دانلود پایان نامه حقوق درباره : پیامبر اسلام (ص)

دانلود پایان نامه

یقطین، یکى از شیعیان نام‏دار موسى بن جعفر (ع) بود که با اجازه حضرتش نخست وزیرى هارون را پذیرفته بود. وى هر چیزى که از طرف هارون مى‏رسید به خدمت امام کاظم (ع) ارسال مى‏کرد. معروف است که از طرف خلیفه عباسى پیراهن گران قیمتى به وى اهدا شد. آن را خدمت حضرت فرستاد، ولى امام آن را برگرداند و فرمود: «در آینده‏اى نزدیک به آن نیاز خواهى داشت». پس از مدتى یکى از درباریان نزد هارون سعایت کرد که على بن یقطین، شیعه است و از علاقه‏مندان موسى بن جعفر (ع) مى‏باشد و هر سال خمس اموال خود را براى او مى‏فرستد. از جمله چیزهایى که فرستاده، همان پیراهن ارزش‏مندى است که به او هدیه کرده‏اید. هارون با شنیدن این گزارش، غضب‏ناک شد و ابن یقطین را احضار نمود، سرنوشت پیراهن را از وى پرسید. عرض کرد: در محل امنى نگه داشته‏ام. به دستور هارون رفتند و پیراهن را آوردند. آن‏گاه هارون به وى گفت: «از این پس حرف هیچ کس را درباره تو نخواهم پذیرفت.» امام رضا (ع) هنگامى که دریافت مذهب اهل بیت به برکت خمس رواج بیشترى پیدا کرده است وکلاى متعددى را براى جمع‏آورى آن تعیین فرمودند که از جمله آنها این افراد بودند: صفوان بن یحیى، یونس بن عبدالرحمن، محمد بن سنان و… . امام جواد (ع) نیز براى جمع‏آورى خمس نمایندگانى را گماشته بود که از میان آنها افرادى چون: زکریا بن آدم، على بن مهزیار اهوازى، سعد بن اشعرى قمى و ابراهیم بن احمد همدانى را مى‏توان نام برد. امام هادى (ع) نیز نمایندگانى براى گردآورى خمس آل رسول مشخص کرده بود؛ على بن جعفر الهمّانى، حسن بن راشد و ایوب بن نوح بن درّاج نخعى، از جمله این نمایندگان بودند. امام حسن عسکرى (ع) نیز وکیلانى براى جمع‏آورى خمس در شهرهاى مختلف داشتند که به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:
1 – ابراهیم بن عبده نیشابورى: وى از بزرگان شیعه در نیشابور بود. امام در نامه مفصّلى که به اسحاق بن اسماعیل نوشته است، چنین یادآورى مى‏کند: «تمام دوستان من در آن‏جا باید حقوق مالى را به ابراهیم بن عبده نیشابورى پرداخت نمایند.»
2 – احمد بن اسحاق: امام (ع) در نامه دیگرى مى‏نویسد: ابراهیم بن عبده، وکیل وى، موظف است حقوق امام (خمس) را جمع‏آورى کرده و به احمد بن اسحاق تحویل دهد.
3 – عثمان بن سعید عَمْرى: او از کسانى است که امام عسکرى (ع) درباره وى در حضور عده‏اى از شیعیان مى‏فرماید: «شاهد باشید که عثمان بن سعید، وکیل من است و فرزندش محمد وکیل فرزندم مهدى است.» در همان زمان عده‏اى از شیعیان یمن براى پرداخت خمس به محضر امام عسکرى (ع) شرف‏یاب شدند، آن حضرت عثمان بن سعید وکیل خویش معرفى کرد و به وى دستور داد خمسى را که براى آن حضرت آورده بودند تحویل بگیرد. پس از شهادت امام عسکرى (ع) عده‏اى از شیعیان خدمت احمد دینورى رسیدند و گفتند: شانزده هزار دینار (خمس) نزد شیعیان ذخیره شده است، آنان شما را انتخاب کرده‏اند تا به حضرت حجّت برسانید. او احتیاط کرد و به تفحّص پرداخت.
