منبع پایان نامه درباره استان مازندران، اشتغال زنان، توسعه صادرات

حلیل اقتصادی صنایع دستی و نقش آن در توسعه‌ اقتصادی استان گیلا
نمودار 2: نسبت شاغلان بخش صنایع‌دستی به کل شاغلان استان (درصد)- منبع نگارنده
نقش صنایع‌دستی در توسعه گردشگری و مبادلات فرهنگی
معمولاً سودآوری بخش صنایع‌دستی با توسعه‌ی صنعت گردشگری رابطه‌ی تنگاتنگ و مستقیم دارد و در بسیاری موارد این دو بخش مکمّل هم در توسعه‌ی اقتصاد جهانی هستند. مثلاً، هرچه صنعت گردشگری به رشد قابل توجهی برسد، بی‌تردید درآمد حاصل از فروش محصولات صنایع‌دستی به همان نسبت رشد خوبی خواهد داشت (رستمی، مصطفی، بررسی وضعیت اشتغال زنان استان مازندران در بخش صنایع دستی،1383). صنایع‌دستی همچنین ممکن است جریان درآمد مهمی برای موزه‌ها و مکانهای تاریخی فراهم کند. گردشگری(توریسم) صنایع‌دستی می‌تواند به تنوع بخشیدن به اقتصاد محلی کمک کند، به‌ویژه در مناطق روستایی کمتر توسعه‌یافته جهان (باب مک‌کرچر، گردشگری به‌عنوان یک کاتالیزور: جوانب مثبت و منفی،2006). وجود صنایع‌دستی در مناطق روستایی می‌تواند زمینه‌ساز جذب گردشگر به آن مناطق گردد، به‌طوری که در کنار رونق این نوع صنایع، به دلیل جذب گردشگر، مشاغل بی‌شمار دیگری در مناطق روستایی ایجاد می‌شود. بنابراین، اهمیت زیادی به صنایع‌دستی به عنوان محصولات گردشگری باید داده شود، زیرا آنها فرصتهای شغلی و درآمد زیادی برای مردم محلی فراهم می‌کنند. این موضوع با این واقعیت تأیید می‌شود که بسیاری از بخشهای صنایع‌دستی به مواد محلی موجود و فناوری ساده و همچنین مقدار کمی سرمایه احتیاج دارند (مصطفی، مایرنا، پتانسیل تقویت صنایع‌دستی بعنوان یک محصول گردشگری در اردن،2011).
متخصصان و کارشناسان گردشگری و صنایع‌دستی در سراسر جهان عوامل زیر را در تشویق گردشگران برای خرید صنایع‌دستی مؤثر دانسته‌اند: بکارگیری الگوها و رنگهای سنتی و نمادین که همواره در کانون توجه گردشگران مورد تأکید قرار می‌گیرند، افزایش کیفیت محصولات و افزایش دوام آنها، تنوع صنایع‌دستی و توسعه برنامه‌های کاربردهای آن، تولید صنایع‌دستی با الهام از بناهای تاریخی و نمادهای هر کشور، بسته‌بندی مناسب صنایع‌دستی باتوجه به استانداردها به‌منظور اطمینان از حمل و نقل امن به مقصد نهایی، تسهیل حمل ونقل صنایع‌دستی و ارائه خدماتی از جمله بیمه، حمل و نقل و تحویل محصولات، تا اینکه گردشگران را برای خرید محصول مورد علاقه‌شان تشویق کند، تشکیل نمایشگاههای فصلی و سالانه و همچنین نمایشگاههای وانتی با هدف جذب گردشگران خاص برای فروش صنایع‌دستی (یاوری، حسین، اثرات متقابل گردشگری و صنایع دستی،2006). می‌توان گفت، یک برنامه موفق برای فروش صنایع‌دستی به گردشگران عوامل زیر را دربر می‌گیرد: نوع گردشگران مورد انتظار و درک و تقاضایشان برای اصالت محصول، اطلاعاتی که لازم است به‌همراه محصول باشد تا خریدار را از نظر اصل بودن آن، نکات مورد توجه و مواد مصرفی بی‌ضرر و با دوامشان متقاعد بکند، نحوه ارائه و افراد درگیر در فروش نباید با سبک فرهنگی مورد انتظار محصولات در تضاد باشند، ترجیحاً تمام محیط باید با سبک هنری محلی و صنایع‌دستی هماهنگ باشد و محصولات واقعی، محلی و با ارزش ارائه شود (گرابورن، نلسون، توریسم و صنایع‌دستی: نوگرایی و هویت در بازارهای جهانی،2006).

