منابع پایان نامه روانشناسی با موضوع رویکرد ساختارنگر به هویت

هویت کسب ­شده یا موفق زمانی محقق می­شود که شخص از خلال تجربه­ی بحران در مورد این موضوع که کیست و چه کسی خواهد شد دست به انتخابی آشکار زند. بدین ترتیب افراد با هویت کسب ­شده، با پشت سر گذاشتن بحران و جستجوگری، به ارزش­ها و عقایدی که برگزید­ه­اند متعهد می­شوند. این افراد در انتخاب مسیرهای زندگی خویش به طور مستقلانه عمل می­ کنند و علی­رغم اینکه افرادی انعطاف­پذیرند، به راحتی تحت تأثیر فشارهای بیرونی قرار نمی­گیرند و در مواجه با موانع برای دنبال کردن اهداف و مسیرهای انتخابی خویش پافشاری نشان می­ دهند (کروگر[۸] و مارسیا، ۲۰۱۱). مارسیا (۱۹۶۶) هویت کسب شده را پیشرفته­ترین و مرحله نهایی تشکیل هویت می­داند.

دانلود مقاله و پایان نامه

در وضعیت هویت زود­رس، فرد التزام شدیدی به هویتی تعریف نشده در خود احساس می‌کند، ‌بدون آنکه احساس بحران کند یا اینکه خود راه­حلی را کشف کرده­ باشد (جوکار، ۱۳۸۲). این نوع هویت در واقع وقفه­ای است در فرآیند شکل­ گیری هویت و تثبیت زودرس تصور فرد از خودش است. این تصور معمولاً تحت تأثیر انتخاب و اولویت­های دیگران به ویژه والدین و یا سایر نهادها، سازمان­ها و انجمن­ها شکل می­گیرد. افراد با هویت زود­رس ارزش­های مراجع قدرت به ویژه والدین خود را بدون اینکه در آن چون و چرا کنند می­پذیرند و از طریق دنبال کردن انتظارات دیگران از بحران جلوگیری می­ کنند. این وضعیت نوعی هویت کاذب را نشان می­دهد که به قدری انعطاف­ناپذیر و خشک است که نمی­تواند مبنایی برای برطرف کردن بحران­های زندگی آینده باشد (ماسن، ۱۳۸۰).

وضعیت هویت تعویقی که تقریباً از مهمترین حالات دوران نوجوانی است، زمانی رخ می‌دهد که فرد به گونه‌ای فعال در پی کشف خود است. در این مسیر فرد بحران­های بسیاری را تجربه می‌کند و گزینه‌های متعددی در دسترس قرار دارند که باید از میان آنها انتخاب صورت گیرد. افراد در این وضعیت مدام التزام­های خود را تغییر می‌دهند و اساساً تمایلی به چنین التزام­هایی ندارند. اهمیت این بحران از آن جهت است که اگر تجربه نشود ممکن است فرد (مانند وضعیت هویت زودرس) به صورت ناپخته به برخی از ارزش­ها متعهد شود و یا اینکه همچون افراد با هویت گسیخته، هیچگاه احساس تعهد را تجربه نکند (مارسیا، ۱۹۸۰).

مشخصه­ی اصلی هویت گسیخته، بی ­تفاوتی همراه با فقدان جستجوگری و تعهد است (برک، ۱۳۸۱). افراد با هویت گسیخته یک دوره­ی طولانی از سردرگمی هویت را می­گذرانند و شاید هیچگاه احساس هویتی قوی و روشن در آنان ایجاد نشود. اینها افرادی هستند که نمی­توانند خود را بیابند، در دوران پیش از شکل­ گیری هویت باقی می­مانند و به دشواری مسئولیت زندگی خود را به عهده می­گیرند (ماسن، ۱۳۸۰). این افراد در زندگی هدفی ندارند و به هیچ ارزش و هنجاری پایبند نیستند و یک حالت بلاتکلیفی و ناهماهنگی شخصیتی در آنها دیده می­شود (فیض، ۱۳۷۴، به نقل از پورعلی­فرد، ۱۳۸۳).

پس از مارسیا، برزونسکی (۱۹۸۹) بر اساس مطالعات خویش و با اتخاذ رویکردی اجتماعی- شناختی، تفاوت افراد در چهار وضعیت هویت مارسیا را ناشی از تفاوت آنها در نحوه­ای دانست که اطلاعات مربوط به هویت و “خود” را پردازش می­ کنند. این رویکرد در ادامه توضیح داده خواهد شد.

 

[۱]exploration

[۲]commitment

[۳]Crocetti, Sica, Schwartz, Serafini &Meeus

[۴]achievement

[۵]foreclosure

[۶]moratorium

[۷]diffusions

[۸] Kroger