علمی :
نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۸

علمی : نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۸

پرواضح است که جنبه های مختلف شخصیتی هر فرد سالم و ایده آل از ارائه مطلوب هنجارهای مورد قبول اجتماع از سوی والدین خود شکل گرفته و به سوی تکامل پیش می رود.
اگر خانواده در ارائه علمی، رفتاری و گفتاری بایدها و نبایدهای انسانی و اجتماعی به فرزندان خود موفق باشد، به نظر می رسد که در آینده، کمتر شاهد نقض حقوق فردی و اجتماعی در جامعه باشیم.
هیچ جامعه ای نمی تواند به سلامت دست پیدا کند، اگر از خانواده های ناسالم رنج ببرد.
«گورر» دانشمند روسی معتقد است: «حتی طرز قنداق کردن کودک در خانواده، تأثیر شگرفی در آینده کودک پدید می آورد.»
«فروید» متأثر از اندیشه بقا و جابجایی عناصر می گوید کودک در درون خانواده، بخصوص در سالهای نخست، در زمره تأثیرپذیرترین موجودات عالم است. کودک هنوز مکانیسم دفاعی برای دفع اثرات را ندارد. بنابراین اثراتی که بر ذهن او وارد می شود، باقی می ماند؛ لذا باید گفت که اگر بنا باشد در جامعه انسانهای سالمی داشته باشیم، اول باید خانواده ای متعادل از نظر اخلاقی، اعتقادی، رفتاری و… داشته باشیم؛ زیرا هرجا که خانواده نیست، ما می توانیم تأثیر عدم وجود آن را روی جامعه احساس کنیم که برای تمام عمر انسان باقی بماند.
در بررسی وضعیت شخصیتی غالب مجرمان، به خصوص مجرمان نوجوان و جوان، ملاحظه خواهیم کرد که اکثریت آنها در دوران کودکی و نوجوانی مشکلاتی را از لحاظ عاطفی، تربیتی، مالی و رفتاری داشته اند که ناشی از عدم تربیت و حضانت مناسب پدر و مادر آنها بوده است؛ بطوریکه یا خانواده از هم پاشیده و والدین از هم جدا داشته اند یا یکی از آنها، بخصوص مادر محکومیت کیفری داشته است و… .
به بیان بهتر، در این خانواده ها، پوسته حراست و ایمنی ترک برداشته و میکروب ها به درون آن راه یافته و ممکن است، این میکروب به حدی مؤثر باشد که ادامه زندگی را از فرد بگیرد.
از نظر جامعه شناسی، خانواده ها دو مکانیسم و فعالیت عمده را برعهده دارند: یکی آنکه پدر و مادر نقش مولد و والدی دارند و دیگر اینکه باید به جامعه پذیری کودک بپردازند و کودک را به نسل های آینده پیوند دهند، اما آیا در همه خانواده ها این مکانیسم به نحو احسن انجام می گیرد؟ آیا پدری که معتاد به مواد الکلی یا مواد مخدر است، پدری که کارش خرید و فروش مواد مخدر است، یا پدری که سوابق متعدد محکومیت به جرایم سرقت، مزاحمت، ضرب و شتم و … را دارد، می تواند تربیت و محافظت از فرزند یا فرزندان خود را برعهده داشته باشد؟ آیا سرپرست و ولی بودن، به معنی به دنیا آوردن یک کودک یا نوجوان است؟ آیا ولایت پدر و مادر صرفاً در تهیه و تدارک معاش زندگی، خوراک و پوشاک طفل خلاصه می شود یا اینکه وظیفه اصلی آنها تربیت صحیح و محافظت از ابتلای فرزند یا فرزندان خود به انواع آلودگیهای اجتماعی است؟ و آیا پدری که به این وظیفه مهم خود نتواند عمل کند، می تواند عنوان ولایت قهری را برعهده داشته باشد؟
اگر ما بخواهیم بین انسان و قوانین جامعه تعادل برقرار شود، باید از خانه و خانواده آغاز کنیم، یعنی از اولین بستر حیات انسانی.
از جمله بزرگترین راه های انتقال میراث فرهنگی به کودکان و نوجوانان، راه مصاحبت، معاشرت و گفتگوست و از این طریق زمینه بلوغ کودکان فراهم شده و آشتی آنها با قوانین و الگوهای اخلاقی و اجتماعی صورت می گیرد و گفتگو به عبارتی راه بزرگ تعلیم و تربیت است.
ممکن است ما با جبر و تندی، کودکان را مطیع خود کنیم، اما این را نیز نباید فراموش کنیم که کودکان و نوجوانان ما، مقابل مقررات تحمیلی و هنجارهای درونی نشده، مقاومت نشان خواهند داد. این امر، در مورد افراد بزرگسال نیز مصداق دارد بدین توضیح که اگر مردم از لحاظ اخلاقی، عملی را بعنوان عملی ناپسند، غیرانسانی و غیراخلاقی تلقی نکنند و آن را نپذیرند، ممکن است ما با توسل به زور، چند صباحی جلوی ارتکاب به آن عمل را بگیریم، اما چندی نخواهد گذاشت که با ارتکاب متعدد به آن عمل، مواجه خواهیم شد. خانواده، برای پیشگیری از نابسامانیهای اجتماعی، اعمال مجرمان و عدم تعادل روحی افراد، مهمترین ابزار است. انسانی که از درون یک خانواده ناسالم برخاسته، نمی تواند یک شهروند درست باشد. پس باید، از وارد شدن آسیب بر پیکره خانواده ها محافظت کرده و تلاش کنیم پوسته محافظ آن، سالم بماند.
در زیر، به پاره هایی از آسیب هایی که ممکن است برای خانواده تهدید کننده باشند، اشاره می شود:
۱- خانواده هایی که والدین آن در کنار اطفال خود نیستند، بخصوص با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی حاکم بر جامعه و تأثیر آن روی خانواده ها و لزوم فعالیت و کار شبانه روزی زن و مرد خانه برای تأمین هزینه های متعارف زندگی، باعث شده است یا پدر خانواده به شهرهای دیگر مهاجرت کند یا در شهر خودشان برای ساعاتی طولانی از روز، دور از فرزندان نوجوان و جوان خود باشند. به عبارت دیگر به علت خستگی ناشی از کار، حوصله ای برای گفتگو و مصاحبت با فرزندان از طرف والدین باقی نمانده و نتیجه عدم تربیت کافی هم به وضوح روشن و عیان است.
۲- خانواده ای که فضای عاطفی درونش آسیب دیده، ولی اسکلت آن هنوز پابرجاست.
تلاش برای کاهش آمار طلاق ها در کشور، امری پسندیده و مفید است اما آیا کافی است؟ یعنی اگر با وجود انواع اختلافات درونی، صرفا اسکلت خانواده را حفظ کنیم، بقای چنین خانواده ای برای کودکان و نوجوانان مفید فایده خواهد بود؟ باید کیفیت روابط خانواده ها را بالا برده و از طریق بالا بردن مرزهای عاطفی و محبت، موجبات پرورش کودکان متعارف را در جامعه فراهم کرد.
۳- مسأله دیگر، ورود انواع رسانه ها به محیط خانواده هاست. رسانه ها معمولا خانواده ها را از شکل سنتی خود بیرون برده و تغییراتی عمیق و پایدار در آن ایجاد می کنند. رسانه ها محیطی نو در خانه ها پدید می آورند، انگیزه های تازه ای در راه جذب ساکنان خانه ایجاد می کنند، با ورود رسانه ها به اعماق خانه ها، معماری خانه ها نیز تغییر می کند، حتی طرز نشستن انسانها نیز دگرگون می شود به نحوی که دیگر دور هم نمی نشینند، بلکه همه در یک خط قرار می گیرند تا بتوانند به تلویزیون نگاه کنند. به عبارتی دیگر، رابطه چهره به چهره و مستقیم انسانها، جای خود را به رابطه انسان و شی ء (تلویزیون، رایانه ها و…) می دهد و در این صورت است که فضای عاطفی خانه ها نیز آسیب پذیر می شود. از میزان گفتگو، تعاطی افکار و گشودن دلها در برابر یکدیگر کاسته شده و فاصله عاطفی بین والدین و فرزندان ایجاد می شود و… خود مقدمه ای بر بزهکاری و هنجارشکنی هاست که شروع می شود.
خانواده یک گروه اولیه است، یعنی در آن روابط، طبیعی، غیرقراردادی، انسانی و عاطفی است. ورود قوانین خشک به حریم خانواده با تعدد آن، باعث ایجاد بحران در خانواده ها خواهد شد.
پس لازم است از این کانون های گرم و پر از عاطفه و محبت خانواده ها حمایت کنیم و همواره کنترل های لازم و مساعدت های مورد نظر را به منظور حفظ فضای عاطفی و اخلاقی آن داشته باشیم و بدین طریق در انتظار تربیت شدن انسانهایی با جامعه پذیری بالا و احترام گذارنده به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی باشیم و این امر به یقین ما را در پیشگیری از ارتکاب به جرایم و کاستن جبران آن موفق خواهد ساخت.
گفتار هشتم- نقش امر به معروف و نهی از منکر در پیشگیری از جرم
بزهکاری امری اجتناب ناپذیر است که در همه جوامع بشری وجود دارد؛ اما در جوامع مختلف با اشکال متفاوت ظاهر می شود. هیچ چامعه ای نیست مگر آنکه در آن جامعه، «جرم» – یعنی عملی که احساسات قوی و مشخص وجدان گروهی را جریحه دار می سازد[۴۸] – وجود دارد.
جرم موجب ایجاد اختلال در نظم جامعه شده به همین دلیل واکنش جامعه را به دنبال دارد و این واکنش بیشتر در قالب کیفر که بهداشت اجتماعی است، ظاهر می شود؛ اما باید اذعان داشت که کیفرها برخلاف تصور دانشمندان حقوق جزای مکتب کلاسیک و قانونگذاران و عامه مردم، اکسیری نیست که منجر به درمان دردهای جامعه شده، بتواند عوامل مولد جرم را از میان بردارد لذا بهتر آن است که برای مبارزه با جرم نخست در تکاپوی حذف و پیشگیری غیرمستقیم محرکه های جنایی باشیم؛ به عبارتی قبل از وقوع به علاج واقعه بپردازیم. اینجاست که پیشگیری بر درمان مقدم گردیده و نهادهای پیشگیری کننده جایگاه رفیعی را در جامعه به خود اختصاص می دهند. یکی از این نهادها که ریشه در اعتقادات دینی مسلمانان دارد، نهاد امر به معروف و نهی از منکر است.
جایگاه و مراتب امر به معروف و نهی از منکر
معروف یعنی آنچه که مورد پسند عرف است و منکر یعنی آنچه که نزد عرف، ناپسند است. در مفردات راغب در رابطه با تعریف معروف آمده است: «المعروف اسم لکل فعل یعرف بالعقل او الشرع حسنه» یعنی معروف اسمی است که برای هر عملی که خوبی آن از نظر عقل و یا شرع مسلم باشد، بکار می رود. و در منکر نیز آمده است: «والمنکر کل فعل تحکم العقول الصحیحه بقبحه» یعنی منکر هر فعلی است که عقل های صحیح به قبح آن حکم می کند.[۴۹]
استفاده از روش های معروف در امر به معروف و نهی از منکر از منظر جرم شناسی دارای اهمیت والایی است چرا که توسل به شیوه های نامألوف و ناصحیح ممکن است خود، منجربه گسترش منکر شده و معروفی را تعطیل نماید و منجربه جزم زایی گردد. برای اجتناب از این امر، پیشنهاد می گردد که در باب امر به معروف و نهی از منکر اولا، از منکر مسلم نهی شود نه از منکر اجتهادی و ثانیا از گناه و بدی ظاهر نهی شود، چرا که مقصود از امر به معروف و نهی از منکر این است که جامعه از نظر ظاهری پاک باشد، نه آنکه برای امر به معروف و نهی از منکر، وارد عرصه خصوصی افراد شده و اثبات منکر نمود، چرا که این امر، خود نوعی منکر است. لذا پیشنهاد می شود که توجه خود را به امهات منکرات معطوف داشته و از آنها نهی به عمل آوریم و به مبارزه با آنها بپردازیم. از امهات منکر می توان به «بیکاری» اشاره نمود که منشاء بسیاری از منکرات دیگر نظیر غیبت، تهمت و افتراء، دزدی، ولگردی، تکدی و… می باشد.
جرم شناسی پیشگیری به ما می آموزد که برای مبارزه با پدیده های مجرمانه بجای توسل به کیفر، باید به دنبال تعیین مؤثرترین وسایل برای حذف و پیشگیری غیرمستقیم از محرکه های جنایی برآییم زیرا به محض اینکه محرکه های جنایی بسط یافتند، دیگر توسل به کیفر بیهوده است؛ چرا که کیفر از لحاظ دفاع اجتماعی. وسیله ناچیزی است که نمی تواند جوابگوی این نیازمندی باشد؛ لذا باید به تدابیر دیگری متوسل شد که جایگزین کیفرها گردند و تمنیات اجتماعی را برآورند. اگر این تدابیر در هر جای دنیا قدرت مؤثر پیشگیری خود را اعمال نمایند، در جلوگیری از ارتکاب بزه تأثیر بسزایی خواهد داشت.
یکی از مصادیق بارز این تدابیر که از جایگاه ویژه دینی نیز برخوردار است نهاد امر به معروف و نهی از منکر می باشد که در صورت استفاده از شیوه های معروف و صحیح در اعمال آن، می تواند نقش عمده ای در پیشگیری، ایفا نمایند.
نقش مذاهب الهی در پیشگیری از وقوع جرم
در اکثر جوامع بشری، چه از جنبه تاریخی و چه در زمان حاضر، پنج نهاد اساسی را در شکل گیری شخصیت و روان انسان مؤثر می دانند که عبارتند از: خانواده، مدرسه، اجتماع، همگنان و مذهب.
مذهب، بسیاری از نیازهای اساسی انسان را برآورده می کند و خلاء های اخلاقی، عاطفی و معنوی را پر می کند. مذهب، پاسخ بسیاری از سئوالات را می دهد و بسیاری از مسائل را روشن نموده و اطمینان، امید و قدرت را در فرد تحکیم نموده و خصوصیات اخلاقی و معنوی را در فرد و اجتماعات استحکام داده و پایگاه بسیار محکمی برای انسان در برابر مشکلات و مصائب و محرومیت های زندگی ایجاد می کند.
در فرهنگ اسلامی، مسائل روانی انسان به سه صورت مورد بررسی قرار می گیرد:
۱- روش های مبتنی بر روح:
کتاب خدا (قرآن) در مورد شناخت روان و تجلیات آن سخن بسیار گفته و انسان می تواند در زمینه شناخت روحی خود به آن اتکا کند که بوسیله وحی به تحریر درآمده است.
۲- روش های مبتنی بر عرفان:
یکی از برجسته ترین فرازها در مبحث عرفان اسلامی، مسائل روانی و روحی انسان است.
۳- روش های مبتنی بر فلسفه:
فلسفه در فرهنگ اسلامی یکی از تجلیات مهم و ارزشمند جامعه مسلمین است. این معرفت با شیوه های خاص خود به مسأله روحی و روانی می پردازد. فلاسفه بزرگ چون بوعلی و ملاصدرا، بخش هایی از آثار خود را به مباحث روانشناسی انسان اختصاص داده اند و اگر سیری در متون ادبی و عرفانی ایران داشته باشیم، نشان می دهد که از دیر باز، شاعران و عارفان بزرگ ایرانی به این موضوع، توجه خاص داشته اند.
رفتار مذهبی یکی از رفتارهای پیچیده انسانی است که کمتر مورد توجه برخی از روانشاسان قرار می گیرد. مذهب آنقدر برای پرورش و سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس. نهایتا اعتقادات مذهبی سبب افزایش عزت نفس شده، در صورتیکه افراد غیر مذهبی نمی توانند چنین تجربه ای را داشته باشند. لذا می بینیم روانشناسان امروزه در جهت کاهش فشارهای روانی و حفظ سلامت روان و درمان بیماریهای روانی، توجه خاص و زیاد به اعتقادات مذهبی نموده، چرا که معتقدند ایمان به خدا، نیرویی خارق العاده است که یک نوع قدرت معنوی به انسان متدین می بخشد و در تحمل سختی های زندگی دنیوی او را کمک می کند. وقف خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز در برابر خداوند متعال به انسان نیروی معنوی می بخشد که حسن صفای روحی و آرامش قلبی و امنیت روانی را در او برمی انگیزد. به هیچ چیز فکر نمی کند و این رویگردانی از مشکلات و اشتغالات ذهنی روزمره در اثنای نماز، باعث آرام سازی کامل روان و آسودگی عقل او می شود. لذا خواندن نماز آن هم پنج بار در روز، خود، بهترین برنامه تمرین آرام سازی و فراگیری انسان است. حال اگر به جماعت خوانده شود تأثیر روانی بیشتری دارد زیرا رفت و آمد به مسجد برای ادای نماز جماعت، به انسان فرصت می دهد نسبت به اطرافیان خود (همسایگان، دوستان و غیره) ابراز علاقه کرده و آنها را بهتر بشناسد و همین آشنایی موجب همکاری و تعامل سالم بین او و اجتماع شده و زمینه برقراری دوستی و مودت را فراهم می آورد و انسان را از انزوا و احساس تنهایی بیرون آورده، باعث رشد شخصیت اجتماعی او می گردد.
دعا در بین نماز، وسیله ی مؤثر برای خودسازی و شناخت پروردگار و نیز توبه از گناه و پاکسازی روح است.
از پیامبر اکرم (ص) روایت می کنند:
«دعا اسلحه مؤمن، ستون دین و نور آسمانها و زمین است.»
در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

برچسب گذاری شده با: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,