پایان نامه با کلید واژگان امام صادق

است. پس از چهار قسم بالا، دو قسمش را ابراهیم ( از خدا نخواست و به فرض خواستن دو قسم دیگر، تنها یک قسمش مستجاب شد و آن، کسی است که در تمام عمر، معصوم باشد.”349
آیه دوم: (إِنَّمایُریدُاللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیر(350 وخدا و رسولش را اطاعت کنید خداوند فقط مى‏خواهد پلیدى وگناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
شیعه معتقد است که این آیه، دلالت بر عصمت امام می‌کند. کیفیت استدلال، به این شکل است که دو نوع اراده برای خداوند، از قرآن، استفاده می‌شود: اراده تشریعی و اراده تکوینی. اراده تشریعی، آن است که خداوند اراده کرده است مردم، واجبات را انجام دهند و از محرمات، دوری کنند که ممکن است مردم این دستورات را اجرا کنند یا نکنند. اما اراده تکوینی، اراده‌ای است که خلاف آن، تحقق پیدا نمی‌کند: مثل اینکه خداوند اراده کرده است که خورشید از مشرق، طلوع و در مغرب، غروب کند که همیشه به همین صورت خواهد بود و تغییر نمی‌کند.
اما مراد از اراده در (إِنَّما یُریدُ اللَّهُ( تکوینی است، نه تشریعی، به این جهت که اراده تطهیر، اختصاص به گروه خاصی (اهل بیت) پیدا کرده و اگر اراد? تشریعی بود، شامل همه می‌شد و مقید به اهل بیت نمی‌گشت؛ لذا به دنبال اراده تطهیر، مسلماً تطهیر واقع می‌شود و این همان عصمت است.351
اما از میان روایات به روایت ثقلین اشاره میکنیم که پیامبر خدا ( فرمودند: “انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی، ما إن تمسکتم بهما لن تضلّوا و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض و انی سألت الله عزّوجل أن لا یفرّق بینهما حتی یوردهما علیَّ الحوض”352، من در بین شما، دو گوهر گرانبها به یادگار می‌گذارم. آن دو، یکی قرآن و دیگری، عترت من است. تا زمانی که به این دو تمسک کنید، گمراه نمیشوید و این دو هرگز از همدیگر جدا نمیشوند تا اینکه بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند و من از خدا خواستم که بین این دو تا وقتی که بر سر حوض کوثر بر من وارد می‌شوند، جدایی نیاندازد.
این روایت به طور متواتر، نقل شده است. از دو جمله “ما إن تمسکتم بهما لن تضلّوا” و جمله “انهما لن یفترقا” میتوان برای عصمت امامان ستدلال نمود؛ زیرا چنگ زدن به کتاب و عترت، برای همیشه از گمراهی، جلوگیری می‌کند و لازمه این امر، عصمت عترت پیامبر( است و نیز جدانشدن و عدم افتراق از قرآن، آن هم به صورت “لن یفترقا” به معنای عصمت آنهاست.353
2- 1- 3- 2- لزوم نصب الهی امام
شیعه معتقد است، مقام امامت، همانند مقام نبوت دراختیار خداست. دلایل زیادی برای نصب امام از سوی خدا وجود دارد که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
(قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ(354 خداوند فرمود: “پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند).” از این آیه شریفه به خوبی استفاده می‌شود که مقام امامت، عهد خداست و به هرکس نمی‌رسد، وقتی که امامت عهد خدا باشد، قهراً تعیین امام نیز در دست او خواهد بود نه با انتخاب مردم.
امام رضا( فرمود: “إِنَّ الْإِمَامَهَ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلَى مَکَاناً وَ أَمْنَعُ جَانِباً وَ أَبْعَدُ غَوْراً مِنْ أَنْ یَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ یَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ أَوْ یُقِیمُوا إِمَاماً بِاخْتِیَارِهِم‏”355 همانا امامت قدرش والاتر، شأنش بزرگتر، منزلتش عالیتر، مکانتش منیعتر، عمقش ژرفتر از آن است که مردم با عقل خود به آن دست یابند یا به آرایشان آن را بفهمند و یا به انتخاب خود امامی نصب کنند.