خمس در عصر غیبت
با شهادت امام عسکرى علیه السلام (260 ه -) دوره غیبت فرا مى رسد. غیبت هنگامى است که طرح اساسى مذهب ریخته شده است و احادیث در شکل ((اصول اربعماه )) و ((جوامع )) نگهدارى شده اند و معیار شناسایى احادیث ، و تهذیب آنها به دست آمده ، و شاگردانى مبرز و توانا براى دفاع از کیان اعتقادى و فقهى شیعه در برابر فرقه ها و گروه هاى مختلف به ویژه اهل سنت که از حمایت خلفا نیز برخوردار بودند، تربیت یافته اند و کارگشاى حوادث هستند.
عصر غیبت به دو بخش عمده تفکیک می شود لذا بحث تاریخی خمس را نیز از این جهت به دو بخش تقسیم خواهیم کرد که عبارت اند از: خمس در غیبت صغری و خمس در غیبت کبری.
خمس در غیبت صغرى
‏در غیبت صغرى‏، مراجعات مردم به نمایندگان خاص حضرت بود. با وجود آن‏که شیعیان در حال تقیّه و ترس و اضطراب و زیر فشار حکومت‏هاى غاصب عباسیان به سر مى‏بردند، ولى هیچ‏گاه از پرداخت خمس اموال خود غفلت نمى‏کردند و وجوهات شرعى را به وکلاى آن حضرت مى‏رساندند. این شیوه پسندیده در عصر رسول اکرم (ص) نیز کم و بیش به چشم مى‏خورد. بعضى از مورّخان معتبر مثل ابن سعد و صاحب کتاب فتوح البلدان نوشته‏اند که پیامبر اسلام (ص) براى گرفتن خمس نیز افرادى را به اطراف و اکناف مى‏فرستاد؛ چنان‏که به دو طایفه معروف «سعد بن هُذَیم و بنى جذیمه» نامه نوشت که خمس و زکات را به فرستادگان او تحویل دهند. هم‏چنین آن حضرت عمرو بن حزم را براى این منظور به یمن فرستاد و حال آن‏که در آن سرزمین جنگى در کار نبود تا خمس غنایم جنگى را مطالبه نماید. در کتاب سیره النبى، نامه‏اى که پیامبر اکرم (ص) به برخى از قبایل عرب نوشته، آمده است: «زمین و دشت و دره‏ها و آن‏چه در آنهاست، در اختیار شما باشد تا این‏که حیوانات از گیاهان و شما از آب‏هاى آن استفاده کنید، به شرط آن‏که خمس اموال خویش را بپردازید.»
خمس در غیبت کبریٰ
فقهایی که دارای صیانت نفس و تقوا و طهارت و … هستند طبق احادیثی که وجود دارد نائب عام امام زمان(ع) و ورثه انبیاء در عصر غیبت محسوب می گردند و آن چه از حوادث واقعه، در عصر غیبت رخ می نمایاند، بر مردم است که بدانان رجوع نمایند و پرداخت خمس هم از این قبیل است.
پیشینه پرداخت خمس به فقها، در عصر غیبت کبری
تصور برخی افراد بر این است که پرداخت خمس تنها در عصر ائمه (ع) واجب بوده و حال این که پس از غیبت امام عصر (عج)، دادن آن به فقیه جامع الشرایط، مورد قبول فقهای برزگ شیعه است.
برای تأیید این مطلب، نظر بعضی از متقدمین فقها مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و همچنین از متأخرین مرحوم صاحب جواهر در این مورد بیان می شود. شایان ذکر است که سه شخصیت بزرگ شیعی؛ یعنی شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی در اوائل غیبت کبری زندگی می کردند که به علت حضور امامان معصوم (ع) در میان جامعۀ شیعه، هنوز برخی از مسائل مربوط به فقیه و جایگاه فقاهت به خوبی در فرهنگ شیعی تبیین نشده بود، «اگر چه فعالیت های علمی و عملی این سه شخصیت بزرگ، سهم زیادی در تبیین این جایگاه داشت»، ولی با وجود این، پرداخت خمس به فقها، امر رایجی بوده است.
اما نظرات علما: مرحوم شیخ مفید در باب «الخمس و الغنائم» کتاب «المقنعه» می نویسند: پرداخت خمس در هر فایده ای واجب است؛ زیرا خداوند در قرآن آن را واجب کرده است. بنابراین با توجه به این که مرحوم شیخ مفید وجوب خمس را محدود به دوران حضور امام (ع) نکرده است می توان نتیجه گرفت که وی در زمان غیبت نیز، پرداخت خمس را واجب می داند. لذا فقها، وجوب خمس در زمان غیبت را به ایشان نسبت داده اند.
مرحوم سید مرتضی در کتاب «الانتصار» می فرمایند: «خمس در همۀ فواید و کسب ها و معادن و گوهرهایی که از دریا استخراج شود و گنج و سود کسب، اگر بیشتر از خرج سالانه باشد، واجب است.» ایشان نیز وجوب خمس فواید مذکور را، مقید به زمان حضور نکرده اند.
مرحوم شیخ طوسی نیز در چندین کتاب خود بحث وجوب خمس را بدون این که مقید به زمان حضور امام (ع) کنند، آورده اند ، پس این بدین معنا است که ایشان قائل به وجوب پرداخت خمس در زمان غیبت هستند، از طرفی برخی از کتاب های فقهی نیز نظریۀ عدم اسقاط خمس در زمان غیبت را به ایشان نسبت داده اند.
مرحوم صاحب جواهر نیز در این باره می فرمایند: «واجب است سهم و حصهٔ امام (ع) در زمان غیبت به کسی که دارای شرایط فتوا است، داده شود.»
لازم به ذکر است که: وجوب پرداخت خمس در زمان غیبت امام عصر (عج) یکی از مسائل پذیرفته شدۀ اکثر فقهاء شیعه است.
فتاوای فقهاء نشان می دهد که عمل این مقطع تاریخی چگونه بوده است. چون رفتار مؤمنین چنین است که در مسائل شرعی طبق فتوای مجتهد عمل می کند و از طرف دیگر، فقهاء شیعه تاریخ ساز و بنیان گذار تاریخ فقه شیعه هستند.
جمعبندی
اصل تشریع خمس، در زمان حضرت ابراهیم، شیخ الانبیاء، علیه السلام، بوده است. حضرت عبدالمطلب، نیز بر اساس پیروی از آیین ابراهیم، خمس کنز را جدا می کرد و صدقه می داد. تفکر خمس در زمان جاهلیت نیز وجود داشته است ولی بعنوان یک چهارم مال الغنائم بود و به آن مرباع گفته می شد. مرباع فقط به غنائم جنگی تعلق می گرفت و جنگ در اسلام از نظر ماهوی با جنگ در زمان جاهلیت فرق داشته و از شرایط خاصی برخوردار بوده است مثلا اذن پیامبر(ص) یا امام(ع) و یا کسی که از امام(ع) اذن دارد، در مشروعیت آن دخالت داشته است و از این جهت متفاوت با نهب و غارت اموال تلقی شده است. مسلم بین فقهای شیعه و سنی این است که رسول گرامی اسلام(ص) خمس غنایم جنگی را اخذ می کرد. برخی از دانشمندان گفته اند که پیامبر (ص) بنا به مصالح و ضرورتهایی، از در خواست و دریافت خمس سود تجارت صرف نظر نموده اند. در سنت و سیرهی رسول مکرم اسلام (ص)، خمس به عنوان امری جاری وجود داشت که در موارد مختلف رسول مکرم اسلام (ص) خمس را دریافت می کرد. آن حضرت امر به وضع خمس برای هر آن چه که از زمین خارج می شده، کرده است و طلا، نقره، گنج، معدن در این امر مساوی بوده اند. در تفسیر طبری آمده، نزدیکان پیامبر اسلام (ص) خمس را به شش قسم تقسیم کرده اند، برای خدا و رسول دو سهم و یک سهم برای نزدیکان و بستگان. و از ابی العالیه ریاحی