دانلود پایان نامه روانشناسی درباره راهنمای پایان نامه روانشناسی درباره : سرمایه اجتماعی

۲-۲-۱ سرمایه اجتماعی چیست

سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است که امروزه در جامعه­شناسی، اقتصاد و به تازگی در مدیریت و سازمان به صورت گسترده استفاده شده است. این مفهوم به پیوند­ها، ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد، که با خلق هنجار­ها و اعتقاد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می­شود. این سرمایه امروزه نقشی بسیار مهم­تر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمان­ها و جوامع ایفا می­ کند، و شبکه ­های روابط جمعی و گروهی، انسجام بخش میان انسان­ها، انسان­ها با سازمان­ها و سازمان­ها با سازمان­ها می­باشد و نقش بسیار مهمی در احساس مسئولیت اجتماعی سازمان­ها در جوامع ایفا می­ کند. در حقیقت، اصطلاح سرمایه به ثروت انباشته، به خصوص آنچه برای تولید ثروت بیشتر به کار می­رود اطلاق می­شود.

همچنین ریشه­شناسی کلمه«اجتماعی» در سرمایه اجتماعی به ما کمک می­ کند تا معنی سرمایه اجتماعی و تفاوت آن با سایر انواع سرمایه بهتر درک شود.کلمه «اجتماعی» یکی از گسترده­ترین و کلی­ترین صفات زبان انگلیسی است که به چیز­های متنوعی مانند انرژی، بیماری­ها، بازاریابی و مانند آن اشاره می­ کند. اسم این صفت، کلمه جامعه است. که از کلمه لاتین«Socius» به معنای «دوست یا رفیق» مشتق شده است. چنین ریشه­یابی نشان می­دهد که اساساً کلمه«اجتماعی» از پدیده دوستی ناشی شده است، و حاکی از دلبستگی شخصی، همکاری، یکپارچگی، احترام متقابل و احساس منفعت مشترک است. در تعاریف سرمایه اجتماعی و ابعاد و مسائل پیرامون آن توافق و همگونی چندانی وجود ندارد. به طور کلی این زمینه ­های نظری گسترده و کلی را می­توان به عنوان ریشه ­های نظری سرمایه اجتماعی در نظر گرفت که هنوز هم هریک طرفدارانی دارد، با توجه به سوگیری­هایی که در هریک از این نحله­ها جریانات فکری وجود دارد، تعاریف نیز متفاوت خواهد بود(بورت،۱۹۹۲: ۲۴-۸).

سرمایه­ اجتماعی با فراهم ساختن زمینه نظارت و کنترل اجتماعی غیراقتدارآمیز بر فرد و جامعه­پذیر ساختن وی که از مجرای احترام به عرف، سنت­ها، هنجارها و ارزش­های اجتماعی حاصل می­شود، از یک سو به معنادار ساختن زندگی اجتماعی برای فرد و زمینه­سازی مشارکت مثبت و فعال وی در زندگی اجتماعی می ­پردازد و از سوی دیگر از جهت پیامدهای جمعی و عمومی، موجب سلامت کلی جامعه، پایداری و ثبات­اجتماعی می­شود(تقی­لو، ۱۳۸۵: ۲۴۰). در واقع، افزایش و انباشت سرمایه اجتماعی سبب پدید آمدن حسن نیت و اعتماد متقابل میان کنشگران می­شود، همگرایی و همبستگی اجتماعی آنان را تقویت می­ کند و با ایجاد رابطه­ای پایدار و استوار زمینه همکاری گسترده آنها را برای تحقق هدف­های مشترک فراهم می­آورد( اجتهادی، ۱۳۸۶: ۵).

 ۲-۲-۲ تاریخچه سرمایه اجتماعی

«اصطلاح سرمایه اجتماعی قبل از سال ۱۹۱۶، در مقاله­ای توسط هانی فان[۱] از دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد. اما اولین بار در سال ۱۹۶۱، کتابی در آمریکا به وسیله شخصی به نام جین جاکوبز[۲] نوشته شد که این اصطلاح سرمایه اجتماعی را به کار برد و منظورش این بود که در حاشیه­نشین­های شهر، ویژگی­ها و خصلت­هایی وجود دارند که آن­ها می­توانند به خوبی با همدیگر ارتباط برقرار کنند و گروهایی را تشکیل دهند که خودشان مسائل و مشکلات­شان را حل کنند. در اصل، در آنجا منظور از سرمایه اجتماعی، نوعی همکاری و هم­فکری خودجوش و از درون گروه­های مردم حاشیه نشین بود» (توسلی، ۱۳۸۴: ۲).

جین جاکوبز سرمایه اجتماعی را شبکه ­های اجتماعی فشرده­ای می­داند که در محدوده­های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، نبودن جرم و جنایت­های خیابانی و دیگر تصمیم­ها در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی، پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیش­تری از خود نشان می­دهد. سپس این مفهوم در اقتصاد مورد استفاده قرار گرفت، ولی در واقع این جیمز کلمن[۳] و پژوهش او در زمینه مشارکت در امور مدرسه در شهر شیکاگو بود که سبب جلب توجه امروزی به این مفهوم شد، سپس بوردیو[۴] و پس از آن پوتنام[۵] در دهه ۱۹۹۰، از این مفهوم برای مطالعه نهادهای مردم سالار در ایتالیا استفاده کردند (شارع­پور، ۱۳۸۳).