نقش صنایع‌دستی در ازدیاد درآمد سرانه
صنایع‌دستی به علت داشتن مزایایی نظیر کار طلب بودن، سادگی روش کار و عدم احتیاج به آموزش فنی وسیع و تأثیر فوق‌العاده‌ی آن در افزایش سطح اشتغال و… بیش از هر فعالیت اقتصادی دیگر، زمینه برای افزایش درآمد سرانه دارد.
صنایع‌دستی به دو طریق مستقیم و غیرمستقیم موجب افزایش درآمد روستاییان می‌گردد. افزایش مستقیم درآمد، بر اثر پرداخت دستمزد به کارگران شاغل در واحدهای کوچک صنعتی روستا حاصل می‌آید. افزایش غیرمستقیم درآمد از طریق کاهش هزینه‌های روستاییان، به دلیل تولید برخی از محصولات مورد نیاز آنها در روستا، حاصل می‌شود. سهم صنایع‌دستی در درآمد ملی هند 14درصد و در بسیاری از کشورهای در حال رشد 16 تا 18 درصد و در ایران 12درصد برآورد شده است (رضایی، شهین، نقش صنایع‌دستی در اقتصاد خانوارهای روستایی بخش چابکسر، 1389).

نقش صنایع‌دستی در تولید ملی
باتوجه به اینکه تولید صنایع‌دستی متکی به منابع داخلی است و بیش از80 درصد ارزش داده‌ها در این رشته شامل مواد اولیه، نیروی کار، ابزار و وسایل کار در داخل کشور وجود دارد، هرگونه افزایشی در میزان تولید و فروش این محصولات سبب افزایش تولید ناخالص ملی خواهد شد. از لحاظ سهم صنایع‌دستی در تولید ناخالص ملی کشور باید گفت که بیشترین میزان، یعنی سه درصد، به این بخش تعلق دارد. این درحالی است که سهم صنعت دو درصد و سهم خودرو در تولید ناخالص ملی با چندین سال سرمایه‌گذاری، پنج و پتروشیمی تنها دو درصد است (رستمی، مصطفی، بررسی وضعیت اشتغال زنان استان مازندران در بخش صنایع‌دستی، 1383). بر اساس اعلام سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان گیلان، گردش مالی بازار صنایع‌دستی گیلان، سالانه حدود 20 میلیارد ریال است (روزنامه ایران، ص15،30 خرداد 1389).
جدول 4 : میزان فروش صنایع دستی استان گیلان بین سالهای 1390-1388
سال
میزان فروش(به میلیون ریال)
نرخ رشد(درصد)
نوروز1388
6500

