منبع پایان نامه درمورد اختلالات اضطرابی

اضطراب کودکان، مساله اصلی تحقیق حاضر این است که آیا بین میزان اضطراب، خودکارامدی والدینی، ابعاد کمال گرایی والدین و سبک والد گری در والدین کودکان مضطرب و والدین کودکان غیر مضطرب تفاوت وجود دارد؟
ضرورت نظری و عملی تحقیق
کودکان با اختلالات اضطرابی در معرض قربانی شدن و نادیده گرفته شدن از طرف همسالان قرار دارند(استروچ و همکاران،2006) و همچنین آنها با آسیب قابل توجهی در عملکرد تحصیلی و افت کارکرد خانواده روبرو هستند (گریل و اولاندیک ،2002)این امر می تواند عامل خطر جدی برای ایجاد افسردگی، اختلال خواب و مسائل سو مصرف مواد در این افراد باشد(آلفانو و همکاران،2007؛کندال و همکاران،2004 به نقل از کومر و همکاران،2012).هنگامی که اضطراب کودکی مورد غفلت باشد این اختلال می تواند در طول بزرگسالی تداوم داشته باشد و در طول زمان می تواند با سایر اختلالات روانپزشکی همراه شود. بنابراین وارسی علل شکل گیری و تداوم اضطراب دوران کودکی از اهمیت بسیاری، چه در جهت آموزش پیشگیری و چه در جهت درمان و شناسایی و رفع علل مرتبط، برخوردار است.
بنابراین میتوان از ضرورت این تحقیق در دو جهت نظری و عملی سخن گفت:
الف )ضرورت نظری:
پژوهش حاضر به لحاظ نظری می تواند به شناسایی عوامل دخیل در شکل گیری و تداوم اختلالات اضطرابی در کودکان منجر شود. علاوه براین، بدنه ای علمی فراهم می آید که می تواند زمینه گسترش تحقیق در اختلالات دوران کودکی در فرهنگ ایرانی باشد و هم امکان مقایسه این نتایج با نتایج تحقیقات مشابه را فراهم میسازد.
ب) ضرورت عملی:
به لحاظ عملی نتایج به دست آمده می تواند با شناسایی متغیر های دخیل در اضطراب کودکان، استفاده از آن را درضابطه مندی و ارائه مداخله های روانشناختی مربوط به اختلالات اضطرابی کودکان، مورد توجه قرار دهد. در صورتی که بین آسیب شناسی والدین مثل اضطراب والدین یا دیگر موارد با اضطراب کودکان رابطه جدی و اساسی وجود داشته باشد، می تواند دربرنامه ریزی های پیشگیرانه و تربیتی و نیز طرح ریزی درمانی با توجه به نقش والدین یاری رساند. در صورت ارتباط بین سبک های والد گری و کمال گرایی با علائم اضطرابی کودکی می توان اصلاح الگوهای والد گری و کمال گرایی را در برنامه ها و آموزشهای خانواده در نظر گرفت.
همچنین در صورت ارتباط بین خود کارامدی والدینی با اضطراب کودکان می توان در مداخلات درمانی کودکان سهم خودکارامدی والدین را در بهبود علائم اضطرابی این کودکان در نظر گرفت و به اصلاح باورهای خودکارامدی والدین پرداخت. همچنین سازمان هایی مانند بهزیستی، آموزش و پرورش می توانند برنامه هایی را برای پیشگیری اختلالات اضطرابی کودکان در سطح والدین در دستور کار خود قرار دهند و همچنین به شناخت و درک بیشتر مولفه های مربوط به اختلالات اضطرابی کودکان ، به مشاوران و روانشناسانی که در حوزه کودک کار می کنند، یاری رسانند.
اهداف پژوهش
متناسب با مساله اساسی تحقیق، هدفهای زیر تنظیم شده اند :
1)تعیین تفاوت میزان اضطراب در والدین کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی و کودکان بهنجار
1-1 ) تعیین تفاوت میزان اضطراب حالت در والدین کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی و کودکان بهنجار
1-2) تعیین تفاوت میزان اضطراب صفت در والدین کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی و کودکان بهنجار
2) تعیین تفاوت سبک والد گری در والدین کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی و کودکان بهنجار
2-1) تعیین تفاوت میزان تعارض و سردرگمی در والدین کودکان کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی و کودکان بهنجار
2-2)تعیین تفاوت میزان پاسخدهی در والدین کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی و کودکان بهنجار
2-3) تعیین تفاوت میزان دسترس پذیری در والدین کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی و کودکان بهنجار
3)تعیین تفاوت میزان خود کارامدی والدینی در والدین کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی و کودکان بهنجار
4)تعیین تفاوت ابعاد کمال گرایی در والدین کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی و کودکان بهنجار
فرضیه های پژوهش:
) میزان اضطراب مادران کودکان مضطرب بیشتر از اضطراب مادران کودکان بهنجار است .
1-1)میزان اضطراب صفت مادران کودکان مضطرب بیشتر از اضطراب صفت مادران کودکان بهنجار است.
1-2)میزان اضطراب حالت مادران کودکان مضطرب بیشتر از اضطراب حالت مادران کودکان بهنجار است.
2) بین سبکهای والد گری در مادران کودکان مضطرب با والدین کودکان بهنجار تفاوت وجود دارد.
2-1) میزان تعارض و سردرگمی مادران کودکان مبتلا به اضطرب بیشتر از تعارض و سردرگمی والدین کودکان بهنجار است.
2-2) میزان دسترس پذیری مادران کودکان مبتلا به اضطرب کمتر از دسترس پذیری والدین کودکان بهنجار است.
2-3) میزان پاسخدهی و حساسیت مادران کودکان مبتلا به اضطراب کمتر از والدین کودکان بهنجار است
3) میزان کمال گرایی مادران کودکان مبتلا به اضطرب بیشتر از کمال گرایی مادران کودکان بهنجاراست .
3-1) میزان انتظارات والدینی مادران کودکان مضطرب بیشتر از مادران کودکان بهنجار است.
3-2) میزان سازماندهی مادران کودکان مضطرب بیشترازمادران کودکان بهنجار است
3-3) میزان انتقاد والدینی مادران کودکان مضطرب بیشتر مادران کودکان بهنجار است.
3-4 میزان نگرانی از اشتباه
مادران کودکان مضطرب بیشتر از مادران کودکان بهنجاراست.
3-5) میزان معیار های شخصی مادران کودکان مضطرب بیشتر ازمادران کودکان بهنجار تفاوت وجود دارد.
3-6) میزان شک و تردید مادران کودکان مضطرب بیشتر از مادران کودکان بهنجاراست.
4) میزان خود کارامدی مادران کودکان مبتلا به اضطرب کمتر از خودکارامدی مادران کودکان بهنجار است.
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیر های تحقیق
اضطراب والدین :
الف )تعریف مفهومی: اضطراب یک احساس وهیجان ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسی است که اغلب با علائم دستگاه اتونوم همراه است(کاپلان،2007).
ب:تعریف عملیاتی : در این تحقیق اضطراب صفت و حالت در برگیرنده ی نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه اضطراب صفت و حالت اسپیل برگر(اسپیل برگر و همکاران،1983) به دست می آورد. توضیحات بیشتر در این باره، درفصل سوم و در قسمت ابزارهای تحقیق ارائه خواهد شد.
اضطراب کودکان:
الف: احساس و هیجان ناخوشایندی است که اغلب با نشانه های رفتاری و جسمانی در کودک همراه می باشد (کاپلان،2007)
ب)در این تحقیق اضطراب کودک در برگیرنده نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه فهرست رفتاری کودک فرم والدین به دست می آورد.توضیحات بیشتر در این باره ،در قسمت ابزار های در فصل سوم تحقیق ارائه خواهد شد.
سبک والد گری
الف :تعریف مفهومی: سبک های والد گری ترکیباتی از رفتار های والدین هست که در موقعیت های گسترده ای روی می دهد و جو فرزند پروری با دوامی را به وجود می آورد(برک،2007) و شامل تعارض،پاسخدهی، دسترس پذیری می باشد. البته این موارد در تحقیق پیانتا(1992) تحت عناوین دیگری آمده که به شرح ذیل است منظور از تعارض، کشمکش و عصبانی شدن با یکدیگر؛ روابط مثبت به روابط نزدیک و پذیرش و صمیمی بودن با کودک تاکید می کند؛ و وابستگی میزان وابستگی نابهنجار کودک و والد را ارزیابی می کند.
ب :تعریف عملیاتی: در این سبک های والدگری در بر گیرنده ی نمراتی است که آزمودنی از پرسشنامه ارتباط والد -کودک(پیانتا،1992) به دست می آورد. توضیحات بیشتر در این باره، در قسمت ابزارهای تحقیق و در فصل سوم ارائه خواهد شد.
کمال گرایی
الف :تعریف مفهومی: کمال گرایی یک ویژگی شخصیتی که با تلاش برای کامل و بی عیب و نقص بودن و تعیین معیار های عالی و افراطی در عملکرد همراه با گرایش به ارزیابی انتقادی رفتار مشخص می شود(فراست و همکاران،1990) و با نگرانی در مورد اشتباه ها، تردید در مورد اعمال، ترس از عدم تایید دیگران و ناهماهنگی بین انتظارات و وقایع همراه است(استوبر و اتو،2006).
ب : تعریف عملیاتی: در این پژوهش کمال گرایی در بر گیرنده ی نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه چند بعدی کمال گرایی فراست و همکاران(1990) به دست می آورد. توضیحات بیشتر در این باره، در قسمت ابزارهای تحقیق در فصل سوم ارائه خواهد شد.
خودکارامدی والدینی
الف: تعریف مفهومی: خود کارامدی، حس کلی والدین از اطمینان در نقش والد، توانایی حل تعارضات والد- کودک و تلاش و مقاومت والدینی باشد(لانگ و همکاران،2005).
ب :تعریف عملیاتی: در این پژوهش خود کارامدی والدینی در برگیرنده ی نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه خودکارآمدی والدگری (دومکا و همکاران،1996) به دست می آورد. توضیحات بیشتر در این باره، در قسمت ابزارهای تحقیق در فصل سوم ارائه خواهد شد.
کودکان بهنجار:
در این پژوهش منظور از کودکان بهنجار کودکانی هستند که بر اساس پرسشنامه های جمعیت شناختی و غربال گری مضطرب شناخته نشوند و در شش ماه قبل از شروع ارزیابی های تحقیقات حاضر نیاز به دریافت خدمات نداشته روانپزشکی و روانشناسی نداشته اند و در مدرسه به عنوان کودک مشکل دار شناخته نمی شوند.
فصل دوم:
مروری بر پیشینه های نظری و عملی پژوهش
فصل دوم:
مروری بر پیشینه های نظری و عملی پژوهش
مروری بر پیشینه های نظری و عملی پژوهش تحقیق

مقدمه:
در این فصل در آغاز به اضطراب به طور کلی پرداخته می شود. سپس اختلال های اضطراب با توجه به نشانه شناسی و ابعاد آن مورد توجه قرار می گیرند. سپس سبب شناسی اختلالات اضطرابی مطرح می شود و تاثیر و تاثر متقابل اضطراب با متغیر های کمال گرایی، خود کارامدی والدینی، سبک های والدگری مورد بحث قرار می گیرد. در انتهای فصل هم پژوهش های مرتبط در ایران و خارج مطرح می گردد.
اضطراب:
تمام کودکان ترس ها و نگرانی هایی را در دوره های خاص زندگی شان تجربه می کنند و این قسمتی بهنجار از فرایند بزرگ شدن و رشد می باشد. ترس، نگرانی و اضطراب در کودکان می تواند شکل های بسیاری به خود بگیرد ترس و اضطراب چالشهای طبیعی رشد برای رسیدن به بلوغ فردی است(رستمی،1391). محیط اجتماعی در پهنه زندگی چالشهای متفاوتی را پیش روی ما میگذارد که مستلزم رشد مهارتها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران کودکی ترسها و اضطرابها این قبیل چالش ها را به وجود میآورند. کودکان با فراگیری روش های مقابله با موقعیتهای اضطرابزا و ترسآور این دوران، نحوه کنارآمدن با ترسها و اضطرابهای زندگی آتی را میآموزند (نجاریان و داوودی، 1389).
همراه با جریان رشد نوع ترسها نیز تغییر میکند، یعنی در سنین متفاوت ترسهای متفاوتی مطرح میشود. مثلا کودکان 8 ماهه تا 2 ساله از جداشدن از مراقبان خود میترسند، بین 2 تا 4 سالگی ترس از حیوانات و تاریکی ظاهر میشود. بین 4 تا 6 سالگی قدرت تصور و تصویرسازی کودک رشد میکند و تصویرهایی از ارواح، هیولاهای نیمهانسان – نیمهحیوان و صداهای غیرقابل توضیح در شب را میسازد. بعد از 6 سالگی کودک احتمالا بیشتر از آسیب، مرگ یا بلایای طبیعی میترسد. هم نوجوانان سفیدپوست و هم نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار ترس هایی مشابه درباره صدمه دیدن خود یا دیگران ابراز میکنند (کندال و همکاران، 2010).
رشد هیجانی برای همه انسانها نوعی چالش است. کودکان طی دورهای کمتر از یک دهه، از موجوداتی با درک هیجانی محدود، به افرادی با شبکه هیجانی پیچیده تبدیل می شوند. با بالارفتن سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و همینطور مطالبات برای نحوه ابراز هیجان همگی افزایش مییابند. برخی کودکان در مواجهه با این چالشها درهم می شکنند و دچار اختلالات هیجانی می شوند، و ممکن است به مشکلات اضطرابی دچار شوند. باید توجه داشت که اختلالات اضطرابی سیری مزمن دارند، ممکن است به شدت مزاحم روند عادی زندگی در دوران بزرگسالی شوند و از شایعترین اختلالات دوران کودکی هستند (کندال و همکاران، 2010). دراین بین والدین نقش عمده ای را در شکل گیری و تداوم ترس ها و نگرانی های کودکشان دارند. تحقیقات حاضر هم در حوزه ی علت شناسی و هم در سطح مداخلات توجه خودشان را به والدین معطوف کرده اند. دراین فصل ابتدا به پدیده اضطراب می پردازیم و سپس به متغیر هایی که سهم عمده ای در شکل گیری و تداوم علائم اضطرابی در کودکی دارد می پردازیم.
اضطراب هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند یعنی به فرد هشدار می دهد که خطری در راه است و باعث می شود که فرد بتواند برای مقابله با خطر، اقداماتی به عمل آورد. ترس هم هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند، ولی باید آن را اضطراب افتراق داد. ترس در پاسخ به خطری معلوم، بیرونی،معین یا با منشا غیر تعارضی ایجاد می شود، حال آنکه اضطراب در پاسخ به تهدیدی پیدا می شود که نا معلوم، درونی و مبهم است یا از تعارض منشا گرفته است(کاپلان و سادوک،2007).