نقل شده است وقتی به نزد رسول مکرم اسلام (ص) غنیمتی آورده می شد، آن حضرت غنیمت را به پنج قسمت تقسیم می کرد، چهار پنجم را برای صاحبان آن قرار می داد و یک پنجم آن را خود دریافت می کرد که همان خمس باشد. اما بر اساس نقل های روایی و تاریخی، این سیره بعد از رحلت رسول خدا (ص) تغییر کرد. در احکام القرآن جصاص آمده است بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) در خصوص سهم رسول اسلام (ص) و سهم ذوی القربی میان مسلمانان اختلاف شد. اما در عصر حضرات معصومین (علیهم السلام) خمس از اهمیت فوق‏العاده‏اى برخوردار بوده است و در زمان امام محمدباقر و امام صادق (علیهم السلام) مجالى پیدا شد تا مردم با مسئله خمس آشنا شوند. و با شهادت امام عسکرى علیه السلام (260 ه -) دوره غیبت فرا رسید. در غیبت صغرى‏، مراجعات مردم به نمایندگان خاص حضرت بود و وجوهات شرعى را به وکلاى آن حضرت مى‏رساندند. و در غیبت کبریٰ وجوهات شرعی را به فقها می رسانند.

فصل سوم: مصرف خمس

در این فصل از کیفیت تقسیم خمس قبل از رحلت پیامبر (ص) و پس از رحلت آن حضرت و آرای فقهاء در چگونگی تقسیم آن آشنا خواهیم شد و با استفاده از آیات و رویات و اقوال فقهای فریقین نتیجه گیری خواهیم نمود.
مصارف خمس از دیدگاه اهل سنت
همه مذاهب اهل سنت بر اساس آیه خمس به خمس در غنائم معتقد هستند. علاوه بر این مالکیه در گنج، و حنفیه در گنج و معدن به خمس معتقد هستند. درمیان اهل سنت در مورد مصرف خمس دو دیدگاه وجود دارد:
دیدگاه اول: تقسیم خمس
مشهور فقهای اهل سنت معتقد هستند که باید خمس را تقسیم کرد و به مصارفی رساند که در آیه خمس به آن اشاره شده است. این عده تقسیم خمس را در زمان پیامبر اکرم (ص) با زمان بعد از رحلت متفاوت می دانند.
تقسیم خمس در زمان حیات پیامبر اکرم (ص)
مشهور علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند که در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) خمس به پنج قسمت به این شرح تقسیم می شد.
۱. سهم رسول الله (ص) ۲. سهم ذوی القربای رسول الله (ص) ۳. سهم یتیمان ۴. سهم مسکینان ۵. سهم ابن سبیل
در مقابل قول مشهور، قول ابو العالیه قرار دارد. او معتقد است که باید خمس را به شش قسمت تقسیم کرد. یک قسمت برای خدا و پنج قسمت دیگر را برای پنج گروه یاد شده قرار داد.
دلیل ابو العالیه این است که خداوند در آیه خمس، شش مورد را برای مصارف خمس ذکر فرموده است.
بیشتر علمای اهل سنت معتقد هستند که منظور از لفظ «الله» در آیه خمس این نیست که خداوند بخواهد برای خود نیز سهمی قرار دهد زیرا همه زمین و آسمانها و آنچه در آنها قرار دارد ملک خداست. بنابر این منظور این است که این مطلب مهم بر سبیل تعظیم و تبرک با نام «الله» آغاز گردد.
تقسیم خمس پس از وفات پیامبر اکرم (ص)
در مورد چگونگی تقسیم خمس پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) بین علمای اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد که به بررسی آنها پرداخته می شود.
