پایان نامه حقوق با موضوع : سازمان بهزیستی

دانلود پایان نامه

ومادرشدن مطرح می کند. پذیرش کودکی در خانواده، تعهد به فراهم کردن زمینه های لازم برای خوشبختی، آسایش و آرامش و رشد ذهنی و عاطفی وی است. به دیگر سخن پذیرش کودکی به فرزندخواندگی به منزله پذیرش مسئولیت برای زندگی وی به ویژه روند سازگاری کودک با ساختار خانواده است.
بدون تردید فرزندخواندگی از نظر اجتماعی و فردی دارای مصالح وفوائد چشمگیر است، که می توان به پاره ای از آن اشاره کرد:
1-کودکان یتیم و بی پناه کانونی برای رشد می یابند و از میزان وظایف مالی و غیر مالی دولت تا حدودی کاسته می شود.
2-خانواده هایی که از داشتن فرزند محروم مانده اند، چراغی برای گرم کردن زندگی یکنواخت و خسته کننده خود پیدا می کنند و در این راه هدفی مشروع و انسانی می یابند و آنان که نخواسته یا نتوانسته اند خانواده تشکیل دهند از غم تنهایی و پوچی رها می شوند و بخشی از کمبودها و نیازهای روانی را جبران می کنند.
اما این فواید نباید قانون گذار را از اشاعه فرزندخواندگی به هر طریقی و به هرنوعی غافل و به سادگی انجام پذیر داند، زیرا واگذاری فرزند به دیگری و پذیرفتن کودکان، اگر به راحتی امکان پذیر گردد، نظام خانواده و جایگاه آن اسیب می بیند و ممکن است احساس شود برای داشتن فرزند نیازی به تشکیل خانواده نیست.
در حقوق ایران به تبعیت از فقه اسلامی، فرزندخواندگی به رسمیت شناخته نشده است، البته در میان مسلمانان ایرانی علی الاصول با وجود نداشتن قانونی برای فرزندخواندگی، به رسمیت شناخته نشدن این نهاد در حقوق ایران، یتیمان در خانواده ها توسط افراد خیر، سرپرستی می شدند و نگهداری از کودکان بی سرپرست به عنوان کار خیر و عملی خدا پسندانه تلقی می شد.
تا سال 1353،قانون مشخصی در این زمینه وجود نداشت و تحولات اجتماعی، ازدیاد جمعیت و حوادث طبیعی چون سیل و زلزله، سبب افزایش کودکان سرراهی یا بی سرپرست شد و نیاز به حمایت قانون مند از کودکان و سروسامان دادن به وضعیت ِآنان باعث شد تا با وجود موانع و مشکلات شرعی، قانونی برای حمایت از کودکان بی سرپرست تدوین و در اسفند1353 به تصویب رسید و البته چون این قانون تنها در این زمینه می باشد، طبیعتا در عمل نواقض و مشکلات در بر دارد، که مورد توجه حقوق دانان قرار گرفت، و برای رفع این نواقض لایحه حمایت از کودکان ونوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، تنظیم و تقدیم مجلس شد،وپس از طی مراحل پرفراز ونشیب ورفت و برگشتهای متوالی و اصلاحات بسیار، سرانجام در تاریخ 10/7/1392، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در این تحقیق سعی می شود، تا تحولات تقنینی در این باب مورد بررسی قرار گیرد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار دوم:مفهوم کودکی و الفاظ مشابه (صبی، ولد، صغیر، طفل)
کلمه کودک در زبان و ادبیات فارسی، با کلماتی مانند کوچک و صغیر، دختر یا پسر، که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشند، طفل، بچه یا نوجوان مترادف می باشد.
در قران کریم و کتب فقهی و روایی کلماتی مانند طفل ،صبی، صغیرو… معادل با کودک می باشد.
در کتب فقهی برای خروج از سن کودکی و رسیدن به بزرگسالی، معیارها و علایمی ذکر شده است که، تا وقتی که این علائم و معیارها حاصل نشده باشد، شخص کودک محسوب می شود.
فرزند در لغت فارسی به معنای ولد و نسل است. ولد در لغت عرب به هر حیوانی که بر وضع حمل پدید آمده باشد خواه از ذکور باشد، خواه از اناث، گویند و بر تثنیه و جمع هم صدق می کند.
کودک یا صغیر به کسی گفته می شود که به حد بلوغ نرسیده باشد یا حداقل در نزدیکی های شرایط بلوغ باشد.1
واژه های دیگری نیز در این مفهوم استعمال شده است، مانند طفل، صبی، ولدوصغیر.
طفل: طفل یا نوزاد که مترادف با کودک نابالغ است که، جمع آن اطفال است.2
صبی: در قران کریم به کار رفته، “قالو کیف تکلم من کان فی المهد صبیا” واژه صبی مترادف اطفال استعمال می شود.3

از مواردی که برای کودک کلمه صغیر به کار رفته باب حجر از کتب فقهی است.

“اما الصغیر: فمحجورعلیه مالم یحصل له وصفان :البلوغ و الرشد”
کلمه ولد نیز در روایات مترادف با کودک به کار رفته است از جمله اینکه پیامبر می فرماید: “حق الولد علی الولدان یحسن اسمه و یحسن ادبه” و در قران نیز ولد به معنای کودک به کار برده شده است.
“….الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین…”(سوره بقره آیه 232)
دکتر کاتوزیان در توضیح ولد می نویسد “کلمه اولاد به دو مفهوم عام و خاص به کار می رود، شامل تمام کسانی است که از نسل شخص به طور مستقیم به وجود امده اند، خواه بی واسطه باشد خواه با واسطه”. گفتار سوم: مفهوم تبنی و فرزند خواندگی
فرزند خواندگی یا تبنی آن است که کسی، فرد دیگری را که فرزند طبیعی او نیست به فرزندی بپذیرد.
دکتر لنگرودی در تعریف فرزند خواندگی می گوید :”یک عمل حقوقی است که موجب پیدایش رابطه فرزندی صوری بین دو شخص می شود.
یکی را فرزند خواه (adoptant)، دیگری را فرزندخوانده (adopte) و رابطه مزبور را (adoption) یا فرزند خواندگی می نامند.
در زبان عربی واژه “تبنی” را نیز معادل فرزند خواندگی آورده اند.
واژه تبنی از “ابن” اتخاذ شده و معنای دقیق آن “پسرگرفتن” است و با پیشینه تاریخی این نهاد در میان اعراب کاملا تناسب دارد.
اما در اصطلاح، فرزندخواندگی یک نهاد حقوقی است که بر اشکال مختلف می باشد: فرزندخواندگی کامل و ساده. فرزندخواندگی کامل (plenary adoption) نهادی است که در این نهاد میان فرزندخوانده از جهت حضانت، تربیت ولایت، حرمت نکاح وتوارث و استفاده از نام خانوادگی پذیرنده کودک با فرزند واقعی تفاوتی وجود ندارد و رابطه فرزند خوانده کامل با خانواده اصلی وی قطع می شود.
فرزندخواندگی ساده:( simple adoption) فقط از برخی از مزایای فرزند واقعی بهره مند می شود این نوع فرزندخواندگی قابل فسخ است. رابطه کودک با خانواده اصلی وی قطع نمی شود.3

انواع دیگری از فرزند پذیری نیز وجود دارد که با توجه به روش فرزند پذیری و شرایط فرزندخواندگی ،والدین زیستی و همچون اشخاص فرزندپذیر ،می توان فرزندپذیری را به انواع مختلف تقسیم نمود:
1.فرزندپذیری موسسه ای:(institutiaonal adoption)این نوع فرزند پذیری از طریق موسسات انجام می شود به این صورت که کودکانی که والدینشان انها را به این موسسه سپرده اند و یا به هر دلیلی بی سرپرست مانده اند و به این موسسات منتقل شده اند به متقاضیان فرزندپذیر داده می شوند و در بیشتر موارد والدین زیستی و والدین فرزند پذیر ارتباط برقرار کرده تا بین آنها اطلاعات لازم مبادله شود در ایران بیشتر موارد فرزندپذیری به این شیوه است و از طریق سازمان بهزیستی صورت می پذیرد.با این تفاوت که والدین واقعی کودک را به سازمان بهزیستی واگذار نمی کند بلکه این نوع واگذاری از طریق مراجع قضایی عملی می شود. البته درصد بسیار کمی از فرزندپذیرها در ایران به صورت غیر رسمی به صورت شفاف(open adoption)و مستقل (independent adoption)نیز انجام می شود.
2.فرزندپذیری موسسه ای؛کودکان با نیاز خاص:این شیوه مخصوص کودکانی است که دارای شرایط ویژه هستند .مثل کودکان عقب مانده ذهنی،و یا معلول یا کودکان دارای اختلالات عاطفی.
3.فرزندپذیری مستقل:(independent adoption)این نوع فرزند پذیری که به نوعی فرزندپذیری خصوصی می باشد،به مواردی اطلاق می شودکه،در آن والدین زیستی و فرزندپذیر به طور مستقیم کودک را مبادله می کنند که البته در بیشتر مواقع این کار در ازای دریافت مبلغ زیادی پول انجام می شود در بیشتر ایالات امریکا این کار قانونی است، و حتی درج آگهی در روزنامه واینترنت برای این امر مجاز می باشد. این همان خرید و فروش کودک می باشد که البته در کشور ما بر اساس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان ممنوع بوده و انجام آن پیگرد قانونی دارد. البته همانطور که گفته شد به صورت غیر قانونی،مواردی اتفاق می افتد که ،فرزند پذیری در غالب این نوع معاملات نیز انجام می شود.کودکی با نژادی متفاوت را به فرزندی بپذیرند.مثلا والدین سفیدپوست کودکانی سیاه پوست را قبول می کنند،البته در بیشتر موارد خلاف این مورد اتفاق می افتد.
4.فرزندپذیری بین المللیinternational adoption):) در این روش فرزندخوانده و فرزندپذیر از دو کشور متفاوت هستند و کودک از یک کشور ،به عنوان فرزندخوانده به کشور دیگر انتقال داده می شود. معمولا در این شیوه، هردو ازیک نژاد هستند،ولی با ملیتی متفاوت.
5.فرزندپذیری پیش از تولد:( (prenatal adoptionبرخی براین عقیده اند که، فرزنددار شدن، ازطریق فناوری های جدید مثل تلقیح مصنوعی، با روش های مختلف فناوری کمکی تولیدمثل، یا تلقیح از طریق شخص ثالث، نیز به نوعی فرزندپذیری محسوب می شود.
از دیدگاه حقوقی، فرزندخواندگی عبارت است از واگذاری سرپرستی کودکان بی سرپرست تحت سرپرستی و نظارت سازمان مربوط به خانواده های متقاضی که واجد شرایط قانون جاری حمایت از کودکان بی سرپرست می باشد.

در آیین نامه اجرایی فرزندخواندگی سازمان بهزیستی در سال 1385 در تعریف فرزندخواندگی آمده است: “فرزندخواندگی به فرایندی اطلاق می شود، که در آن یک فرد از سوی یک زن و شوهر که والدین بیولوژیک او نیستند، ولی قانونا والدین او شمرده می شوند در خانواده ای پذیرفته می شود.
با توجه به این مباحث می‌توان فرزندخواندگی را شیوه‌ای از مراقبت از کودکان معرفی نمود، که در آن رابطه والد-فرزندی به شیوه‌ای قانونی “عاطفی-اجتماعی” بین افراد برقرار می‌شود که هیچ رابطه‌ای به واسطه تولد با یکدیگر ندارند”.

گفتار چهارم: مفهوم کودک بی سرپرست و بد سرپرست
کودکان بی سرپرست، به کودکانی گفته می شود که، بنا به دلایلی، به طور موقت یا دائم، از سرپرستی مناسب و با صلاحیت محروم گردیدند. مانند کودکان رها شده در معابر عمومی و زیارتگاه‌ها، یا کودکانی که بر اثر بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل و یا سوانح انسانی، مانند تصادف یا بیماری و مرگ والدین، از کانون گرم خانواده محروم شده اند، و دیگران سرپرستی آنها را بر عهده می‌گیرند. اصطلاحاً به این کودکان، کودکان بی سرپرست، یا فرزندان سرراهی، رهی یا لقیط می‌گویند.
کودکان بد سرپرست، به کودکانی گفته می‌شود که سایه والدین را روی سرشان احساس می‌کنند، ولی این والدین صلاحیت نگهداری از آنها را ندارند. در طرح تسهیل واگذاری کودکان و فراهم کردن زمینه برای نگهداری آنها در میان خانواده‌ها، با اجرایی شدن این طرح،80 درصد کودکانی که طبق قانون سابق، شامل فرزندخواندگی نمی‌شدند، می‌توانند به جای مراکز بهزیستی، طعم زندگی را در جمع خانواده‌ای سالم بچشند. چرا که فقط 20 درصد کودکان تحت سرپرستی بهزیستی، فاقد پدر و مادر هستند. اکثر پدر و مادر آنها از هم جدا شده یا صلاحیت نگهداری را نداشته‌اند و برخی از آنها به دلیل زندانی بودن والدین، به بهزیستی سپرده شده‌اند. در بازنگری قانون جدید قید شده است که، اگر یکی از این سه نفر، یعنی پدر، مادر و جد پدری هم در قید حیات باشند، ولی صلاحیت نگهداری فرزند را نداشته باشند، حق واگذاری به خانواده متقاضی، وجود دارد.
5/14درصد از والدین بی صلاحیت، گرفتار در دام اعتیادند، 5/13درصدشان پدرومادرهایی هستند که از یکدیگر جدا شده‌اند و هیچ کدام مسئولیتی در قبال فرزند خود بر عهده نمی‌گیرد. 16درصد هم، والدین در زندان هستند که در نهایت قادر به تأمین هزینه و اداره زندگی فرزندانشان نیستند.