« گلن لوری[۶] اقتصاددان نیز همچون ایوان لایت[۷] جامعه­شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را در دهه ۱۹۷۰ برای توصیف مشکل توسعه اقتصادی درون شهری به کار برد»(فوکومایا، ۱۳۷۹: ۱۰). در دهه ۱۹۷۰ سرمایه اجتماعی در روش­های خیلی ملموس، توسط اقتصاددان­های دارایی و مالی مطرح شد. از نگاه آن­ها، سرمایه اجتماعی فقط به مدعیان جمعی، اخلاقی یا قانونی دلالت دارد و فقط به اصطلاح اجتماعی بماند، محدود شده است. اقتصاددان­ها، اصطلاح­هایی نظیر زیر ساخت اجتماعی، سرویس­های اجتماعی یا هزینه­ های اجتماعی را اساساً بدون از دست دادن هر معنی مورد نظر، برای سرمایه اجتماعی به کار می­برند. به طور عمده در جامعه در جامعه­شناسی آمریکای شمالی به ویژه در نگاه کارکردگرایان، سرمایه اجتماعی عبارت است از روابط دوسویه، کنش دوجانبه و شبکه­هایی که در بین گروه های انسانی به وجود آمده است(نازک­تبار و ویسی، ۱۳۸۷: ۱۲۸-۱۲۹).

«سرمایه اجتماعی از جمله مفاهیم چند وجهی در علوم اجتماعی است که در اوایل قرن بیستم به صورت علمی و آکادمیک مطرح و از سال ۱۹۸۰ وارد متون علوم سیاسی و جامعه­شناسی شد و ابتدا توسط جاکوبز، بوردیو، پاسرون و لوری مطرح می­شود، اما توسط کسانی چون کلمن، بارت، پاتنام و پرتز بسط و گسترش داده می­شود»(ازکیا و غفاری، ۱۳۸۳: ۲۷۸) و (وال، ۱۹۹۸: ۲۵۹). کاربرد مفهوم سرمایه اجتماعی به صورت آنچه که امروز مدنظر است به تدریج در دهه ۱۹۹۰ رایج شده است اما این به معنای این نیست که در آثار جامعه­شناسان کلاسیک اثری از این مفهوم نباشد، در آثار اندیشمندان و جامعه­شناسانی چون مارکس وبر و دورکیم می­توان به جست­و جوی این مفهوم پرداخت و در اندیشمندانی چون مارکس، امیل دورکیم، وبر و پارسونز به مفاهیم همچون اضطرار، نفع جمعی، ارزش­ها و اعتماد اجتماعی توجه شده که هر یک ابعادی از مفهوم سرمایه اجتماعی را دربر می­گیرد(توسلی، ۱۳۸۴: ۳).

۲-۲-۳ اهمیت سرمایه اجتماعی

در دو دهه­ مفهوم سرمایه­ اجتماعی در زمینه­ها و اشکال گوناگونش به عنوان یکی از کانونی­ترین مفاهیم، ظهور و بروز یافته است. هرچند شور و اشتیاق زیادی در بین صاحب نظران و پژوهش­گران ایجاد کرده است لیکن، نگرش­ها، دیدگاه­ها و انتظارات گوناگونی را نیز دامن زده است. افزایش حجم قابل توجه پژوهش­ها در این حوزه بیان­گر اهمیت و جایگاه سرمایه­ اجتماعی در بسترهای متفاوت اجتماعی است. به طور کلی میزان سرمایه­ اجتماعی در هر گروه یا جامعه­ای نشان­دهنده­ میزان اعتماد افراد به یکدیگر است( فقیهی و فیضی، ۱۳۸۵). وجود میزان قابل قبولی از سرمایه­ اجتماعی موجب تسهیل کنش­های اجتماعی می­شود، به طوری که در مواقع بحرانی می­توان برای حل مشکلات از سرمایه­ی اجتماعی به عنوان اصلی­ترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرآیندهای موجود سود برد. از این رو شناسایی عوامل مؤثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت به سزایی دارد(رنانی، ۱۳۸۵).

تعدادی از عناصر اصلی که می­توان سرمایه اجتماعی را با آن مورد اندازه ­گیری قرار داد عبارتند از: آگاهی به امور عمومی، سیاسی، اجتماعی، وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهی­ها هستند، اعتماد عمومی به یکدیگر و مشارکت غیررسمی همیارانه در فعالیت­های داوطلبانه و در مجموع می­توان گفت که یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی، شکل و شیوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و نحوه همزیستی آنها در جامعه مورد مطالعه است(آدلر، ۲۰۰۲).

۱٫Hanifan

۲٫Jacobs

۳٫Coleman

۴٫Bourdieu

۵٫Putnam

۱٫Glen Lowry

۲٫Ivan Light