شافعیه و حنبلیه
شافعی ها و حنبلی ها معتقدند بعد از رحلت پیامبر (ص) خمس باید به پنج قسمت تقسیم گردد. سهم رسول الله (ص) با وفات پیامبر (ص) ساقط نمی شود بلکه توسط امام مسلمین صرف مصالح مسلمین می شود. سهم ذوی القربای پیامبر بین فقرا و اغنیایی که از ذوی القربای پیامبر محسوب می شوند تقسیم می گردد و سه سهم دیگر نیز بین یتیمان، مسکینان و ابن سبیل تقسیم می شود.
حنفیه
از نظر حنفیه بعد از وفات پیامبر (ص) خمس به سه قسمت تقسیم می گردد؛ زیرا سهم رسول الله (ص) و سهم ذوی القربایش با وفات پیامبر ساقط شده است.
ابن قدامه در مورد نظر ابو حنیفه می گوید: گفته ابو حنیفه مخالف ظاهر آیه خمس است زیرا خداوند در این آیه برای رسول خدا و اقربای او چیزی قرار داده و آنها را در خمس مستحق دانسته است. بنابر این هر کس مخالف سهم رسول الله و سهم ذوی القربای او باشد با نص قرآن کریم مخالفت کرده است.
ظاهریه
ابن حزم ظاهری معتقد است خمس را باید به پنج قسمت تقسیم کرد. یک سهم را امام صرف مصالح مسلمین می کند. یک سهم را به بنی هاشم می دهد و سه سهم دیگر را به یتیمان، مسکینان و ابن سبیل مسلمین می دهد.
دیدگاه دوم: عدم تقسیم خمس
قول دوم که عدم تقسیم خمس است به امام مالکیه نسبت داده شده است. مالک معتقد است پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، امر خمس به دست حاکم جامعه اسلامی است. او با نظر خود، خمس را در مصارف عام و خاص مسلمین مصرف می کند و از باب استحباب، ذوی القربای رسول اکرم (ص) را مقدم می دارد. همچنین اگر امام (حاکم) بخواهد خمس را بین اصناف مذکور در آیه خمس تقسیم می کند و اگر صلاح بداند خمس را فقط به بعضی از آن اصناف می دهد.
ابن قدامه در مغنی می گوید: مالک گفته است خمس و فیء هر دو به یک معنا، و هر دو از اموال بیت المال است.
همچنین می توان برای این دیدگاه به روایتی که اهل سنت از پیامبر در باره غنائم خیبر نقل شده است استدلال کرد. پیامبر اکرم (ص) درباره غنائم خیبر فرموده اند: «مالی مما افاء الله علیکم الا الخمس و الخمس مردود فیکم» اینکه پیامبر (ص) فرموده اند سهم من از غنائم یک پنجم است و همان سهم نیز به خود شما باز می گردد فقط با این دیدگاه که خمس امری واحد و یکپارچه است که به حاکم اسلامی تعلق دارد و او آن را در مصارفی هزینه می کند که صلاح بداند سازگار است. زیرا بر مبنای مشهور، سهم پیامبر یک پنجم یا یک ششم از خمس است نه یک پنجم از غنائم.
همچنین از نظر مذهب حنفیه «می توان تمام خمس را صرف یک صنف کرد زیرا اصناف ذکر شده در آیه خمس برای بیان مصرف است نه اختصاص و ملکیت».
مصارف خمس از دیدگاه امامیه
در بین علمای شیعه نیز در مورد تقسیم و مصرف خمس دو دیدگاه وجود دارد:
دیدگاه اول: تقسیم خمس
الف. تقسیم خمس به شش سهم
نظر مشهور فقهای امامیه این است که باید خمس را به شش قسمت تقسیم کرد. اکنون چند نمونه از عبارات فقهای بزرگ شیعه، که بر این مطلب تصریح دارد، نقل می شود.
۱.

پاسخی بگذارید