اضطراب طبیعی
هرکسی دچار اضطراب می شود و آن، تشویشی فراگیر، ناخوشایند و مبهم است که اغلب، علائم دستگاه خودکار(اتونوم) نظیر سردرد،تعریق، تپش قلب، احساس تنگی در قفسه سینه و ناراحتی مختصر معده نیز با ان همراه است. فرد مضطرب ممکن است احساس بیقراری هم بکند که نشانه اش این است که نمی تواند به مدت طولانی یک جا بنشیند یا بایستد مجموعه علائمی که در حین اضطراب وجود دارد،اغلب در هر فرد به گونه ای متفاوت از دیگران است(سادوک،2007).
آیا اضطراب جنبه های انطباقی دارد؟
اضطراب و ترس جنبه های هشدار دهنده ای هستند که خطر درونی و بیرونی را اعلام می کنند. اضطراب را می توان پاسخی بهنجار و انطباقی تلقی کرد که موجب حفظ حیات می شود و خطر وقوع صدمه جسمی ،درد، بی پناهی، احتمال مجازات، یا برآورده نشدن نیاز های اجتماعی و جسمانی ، خطر جدایی از محبوب، خطر بروز مانعی در برابر ارتقای موقعیت یا منزلت فرد، و سر انجام خطراتی را اعلام می کند که در برابر کلیت و یکپارچگی فرد وجود دارد. اضطراب باعث می شود. فرد برای پیشگیری از آن خطرات و یا تهدید ها یا برای تخفیف عواقب آنها کاری بکند. این آماده سازی با افزایش فعالیت دستگاه اتونوم و پیکری همراه است که تحت کنترل تعامل دستگاه عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک قرار دارد. سخت کوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان، جای خالی دادن وقتی که توپی به طرف شما پرتاب کرده اند. اینها نمونه هایی است که از محدود ساختن خطر و تهدید در زندگی روز مره است. یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری شود. بنابراین اضطراب از وارد شدن صدمات پیشگیری می کند(سادوک،2007).
احساس اضطراب دو مولفه دارد : با خبر شدن فرد از تغییرات جسمی خود(مثل تپش قلب و تعریق) و با خبر شدن از این که عصبی شده است یا ترسیده است.احساس شرم نیز ممکن است به اضطراب دامن بزند:”دیگران می فهمند که من ترسیده ام” خیلی ها وقتی فکر می کنند که دیگران پی به اضطراب آنها نبرده اند یا شدت آن
را درنیافته اند تعجب می کنند(سادوک،2007).
اضطراب علاوه بر اثرات حرکتی(موتور) و احشایی بر تفکر، ادراک، و یادگیری فرد هم اثر می گذارد. اضطراب اغلب سردرگمی(کنفوزیون) و تحریف هایی در ادراک ایجاد می کند؛ تحریف هایی نه فقط در درک زمان و مکان، که حتی در درک افراد و معنا و اهمیت وقایع. این تحریف ها با کاستن از تمرکز، کم کردن قدرت یاد آوری و مختل کردن ساختن قدرت ربط دان امور به هم – یعنی تداعی کردن- می تواند در یادگیری اختلال ایجاد کنند. یکی از جنبه های مهم هیجان اثری که در انتخابی بودن توجه می گذاردافراد مضطرب مستعد آنند که که به برخی چیز ها در دور و بر خود به طور انتخابی توجه کنند و از بقیه آنها صرف نظر کنند. آنها با این کار می کوشند اثبات کنند که اگر دارندموقعیت خود را ترس آور تلقی می کنند، محق اند و لذا دارند واکنش درستی نشان می دهند.اگر آنها ترس خود را به غلط موجه جلوه دهند، اضطرابشان با این واکنش انتخابی تقویت می شود و به این ترتیب دور باطلی از اضطراب به وجود می آید که یک سر آن ادراک تحریف شده آنهاست و سر دیگرش تشدید اضطرابشان . اما اگر بر عکس با نوعی تفکر انتخابی به خود اطمینان خاطر ببخشند، اضطراب بجای آنها ممکن است تخفیف یابد

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *