاد است، مى‌تواند رها کند و مى‌تواند رها نکند، زن بگیرد و یا کنیز بگیرد، اما از اینکه او را ترک کند یا مضاجعت را ترک کند، اسم نمى‌برند، «هَجَرَها» ندارند، و از اینجا معلوم مى‌شود که حق ترک مضاجعت ندارد، یعنى چون ترک مضاجعت ذاتاً جایز نیست، شرط بکند و یا شرط نکند نمى‌تواند ترک مضاجعت کند، و شرط هیچ اثرى ندارد، ولى دو فعل دیگر یعنى تزوج و تسرى چون ذاتاً اشکالى نداشت و شرط جلوى آنها را مى‌گرفت، حضرت مى‌فرمایند این شرطش بیخود است، ولى‌ راجع به هجرها اصلًا صحبت نمى‌کنند، با این بیان مى‌توانیم بگوئیم زن حق المضاجعه دارد.
بیان دیگر آن است که عبارت «شرط الله قبل شرطکم»، راجع به ترک المهاجره هم مى‌خواهد بگوید شرط الله باید در نظر گرفته شود، اما نه به خاطر شرط، بلکه به دلیل دستور شارع مضاجعت را باید انجام دهد و ترک مهاجرت از نظر حکم شرعى جایز نیست، و لو همان مطلبى را که شارع لازم مى‌داند خود شخص هم شرط کرده، ولى شرط الله فوق شرطکم، یعنى آن که مؤثر است نفس شرط الله است، بود و نبود شرط شما یکسان است، این هم ممکن است مراد باشد. على

Author: 90

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *