مقاله علمی با منبع : 
نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۱۰

مقاله علمی با منبع : نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم- قسمت ۱۰

مبحث دوم – انسجام اجتماعی و بهره گیری مؤثر از آن در امر پیشگیری انتظامی از جرم
گفتار اول- عنصر مفهومی انسجام اجتماعی
انسجام‌ اجتماعی‌ و اشکال‌ گوناگون‌ آن‌، در دو دهه اخیر به‌ عنوان‌ یکی‌ از کانونی‌ترین‌ مفاهیم در علوم‌ اجتماعی‌ ظهور و بروز یافته‌ است. فرض‌ بنیادین‌ که‌ پشت‌ انسجام‌ گذاری‌ در روابط‌ اجتماعی‌ وجود دارد، نسبتاً‌ ساده‌ و روشن‌ است؛ یعنی‌ انسجام‌ گذاری‌ در روابط‌ اجتماعی‌ با سودهای‌ مورد انتظار. افراد برای‌ تولید سود در تعاملات‌ و شبکه‌های‌ اجتماعی‌ شرکت‌ می‌کنند و منابع‌ موجود در شبکه‌های‌ مشارکت، افزایش‌ سود می‌شود.( ازکیا ، ۱۳۸۳)
همچنین‌ بدون‌ انسجام‌ اجتماعی، استفاده‌ از دیگر انسجام‌ها به‌ طور بهینه‌ انجام‌ نخواهد شد.در جامعه‌ای‌ که‌ فاقد انسجام اجتماعی‌ کافی‌ می‌باشد، سایر انسجام‌ها ابتر می‌مانند و تلف‌ می‌شوند. در واقع‌ انسجام اجتماعی‌ را می‌توان‌ حاصل‌ روابط‌ مبتنی‌ بر اعتماد در جامعه‌ دانست‌ و آن‌ به‌ مجموعه‌ منابعی‌ که‌ در ذات‌ روابط‌ اجتماعی‌ بوجود می‌آیند و زندگی‌ اجتماعی‌ را دلنشین‌تر و مطلوبتر می‌سازد، اطلاق‌ کرد. از طرفی‌ پرداختن‌ به‌ مسایل‌ نظری‌ و اجرایی‌ “انسجام‌ اجتماعی” و نیز تبیین‌ الزامات‌ نهفته‌ در آن‌ برای‌ توسعه‌ اقتصادی، اجتماعی، جالب‌ و اساسی‌ است. انسجام‌ اجتماعی‌ در حقیقت‌ تمام‌ الزاماتی‌ را که‌ برای‌ توسعه‌ و به‌ ویژه‌ توسعه‌ شتابان‌ جامعه‌ ضرورت‌ دارند، اعتماد به‌ نفس‌ بیشتر نسبت‌ به‌ جامعه‌ می‌شوند و درصد اعتماد و مسئولیت‌ شان‌ نسبت‌ به‌ گروه‌ و حتی‌ بیرون‌ گروه‌ بسیار بیشتر می‌شود. ‌کنترل‌ اجتماعی‌ آسان‌تر، حمایت‌ خانوادگی‌ و خویشی، برقراری‌ شبکه‌های‌ فراخانوادگی (مثل‌ صندوق‌های‌ قرض‌الحسنه) و ایجاد فرهنگ‌ مدنی‌ قوی‌ از فواید و نتایج‌ مثبت‌ انسجام‌ اجتماعی‌ در جامعه‌ است.
البته انسجام اجتماعی در جوامع کهن با سابقه تمدنی ، فراوان یافت می شود. این جوامع در طی سالیان متمادی با کسب تجربه اجتماعی و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر در ابعاد مختلف (سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ) جایگاه ویژه ای کسب کردند که روابط بین شهروندان را تسهیل کرده است. وجود انسجام اجتماعی در این جوامع سبب شده است تا دیگر کشورها از طریق مطالعه و تحقیق در این جوامع ، درصدد کسب تجربه و بکارگیری آن در جوامع خود برآیند.
ایران نیز از قبیل چنین جوامعی است که در آن ، ‌انسجام‌ اجتماعی‌‌ فراوانی‌ وجود دارد. مردم‌ به‌ یکدیگر اعتماد دارند، احساس‌ تعلق‌ و ترحم‌ می‌کنند، در مراسم‌ ها انسجام‌ دارند، مشارکت‌ مدنی‌ خوبی‌ صورت‌ می‌گیرد، از تمامیت‌ ارضی‌ دفاع‌ می‌کنند. مهم آنست که همه‌ این‌ اشکال‌ انسجام‌ اجتماعی‌ باید تقویت‌ و حفظ‌ شود.
یکی‌ از نمونه‌های‌ انسجام‌ اجتماعی‌ در ایران‌ همکار و همیاری مردم در مراسم‌ ازدواج ، عزاداری‌ و مناسبت های اجتماعی دیگر است که‌ به‌ همدیگر یاری می رسانند و این‌ یاریگری ، نشان‌ از اعتماد مردم‌ به‌ همدیگر است‌ که در ازدواج ها با کمک کردن در تهیه جهیزیه و اعطای پول به صورت قرض الحسنه، خانواده ها را در این امر مهم کمک کار می شوند. در برخی مناطق ایران دیده شده است در هنگام فوت یکی از اهالی ، همسایگان ، مبالغی تهیه و در برگزاری مراسم ختم مشارکت می کنند که این یاریگری ها از انسجام ارزشمند اجتماعی در کشور است و باید تقویت‌ شود. (خواجه ‌پور خوئی ، ۱۳۸۱ : ۱۵۵ )
همکاری‌ و همدلی‌ مردم‌ ایران‌ در زمان‌ هشت‌ سال دفاع مقدس ، مشارکت مردم در بازسازی مناطق جنگ زده ، حضور گسترده در انتخابات‌ ، همین‌ طور کمک‌ رسانی‌ به‌ مردم‌ مناطق زلزله‌ زده‌ ، مشارکت در جشن نیکوکاری ، خیرین مدرسه ساز و…. نشان‌ از وجود انسجام‌ اجتماعی‌ و اعتماد اجتماعی‌ در این سرزمین کهن است و جامعه ایران را به یک جامعه مشارکتی تبدیل کرده است و این‌ موارد باید به‌ همدلی‌ بلندمدت‌ تبدیل‌ شود و به زمان خاص محدود نباشد.
تاکید می شود اعتماد اجتماعی سنگ بنای رابطه سالم در جامعه است و افزایش‌ اعتماد متقابل‌ می‌تواند به‌ نحو قابل‌ توجهی‌ کارایی‌ یک‌ نظام را بالا ببرد و اگر از حد فردی‌ به‌ سطح‌ اجتماعی‌ انتقال‌ یابد، به‌ عنوان‌ یک‌ انسجام‌ با ارزش‌ تلقی‌ می‌شود.
در جهان ، انسجام‌ اجتماعی‌ در شکل‌ مدنی‌ آن‌ و در قالب تشکل‌های‌ غیردولتی‌،‌ انجمن‌ها و گروه ها به ویژه در ‌گروه های‌ کوچک‌ غنای بیشتری دارد و افراد در این گروه ها ، رابطه‌ عمودی (رییس‌ و مرئوسی) ندارند بلکه‌ رابطه‌ افقی‌ است ، خود را هم‌ سطح‌ یکدیگر می‌دانند که ‌ در چنین شرایطی امکان‌ نوآوری‌ وجود دارد.
این‌ انسجام‌ موجب‌ پایین‌ آمدن‌ سطح‌ هزینه‌های‌ تعاملات‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ و اقدامات‌ مختلف‌ می‌گردد. زیرا وقتی‌ اعتماد متقابل‌ در جامعه‌ و مناسبات‌ از دست‌ برود، هر فعال‌ اقتصادی‌ مجبور می‌شود در معاملات‌ با دیگران‌ انواع‌ تضمین‌ها را بگیرد یا بدهد که‌ انجام‌ همه‌ این‌ مسائل‌ هزینه‌ دارد و هزینه‌اش‌ هم‌ در نهایت‌ به‌ کل‌ جامعه‌ تحمیل‌ می‌شود. وظیفه‌ برنامه ‌ریزان‌ اجتماعی‌ است‌ که‌ انسجام‌ اجتماعی‌ ایجاد، حفظ‌ و تقویت‌ کنند که‌ برای‌ بقای‌ جامعه‌ ضروری‌ است.( فوکویاما ، ۱۳۷۹ )
گفتار دوم – کارکرد انسجام اجتماعی در پیش گیری از جرم
ویژگی انسجام اجتماعی و مؤلفه های شناخته شده آن، از یک طرف و تقسیم بندی اشکال مختلف پیش گیری جرم از طرف دیگر، نشان دهنده ارتباط معنایی بین دو مفهوم انسجام اجتماعی و پیش گیری از جرم است. در توضیح این مطلب می توان مجددأ به شاخص های فقدان انسجام اجتماعی مراجعه کرد که انحرافات اجتماعی، جرم و جنایت، طلاق، فروپاشی خانواده، اعتیاد، طرح دعاوی و دادخواهی، خودکشی، فرار از پرداخت مالیات، رشوه، اختلاس و مانند آن را شامل می شود. بر این اساس می توان گفت وجود انسجام اجتماعی، علاوه بر آن که به طور مستقل، نوعی پیش گیری از جرم محسوب می شود، می تواند با هنجارمند سازی افراد، موجد شرایطی باشد که سایر اقدامات پیش گیرانه را نیز موفقیت آمیز ساخته و اهداف بلند مدت و کوتاه مدت پیش گیری را تأمین کند. همان طوری که جیمز کلمن می گوید، هنگامی که هنجاری وجود دارد و مؤثر هم هست، تشکیل شکلی نیرومند ـ اگر چه گاهی هم آسیب پذیر ـ از انسجام اجتماعی را می دهد. هنجار های نافذی که مانع جرم و جنایت باشند این امکان را به وجود می آورند که اشخاص در یک شهر، در ساعات شب، با فراغ خاطر از خانه خارج شوند و افراد سالمند بی آنکه بیمی از بابت ایمنی خود داشته باشند از منزل خود بیرون روند.
پیشگیری از جرم از طریق دخالت انسجام اجتماعی، به دنبال کاهش یا حذف انگیزه های ارتکاب جرم پیش از وقوع آن و مقابله با علل ریشه ای جرم با بهره گرفتن از توان مولد ارتباطات اجتماعی و اعتماد جمعی افراد جامعه به یکدیگر و نهادهای دست اندر کار پیش گیری از جرم است. پیشگیری ازطریق انسجام اجتماعی، طیف وسیعی از عوامل خطر زای مرتبط با جرم رااز طریق تلاش برای سیاست گذاری متنوع توسعه اجتماعی و ارائه و تنظیم برنامه ها و خدماتی که هم اکنون وجود دارند، هدف قرار می دهد و تأکید می کند که هر اقدامی در جهت توسعه اجتماعی صورت گیرد، باید ضمن تمرکز بر افراد در معرض خطر بزهکاری، با سایر تلاش ها و ابتکاراتی که در این راستا به عمل می آید، هماهنگ و منطبق باشد. این موضوع بدان دلیل است که کسانی که در معرض خطر بزهکاری اند، اغلب از جمله افرادی هستند که با مشکلات اجتماعی عدیده ای مواجه می باشند. به همین دلیل رویکرد بهره گیری از انسجام اجتماعی امری ضروری است تا پاسخ های چند جانبه به وسیله نهادهای مختلف جامعه برای جرم و راه حل های متعدد و متنوع برای مشکلات متعدد و متنوع افراد بزهکار ایجاد شود. در یک جمع بندی می توان گفت کارکرد انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم با تأثیر گذاری بر گروه های سه گانه زیر محقق می شود: افراد و آحاد جامعه، پلیس و کارکنان آن و بزهکاران و بزه دیدگان.
بند اول : تأثیر انسجام اجتماعی بر افراد جامعه
۱- تغییر نگرش افراد نسبت به جرم و مجرم
آگاهی و توجه، پیش شرط ضروری شکل فعال مسؤلیت مدنی است که باعث علاقه مندی و دل نگرانی می شود. نقطه مقابل آگاهی، وضعیت شناختی، چشم پوشی، بی تفاوتی و شکل گیری نگرش فرصت طلبانه است ( فیروز آبادی، ۱۳۸۴، ۲۸). وضعیت تأسف بار بزهکاری و افزایش فساد، تنها زمانی بهبود خواهد یافت که تغییراتی در سطح نگرش به جرم، مجرم و راه های مبارزه با جرایم به عمل آید. این تغییرات از ارتقای سطح آگاهی های عمومی و افزایش مشارکت مردم در مبارزه با جرایم، تا تصحیح نگرش های منفی و غلط نسبت به جرم و مجرم، همه را در بر می گیرد (نجفی ابرند آبادی، ۱۳۷۸: ۸). حمایت های دل سوزانه که گاهی اوقات برخی افراد جامعه نسبت به متخلفین نشان می دهند، بیانگر وجود فرهنگ حمایت از افراد خلاف کار در جامعه است. ضرورت اصلاح این امر همیشه وجود داشته و امروزه اهمیت مضاعف یافته است. انسجام اجتماعی ابزاری مناسب برای تحقق این ضرورت است.
۲- جلب مشارکت مردمی در مأموریت های پلیس
با توجه به گستردگی و پیچیدگی فعالیت های دولت، جز از طریق مشارکت و هم اندیشی با شهروندان در یک ساختار مشارکتی، راه دیگری برای ادامه حیات مدیریت دولتی وجود ندارد (الوانی و شیروانی، ۱۳۸۳: ۱۶). سازمان پلیس، یک نهاد پیچیده دولتی است که در انجام وظایف خود نیازمند مشارکت مردمی ـ از راه های منطقی و اصولی برای دستیابی به اهداف پیشگیری انتظامی از جرم و الزام ناجا در تقویت نقش مشارکتی مردم در مأموریت پلیس و همراه ساختن آن ها در تحقق اهداف سازمانی است. مردم باید آگاه شوند که بهبود امنیت عمومی در سایه موفقیت اقدامات پیشگیرانه در وقوع جرایم است. باید موانع مشارکت آن ها بر طرف شده و زمینه های مشارکت جدید برای آنان فراهم شود و به این نکته توجه شود که مشارکت مردم به یک احساس مثبت نیاز دارد که آن نیز در قاموس مفهوم اعتماد متقابل نهفته است. همکاری و همگامی مردم در حفظ نظم و امنیت جامعه منوط به میزان انسجام اجتماعی یگان انتظامی است.
بر این اساس، معضلاتی همچون بد گمانی و سوء ظن به پلیس و سازمان های مرتبط با آن، وجود قوانین پیچیده و دشوار و سایر مشکلات موجود که در تقابل با فرهنگ مشارکتی هستند باید برطرف شده و شرایط برای همکاری افراد جامعه مخصوصأ افراد خیر با پلیس مهیا شود. باید در نظر داشت انگیزه های مختلفی در مشارکت افراد در امور پلیسی نقش دارند. انگیزه هایی مانند : توجه به منافع عمومی، احساس وظیفه، علاقه به کار با دیگران، کسب محبوبیت و برخورداری از احترام و قدردانی دیگر شهروندان، از جمله موارد مقدسی هستند که می تواند زمینه ساز مشارکت مردم در اقدامات پیشگیرانه پلیس باشند.
۳- مشارکت عمومی برای کاهش بزهکاری
در امر پیشگیری درک این نکته توسط عموم جامعه حایز اهمیت است که جرم با سایر واقعیت های زندگی اجتماعی از قبیل اقدامات بهداشتی ناکافی، برخورداری ناکافی یا عدم برخورداری از مسکن مناسب، بیکاری و فقر در ارتباط است. این عوامل اجتماعی هستند که به بزهکاری و وقوع جرم منجر می شوند، پس باید راه حل اجتماعی نیز برای آن ها پیدا کرد. باید پیشگیری از جرم جزئی از تلاش ها و کوشش های آحاد جامعه در حهت توسعه و پیشرفت مجدد باشد ( پرویزی، ۱۳۷۹: ۲۶).بدون شک، با وجود انسجام اجتماعی این اعتقاد در جامعه ایجاد خواهد شد. همه اقشار از نتایج و آثار پیشگیری از جرم بهره مند می شوند؛ همان طور که کلارک در تدوین مباحث پشگیری از جرم به این نکته تأکید کرده است.
۴- مشارکت عمومی برای کاهش بزهکاری
درگیری فرزندان با والدین با بزهکاری آن ها رابطه دارد. افرادی که والدین آن ها ناهماهنگ هستند بیشتر در معرض پرخاشگری و بزهکاری قرار دارند( آفرینگتون ، ۱۹۸۶ ). این موضوع در تحقیقات به اثبات رسیده و بسیاری از جرایم مخصوصأ جرایم ناشی ازپرخاشگری و موارد مشابه از تعارضات و اختلافات جزیی و قابل حل افراد، به ویژه جوانان کم سن و سال، حاصل می شود. پس توسعه شوراهای حل اختلاف و یا میانجیگری های اجتماعی و فرهنگی با تأکید و تمرکز بر موضوع تعارضات احتمالی بین جوانان و والدین و حل مشکلات آن ها در محیط مدرسه و خانواده ـ از گام های دیگری است که در قالب انسجام اجتماعی با هدف پیشگیری از جرم قابل پیگیری است.
۵- مشارکت فعال بزه دیدگان در پی جویی جرایم
اقدامات پیشگیرانه ای که بزه دیدگان در آن نقش دارند، بخش عمده ای از فعالیت های پلیس در مقابله با جرایم را شامل می شود و انسجام اجتماعی می تواند زمینه را برای مشارکت آن ها در پیشگیری فراهم کند. اطلاعات ارزشمندی که بزه دیدگان در رابطه با جرم و مجرم دارند، می تواند برای اقدامات مقابله ای و پیشگیرانه پلیس مورد بهره برداری قرار گیرد. در حالی که پلیس با بهره گرفتن از اطلاعات آن ها قادر خواهد بود تا زمینه را برای شناسایی و دستگیری مجرمان فراهم ساخته و از این طریق از وقوع جرایم بعدی پیشگیری کند. در برخی موارد با عدم همکاری بزه دیدگان، به دلایل مختلف از جمله : عدم اعتماد آن ها به توانمندی پلیس یا سوء ظن احتمالی به مأموران یگان انتظامی و یا فقدان احساس مسؤلیت نسبت به جامعه مواجه می شویم. در صورتی که با وجود انسجام و تعلق اجتماعی، این حس در بزه دیده ایجاد خواهد شد که ضمن اعتماد به نیروهای پلیس، تلاش نماید مرتکبان سریع تردستگیر شوند تا واقعه مشابه برای افراد دیگری به وقوع نپیوندد.
۶- مراقبت های همسایگی
از اشکال تعریف شده پیشگیری وضعی، مراقبت های همسایگی است؛ دیدگاهی که بر ایجاد برنامه های پیشگیری (با ترکیب اقدامات وضعی و اجتماعی) برای تأمین بهتر کنترل اجتماعی و امنیت عمومی مبتنی است. این برنامه ها، بر کاهش فرصت های ارتکاب جرم و تقلیل آسیب پذیری از طریق حمایت متمرکز از آماج جرم استوار است. موفقیت برنامه های مراقبت همسایگی، اساسأ به ایجاد فضای همکاری اجتماعی که اتحاد هوشیاری و امنیت در محله هارا ارتقا می دهدـ بستگی دارد (محمد نسل، ۱۳۸۷: ۲۳). حمایت آگاهانه شهروندان از آماج جرم (اشخاص و اموال) فرصت ارتکاب جرم را کاهش می دهد و برای رسیدن به این حمایت، انسجام اجتماعی ناشی از روابط و پیوندهای بین افراد، نقش اساسی و مؤثری را ایفا می کند. تحقیقات نشان می دهد در مناطقی که از انسجام اجتماعی بالایی برخوردارند، فرصت مجرمانه کمتری برای وقوع جرایم ایجاد می شود. افراد نسبت به هم احساس مسؤلیت داشته و در مقابل حادثه و اتفاقی که برای دیگران آسیب می رساند، بی تفاوت نخواهد بود. آن ها با دید حمایت از آسیب پذیر در این موارد ایفاگر نقش اجتماعی هستند و در جامعه ای که چنین فضایی حکم فرما باشد، مردم از منافع یکدیگر حمایت می کنند (شفیعی،۱۳۸۵: ۱۷).
۷- بهره گیری از اطلاعات مردمی
اطلاعات از ارکان اصلی و اولیه تصمیم گیری است. شناسایی اولویت های پیشگیری از جرم نیز نیازمند اطلاعات دقیق و واقعی از روند وقوع جرایم در هر بخش انتظامی است. پلیس می تواند علاوه بر اتکا و آمار و ارقام موجود در سوابق خود، از همکاری ها و اطلاعات شهروندان نیز برای تصمیم گیری جامع و مبتنی بر حقیقت بهره مند شود. اطلاعات مربوط به جرایم پنهان، مانند قاچاق مواد مخدر و سایر جرایم مشابه ـ که معمولأ در صورت کشف پلیس از آن ها مطلع می شود در بین آحاد جامعه قابل دستیابی است. در این مقوله نیز وجود انسجام اجتماعی عاملی مؤثر در جلب مشارکت مردم برای یاری رسانی به پلیس، از طریق انعکاس اخبار و اطلاعات مربوط به جرایم است.
بند دوم : تأثیر انسجام اجتماعی بر مأموران پلیس
۱- قلمروگرایی
قلمروگرایی مفهومی است که مسؤلیت مدیریتی و سازمانی را بر مبنای بخش یا قلمرو استوار می سازد (به ویژه از جهت مبارزه با جرایم خرد یا متوسط). این مفهوم، تشکیلات اجرایی پلیس را معین کرده و شکل های مختلفی از پلیس مبتنی بر جامعه را به وجود آورده و با تمرکز زدایی در تصمیم گیری، مبنای گسترده ای برای اعمال مسؤلیت سرزمینی در عملیات پلیس ایجاد می کند. این مفهوم بر اصولی نظیر مشارکت، تشکیلات مدیریتی گسترده، شناخت حوزه استحفاظی، انتخاب راه حل از میان راه حل های گوناگون، ابتکار عمل پلیس، برقراری ارتباط در راستای اعتماد سازی و جمع آوری اطلاعات، گشت در حوزه استحفاظی،انتخاب راه حل از میان راه حل های گوناگون، ابتکار عمل پلیس، برقراری اعتماد در راستای اعتماد سازی و جمع آوری اطلاعات، گشت در حوزه استحفاظی، انعطاف پذیری پلیس و همکاری جهت تأمین امنیت، استوار است (محمد نسل،۱۳۸۷: ۲۴). همه شاخص های مفهوم قلمرو گرایی،ریشه در انسجام اجتماعی دارد و پلیس برای استقرار آن نیازمند اعتماد و مشارکت و همکاری مردم در تأمین امنیت است. در صورتی که انسجام اجتماعی در جامعه وجود نداشته باشد، حساسیت افراد برای ایجاد امنیت عمومی کاهش یافته و اثر گذاری خود را از دست خواهد داد.
۲- افزایش احساس مسؤلیت مأموران پلیس
حس مسؤلیت مأموران پلیس با ایجاد انسجام اجتماعی تقویت می شود؛ به نوعی که با دلسوزی بیشتری نقش محوری خود در پیشگیری و مقابله با جرایم را دنبال خواهد کرد. اطلاعات مبهمی که معمولا از طریق افراد جامعه به پلیس منتقل می شود، در صورت پیگیری آن ها به نتایج مهمی ختم می شود و این امر در سایه احساس مسؤلیت مأموران پلیس در قبال جامعه محقق می شود. همچنین در بسیاری از موارد، شکایت های واهی افراد، ناشی از عدم احقاق حق آن ها در مراجع قضایی یا انتظامی است. بر این اساس، در صورتی که حتی ادعای فرد نتواند مأموران را برای اقدامات مقابله و پیشگیری قانع سازد، پیگیری موضوعی می تواند مانعی برای شکایت های ساختگی باشد.