مبحث دوم: تاریخچه فرزندخواندگی
در بحث فرزندخواندگی بررسی تاریخچه آن لازم است، بررسی پیشینه فرزندخواندگی و آگاهی از روند آن، در ایران باستان و اسلام و سایر ملل در این تحقیق، در سه گفتار مجزا، مورد بحث قرار خواهد گرفت.
گفتار اول: فرزندخواندگی در ایران باستان
در ایران باستان قبل از حمله اعراب و پیش از استقرار دولت اسلامی، دین اکثریت ایرانیان، دین زرتشت بود و فرزندخواندگی با اعتقادات مذهبی و حتی قبول کودک به فرزندی جزء وظایف دینی و اخلاقی محسوب می‌شد. در میان زرتشتیان فرزند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود، به طوری که افراد بی‌فرزند وارد بهشت نمی‌شدند، زیرا فرزند پل به بهشت محسوب می‌شد، بنابراین افراد بی‌اولاد برای رفع این نقیضه و ورود به بهشت فرزندخوانده می‌گرفتند تا به این وسیله خانواده و آیین نیاکان خود را بر جای گذارند و به بهشت وارد شوند.
فرزندخواندگان به سه دسته تقسیم می شدند:
1-فرزندخوانده موجود که به خودی خود فرزندخوانده محسوب می شد، همچون زن ممتازه و دختره منحصر به فرد. همچنین اگر متوفی پسر بالغ یا برادر نداشت دختر یا زن ممتازه او خود به خود فرزندخوانده محسوب می شدند.

2-فرزندخوانده‌ای که پدر در زمان حیات خویش تعیین می نمود تا پس از مرگش وظایف فرزندخوانده را انجام دهد.
3-فرزندخوانده‌ای که پس از مرگ از میان اقوام نزدیک تعیین می شد، که به ترتیب اولویت عبارت بود از الف: خواهر بالغ متوفی، به شرطی که فرزندخواندهی خانواده دیگری نباشد. ب: دختر برادر متوفی ج: پسر برادر متوفی.
در ایران باستان داشتن فرزند بیشتر، به معنای ازدیاد نیروی دفاعی و تکثیر جمعیت و قوی شدن نیروی اقتصادی محسوب می شد. بنابراین، روسای قبایل به منظور تشویق مردم به افراد کثیراولاد صله می دادند. با وجود این اهمیت فوق العاده برای فرزند، کسانی که فرزند نداشتند، از نظر اجتماعی دچار نوعی نقض و عیب بودند، که برای جبران آن فرزندخوانده می گرفتند. مذهب زرتشت این عقیده را ترویج نمود و داشتن فرزند پسر جنبه مذهبی داشت و جز سنت مذهبی زرتشتیان بود، فرزندان بعد از فوت پدر وظیفه ادا مراسم مذهبی را برعهده می گرفتند و کسی که فرزند نداشت برای محروم نماندن از مراسم فرزندخوانده ای را جانشین فرزند خود می کرد تا مراسم را انجام دهد و اگر کسی بدون اینکه فرزندخوانده تعیین کند از دنیا می رفت، وارثانش برای او فرزندخوانده می گرفتند، کسی که فرزندخوانده محسوب می شد در ردیف فرزندان واقعی متوفی بوده و از او ارث می برد.
بنابراین روسای قبایل به منظور تشویق مردم به افراد کثیرالاولاد صله می دادند. با وجود این اهمیت فوق العاده برای فرزند، کسانی که فرزند نداشتند، از نظر اجتماعی دچار نوعی نقص و عیب بودند که برای جبران آن فرزندخوانده می گرفتند. آیین فرزندخواندگی هنوز هم در میان اقلیت زرتشتی ایران مرسوم است و کسانی که دارای فرزند نمی باشند، می توانند کسی را از جامعه زرتشتی به عنوان فرزندخوانده بپذیرند.

از آنجایی که یکی از اصول مهم زرتشتیان در ایران باستان، اصل فرزندخواندگی بود، بنابر کتاب مادگان، نه فقط پسر بلکه دختر نیز به وسیله شخص بی فرزند، به فرزندخواندگی پذیرفته می شده است. در دادستان دینی نیز چنین مطلبی یاداور شده است. برابر نوشته های این کتاب منظور از قبول فرزندخواندگی،بیشتر برای حفظ واداره اموال شخص پس از مرگ او می باشد.
برابر نوشته دادستان دینی، فرزندخواندگی بر سه نوع بوده است،از روایات فارسی چنین دریافت می شود که،فرزندخوانده نخست از میان خویشان پدری وسپس از میان خویشان مادری و آنگاه از میان خویشان نزدیک برگزیده می شد.آمده است، حتی کسانیکه دارای فرزند هم باشند می توانند، فرزن

دیدگاهتان را بنویسید