امام صادق( فرمود: “أَتَرَوْنَ الْأَمْرَإِلَیْنَا نَضَعُهُ حَیْثُ نَشَاءُ کَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَعَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ( إِلَى رَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّى یَنْتَهِیَ إِلَى صَاحِبِهِ”356 آیا معتقدی که امر امامت به ما واگذار شده و هرجا که خواستیم قرار دهیم. نه، اینگونه نیست. سوگند به خدا، امر امامت پیمانی است که از رسول خدا( به شخص بعدی. شخص به شخص می‌رود تا به صاحبش منتهی گردد.
علامه حلّی( در این‌ باره چنین می‌نویسد:
“نص و معین کردن امام واجب است. زیرا که عصمت از امور باطنی است و مطلّع نمی‌شود بر آن مگر خدا که عالم است بر اسرار و بواطن مردم. پس ناچار است از اینکه بشناساند کسی را که دانسته است عصمت او را یا اینکه معجزهای بردست او ظاهر سازد که دلالت نماید بر صحت ادعای او.”357
شهید مطهری( در این باره، می‌نویسد:
“امامت لطفی است ازجانب خدا، چون لطف است پس بایدوجود داشته باشد وچون چنین لطفی بدون عصمت ممکن نیست، پس امام باید معصوم باشد وبه همین دلیل باید “منصوص” (منصوب) باشد.”358
2-1-4- مصادیق شایستگان حکومت، بر اساس اندیشه شیعی امامت
در فصل قبل با استفاده از ادلّه نقلی و عقلی اثبات نمودیم که از آنجا که خالق و ربّ عالم هستی، خدای باری تعالی است؛ بنا بر این مالکیت انحصاری این عالم در اختیار خداست و نیز ثابت نمودیم که ولایت و حاکمیت مطلق بر این عالم نیز از آن خداست و نتیجه گرفتیم که لازم است، هرگونه تدبیر و سیاست در جامعه بشری در ظلّ همان حاکمیت و ولایت الهی باشد.359 در مبحث پیشین نیز با بررسی موضع شیعه، پیرامون امامت، معلوم شد که امام، لازم است صاحب عصمت و منصوب از جانب خدا باشد. حال بر آنیم که به طور مصداقی، موضع
اندیشه سیاسی شیعه را در مورد حاکمان حقیقی جامعه اسلامی معلوم سازیم.
در این قسمت از نوشتار، به بررسی این مهم از نظرگاه شیعه که برگرفته از آموزههای ناب وحیانی و نبوی است، خواهیم پرداخت و روشن خواهیم نمود که در این نگرش سه گروه، یعنی انبیاء الهی(، ائمه هدی( و فقهای جامع الشرایط به عنوان حاکمان و والیان حقیقی محسوب می‌شوند.
2- 1- 4- 1- انبیاء الهی (
طبق آموزه‌های مترقی اسلام و درراستای تأیید حکم عقل، مصادیق اشخاصی که به درج? والای کمال انسانی نائل آمده و از سوی خداوند مأذون و مأمور به سامان دهی جوامع بشری و رهبری آنها شده‌اند؛ دروهل? اوّل پیامبران الهی( می‌باشند؛ برای اینکه آنان نه تنهابا اتکابه نیروی عقل و باتمام وجود درمسیر هدایت ورشدگام برداشته‌اند؛ بلکه علاوه برآن، تحت تربیت‌های الهی به مقامات والای انسانی رهنمون شده‌اند:360 (ذلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدی بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِ(361 این هدایت خداست، که هرکس ازبندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند.
بدینروی، خداوند متعال باآگاهی ازاین شایستگی به آنان کتاب آسمانی وحکومت، همراه با درج? ارزش‌مند نبوت اعطاء نمود: (اولئکَ الَّذِینَ ءَاتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَ الحُْکمَ وَ النُّبُوّهَ(362 آن‌ها کسانی هستند که کتاب وحکم و نبوت به آنان دادیم، تا با رهبری داهیان? خود، به ابعاد حیات فردی و اجتماعی انسانها، صبغ? توحیدی داده و با طاغوتیان مبارزه نمایند: (وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّأُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت(363 ما در هر امتی رسول برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید، و براساس تولّی الهی خود، قسط و عدل را جانشین نابرابری‌ها و ظلمها کنند و مردم را به عدالت همراه سازند: (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسط(364 ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.
انبیاء الهی( در راه اعمال حاکمیت الهی خود با موانع دشواری مواجه بودند. تا آنجا که بسیاری از حاکمانِ ظالم، وقتی منافع خود را با تحقق حاکمیت الهی در خطر می‌دیدند، انبیاء الهی( را مورد آزار قرار داده، حتی آنان را به شهادت می‌رساندند و به این طریق مانع تحقق اهداف الهی آنان می‌شدند.
اما از برخی آیات قرآن، مانند: (فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَآتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظیم(365 ما به آل ابراهیم، کتاب وحکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آنها قرار دادیم، استفاده می‌شود که برخی انبیاء در مبارزه با حاکمان ظالم و کافر، برآنان پیروز شده و توانسته بودند، حکومتی مبتنی بر دین را پایه‌گذاری کنند.366
البته درمورد اینکه چه تعداد از پیامبران، تشکیل حکومت داده بودند به تحقیق نمی‌توان سخن گفت؛ اما با استناد آیات قرآن، می‌توان اذعان کرد که تمام انبیاء( درصدد تشکیل حکومت بوده‌اند، هر چند که به دلیل نبود شرایط مناسب، همگی موفق به این کار نشدند.367
براین اساس، تلاش مستمر برای پی‌ریزی اقتداری مبتنی بر اراد? حقتعالیو استقرار حاکمیتی الهام گرفته از آموزه‌های وحیانی، به عنوان رسالتی بس خطیر بر عهد? انبیاء عظام( می‌باشد؛ همان‌گونه که چنین هدف ارجمندی بر خاسته از شأن الهی رسول گرامی اسلام( بوده است و آن حضرت به حکم: (النَّبِیُّ اولى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهمِ(368 پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‏، فرمان حکومت را از جانب خدا دریافت کرده بود؛ همان‌گونه که امام باقر( در ذیل این آیه فرمودند: “إنّها نزلت فی الإمره”369، دربار? رهبری و زعامت پیامبر( نازل شده است.
همچنین آی? شریفه:(إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللَّهُ وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنینَ خَصیماً(370 ما این کتاب را به حق بر تول نازل کردیم، تا به آنچه خداوند به تو آموخته درمیان مردم حکم کنی و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی، دلالتی روشن بر ضرورت تشکیل حکومت از سوی نبی گرامی اسلام( دارد؛ زیرا حاکمیت در این آیه اطلاق دارد و شامل حکم ولایی، حکومت و حکم قضایی است و به نحو اطلاق، در هر دو قسم از حاکمیت سیاسی و قضایی ظهور دارد. بنابراین، خداوند سبحان به حکومت و حاکم بودن پیامبر( امر فرمود و محور آن را وحی قرار داد و این امر، معلوم می‌کند که اساساً تشکیل حکومت از سوی رسول اکرم( به جنب? پیامبری ایشان مرتبط است، نه نبوغ و تعقل و استعداد ایشان.371
2- 1-4- 2- امامان معصوم (
مطابق با نظریه صائب شیعه، با سرآمدن دوران ارسال رسل و ختم انبیاء(، که با نزول آخرین و کاملترین برنام? هدایت برای جامع? بشری همراه بود، نیاز اساسی بشر راجع به استمرار حاکمیت الهی بی‌پاسخ نخواهد ماند. لذا در این مرحله، به دستورالهی، که نبیّ گرامی اسلام(‌ در آخرین سال حیات پر برکتشان دریافت نمودند، سکان هدایت جامعه انسانی و مجری حاکمیت الهی، به تالی تلوآن نبیّ گرامی(، امام امیرمؤمنان علی‌بن‌ابی‌طالب ( و ذریّه طاهرینش منتقل می‌شود.372 بر اساس آیه شریفه:(یاأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ماأُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه(373 ای پیامبر‍! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل ش
ده است، کاملاً (به مردم برسان) و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای، پیامبر گرامی اسلام( مأموریتِ بس عظیمی را عهده‌دار شدند تا با اجرای آن، تمام امید طاغوت محوران به بر چیده شدن آموزه‌ها و حاکمیت الهی، بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام( به یأس مبدّل شود: (الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَرَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً( 374 امروز کافران از (زوال) آیین شما مأیوس شدند؛ بنابراین، از آن‌ها نترسید و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را برشما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم، بدین ترتیب حضرت علی ( از سوی خداوند و با معرّفی پیامبر( برای محقق نمودن حاکمیت الهی بعد از پیامبر اسلام( به سِمت ولایت و رهبری امت منصوب گردیدند.
شواهد و قرائن زیادی، دالّ بر این امر است که هم نزول این آیه، راجع به امر مهم ولایت و رهبری است و هم

دیدگاهتان را بنویسید