۳- جلب مشارکت سایر نهادها
نهادهای رسمی تأثیر قاطعی بر افزایش میزان امنیت اجتماعی ـ که خود متأثر از انسجام اجتماعی است ـ دارند. نهادهای رسمی کلان می توانند محیط کارآمدی فراهم سازند که در آن تشکیلات محلی بسط و توسعه یابند تا بتوانند ثبات و امنیت را به وجود آورده و بقای نظام اجتماعی را تضمین کنند (آپف ، ۲۰۰۰ ) . برای پیشگیری موفق از جرم، عاوه بر پلیس سایر نهادهای اجتماعی دارای مسؤلیت هستند و در صورتی که هر کدام از این نهادها وظایف مشخص خود را در امر پیشگیری انجام دهند، زمینه برای کاهش جرایم نیز مهیا خواهد شد. وجود انسجام اجتماعی، ارتباط مناسب و منطقی را بین پلیس ـ به عنوان یک نهاد محوری در امر پیشگیری ـ و سایر سازمان ها و نهادهای مسئول جامعه برقرار می سازد و پلیس قادر خواهد بودبا ایجاد هماهنگی بین ارگان های مربوطه، از امکانات و تجهیزات آن ها برای پیشگیری از جرم بهره برداری کند.
۴- تقویت اخلاق حرفه ای پلیس
انسجام گروهی، عامل اصلی رشد و توسعه اصول اخلاقی در یک حرفه خاص است. باید توجه داشت که همه افراد سازمان باید به اصول اخلاق حرفه ای معتقد باشند؛ به گونه ای که تعهد و حس مسئولیت در انجام مشاغل و حرفه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی را تحقق بخشند( یقین لو،۱۳۸۵: ۱۱). انسجام اجتماعی از طریق انسجام گروهی، مکانیسم لازم برای ایجاد، حفظ و رعایت اصول و منشور اخلاق حرفه ای پلیس و کارکنان را فراهم می سازد تا آموزه های اخلاق حرفه ای خود را در انجام وظایف مد نظر داشته و ویژگی های مثبتی مانند: راز داری، امانت داری، صداقت، پشتکار و … را در خود تقویت و خصوصیات نکوهیده ای مانند : بی توجهی به سرنوشت مردم را از بین ببرند. انسجام اجتماعی باعث استقرار اخلاقیات، وجدانیات و نظارت درونی در سیستم پلیس خواهد شد و چنین حالتی اقدامات مؤثر آن ها در پیشگیری از جرایم را افزایش خواهد داد.
۵- نقش تعصبات قومی و قبیله ای در پیشگیری از جرم
پلیس باید تلاش و کوشش خود را برای پیشگیری از جرم از طریق حمایت از فعالیت های چند جانبه پیشگیرانه که به وسیله سازمان های دولتی و غیر دولتی انجام می شود، انجام دهد و از انجمن های غیر دولتی پیشگیری از جرم حمایت کند. می توان کمیته های مستقل پیشگیری از جرم را با توجه به نوع جرایم هر منطقه پیش بینی کرد . این وظیفه پلیس است که نقش هدایت گری را در راه اندازی کمیته های مستقل منطقه ای، برای پیشگیری از جرم آن مناطق، ایفا کند .بررسی ها در ایران بیانگر آن است که در مناطق توسعه یافته مشارکت های رسمی در قالب انجمن ها و تشکل ها بیشتر است ( مصطفوی،۱۳۸۷، ۲۵). آمار و سوابقی که پلیس از وقوع جرایم گوناگون دارد، اولویت های مربوط به پیشگیری را مشخص خواهد ساخت. این رویکرد، با توجه به گرایش های قومی و قبیله ای موجود در اقصی نقاط کشور، می تواند نتیجه بخش باشد. بی شک، تعصبی که ساکنان یک منطقه به افراد جامعه خود دارند، پلیس در تحقق اهدافش یاری رسان خواهد بود.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

برچسب گذاری شده با: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,