نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۴

نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۴

  • وضعیت مالکیت مسکن
  • تحصیلات
  • احترام به قوانین رسمی
  • پایبندی والدین به مبانی دینی
  • مطلع بودن از اصول و مبانی دنیی
  • منقید بودن به اصول و مبانی دینی
  • شوهر کجرفتار
  • پدر کجرفتار
  • مادر کجرفتار
  • دوستان دستگیر شده
  • زندگی در محلات جرم خیز و فقیر نشین
  • برادر یا خواهر کجرفتار
  • علاقه داشتن به تحصیلات
  • علاقه داشتن به وسایل و امکانات زندگی
  • علاقه داشتن به فرزندان و خانواده
  • داشتن مسکن
  • ۱۰ تا ۱۵ سال
    ۱۵ تا ۲۰ سال
    ۲۰ تا ۲۵ سال
    مدی نظری علل اجتماعی کجرفتاری زنان
    X1 گسیختگی خانواده والدین
    X2 محیط زندگی
    مدل نظری جرم زنان
    SES X3
    X5 میزان دین داری
    X6 سن ازدواج
    بند چهارم- تبیین روان شناختی کژ رفتاری های اجتماعی
    بسیاری از روانشناسان و روانکاوان علل رفتارهای انحرافی را بر حسب نقص شخصیت فرد کجرو توجیه و تبیین می کنند و بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت بیشتر از گونه های دیگر گزینش به جرم و تبهکاری دارند .
    در واقع آنان کژرفتاری را ناشی از تجربه های تلخ دوران کودکی می دانند که معلول روابط ناسالم فرد و محیط اجتماعی است.
    آنان در تکوینی شخصیت دو عامل زیستی و اجتماعی را موثر می دانند و عوامل زیستی معمولاً به ارث می رسند و عوامل اجتماعی محصول محیط اجتماعی هستند.
    گفتار سوم- نظریه های جامعه شناسی انحرافات
    در قلمرو جامعه شناسی نظریه های مختلفی در باب کجروی و انحرافات می باشد. جامعه شناسان علل و عوامل گوناگونی را باعث شکل گیری و انجام عمل کجروی در جامعه توسط انسانها معرفی نموده اند.
    از اهالی حوزه های جامعه شناسی ریشه های انحراف و علل آن را نه در درون فرد بلکه در بیرون از او در واقعیت های اجتماعی نهادها، ساختارها، روابط اجتماعی و نظایر آن جستجو می کنند.
    ۱ـ نقطه آنان از جامعه و ساخت اجتماعی است.
    ۲ـ افعال و کنش های فرد را در قبال جامعه می سنجد.
    ۳ـ واحد تحلیل آن جمع است نه فرد
    ۴ـ جرم و بزهکاری را امری ناخواسته به شمار می آورند که از سوی نظام اجتماعی بر فرد تحمیل گردیده است»[۱۶]
    بند اول- نظریه های آنومی
    تبیین همه صور کجرفتاری از جمله انحرافات و جرایم زنان به وسیله مفهوم آنومی (بی هنجاری) امکان پذیر می باشد. «از نظر لغوی آنومی از دو جزء ترکیب یافته است. ۱ـ «نومیا» و «نومی» که در زبان یونانی به مفهوم ناموسی و قانونی است و دلالت بر قاعده روال رفتار، هنجار، سنجه، قانون، رسم روش و مانند آن ۲ـ «آ» به مفهوم نفی آن.
    همچنین ساروخانی می نویسد: «بی هنجاری از نظر ریشته لغوی فقدان هنجارها یا قوانین را می رساند و در آغاز توسط دورکیم به منظور تشریح بعضی از رفتارهای جانیان و افراد غیر اجتماعی به کار رفت»[۱۷]

    برچسب گذاری شده با: , , , , ,