نوروز1389
8000
08/23
نوروز1390
12700
75/58

منبع: اداره کل میراث فرهنگی استان گیلا
ن

همان‌طور که ملاحظه می‌شود، جدول 4 میزان فروش صنایع‌دستی استان گیلان را در نمایشگاههای نوروزی استان گیلان، طی سالهای 1388 تا1390 نشان می‌دهد. ملاحظه می‌شود که این رقم که در سال 1388 معادل،6500 میلیون ریال بوده با افزایش 08/23 درصدی در سال 1389 به 8000 میلیون ریال رسیده و در سال 1390 نیز با 75/58 درصد رشد به 12700 میلیون ریال رسیده است.
نقش صنایع‌دستی در توسعه صادرات
از جمله مشخصه‌های کشورهای در حال توسعه، اقتصاد تک محصولی و اتکاء به یک یا احتمالاً چند قلم محدود کالاهای صادراتی است، ضمن اینکه این‌گونه ممالک بیشتر صادرکننده موادخام، مانند نفت و…، هستند. متأسفانه تجربیات بدست آمده از بازارهای بین‌المللی نشان داده است با مختصر کاهش در بهای جهانی این مواد، یکباره تراز پرداختهای ممالک صادرکننده این‌گونه مواد دچار چنان عدم موازنه‌ای می‌شود که گاه حیات اقتصادی آنها را تهدید به نابودی می‌کند (یحیی زاده، علی‌سینا؛ بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر صادرات صنایع‌دستی استان گیلان، 1380)، بنابراین، توسعه‌ی صادرات غیرنفتی از جمله صنایع‌دستی و ایجاد درآمدهای ارزی، از شرایط اساسی توسعه اقتصادی است. صادرات محصولات صنایع‌دستی موجب رشد و شکوفایی در تولید ناخالص ملی شده و می‌تواند جایگزین مناسبی در صادرات محصولات نفتی و پتروشیمی شود. در سالهای اخیر بررسی روند صادرات غیرنفتی نشان می‌دهد که سالانه از محل صادرات صنایع‌دستی و فرش، بیش از نیم میلیارد دلار ارز عاید کشور شده است. این درحالی است که آمارهای رسمی تجارت جهانی صنایع‌دستی بالغ بر چهار میلیارد دلار بوده است. از نظر میزان اشتغال در صنایع‌دستی، ایران پس از چین و هند، رتبه‌ی سوم جهانی را دارد. همچنین کشور ما از نظر تنوع رشته‌های صنایع‌دستی، که حدود 150 نوع آن شناسایی شده است، رتبه‌ی نخست و از نظر حجم تولیدات صنایع‌دستی مقام سوم جهان را دارا است، اما از نظر میزان صادرات در رتبه‌ی بسیار پایین قرار دارد (رستمی، مصطفی؛ بررسی وضعیت اشتغال زنان استان مازندران در بخش صنایع‌دستی، 1383).
جدول5 : آمار صادرات گمرکات استان گیلان بین سالهای 1387-1385
صادرات
وزن
(هزارتن)
ارزش
( میلیون دلار)
سهم استان از کل صادرات کشور( % )
درصد تغییرات نسبت به مدت مشابه سال قبل

وزن
ارزش
1385
4/543
5/311
9/1
9/14
3/9
1386
7/534
3/341
3/2
6/1-
6/9
1387
9/475
7/386
3/2
9/10-
3/13
منبع: دبیرخانه شورای عالی توسعه صادرات غیرنفتی
صادرات استان گیلان از نظر نوع محصولات عبارتند از: محصولات صنعتی، مصالح ساختمانی، محصولات معدنی، شیمیائی، فلزی، پتروشیمی، منسوجات، فرش و موکت، کیف و کفش، صنایع‌دستی، محصولات دامی، غذائی، مرکبات، محصولات کشاورزی، حیوانات زنده. درحالی‌که سرمایه‌گذاری وسیع در بخش صنایع‌دستی در استان‌ گیلان می‌تواند سبب توسعه اقتصادی استان، ایجاد شغل و جلوگیری از مهاجرت به شهرهای بزرگ گردد، اما، متأسفانه، در سالهای اخیر همواره در صادرات صنایع‌دستی استان گیلان با ضعف مواجه بوده‌ایم. در حالی که با رفع موانع موجود می‌توان از توان موجود در این بخش استفاده بهینه نمود.

مشکلات و موانع توسعه صنایع‌دستی استان گیلان
واردات بی‌رویه صنایع‌دستی از چین و پاکستان، فقدان حمایت مادی و معنوی از این‌گونه صنایع در داخل کشور و همچنین انتقال نیافتن دانش و تجربه این قبیل مهارتها از پدران و استادان این فنون و هنرها به نسل حاضر از عمده‌ترین چالشهای پیش‌روی این هنر- صنعت به‌شمار می‌رود (الهام پارسایی، نگاهی به چالشهای پیش‌روی توسعه صنایع‌دستی،1386). شایان ذکر است، مهمترین عامل علاقه‌مندی مشتریان به محصولات چینی، عرضه این محصولات متناسب با سلیقه مشتری، مانند بسته‌بندی زیبا، خوش آب و رنگ بودن تولیدات و ارزان بودن آنهاست که سبب شده رقیبی جدی برای صنایع‌دستی استان گیلان محسوب شوند. بسته‌بندی مطلوب و استاندارد شامل ذکر ویژگی و نوع کالا، کیفیت، شماره پروانه تجاری، آدرس کالا و قیمت‌گذاری، وسیله ارتباط ذهنی خریدار و فروشنده و عاملی جهت افزایش رغبت مشتری برای خرید است که رونق فروش صنایع‌دستی گیلان در بازارهای داخلی و خارجی، اشتغالزایی و درآمد‌زایی برای این بخش را درپی خواهد داشت. عمده‌ترین علل آسیب‌پذیر شدن صنایع‌دستی استان در مقابل محصولات مشابه خارجی عبارتند از: گرانی صنایع‌دستی استان گیلان به دلیل کمبود و گرانی مواد اولیه مرغوب و بالا بودن هزینه‌های تولید، منطبق نبودن این محصولات با نیاز واقعی بازار و سلیقه مصرف کننده، عدم تنوع، خلاقیت و نوآوری قابل اعتنا در تولید، شناخت ناکافی مردم نسبت به صنایع‌دستی، ورود بی‌رویه صنایع‌دستی خارجی، عدم شناخت تولیدکننندگان از بازارهای جهانی، نابسامانی فرآیند عرضه و فروش و همچنین مشکلات موجود در فرآیند تولید و بازرگانی صنایع‌دستی استان گیلان، توجه نکردن به سطح کیفی تولید و استاندارد سازی مواد اولیه و کنترلهای کیفیت، فقدان آمار و اطلاعات جامع در زمینه‌های مختلف، خلأ مطالعات لازم پیرامون قوانین و مقررات اقتصادی، تجاری و ضعف و عقب‌‌ماندگی در بکارگیری روشهای نوین بازاریابی، بسته‌بندی نامناسب، مشکلات حمل ‌و نقل، بیمه و عملیات گمرکی و عدم استفاده از راهبرد قیمت‌گذاری.
در بیان مشکلات و محدودیتهای کار، مشکل عمده این است که اخیراً تعداد صنعتگران ماهر شاغل د
ر صنایع‌دستی کاهش یافته است که دلیل اصلی آن اقتصادی و شامل نیاز به دستمزدها و مزایای بهتر در حرفه‌های دیگر، کاهش آرام‌آرام تقاضا برای محصولات تولیدی، امنیت شغلی ناکافی در تولید صنایع‌دستی و درآمد بی‌ثبات و ناپایدار می‌باشد (رد زان، معروف، عارف، فریبرز، محدودیتها و پتانسیل صنعت صنایع‌دستی در مناطق توسعه‌نیافته مالزی،2011). متأسفانه، در سالهای اخیر به دلیل ضعف بنگاههای اقتصادی، بخش خصوصی و تعاونی، ناکارآمدی سازمانهای متولی تولید در سیاستگذاری و حمایت از صنایع‌دستی، اطلاع‌رسانی ناقص از بازارهای جهانی، عدم حضور چشمگیر جهانگردان خارجی، ناآشنایی تولیدکنندگان و بنگاههای بخش خصوصی و تعاونی با فرایند صادرات و عدم اطلاع کافی از ذائقه‌ها و سلیقه‌های مصرف‌کنندگان، موجب کاهش شدید صادرات صنایع‌دستی کشور شده است. در سالهای اخیر با وجود توجه بسیاری از کشورها به هنرهای ملی، به علت تعدّد مراکز دولتی و عمومی درحوزه صنایع‌دستی، نبودن هماهنگی لازم برای سیاستگذاری و برنامه‌ریزی، نبودن سرمایه‌گذاری مناسب و تسهیلات بانکی در این زمینه و نبودن قوانین و مقرراتی که حمایت بیشتری از صنعتگران و تشویق صنایع‌دستی را فراهم آورده باشد، موجب شده این صنعت کهن و

Author: mitra8--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *