نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۵

نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۵

بند دوم- نظریه آنومی دورکیم:
نظریه آنومی دورکیم یکی از مهمترین و اساسی ترین و پرآوازه ترین نظریات جامعه شناسی در باب بزهکاری و کجرفتاری می باشد.
آنومی در نظر دورکیم اشاره به بی سازمانی، گسستگی و از هم گسیختگی اجتماعی، اختلال، و اغتشاش در نظام جمعی دارد وقتی اجماع بر سر پذیرش هنجارهای اجتماعی و اهداف و انتظارات جامعه نباشد، بی هنجاری یا آنومی شکل می گیرد.
با توجه به بحث آنومی دورکیم می توان چنین بیان کرد که آنچه که دورکیم در ارتباط با آنومی و رفتار انحرافی مطرح نموده است شامل انحراف یا کجرفتاری زنان هم می شود.
بنابراین براساس این تئوری هر گاه آنومی یا بی هنجاری اجتماعی افزایش یابد و هنجارها و قواعد رفتار در جامعه دچار ستیز و از هم گسیختگی شوند و یا اینکه فرد بر اثر فقدان هنجارها و الگوهای رفتار، دچار سرگشتگی و پریشانی شود و بر اثر چنین حالاتی احساسات جمعی تضعیف شود و ضمانت اجرائی خود را از دست بدهد کجرفتاری های اجتماعی از قبیل سرقت، قتل، فحشاء، اعتیاد و غیره افزایش می یابد.
همچنین براساس این تئوری بین فرد گرایی و افزایش جرم یا کجرفتاری رابطه وجود دارد یعنی اگر همبستگی اجتماعی در اثر از هم گسیختگی و انفکاک بین اعضاء خانواده ضعیف شود و اعضاء خانواده خوب جامعه پذیر نشده باشند، در نتیجه نمی توانند قواعد و قوانین و آداب و رسوم و ارزشهای اجتماعی جامعه را درونی نمایند لذا، نمی توانند خود را همراه و همساز با اعتقادات و اخلاقیات و عقاید و قواعد پذیرفته شده جامعه بنمایند و احتمال اینکه دچار کجرفتاری اجتماعی شدند بسیار است.
بند سوم- نظریه آنومی رابرت مرتن
مرتن معتقد است که فقر باعث رفتار انحرافی می شود. چرا که فشار ساختاری جامعه به افراد از طریق تشویق ها و تبلیغاتی که درباره اهداف فرهنگی انجام می دهد باعث کجروی می شود.
آنومی و بی هنجاری در دیدگاه مرتن زمانی اتفاق می افتد هنجارهای اجتماعی با واقعیت اجتماعی در ستیزند و از این طریق بر افراد جامعه فشار وارد می شود.
مرتن شیوه های انطباقی دارد که پنج حالت می باشد.
۱ـ سازگاری ، همنوایی و تطابق
۲ـ بدعت و نوع آوری
۳ـ سنت گرایی و یا عادت گرایی
۴ـ عقب نشینی انصراف
۵ـ شورش و طغیان
مرتن می گوید که در جامعه چگونه ساختار اجتماعی و ارزشهای اجتماعی موجب انحراف افراد جامعه می شوند. در تناقض واقعیت با هنجارها به افراد فشار وارد می آید و افراد برای رسیدن به هدف های تاکید شده ناچار به راه های غیر مشروع روی می آورند. البته شیوه واکنش افراد به پایگاه اجتماعی او و چگونگی جامعه پذیری افراد بستگی دارد. در نهایت اهمیت تئوری مرتن در این است که به رفتار فرد توجه ننموده بلکه جنبه های اجتماعی که روی را در نظر دراد که متأثر از ساختار فرهنگی اجتماع است.
بند چهارم- نظرات رابرت آگینو و مسنرو روز نفلد:
پس از مرتن افرادی چون رابرت اگینو[۱۸] و مسنر[۱۹] و روز نفلد[۲۰] هم در باب انحراف کارهایی را انجام داده اند خلاصه نظرات آنها به قرار ذیل می باشد:
الف) رابرت آگینو: اگینو می گوید تاکید عمده نظریه فشار اجتماعی از جمله نظریه مرتن توجه به اهمیت روابط اجتماعی منفی است. اگینو معتقد است سه منشأ کلی فشار وجود دارد که باعث انحراف می‌شود:
۱ـ عدم موفقیت در دستیابی به اهداف با ارزش از نظر اجتماعی
۲ـ حذف وقایع با ارزش از نظر اجتماعی ، مثلاً از دست دادن نزدیکان
۳ـ تجربه وقایع منفی از نظر ارزشهای اجتماعی که شامل تجربیاتی مانند سوء استفاده جنسی از کودکان ، قربانی شدن در یک واقعه جنایی، تنبیه های لفظی یا جسمانی اگینو معتقد است که این فشار ها تمایل به کج رفتاری را در افراد ایجاد می کند.
ب) مسنرو روزنفلدمسنرو روزنفلد نظریه مرتن را در باب کج رفتاری طبقه پایین و نظر جامعه شناسان معاصرتر را نسبت به اینکه کج روی فقط منحصر به طبقه پایین نیست بلکه طبقات بالا و متوسط هم ممکن است دست به کج رفتاری بزنند را مورد توجه قرار دادند.
مسنرو روزنفلد می گویند علت عدم هماهنگی بین اهداف اجتماعی و راه های نهادی شده در جامعه آمریکا بویژه دست یافتن به پول ، اقتصاد بازار آزاد است که مبدل به نهاد اصلی اجتماع گردیده است نهادهای دیگر مثل مدرسه، کلیسا، خانواده در مقابل آن ضعیف هستند.
۱ـ نقش های غیر اقتصادی از ارزش کمتری در مقابل نقشهای اقتصادی برخوردار است.
۲ـ نقش های غیر اقتصادی در شرایطی که تناقض پیش آید فدای نقش های اقتصادی آن ها معتقدند که تسلط ساختار اقتصادی از سه طریق آشکار می شود.
۳ـ در زبان روزمره استعارهای اقتصادی زیاد به کار می رود»[۲۱]
به نظر می آید در جامعه ایران هم نظریه مسنروروزنفلد بویژه بند اول آن عمل می شود و همین عامل یا عوامل با توجه به فرهنگ رو به ازدیاد تجمل گرایی و ناهمخوانی آن با راه ها و قواعد موجود موجب انحراف جامعه و بویژه دختران و زنان شده است.
بند پنجم- نظریه آنومی و ساختار خانواده ویلیام گود
ویلیام گود با یاری گرفتن از آنومی و تعمیم آن به نهاد خانواده درصدد است که آنومی در اجتماع را تعیین نماید. بنا به نظریه ویلیام گود خانواده یک ساختار کوچک اجتماع کننده انسانها است خانواده اولین نهادی است که انسان در آن قدم می گذارد و شخصیت انسان در دوران کودکی در آن پرورش نموده و عکس العمل آن در بزرگی نمایان می شود.
گسیختگی خانواده می تواند معلول عوامل زیر می باشد:
«۱ـ فقدان پدر ۲ـ فقدان یا غیبت مادر۳ـ وجود روابط ضعیف و حتی متعارض بین اعضاء خانواده »[۲۲]
الف) وظایف و کارکردهای خانواده
از جمله وظایف و کارکردهای خانواده می توان کارکردهای تربیتی و زیستی و جسمی خانواده اشاره نمود:
۱ـ تامین نیازهای جسمی فرزندان:
۲ـ خانواده منبع رشد و یادگیری:
«کونیک[۲۳] از خانواده کوچک به یک عنوان یک گروه صمیمی نام می برد که مهمترین کارکرد آن تولید شخصیت اجتماعی است نه فرهنگی»[۲۴]
گسیختگی خانواده باعث این می شود که خانواده و اعضایش دچار بحران خواهد شد و نیازهای روحی و روانی و جسمی آنان درست و به موقع برطرف نمی شود، در چنین شرایطی دختران و زنان مثل دیگر اعضاء خانواده دچار آسیب شده و به طرف رفتارهای انحرافی کشانده می شوند.
بند ششم- نظریه همنشینی افتراقی ادوین ساترلند:
ادوین ساترلند تحت نظریات شاو و مک گی معتقد است که : «رفتار انحرافی مانند سایر رفتارهای اجتماعی از طریق همنشینی و پیوستگی با دیگران آموخته می شود»[۲۵]
ساترلند رفتار بزهکارانه را ناشی از تماس با اشخاص در اثر فرایند یادگیری می داند که مخصوصاً از روابط داخل یک گروه محدود نظیر مدرسه، کوچه، محله تعلیم گرفته می‌شود.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

برچسب گذاری شده با: , , , , , , ,